روزنامه مردمسالاری نوشت:
وقتی روزنامه ایران در صفحه اول چندروز پیش خود با تیتر بزرگ نوشت «تب گرانی فرونشست» برای خیلیها، سوال بود که براساس چه تحلیلی، ارگان رسمی دولت به صورت شتابزده اقدام به انتشار چنین مطلبی کرده است.
این در حالی است که گرانی و تورم در جامعه بیداد میکند و هنوز چارهای جدی برای آن اندیشیده نشده است. البته در این میان استدلال روزنامه ایران برای انتشار چنین مطلبی، «بازار ملتهب و سرگردان طلا و ارز» بود. چرا که طی چند روز قیمت طلا و ارز روند نزولی داشت و کاهش کوتاه مدت قیمت طلا و ارز سبب شد تا دولت تصور کند که بازار را کنترل کرده و تبگرانی فروکشیده است. اما بخشی از این کاهش قیمت ارز و طلا به رسیدن موعد سکههای پیش خرید شده مردم برمی گشت و بخشی دیگر نیز تحت تاثیر نتایج مثبت مذاکرات ایران و 1+5 در استانبول بود.
اما نکته جالب اینجاست که بازار ملتهب طلا و ارز که سبب شد تا روز گذشته بازهم قیمت طلا و ارز روند صعودی به خود بگیرد، دیگر خبری از تیترهای رسانههای دولتی نبود.
موضوع گرانی و تورم و اصولا مشکلات عدیدهای که در اقتصاد کشور مشاهده میشود، مدتی است که بازتابهای زیادی در جامعه دارد.چرا که مردم به صورت مستقیم در زندگی روزمره با گرانی ها دست وپنجه نرم می کنند و همین امر سبب شده تا حتی مراجع و علما نیز به صورت جدی گلایههایشان از وضع موجود را اعلام کنند.
اما واکنش دولت به گرانیها هم جالب و تعجب برانگیز است. به جای آنکه اقدامی ویژه و کارشناسی شده برای مهار تورم و کنترل بازار صورت بگیرد از یک سو دولت به بیبرنامگیاش برای این امر به صورت رسمی و علنی اعتراف میکند و از سوی دیگر به دنبال توجیهی برای تورم میگردد که «توطئه» مهمترین دلیلی است که رئیس دولت برای گرانیهای افسار گسیخته اخیر اعلام میدارد و حتی وزارت اطلاعات به کم کاری متهم میشود. در حالی که سیستم کنترل بازار بیش از آنکه امری امنیتی باشد، اقدامی اقتصادی است که نیاز به مدیریت صحیح و سیاستهای کاربردی دارد.
پذیرفتنی نیست، دولت به جای آنکه سیاستهای اقتصادیاش را اصلاح کند و گامهای کارشناسی شدهتری بردارد، با واژههایی نظیر «توطئه» در راستای توجیه امور و فرار کردن از پاسخگویی حرکت کند.
ضرورت دارد، دولت به این نکته اساسی توجه بیشتری صورت دهد که اقتصاد یک مقوله دستوری نیست که بتوان با یک دستورالعمل یا بخشنامه، معضلی از آن را حل کرد.
وقتی بسیاری از کارشناسان مدام تذکر میدادند که جراحی اقتصادی نیاز به پیش زمینههای لازم و آمادهسازیهای کارشناسی شده دارد، دولت تصور کرد که برخی میخواهند سنگ جلوی راهش بیندازند. اما امروز که بیش از یک سال از فاز اول هدفمندی یارانهها می گذرد، هنوز دستاوردهای این طرح نمایان نیست و گرانی، یارانهها را چنان میبلعد که نه تنها خبری از ذخیرهسازی یارانه خانوادهها نیست، بلکه با وضعیت تورم موجود، همه نگران آینده خودشان هستند.با این تفاسیر، ای کاش وقتی رئیس جمهور در یکصدمین سفراستانی مطرح می کند که «باید دست به دست دهیم و کار احمدی نژادی بکنیم»، توضیح میداد که منظورش از این سناریوی جریانسازی جدید یعنی «جریان احمدینژادی» چیست؟
آیا بهتر نیست دولت به جای آنکه 7 روز در یک سفر استانی باشد، در مرکز مستقر میشد و فکری اساسی برای مهارتورم می کرد؟
وقتی روزنامه ایران در صفحه اول چندروز پیش خود با تیتر بزرگ نوشت «تب گرانی فرونشست» برای خیلیها، سوال بود که براساس چه تحلیلی، ارگان رسمی دولت به صورت شتابزده اقدام به انتشار چنین مطلبی کرده است.
این در حالی است که گرانی و تورم در جامعه بیداد میکند و هنوز چارهای جدی برای آن اندیشیده نشده است. البته در این میان استدلال روزنامه ایران برای انتشار چنین مطلبی، «بازار ملتهب و سرگردان طلا و ارز» بود. چرا که طی چند روز قیمت طلا و ارز روند نزولی داشت و کاهش کوتاه مدت قیمت طلا و ارز سبب شد تا دولت تصور کند که بازار را کنترل کرده و تبگرانی فروکشیده است. اما بخشی از این کاهش قیمت ارز و طلا به رسیدن موعد سکههای پیش خرید شده مردم برمی گشت و بخشی دیگر نیز تحت تاثیر نتایج مثبت مذاکرات ایران و 1+5 در استانبول بود.
اما نکته جالب اینجاست که بازار ملتهب طلا و ارز که سبب شد تا روز گذشته بازهم قیمت طلا و ارز روند صعودی به خود بگیرد، دیگر خبری از تیترهای رسانههای دولتی نبود.
موضوع گرانی و تورم و اصولا مشکلات عدیدهای که در اقتصاد کشور مشاهده میشود، مدتی است که بازتابهای زیادی در جامعه دارد.چرا که مردم به صورت مستقیم در زندگی روزمره با گرانی ها دست وپنجه نرم می کنند و همین امر سبب شده تا حتی مراجع و علما نیز به صورت جدی گلایههایشان از وضع موجود را اعلام کنند.
اما واکنش دولت به گرانیها هم جالب و تعجب برانگیز است. به جای آنکه اقدامی ویژه و کارشناسی شده برای مهار تورم و کنترل بازار صورت بگیرد از یک سو دولت به بیبرنامگیاش برای این امر به صورت رسمی و علنی اعتراف میکند و از سوی دیگر به دنبال توجیهی برای تورم میگردد که «توطئه» مهمترین دلیلی است که رئیس دولت برای گرانیهای افسار گسیخته اخیر اعلام میدارد و حتی وزارت اطلاعات به کم کاری متهم میشود. در حالی که سیستم کنترل بازار بیش از آنکه امری امنیتی باشد، اقدامی اقتصادی است که نیاز به مدیریت صحیح و سیاستهای کاربردی دارد.
پذیرفتنی نیست، دولت به جای آنکه سیاستهای اقتصادیاش را اصلاح کند و گامهای کارشناسی شدهتری بردارد، با واژههایی نظیر «توطئه» در راستای توجیه امور و فرار کردن از پاسخگویی حرکت کند.
ضرورت دارد، دولت به این نکته اساسی توجه بیشتری صورت دهد که اقتصاد یک مقوله دستوری نیست که بتوان با یک دستورالعمل یا بخشنامه، معضلی از آن را حل کرد.
وقتی بسیاری از کارشناسان مدام تذکر میدادند که جراحی اقتصادی نیاز به پیش زمینههای لازم و آمادهسازیهای کارشناسی شده دارد، دولت تصور کرد که برخی میخواهند سنگ جلوی راهش بیندازند. اما امروز که بیش از یک سال از فاز اول هدفمندی یارانهها می گذرد، هنوز دستاوردهای این طرح نمایان نیست و گرانی، یارانهها را چنان میبلعد که نه تنها خبری از ذخیرهسازی یارانه خانوادهها نیست، بلکه با وضعیت تورم موجود، همه نگران آینده خودشان هستند.با این تفاسیر، ای کاش وقتی رئیس جمهور در یکصدمین سفراستانی مطرح می کند که «باید دست به دست دهیم و کار احمدی نژادی بکنیم»، توضیح میداد که منظورش از این سناریوی جریانسازی جدید یعنی «جریان احمدینژادی» چیست؟
آیا بهتر نیست دولت به جای آنکه 7 روز در یک سفر استانی باشد، در مرکز مستقر میشد و فکری اساسی برای مهارتورم می کرد؟