«خدایا کمکم کن کم نیارم.» شاید وقتی الکس دل پیرو حاضر شد به خاطر دوستی اش با نوئل گلگر خواننده گروه راک «اوسیس» در کلیپ آنها بازی کند، به مفهوم آن فکر کرده بود. شاید وقتی در بازی با رئال مادرید در دور رفت آن بغل پای تک ضرب را هوشمندانه به سمت دروازه کاسیاس شلیک می کرد، تنها به این جمله فکر می کرد.
به نوشته اعتماد، شاید وقتی آن ضربه آزاد مهارنشدنی را به سمت دروازه دونی از 30 متری شلیک می کرد، هیچ کس جز خودش ایمانی به گل شدن این توپ نداشت. برای الکس می توان هزاران جمله تحسین آمیز نوشت، او را می توان سمبل عشق دانست، بت تعصب از او ساخت و نامش را بر دروازه ورزشگاه المپیک تورین ثبت کرد. رم توتی دارد، اینتر برگومی و میلان مالدینی اما هواداران یوونتوس چطور؟ آنها هیچ وقت نخواستند الکس را باور کنند.
وقتی به کارنامه ورزشی او نگاه می کنیم نام تنها یک تیم بزرگ در آن به چشم می خورد؛ یوونتوس. او در کنار ندود و بوفون، سه بازیکنی بودند که بعد از کالچوپولی معروف به بیانکونری وفادار ماندند اما هواداران همواره بوفون را تا حد بهترین دروازه بان جهان بالا بردند و با ندود در حد مرد سال فوتبال اروپا رفتار کردند.
این وسط الکس چه شد؟ همه کار او را یک وظیفه دانستند چون الکس هیچ وقت وفاداری اش را به زبان نیاورد. همه می گفتند بوفون و ندود را باشگاه های بزرگ می خواهند اما دل پیرو چطور؟ انگار الکس دیگر پیر شده بود و بی مصرف. کسی حاضر نبود روی او قمار کند. همه یوونتوس را موهبتی برای الکس می دانستند. بدون او یووه به راه خودش ادامه می داد اما آیا الکس می توانست باشگاهی در حد یووه برای خودش پیدا کند؟
برای بازیکنی که در تیم ملی ذخیره بود و این اواخر حتی به تیم ملی هم دعوت نمی شد، چه جایی بهتر از یووه و قرار گرفتن زیر سایه مهاجمان جوان تری چون ترزگه، یاکوئینتا و آمائوری؟
شاید آرام بودن بیش از حد او و دوری دائمی اش از حاشیه باعث شده بود آنهایی که همیشه الکس را دوست داشتند هم چنین فکری کنند؛ یک خداحافظی بی سر و صدا برای مردی که تمام شده به نظر می رسید. این طوری الکس جاودانه می شد و هیچ وقت بوی خیانت هم نمی گرفت؛ خیانت به باشگاهی که دیوانه وار دوستش داشت و دارد. اما او راضی نمی شد. حریص بود برای اثبات خودش، برای تحمیل خودش به آنهایی که فراموشش کرده بودند.
زمانش رسیده بود. وقتی چند هفته پیش کلودیو رانیری بعد از چند باخت وحشتناک خطر اخراج را بیخ گوشش حس می کرد، حتی به ذهنش هم نمی رسید که در شرایط کنونی فقط الکس است که می تواند به دادش برسد. اسطوره یی به نام الکس دل پیرو چنین فرصتی را از دست نمی دهد.
او درخشید و درخشید تا همه آنهایی که هر لحظه انتظار خداحافظی اش را می کشیدند، برایش هورا بکشند. «سانتیاگو برنابئو» برای کمتر بازیکنی از تیم حریف از جایش بلند می شود. آخرین حریفی که به این افتخار رسیده بود، رونالدینیو بود.
الکس چهارشنبه شب هواداران رئال را وادار کرد از جا بلند شوند و برای او دست بزنند. حالا همه برای پرنس ایتالیایی دست می زنند و این خود بی رحمی فوتبال است؛ بازیکنی که تا چندی پیش همه عمر فوتبالش را تمام شده می دانستند، حالا با القاب مختلف از او استقبال می شود؛ «پرنس ایتالیایی»، «34ساله جوان شده» و صدها تیتر جذاب دیگر.
سال ها پیش مجله «فور فور تو» بهترین لقب را به او داده بود؛ لقبی که دل پیرو لیاقتش را دارد؛ «الکس کبیر». او به تم تک آهنگ گروه «اوسیس» ایمان داشت. او هیچ وقت کم نیاورد چون او «الکس کبیر» است، سمبل یووه.
به نوشته اعتماد، شاید وقتی آن ضربه آزاد مهارنشدنی را به سمت دروازه دونی از 30 متری شلیک می کرد، هیچ کس جز خودش ایمانی به گل شدن این توپ نداشت. برای الکس می توان هزاران جمله تحسین آمیز نوشت، او را می توان سمبل عشق دانست، بت تعصب از او ساخت و نامش را بر دروازه ورزشگاه المپیک تورین ثبت کرد. رم توتی دارد، اینتر برگومی و میلان مالدینی اما هواداران یوونتوس چطور؟ آنها هیچ وقت نخواستند الکس را باور کنند.
وقتی به کارنامه ورزشی او نگاه می کنیم نام تنها یک تیم بزرگ در آن به چشم می خورد؛ یوونتوس. او در کنار ندود و بوفون، سه بازیکنی بودند که بعد از کالچوپولی معروف به بیانکونری وفادار ماندند اما هواداران همواره بوفون را تا حد بهترین دروازه بان جهان بالا بردند و با ندود در حد مرد سال فوتبال اروپا رفتار کردند.
این وسط الکس چه شد؟ همه کار او را یک وظیفه دانستند چون الکس هیچ وقت وفاداری اش را به زبان نیاورد. همه می گفتند بوفون و ندود را باشگاه های بزرگ می خواهند اما دل پیرو چطور؟ انگار الکس دیگر پیر شده بود و بی مصرف. کسی حاضر نبود روی او قمار کند. همه یوونتوس را موهبتی برای الکس می دانستند. بدون او یووه به راه خودش ادامه می داد اما آیا الکس می توانست باشگاهی در حد یووه برای خودش پیدا کند؟
برای بازیکنی که در تیم ملی ذخیره بود و این اواخر حتی به تیم ملی هم دعوت نمی شد، چه جایی بهتر از یووه و قرار گرفتن زیر سایه مهاجمان جوان تری چون ترزگه، یاکوئینتا و آمائوری؟
شاید آرام بودن بیش از حد او و دوری دائمی اش از حاشیه باعث شده بود آنهایی که همیشه الکس را دوست داشتند هم چنین فکری کنند؛ یک خداحافظی بی سر و صدا برای مردی که تمام شده به نظر می رسید. این طوری الکس جاودانه می شد و هیچ وقت بوی خیانت هم نمی گرفت؛ خیانت به باشگاهی که دیوانه وار دوستش داشت و دارد. اما او راضی نمی شد. حریص بود برای اثبات خودش، برای تحمیل خودش به آنهایی که فراموشش کرده بودند.
زمانش رسیده بود. وقتی چند هفته پیش کلودیو رانیری بعد از چند باخت وحشتناک خطر اخراج را بیخ گوشش حس می کرد، حتی به ذهنش هم نمی رسید که در شرایط کنونی فقط الکس است که می تواند به دادش برسد. اسطوره یی به نام الکس دل پیرو چنین فرصتی را از دست نمی دهد.
او درخشید و درخشید تا همه آنهایی که هر لحظه انتظار خداحافظی اش را می کشیدند، برایش هورا بکشند. «سانتیاگو برنابئو» برای کمتر بازیکنی از تیم حریف از جایش بلند می شود. آخرین حریفی که به این افتخار رسیده بود، رونالدینیو بود.
الکس چهارشنبه شب هواداران رئال را وادار کرد از جا بلند شوند و برای او دست بزنند. حالا همه برای پرنس ایتالیایی دست می زنند و این خود بی رحمی فوتبال است؛ بازیکنی که تا چندی پیش همه عمر فوتبالش را تمام شده می دانستند، حالا با القاب مختلف از او استقبال می شود؛ «پرنس ایتالیایی»، «34ساله جوان شده» و صدها تیتر جذاب دیگر.
سال ها پیش مجله «فور فور تو» بهترین لقب را به او داده بود؛ لقبی که دل پیرو لیاقتش را دارد؛ «الکس کبیر». او به تم تک آهنگ گروه «اوسیس» ایمان داشت. او هیچ وقت کم نیاورد چون او «الکس کبیر» است، سمبل یووه.