تصاویر: حال باغ فین کاشان خوب نیست!
این رفتار ناسازگارگونه اجتماعی، هنگامی به اوج پلیدی خود میرسد که میبینیم فرد یاغی برای حک نام و مشخصاتِ خود کوشیده در بالاترین جایی که دستش میرسد، اثرش را ثبت کند؛ حال آنکه هر چه به نقاط بالاتر آسیب دیده نگاه میاندازیم، نه تنها شیب تخریب بنا با مرقوم نمودن یادگاری تندتر میشود، بلکه نام افراد در کنار زمان، خودکار به روز شده؛ به گونهای که در بخشهای تحتانی عطف به تاریخ حک تا بخشهای فوقانی از خسرو و قادر و هوشنگ گرفته به کامبیز و سهیلا، نو نوارتر شده است؛ همان گونه نیز تاریخ ثبت یادگاریها ارتقا پیدا میکند.

باغ فین از نامدارترین آثار باستانی و جاذبههای توریستی کشورمان، که در شهر کویری کاشان معروف به دارالمومنین واقع شده، این روزها در کنار دیگر آثار زیبا و کهن بشری در این شهر اصلاً حال خوش و درست و حسابی ندارد؛ سروهای بلند قامت و کهنسالش به گواه تاریخ نویسان از عمری دستکم پانصد تا نهصد ساله حکایت داشته و عمارت آنکه در دورههای گوناگون بارها توسعه یافته و بازسازی شده، اکنون در معرض تهاجم عدهای بیفرهنگ و ناآگاه واقع شده که به ظاهر قصد از میان بردن آن را کردهاند و از هر ابزاری برای تخریب آن بهره میگیرند.
برای دیدن زیباییهای این باغ با نخستین جستجو در اینترنت و یا کتب و مجلههای ایران و جهانگردی، میتوان تصاویر کاملاً هنری از این عمارت را ـ که اتفاقاً و متاسفانه بسیار دیر در سال ۲۰۱۱ به ثبت جهانی یونسکو رسیده ـ با مناظر چشمنواز و معماری شگفتانگیز آن دید.
اما صد افسوس و دریغ از اینکه آنچه چشمان بیننده را نوازش داده، تصاویر از فاصله کانونی و زاویه مخاطب پسند برای پوشش عمارت و باغ و گاهی معماری منحصربهفرد است!
امروزه وقتی از نزدیک و با چشمانی غیر مصلح به آنها خیره میشویم با زشتیهایی عجیب و غریب روبهرو خواهیم شد که بیدرنگ دل هر زیباپسندی را به درد خواهد آورد و ناخودآگاه آن آن مثل قدیمی را به یادمان میآورد که: «از دور دل میبرد و از نزدیک زَهره».
البته در این باره باید گفت، بخشی از این زشتیها، به دلیل فرسودگی تدریجی باغ و عمارت ـ که به ظاهر هر از گاهی با عنایت به بودجه و بضاعت محدود به دست متولیان میراث فرهنگی و گردشگری بازسازی میشود ـ است و بخشی هم مربوط میشود به خرافهگری مانند پرتاب انواع سکه به درون چاه آب برای گرفتن حاجت.
ولی منظره هولناکتر مربوط به رعایت نکردن هنجار و اخلاق اجتماعی در قالب احترام به میراث فرهنگی توسط برخی بازدیدکنندگان و یا بهتر بگوییم، «دشمنان میراث فرهنگی» با خلق آثاری همچون ثبت یادگاری با خنجر، چاقو، خودکار، قلم و تیشه بر پیکر جاندار درختان و بیجان عمارت و سازههای فاخر آن است که سخنی برای گفتن باقی نمیگذارد.
در این میان، گاهی انسان فرهنگ دوست و متمدن احساس میکند که ای کاش این عمارت بر اثر بلایای طبیعی و یا فرسودگی تدریجی همچون ارگ بم ـ فارغ از تلفات جانی آنکه مصیبت عظیمی ایجاد کرد ـ تخریب میشد و هیچ گاه قامت راست نمیکرد تا اینگونه دلش نمیسوخت و دستکم گناه نبود این اثر را بر گردن قضا و قدر و گذر روزها میانداخت تا اینکه با چشمانش ببیند، مردم خود به جان این آثار زبان بسته افتادهاند تا با همت بالا نسبت به نابود کردنش، از هر کوششی دریغ نکنند.
این رفتار ناسازگارگونه اجتماعی، هنگامی به اوج پلیدی خود میرسد که میبینیم فرد یاغی برای حک نام و مشخصاتِ خود کوشیده در بالاترین جایی که دستش میرسد، اثرش را ثبت کند؛ حال آنکه هر چه به نقاط بالاتر آسیب دیده نگاه میاندازیم، نه تنها شیب تخریب بنا با مرقوم نمودن یادگاری تندتر میشود، بلکه نام افراد در کنار زمان، خودکار به روز شده؛ به گونهای که در بخشهای تحتانی عطف به تاریخ حک تا بخشهای فوقانی از خسرو و قادر و هوشنگ گرفته به کامبیز و سهیلا، نو نوارتر شده است؛ همان گونه نیز تاریخ ثبت یادگاریها ارتقا پیدا میکند.
اصلاً قصد بررسی و آسیبشناسی این رویداد را نداریم؛ هرچند بسیار مهم است که دلایل آنچه که بیننده را وادار کرده با عشق و علاقه این گونه ناجوانمردانه بر پیکر این عمارت زیبا بنگارد، بیابیم و پیرو آن جلوی گسترش این پدیدهٔ زشت را بگیریم، ولی نکاتی چند در این میان دارای اهمیت است:
۱ـ آیا امروز منصفانه است با وجود دستکم پانزده تا بیست دوربین مدار بسته برای حفاظت امنیتی در نقاط گوناگون باغ و وجود تابلوهای متعدد راهنما و نیروهای یگان حفاظت این مجموعه تاریخی، گناه این رویدادها را بر گردن بیکفایتی کارکنان و نگهبانان این آثار بیندازیم؟
اگر چنین است که باید برای هر بخش از باغ دوربین مدار بسته گذاشته و شبانهروز، اپراتورها و نگهبانان متعدد مشغول کنترل بازدید کنندگان باشند، نه برای سرقت بلکه برای کنترل تخریب!
۲ـ آیا درست است برای بازدید کنندگان، ورودی خاص تعبیه شده و آنان را به هنگام ورود کنترل کرد؟ در آن صورت، گمان نمیرود که به شعور ایرانی با داشتن تمدن و فرهنگ کهن توهین شده است؟
۳ ـ ذکر این فاجعه اشاره خاص به تخریب بخشی از مجموعه آثار فاخر ایرانی در شهر کاشان بود؛ بنابراین، خود قضاوت کنید که در شهر شما در کنار موزه و آثار تاریخی، آیا ردپایی از این واقعه دلخراش وجود دارد یا نه؟
۴ ـ در کمال حیرت تاریخهای حک شده بر پیکر این عمارت و بناها از سال ۸۹ تا کنون رشد فزاینده داشته است، به گونهای که در سال جاری به نقطه اوج خود میرسد و ظاهراً در میان این متجاوزین نسل جوانتر، کمترین اهمیت را به نگهداری از این آثار دستنخورده و ارزشمند قائل بودهاند. در این باب هم میتوان نقدهای فراوانی نوشت و گناه را به گردن فرهنگ سازی نکردن والدین، متولیان میراث فرهنگی و غیره انداخت که بعید به نظر میرسد حرکتی جّدی در پی آن شکل گیرد.
۵ ـ مسأله انکار ناشدنی اینکه در متون مرقوم شده بر پیکر آثار میتوان به روشنی ابراز نیازهای جنسی و علاقه عاشقانه را با درج شماره تلفن، شهر، نشان، نام عاشق و معشوق را به وفور یافت که قطعاً این واقعه حکایت عمیقی از مشکلات بهداشت روان و سازگاری اجتماعی نسل امروز را روایت مینماید و با عنوانش تلنگری هم به متولیان آموزشی و فرهنگی کشور میزنیم.
در پایان گذشته از نگاه آسیبشناسی اجتماعی به این پدیده زشت آرزو میکنیم که ای کاش میشد همان گونه که انرژی را ارج مینهیم و بقای آن را برای نسل آینده واجب میدانیم، آثار باستانی را نیز پاس بداریم و بدانیم با روند تخریب کنونی، نسل آینده ایران زمین در معرض فقدان هویت باستانی و اجداد خود خواهند بود و حاصل آن، پذیرش ناخواسته فرهنگهای متفاوت و نام ناآشناست که اثرات مخربش به مراتب گستردهتر از پایان نفت و گاز و چالش جایگزین کردن آنهاست. برای نگهداری و جایگزین کردن منابع انرژی، گزینههای متفاوتی پیش روی محققین و دانشمندان هست اما آثار باستانی شاید احیا شود، ولی تجدیدپذیر نیستند.
برای دیدن زیباییهای این باغ با نخستین جستجو در اینترنت و یا کتب و مجلههای ایران و جهانگردی، میتوان تصاویر کاملاً هنری از این عمارت را ـ که اتفاقاً و متاسفانه بسیار دیر در سال ۲۰۱۱ به ثبت جهانی یونسکو رسیده ـ با مناظر چشمنواز و معماری شگفتانگیز آن دید.
اما صد افسوس و دریغ از اینکه آنچه چشمان بیننده را نوازش داده، تصاویر از فاصله کانونی و زاویه مخاطب پسند برای پوشش عمارت و باغ و گاهی معماری منحصربهفرد است!
امروزه وقتی از نزدیک و با چشمانی غیر مصلح به آنها خیره میشویم با زشتیهایی عجیب و غریب روبهرو خواهیم شد که بیدرنگ دل هر زیباپسندی را به درد خواهد آورد و ناخودآگاه آن آن مثل قدیمی را به یادمان میآورد که: «از دور دل میبرد و از نزدیک زَهره».
البته در این باره باید گفت، بخشی از این زشتیها، به دلیل فرسودگی تدریجی باغ و عمارت ـ که به ظاهر هر از گاهی با عنایت به بودجه و بضاعت محدود به دست متولیان میراث فرهنگی و گردشگری بازسازی میشود ـ است و بخشی هم مربوط میشود به خرافهگری مانند پرتاب انواع سکه به درون چاه آب برای گرفتن حاجت.
ولی منظره هولناکتر مربوط به رعایت نکردن هنجار و اخلاق اجتماعی در قالب احترام به میراث فرهنگی توسط برخی بازدیدکنندگان و یا بهتر بگوییم، «دشمنان میراث فرهنگی» با خلق آثاری همچون ثبت یادگاری با خنجر، چاقو، خودکار، قلم و تیشه بر پیکر جاندار درختان و بیجان عمارت و سازههای فاخر آن است که سخنی برای گفتن باقی نمیگذارد.
در این میان، گاهی انسان فرهنگ دوست و متمدن احساس میکند که ای کاش این عمارت بر اثر بلایای طبیعی و یا فرسودگی تدریجی همچون ارگ بم ـ فارغ از تلفات جانی آنکه مصیبت عظیمی ایجاد کرد ـ تخریب میشد و هیچ گاه قامت راست نمیکرد تا اینگونه دلش نمیسوخت و دستکم گناه نبود این اثر را بر گردن قضا و قدر و گذر روزها میانداخت تا اینکه با چشمانش ببیند، مردم خود به جان این آثار زبان بسته افتادهاند تا با همت بالا نسبت به نابود کردنش، از هر کوششی دریغ نکنند.
این رفتار ناسازگارگونه اجتماعی، هنگامی به اوج پلیدی خود میرسد که میبینیم فرد یاغی برای حک نام و مشخصاتِ خود کوشیده در بالاترین جایی که دستش میرسد، اثرش را ثبت کند؛ حال آنکه هر چه به نقاط بالاتر آسیب دیده نگاه میاندازیم، نه تنها شیب تخریب بنا با مرقوم نمودن یادگاری تندتر میشود، بلکه نام افراد در کنار زمان، خودکار به روز شده؛ به گونهای که در بخشهای تحتانی عطف به تاریخ حک تا بخشهای فوقانی از خسرو و قادر و هوشنگ گرفته به کامبیز و سهیلا، نو نوارتر شده است؛ همان گونه نیز تاریخ ثبت یادگاریها ارتقا پیدا میکند.
اصلاً قصد بررسی و آسیبشناسی این رویداد را نداریم؛ هرچند بسیار مهم است که دلایل آنچه که بیننده را وادار کرده با عشق و علاقه این گونه ناجوانمردانه بر پیکر این عمارت زیبا بنگارد، بیابیم و پیرو آن جلوی گسترش این پدیدهٔ زشت را بگیریم، ولی نکاتی چند در این میان دارای اهمیت است:
۱ـ آیا امروز منصفانه است با وجود دستکم پانزده تا بیست دوربین مدار بسته برای حفاظت امنیتی در نقاط گوناگون باغ و وجود تابلوهای متعدد راهنما و نیروهای یگان حفاظت این مجموعه تاریخی، گناه این رویدادها را بر گردن بیکفایتی کارکنان و نگهبانان این آثار بیندازیم؟
اگر چنین است که باید برای هر بخش از باغ دوربین مدار بسته گذاشته و شبانهروز، اپراتورها و نگهبانان متعدد مشغول کنترل بازدید کنندگان باشند، نه برای سرقت بلکه برای کنترل تخریب!
۲ـ آیا درست است برای بازدید کنندگان، ورودی خاص تعبیه شده و آنان را به هنگام ورود کنترل کرد؟ در آن صورت، گمان نمیرود که به شعور ایرانی با داشتن تمدن و فرهنگ کهن توهین شده است؟
۳ ـ ذکر این فاجعه اشاره خاص به تخریب بخشی از مجموعه آثار فاخر ایرانی در شهر کاشان بود؛ بنابراین، خود قضاوت کنید که در شهر شما در کنار موزه و آثار تاریخی، آیا ردپایی از این واقعه دلخراش وجود دارد یا نه؟
۴ ـ در کمال حیرت تاریخهای حک شده بر پیکر این عمارت و بناها از سال ۸۹ تا کنون رشد فزاینده داشته است، به گونهای که در سال جاری به نقطه اوج خود میرسد و ظاهراً در میان این متجاوزین نسل جوانتر، کمترین اهمیت را به نگهداری از این آثار دستنخورده و ارزشمند قائل بودهاند. در این باب هم میتوان نقدهای فراوانی نوشت و گناه را به گردن فرهنگ سازی نکردن والدین، متولیان میراث فرهنگی و غیره انداخت که بعید به نظر میرسد حرکتی جّدی در پی آن شکل گیرد.
۵ ـ مسأله انکار ناشدنی اینکه در متون مرقوم شده بر پیکر آثار میتوان به روشنی ابراز نیازهای جنسی و علاقه عاشقانه را با درج شماره تلفن، شهر، نشان، نام عاشق و معشوق را به وفور یافت که قطعاً این واقعه حکایت عمیقی از مشکلات بهداشت روان و سازگاری اجتماعی نسل امروز را روایت مینماید و با عنوانش تلنگری هم به متولیان آموزشی و فرهنگی کشور میزنیم.
در پایان گذشته از نگاه آسیبشناسی اجتماعی به این پدیده زشت آرزو میکنیم که ای کاش میشد همان گونه که انرژی را ارج مینهیم و بقای آن را برای نسل آینده واجب میدانیم، آثار باستانی را نیز پاس بداریم و بدانیم با روند تخریب کنونی، نسل آینده ایران زمین در معرض فقدان هویت باستانی و اجداد خود خواهند بود و حاصل آن، پذیرش ناخواسته فرهنگهای متفاوت و نام ناآشناست که اثرات مخربش به مراتب گستردهتر از پایان نفت و گاز و چالش جایگزین کردن آنهاست. برای نگهداری و جایگزین کردن منابع انرژی، گزینههای متفاوتی پیش روی محققین و دانشمندان هست اما آثار باستانی شاید احیا شود، ولی تجدیدپذیر نیستند.
{$sepehr_album_325}
عکس: علی علیزاده
حمام فین کاشان






































تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بنظر میرسد باید در سیستم مدیرت میراث فرهنگی کاشان تغییر و تحول صورت گیرد
حال همه ما خوب است اما تو باور نکن
یادمه وقتی رفتم فین ، از ما ورودی گرفتن.پس این پولها و بودجه احتمالی دیگه را چه کار می کنن؟
وقتي سازمان عريض و طويل ميراث فرهنگي صنايع دستي و گردشگري با اون بودجه كلان ساليانه فقط اسم ميراث فرهنگي يدك ميكشه و به تنها چيزي كه اصلاً توجه نميكنه حفظ ميراث فرهنگي در كشور هستش بالطبع بايد هم روز به روز انتظار از بين رفتن ميراث فرهنگي كشورمون رو كه ديگر كشورها با تموم وجود ازش محافظت مي كنند رو داشته باشيم! به نظر من اين سازمان رو كلاً منحلش كنند چون جز بلعيدن بودجه مملكت هيچ كار ديگه اي انجام نميده!!!
چرا مردم ما اینجوری ان؟ فرهنگ ندارن؟ اینها به خاطر بیگانه پنداریه و اون اثر فرهنگی رو مال خودشون نمی دونن وگرنه این کار رو باهاش نمی کردن و دلشون نمیسوزه که اینها خراب بشه. مردم ما خودشون به خودشون رحم نمیکنن، پس انتظار نداشته باشیم که به همدیگه رحکم کنن. به نظر من تقصیر پدر و مادرهاست که بچه هاشون رو درست تربیت نمی کنن.
تابناك فايده نداره ..
تو اگه تا هزار سال دیگه از این حرفهای فرهنگ سازانه بزنی این مردم وقتی میرن بیرون نمیتونن جلوی خودشون رو بگیرن ....
روی دیوارها خط نویسی می کننن ، گلها رو می کنن ، چراغها رو می سوزونن ، و ... و ...
تا زور بالای سرشون نباشه با فرهنگ نمیشن ...
ما که هر وقت میریم مسافرت بیشتر اعصابم خورد میشه تا صفا کنیم ...
یه زمانی وارد باغ فین می شدی اصلا افتاب به کف باغ نمی رسید ولی حالا باید دنبال سایه بگردی
حال امیر کبیر هم از اوضاع مملکت خوب نیست ...
سال قبل ما یه دیدار از باغ فین داشتیم نمیدونید چند هزار بلیط فروخته بودند !! هجوم مردم آنقدر زیاد بود که ما اصلا چیزی از خود باغ ندیدیم فقط آدم دیدیم !! وقتی میراث فرهنگی بجای حفظ یک اثر تاریخی فقط به فکر پول درآوردنه معلومه که نتیجش میشه این !!
اگر این باغ در دست کره و زاپن بود چه می شد.
... نه تنها علف خوردن است
غرض از ... نفهميدن است
اهل كاشانم و اين موضوع تاسف بار است .توصيه ميكنم از طريق بلندگوهاي باغ بطور مستمر با صداي ملايم خصوصا"صداي خانم توصيه هاي ايمني ومعرفي قسمتهاي مختلف باغ انجام گردد.اثر بخشي ان بسيار ميباشد.
چرا ادعای فرهنگ 2500 ساله داریم با این بی فرهنگی ها. واقعا شرم آور است .
حال و روز درختان و فضای سبز باغ از وضع عمارت ان بسیار بدتر است
درختان بسیاری در چند سال گذشته خشک شدند و جای خالی انها در باغ مشخص است. اگر مدیریت برنامه مشخصی برای اداره این مجموعه نداشته باشد تا چند سال اینده باید فاتحه این باغ ارزشمند در دل کویر که در یونسکو هم به ثبت رسیده خواند.
وقتی مدتهاست که هیچ کار فرهنگی برای این ملت صورت نگرفته چگونه انتظار دارید که آثار هنری و فرهنگی و باستانی را نگهداری کنند چه بخواهید قبول کنید چه نخواهید واقعیت این است ما ملت از نظر فرهنگی بسیار عقبیم دوستان
با سلام
ضمن تشکر از گزارشتان که نشان دهنده دلسوزی شما از نگهداری میراٍث فرهنگی کشور میباشد لازم است نکته ای را اینجانب اضافه نمایم زیرا بنده حدود یکماه قبل از این مکان تاریخی زیبا دیدن نمودم. همانگونه که در گزارشتان به آن اشاره نمودید تاریخ های حک شده از سال 89 به بعد رشد فزاینده ای داشته اند در صورتی که مردم همان مردمی هستند که قبل از 89 نیز از این بنای تاریخی دیدن مینمودند و آثاری هم از یادگاری های حک شده قبل از 89 وجود ندارد و یا کم هستند بنده ضمن بازدیدی که برای بار دوم حدود یکماه قبل داشتم در مقایسه با بازدید حدود 3 سال قبل بصورت فاحش ملاحظه کردم هیچکس از کارکنان یا مسئولین در این باغ وجود نداشت و پس از ورود به باغ مثل این بود که وارد پارک بدون صاحبی شده ای هر کس به کاری مشغول بود بچه ها شنا میکردند عدهای مشغول کند کاری بودند عده ای ....... بدون اینکه کسی به انها تذکر بدهد . حتی راهنمایی جهت راهنمایی بازدید کنندگان نبود و بعضا مردم با استفاده از تابلو ها مسیر ها را شناسایی میکردند
اینجا هم رومون میشه بگیم هنر نزد ایرانیان است و بس ؟؟!!!
چندین بار به کاشان سفر کردم شهری با پتانسیل عظیم توریستی ولی دریغ از حمایت... درد کم توجهی به اثار تاریخی و توریستی عذابمون می داد که حالا بی فرهنگی عده ای یاغی هم سر افکندگی به دنبال داره ... کشور ترکیه الگو ی خوبی برای ما می تونه باشه توانسته در حوزه ی جذب توریست ومطرح کردن خود دنیا سر زبان ها بیوفتد. افسوس ...ما داریم به کجا میریم...؟!!!
حال ما هم خوب نيست!!
از غصه دارم گریه میکنم.
همه اینها که گفتید درست و پشندیده اما گویا این امر برای متولیان و نگهبانان بناهایی مانند باغ فین عادی شده است! دیگر هیچ اقدامی نمی شود. قبول دارم که فرهنگ سازی شاه کلید حل این مشکل است اما برخورد بازدارنده هم تاثیر خودش را دارد و قطعاً اثربخش خواهد بود.
متاسفانه این گونه حرکات در سی و سه پل اصفهان هم صورت گرفته است و افراد با رنگ بصورت خیلی بزرگ برروی ستونهای پل نام خود را نوشته اند و تصویری زشت و زننده ایجاد نموده اند . به نظر اینجانب جهت جلوگیری از رشد فزاینده این امر در بناهای تاریخی می بایست با اینگونه افراد می بایست با شدیدترین مجازات روبرو شوند تا درس عبرتی با سایرینی که خیال اینگونه حرکات را در سر می پرورانند باشد . اینگونه آثار دیگر تکرار شدنی نیستند چه اشکالی دارد که هنگام ورود افراد به محوطه این آثار با سیستم های پیشرفته الکترونیکی روز ( بازرسی بدنی نه ) مورد بررسی قرار گرفته که از ورود هر گونه اشیای غیر لزوم که می توان چنین کارهایی را کرد جلوگیری شود و هم به قول نویسنده مطلب به شعور ایرانی توهین نشود .
وای بر جهالت و بی فرهنگی
دوست عزیز حال کجا خوبه؟!!!
وقت کردی یه سری به چهل ستون عمارت عالی قاپو تخت جمشید و و و... هم بزن عکسای خیلی جالب تری می تونی بگیری..
تو ارديبهشت ماه امسال يه سفر رفتم كاشان و به باغ فين هم سر زدم متاسفانه شاهد يه صحنه هايي بودم كه واقعاً آرزو كردم اي كاش در اين باغ به روي مردم بسته بشه تا ارزش اين باغ حفظ بشه نميدونين چيكار مي كردن ! سعي ميكردن رو ديوارا و درختا يه چيزي حك كنن بعضيا هم امير كبير كسي كه به شخصه احترام خاصي براش قائلم رو مسخره ميكردن! از همه بدتر يكي از پرسنل مجموعه داخل حمام يه ميكروفون دستش بود و مردمو راهنمايي ميكرد ديگه اينو كه ديدم طاقت نياوردم و بهش گفتم آقا ميدوني انعكاس صوتي كه با اين ميكروفون به وجود مياد چه آثار تخريبي روي اين بنا داره ؟؟ آقاهه با تعجب ميگفت اي بابا خانم انگار همه چي اينجا درسته فقط ميكروفون ما ايراد داره!!! پارسال كه يه سفر به بيروت رفته بودم نميدونين اين مردم لبنان چطوري مواظب ميراث فرهنگيو جاذبه هاي توريستيشون بودن!!! تو غار جيتا كسي حق نداشت جيك بزنه مبادا انعكاس صوت آسيبي به غار بزنه!!! اونوقت ما كم مونده درختاي باغ فينو از ريشه در بياريم....
متاسفانه ما ايرانيها به چيمون بنازيم فقط حرف ادعا فقرفرهنگى تواين مملكت داره بيدادميكنه توروخدايكى يه كارى بكنه هرجامراجعه كنيدتوهمه زمينه ها همينطوره!
پیشنهاد می کنم در چنین محل هایی فضایی جهت ثبت یادگاری ایجاد شود تا مابقی آثار حفظ شوند>
عقل که نباشد جان در عذاب است. بابا چهار روز دیگه میمیری اسمتو رو سنگ قبرت خیلی قشنگتر از دست خط خودت مینویسن.
اسم کوروش که میاد حاضرهستن تا صبح خبردار بایستن ولی هنوز شعور نگهداری از یه ساختمون رو هم ندارن. به خدا اگه کوروش زنده بود گردن همشون رو میزد.
بدون که کوروش پادشاه صلح و دوستی بود و اگر الان بود مردم ما اینگونه بی هویت نبودند
واقعا باید یک خسته نباشد به این مسئولان گفت.برای تلاش جهت نگهداری باغ فین کاشان، تخت جمشید،دریاچه ارومیه و ...
مردم ديگه عقدهاي شدن با اين وضع گروني دوست دارن يه جوري به ميراث حال بدن
عكس ها نشاندهنده عمق فاجعه رخداده در باغ فين كاشان نمي باشد.
حقيقتا چيزي از آن باغ دلگشا نمانده است
اصفهان با آن باغ هاي زيبايش كجا و كاشان با اين باغ فين كجا
اميدوارم روزي برسد كه ميراث ملي كشورمان با حسادت و غرض ورزي از بين نبريم
دولت که به این چیزا اهمیت نمیده صبر کرده تا تمام آثار باسنانی ها خودشون خراب بشن..من موندم که ما مردم چرا دل به دلشون دادیم؟! بعد هی راه می ریم کورش کورش می کنیم!!!!!!!!!!
اين واقعيت فرهنگى مردم ماست؛؛متاسفم،،،،
حال ایران خوش نیست!
خوبه دیگه ! همه چی این مملکت باید به همه چیش بیاد !
واقعا جاي تاسفه اون هم براي مردم كشوري كه ادعاي داشتن فرهنگي قديمي هستند
اونجا که به خاطر راه رفتن هم ازت پول می گیرند .هزینه ورودی و هزینه حمام و.... .کمی از این پول ها رو مصرف مرمت این بنا کنند
افسوس
بارها و بارها تذکر داده ام به عنوان یک شهروند اما صدایی به جایی نمی رسد . این باغ کهن الگوی باغ ایرانی است باغ تاج محل هندوستان از روی این الگو ساخته شده اما بدلیل عدم حضور متخصصین رشته فضای سبز در شهرداری و به دلیل نبود سازمانی با عنوان سازمان پارک ها و فضای سبز در شهرداری و حضور انواع و اقسام مهندسین زراعت و ترویج کشاورزی و عمران و مدیریت در بخش فضای سبز کاشان و سوء مدیریت مدیران باغ فین به این وضع افتاده و به باغ بی روحی تبدیل می شود . اگر از فارغ التحصیلان رشته فضای سبز در این باغ استفاده شود باغ از از بین رفتن نجات پیدا خواهد کرد شاید . باید گفت که بخش فضای سبز شهرداری کاشان مسوول آب دادن به چمن است و خدمات شهرداری نه متخصص نگهداری فضای سبز. دلم پر است اما چه فایده
باغ فین بسیار زیباست
نماد کامل یک هنر و معماری ایراتی
ممنونم ازتون و از اینکه حداقل شما به فکر این بدبختیها هستید..وقتی خوندم مطلبتونو یکم دلم خنک شد که دیدم بالاخره یکجا و بنگاه خبری نسبت به این حرکت زشت عکس العمل نشون داد.عکسها واقعاً غم انگیزه
سلام.واقعاً غیر قابل باوره..ننگ بر مردمی که قدر آثار باستانی و کهن خودشو ندونه..ای بابا ببین اون جوان بدبخت و بیچاره چقدر فلک زده شده که شماره تلفن و اسم عشقشو رو دیوار بنای تاریخی می نویسه..اوضاع خیلی وخیمه داداش
یکی نوشته بود :
دختر خالم دوست دارم ...
ببین چقدر بی فرهنگیم...
ممنونم از اینکه اهمیت دادید به این بنای تاریخی و زیبا و واقعاً وحشت زده شدم از دیدن این فاجعه..نمیدونم به اون کسی که اینگونه به جان تاریخ و فرهنگ کشورش افتاده بگم بدبخت و بی تعصب و بی سواد یا اینکه گناه این ندانم کاری را بیاندازم به گردن فرهنگ سازان مملکت...آخه اونجا جای نوشتن یادگاریه؟؟؟!!!
خیلی از دیوارنگاره های اینجا را اوایل انقلاب مردم تخریب کردند.
ايكاش اين آثار رو ميتونستن ببرن فرانسه مواظبت كنه.
یادگاری این "فتح الله" نشان از فرهنگ 2500 ساله ما ایرانیها دارد!
با درود برنیاکان ایران زمین ، وای بر احوال ملتی که ارزش های تاریخی و ملی خود را پاس ندارد و در تنگنای تامین معاش ! ، هویت خود را نیز به فراموشی سپارد و افسوس بر ملتی که حتا ( حتی ) در اندازه ی بیابانگردان حوزه ی جنوبی دریای همیشه پارس ، میراث خود را ارج نمی نهد .
حال کدوم اثار باستانی خوبه تا چند سال اینده دیگر اثار باستانی نخواهیم داشت دیگه در ضمن این چیزا دیگه خیلی عادی شده مثل نفس کشیدن و... و ای کاش ما می توانستیم کاری کنیم و اما دریغا دریغا
باید این آثار رو روی چشممون نگه داریم
اما افسوس فرهنگ نگهداری این اثار ارزشمند رو نداریم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.