روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:
موضوع پرجاذبه از سرگیری روابط سیاسی جمهوری اسلامی ایران و مصر، از اواخر دهه 60 در محافل سیاسی دو کشور مطرح شد و تا امروز همواره به اشکال مختلف مورد بحث وحتی مذاکره میان طرفین بوده و اکنون وارد مرحلهای ظریفتر و حساستر شده است. به دلیل همین ظرافت و حساسیت، قطعاً در این مرحله تصمیم گیری در این زمینه دشوارتر از مراحل گذشته است و باید با دقت بیشتری با این موضوع مواجه شد.
طرفداران از سرگیری روابط میان جمهوری اسلامی ایران و مصر، همواره چند نکته را به عنوان دلایل نظریه خود مطرح میکردند که عبارت بودند از:
1 - اهمیت مصر در جهان عرب و شمال آفریقا.
2 - مشترکات فراوانی که دو ملت مصر و ایران دارند.
3 - همکاریهائی که این دو کشور میتوانند درصورت داشتن روابط حسنه برای پیشبرد اهداف مشترک به نفع منطقه از جمله مسأله فلسطین به عمل آورند.
4 - رابطه میان ایران و مصر به زیان آمریکا و رژیم صهیونیستی است و مخالفت این دو با از سرگیری این رابطه روشنترین دلیل برضرورت از سرگیری رابطه میان تهران و قاهره میباشد.
و...
در اینکه مصر یک کشور مهم در جهان عرب و شمال آفریقاست و اینکه میان دو ملت ایران و مصر مشترکات فراوانی وجود دارد و حتی اینکه همکاریهای میان این دو کشور میتواند به نفع منطقه باشد، تردیدی نیست. بنابر این، به این نتیجه هم میتوان رسید که رابطه میان ایران و مصر به زیان آمریکا و رژیم صهیونیستی است و مخالفت آنها با از سرگیری این رابطه نیز به همین دلیل است.
اما نکته بسیار مهم که در استدلالهای طرفداران از سرگیری رابطه میان جمهوری اسلامی ایران و مصر مورد غفلت قرار میگرفت، مواضع دولت مصر در قبال آمریکا، رژیم صهیونیستی و مسأله فلسطین بود، سه موضوعی که آنها را میتوان در "قرارداد کمپ دیوید" خلاصه کرد.
طرفداران رابطه، تکلیف جمهوری اسلامی ایران را با موضوع قرارداد کمپ دیوید که عامل اصلی قطع شدن رابطه میان دو کشور شده بود و امام خمینی در اردیبهشت 1358 طی فرمانی به وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران دستور دادند رابطه با مصر را به دلیل امضای قرارداد کمپدیوید توسط انورالسادات رئیسجمهور وقت مصر قطع کند، مشخص نمیکردند.
البته در یک مقطع در دهه 80 به دولت مصر گفته شد درصورتی که به نحوی فاصله گرفتن خود با قرارداد کمپ دیوید را اعلام نماید، مشکلی بر سر راه از سرگیری روابط با ایران وجود نخواهد داشت و دولت حسنی مبارک علیرغم پذیرش این شرط، اولاً عبارت مبهم و دوپهلوئی را از زبان وزیر خارجه خود در این زمینه اعلام کرد که رسا نبود و ثانیاً از سرگیری روابط را به اقداماتی از جانب جمهوری اسلامی ایران موکول کرد که معقول و قابل قبول نبودند. این موضوع تا بهمن 1389 یعنی پیروزی انقلاب مصر و سقوط رژیم حسنی مبارک ادامه یافت...
بنابر این، موضوع تلاش برای از سرگیری روابط میان جمهوری اسلامی ایران و مصر را باید از نظر زمانی به دو بخش قبل و بعد از انقلاب مصر تقسیم کنیم. این تقسیم از این نظر اهمیت دارد که هر یک از این دو مقطع زمانی ویژگیهائی دارند که باید جداگانه مورد توجه و بررسی قرار گیرند.
روزنامه جمهوری اسلامی در تمام مدت قبل از انقلاب مصر یعنی دهههای 60 و 70 و 80 با از سرگیری روابط کشورمان با مصر مخالف بود و این مخالفت را همواره با این استدلال در مقالات خود منعکس میکرد که ماهیت رژیم حاکم بر مصر یک ماهیت کمپ دیویدی و شخص حسنی مبارک مهره آمریکا و رژیم صهیونیستی است، به همین دلیل فقط زمانی میتوانیم با مصر رابطه داشته باشیم که حسنی مبارک یا فردی با ویژگیهای او در رأس دولت نباشد و در این کشور یک دولت مردمی حاکم شود.
مکمل این استدلال نیز این بود که برقراری رابطه میان جمهوری اسلامی ایران و مصر درحالی که رژیم حسنی مبارک بر سر کار است، وجهه انقلابی ایران را در جهان عرب به ویژه نزد ملت فلسطین مخدوش میکند و به نفع رژیم حسنی مبارک است، زیرا او میتواند به افکار عمومی جهان عرب و ملت فلسطین بگوید بهترین دلیل بر اینکه رژیم من یک رژیم مشروع است اینست که نظام جمهوری اسلامی که یک نظام انقلابی و اسلامی است، این رژیم را به رسمیت میشناسد. این، یک حربه دو سر بود که با یک طرف آن مشروعیت حسنی مبارک تأمین میشد و با طرف دیگر، انقلاب اسلامی ایران زیر سؤال میرفت و جدی بودن نظام جمهوری اسلامی در حمایت از آرمان فلسطین مورد تردید قرار میگرفت، زیرا مشخصه اصلی رژیم مبارک، این بود که این رژیم ادامه رژیم سادات بود، همان رژیمی که با امضای قرارداد کمپ دیوید، کمر آرمان فلسطین را شکست و برقراری رابطه با رژیم صهیونیستی را برای کشورهای عربی که تا آن روز یک گناه نابخشودنی بود به امری عادی تبدیل کرد.
با پیروزی انقلاب مردم مصر در بهمن ماه 1389 شرایط کشور مصر دگرگون شد و اکنون که یک سال و نیم از این پیروزی گذشته، تحولات زیادی در جهان عرب و از جمله کشور مصر پدید آمده که محاسبات جدیدی را ایجاب میکند.
برای پاسخ دادن به این سؤال که آیا اکنون زمان از سرگیری روابط میان جمهوری اسلامی ایران و مصر مناسب است یا نه؟ باید به مواضع دولت کنونی مصر و شخص محمد مرسی رئیسجمهور این کشور توجه و این مواضع با مطالبات واقعی نظام جمهوری اسلامی ایران که فاصله گرفتن از قرارداد کمپ دیوید در رأس آنها قرار دارد مقایسه شود.
آقای محمد مرسی در چند مصاحبه و سخنرانی که بعد از رسیدن به ریاست جمهوری انجام داده همواره بر وفاداری خود به کلیه قراردادهای بینالمللی مصر تأکید کرده است. این تأکیدها هر بار توسط ناظران سیاسی و رسانهها به ویژه غربیها به معنی وفاداری دولت جدید مصر به قرارداد کمپ دیوید دانسته شده و آقای مرسی و اطرافیان وی نیز با سکوت خود در قبال این تفسیر و برداشت، آن را مورد تأکید قرار دادهاند. مهمتر آنکه روابط میان دولت آقای مرسی و رژیم صهیونیستی همچنان برقرار است و حتی سفیر جدید مصر در اسرائیل تعیین و به محل مأموریت خود اعزام شده است. درست است که دولت آقای مرسی درحال حاضر روابط خوبی با فلسطینیها دارد ولی جمع میان رابطه با فلسطین و رژیم اشغالگر فلسطین، چیزی است که این دولت و مواضع واقعی آن در قبال آرمان فلسطین را زیر سؤال میبرد. روابط گرم و صمیمانه آقای مرسی با دولت آمریکا، علیرغم اینکه تمام مصیبتهای نیم قرن اخیر کشور مصر از دخالتهای آمریکا در این کشور ناشی شده است نیز نقطه تاریک دیگری است که در بررسی شرایط کنونی قابل توجه است.
علاوه بر اینها مواضع و رفتارهای آقای محمد مرسی در سفری که برای شرکت در اجلاس سران جنبش عدم تعهد به تهران داشت نیز بر ابهامات موجود افزده است. این مواضع و رفتارها را نباید در آنچه او گفت و آنچه انجام داد خلاصه کرد، بلکه شاید آنچه نگفت و آنچه انجام نداد پرمعناتر و ابهام آفرینتر باشند. ایران، مهد ا نقلابها در قرن اخیر و الهامبخش بیداری اسلامی و مبارزات ضد استکباری و ضد صهیونیستی و احیاگر آرمان فلسطین در عصر جدید است و ملت مصر در سه دهه اخیر به ویژه در جریان انقلاب مردمی دو سال و نیم اخیر از حمایتهای جمهوری اسلامی ایران به صورت همه جانبه برخوردار بودند. کسی که با عبور از دل این واقعیتها بر کرسی ریاست جمهوری مصر تکیه میزند، وقتی به تهران میآید نمیتوان بیاعتنائی او به همین واقعیتها را امری عادی دانست.
خوشبینانهترین احتمال اینست که او برای قرار گرفتن در چارچوب واقعی و منطبق با انقلاب مصر به زمان نیاز دارد. حتی اگر این احتمال را درست بدانیم، طبیعی است که ما هم برای تصمیم گیری درباره از سرگیری روابط با مصر هنوز به زمان نیاز داریم.
موضوع پرجاذبه از سرگیری روابط سیاسی جمهوری اسلامی ایران و مصر، از اواخر دهه 60 در محافل سیاسی دو کشور مطرح شد و تا امروز همواره به اشکال مختلف مورد بحث وحتی مذاکره میان طرفین بوده و اکنون وارد مرحلهای ظریفتر و حساستر شده است. به دلیل همین ظرافت و حساسیت، قطعاً در این مرحله تصمیم گیری در این زمینه دشوارتر از مراحل گذشته است و باید با دقت بیشتری با این موضوع مواجه شد.
طرفداران از سرگیری روابط میان جمهوری اسلامی ایران و مصر، همواره چند نکته را به عنوان دلایل نظریه خود مطرح میکردند که عبارت بودند از:
1 - اهمیت مصر در جهان عرب و شمال آفریقا.
2 - مشترکات فراوانی که دو ملت مصر و ایران دارند.
3 - همکاریهائی که این دو کشور میتوانند درصورت داشتن روابط حسنه برای پیشبرد اهداف مشترک به نفع منطقه از جمله مسأله فلسطین به عمل آورند.
4 - رابطه میان ایران و مصر به زیان آمریکا و رژیم صهیونیستی است و مخالفت این دو با از سرگیری این رابطه روشنترین دلیل برضرورت از سرگیری رابطه میان تهران و قاهره میباشد.
و...
در اینکه مصر یک کشور مهم در جهان عرب و شمال آفریقاست و اینکه میان دو ملت ایران و مصر مشترکات فراوانی وجود دارد و حتی اینکه همکاریهای میان این دو کشور میتواند به نفع منطقه باشد، تردیدی نیست. بنابر این، به این نتیجه هم میتوان رسید که رابطه میان ایران و مصر به زیان آمریکا و رژیم صهیونیستی است و مخالفت آنها با از سرگیری این رابطه نیز به همین دلیل است.
اما نکته بسیار مهم که در استدلالهای طرفداران از سرگیری رابطه میان جمهوری اسلامی ایران و مصر مورد غفلت قرار میگرفت، مواضع دولت مصر در قبال آمریکا، رژیم صهیونیستی و مسأله فلسطین بود، سه موضوعی که آنها را میتوان در "قرارداد کمپ دیوید" خلاصه کرد.
طرفداران رابطه، تکلیف جمهوری اسلامی ایران را با موضوع قرارداد کمپ دیوید که عامل اصلی قطع شدن رابطه میان دو کشور شده بود و امام خمینی در اردیبهشت 1358 طی فرمانی به وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران دستور دادند رابطه با مصر را به دلیل امضای قرارداد کمپدیوید توسط انورالسادات رئیسجمهور وقت مصر قطع کند، مشخص نمیکردند.
البته در یک مقطع در دهه 80 به دولت مصر گفته شد درصورتی که به نحوی فاصله گرفتن خود با قرارداد کمپ دیوید را اعلام نماید، مشکلی بر سر راه از سرگیری روابط با ایران وجود نخواهد داشت و دولت حسنی مبارک علیرغم پذیرش این شرط، اولاً عبارت مبهم و دوپهلوئی را از زبان وزیر خارجه خود در این زمینه اعلام کرد که رسا نبود و ثانیاً از سرگیری روابط را به اقداماتی از جانب جمهوری اسلامی ایران موکول کرد که معقول و قابل قبول نبودند. این موضوع تا بهمن 1389 یعنی پیروزی انقلاب مصر و سقوط رژیم حسنی مبارک ادامه یافت...
بنابر این، موضوع تلاش برای از سرگیری روابط میان جمهوری اسلامی ایران و مصر را باید از نظر زمانی به دو بخش قبل و بعد از انقلاب مصر تقسیم کنیم. این تقسیم از این نظر اهمیت دارد که هر یک از این دو مقطع زمانی ویژگیهائی دارند که باید جداگانه مورد توجه و بررسی قرار گیرند.
روزنامه جمهوری اسلامی در تمام مدت قبل از انقلاب مصر یعنی دهههای 60 و 70 و 80 با از سرگیری روابط کشورمان با مصر مخالف بود و این مخالفت را همواره با این استدلال در مقالات خود منعکس میکرد که ماهیت رژیم حاکم بر مصر یک ماهیت کمپ دیویدی و شخص حسنی مبارک مهره آمریکا و رژیم صهیونیستی است، به همین دلیل فقط زمانی میتوانیم با مصر رابطه داشته باشیم که حسنی مبارک یا فردی با ویژگیهای او در رأس دولت نباشد و در این کشور یک دولت مردمی حاکم شود.
مکمل این استدلال نیز این بود که برقراری رابطه میان جمهوری اسلامی ایران و مصر درحالی که رژیم حسنی مبارک بر سر کار است، وجهه انقلابی ایران را در جهان عرب به ویژه نزد ملت فلسطین مخدوش میکند و به نفع رژیم حسنی مبارک است، زیرا او میتواند به افکار عمومی جهان عرب و ملت فلسطین بگوید بهترین دلیل بر اینکه رژیم من یک رژیم مشروع است اینست که نظام جمهوری اسلامی که یک نظام انقلابی و اسلامی است، این رژیم را به رسمیت میشناسد. این، یک حربه دو سر بود که با یک طرف آن مشروعیت حسنی مبارک تأمین میشد و با طرف دیگر، انقلاب اسلامی ایران زیر سؤال میرفت و جدی بودن نظام جمهوری اسلامی در حمایت از آرمان فلسطین مورد تردید قرار میگرفت، زیرا مشخصه اصلی رژیم مبارک، این بود که این رژیم ادامه رژیم سادات بود، همان رژیمی که با امضای قرارداد کمپ دیوید، کمر آرمان فلسطین را شکست و برقراری رابطه با رژیم صهیونیستی را برای کشورهای عربی که تا آن روز یک گناه نابخشودنی بود به امری عادی تبدیل کرد.
با پیروزی انقلاب مردم مصر در بهمن ماه 1389 شرایط کشور مصر دگرگون شد و اکنون که یک سال و نیم از این پیروزی گذشته، تحولات زیادی در جهان عرب و از جمله کشور مصر پدید آمده که محاسبات جدیدی را ایجاب میکند.
برای پاسخ دادن به این سؤال که آیا اکنون زمان از سرگیری روابط میان جمهوری اسلامی ایران و مصر مناسب است یا نه؟ باید به مواضع دولت کنونی مصر و شخص محمد مرسی رئیسجمهور این کشور توجه و این مواضع با مطالبات واقعی نظام جمهوری اسلامی ایران که فاصله گرفتن از قرارداد کمپ دیوید در رأس آنها قرار دارد مقایسه شود.
آقای محمد مرسی در چند مصاحبه و سخنرانی که بعد از رسیدن به ریاست جمهوری انجام داده همواره بر وفاداری خود به کلیه قراردادهای بینالمللی مصر تأکید کرده است. این تأکیدها هر بار توسط ناظران سیاسی و رسانهها به ویژه غربیها به معنی وفاداری دولت جدید مصر به قرارداد کمپ دیوید دانسته شده و آقای مرسی و اطرافیان وی نیز با سکوت خود در قبال این تفسیر و برداشت، آن را مورد تأکید قرار دادهاند. مهمتر آنکه روابط میان دولت آقای مرسی و رژیم صهیونیستی همچنان برقرار است و حتی سفیر جدید مصر در اسرائیل تعیین و به محل مأموریت خود اعزام شده است. درست است که دولت آقای مرسی درحال حاضر روابط خوبی با فلسطینیها دارد ولی جمع میان رابطه با فلسطین و رژیم اشغالگر فلسطین، چیزی است که این دولت و مواضع واقعی آن در قبال آرمان فلسطین را زیر سؤال میبرد. روابط گرم و صمیمانه آقای مرسی با دولت آمریکا، علیرغم اینکه تمام مصیبتهای نیم قرن اخیر کشور مصر از دخالتهای آمریکا در این کشور ناشی شده است نیز نقطه تاریک دیگری است که در بررسی شرایط کنونی قابل توجه است.
علاوه بر اینها مواضع و رفتارهای آقای محمد مرسی در سفری که برای شرکت در اجلاس سران جنبش عدم تعهد به تهران داشت نیز بر ابهامات موجود افزده است. این مواضع و رفتارها را نباید در آنچه او گفت و آنچه انجام داد خلاصه کرد، بلکه شاید آنچه نگفت و آنچه انجام نداد پرمعناتر و ابهام آفرینتر باشند. ایران، مهد ا نقلابها در قرن اخیر و الهامبخش بیداری اسلامی و مبارزات ضد استکباری و ضد صهیونیستی و احیاگر آرمان فلسطین در عصر جدید است و ملت مصر در سه دهه اخیر به ویژه در جریان انقلاب مردمی دو سال و نیم اخیر از حمایتهای جمهوری اسلامی ایران به صورت همه جانبه برخوردار بودند. کسی که با عبور از دل این واقعیتها بر کرسی ریاست جمهوری مصر تکیه میزند، وقتی به تهران میآید نمیتوان بیاعتنائی او به همین واقعیتها را امری عادی دانست.
خوشبینانهترین احتمال اینست که او برای قرار گرفتن در چارچوب واقعی و منطبق با انقلاب مصر به زمان نیاز دارد. حتی اگر این احتمال را درست بدانیم، طبیعی است که ما هم برای تصمیم گیری درباره از سرگیری روابط با مصر هنوز به زمان نیاز داریم.