خدا بیامرزد مرحوم علی مودت را، از بزرگان عرصه ورزش و قلم. اوایل امسال بود که عمرش را داد به شما و دوستانش را تنها گذاشت. جمله ای طلایی که برگرفته از یک بیت شعر است را بیشتر مواقع تکرار می کرد در بیشتر سخنانش و آنهم با این معنا و مفهوم بود که:

تا زنده ام ای دوست بیا مرحمتی کن
روزی که شوم خاک چه سود اشک ندامت

با این وجود مطلعی است تا اولا یادی کنیم از علی مودت و ثانیا بیاد وعده و وعیدهای کسانی باشیم که در روز تشییع پیکر مودت در مقابل دوربین های صدا و سیما دادند و اما آنگونه که از خانواده اش کسب اطلاع کرده ایم گویا مشکلات فراوانی بر سر راه آنها وجود دارد اما از بخت بد متولی خاصی برای اهالی رسانه وجود ندارد و در زنده و مرده بودن فریادرسی نیست برای این قشر پر تلاش.

خدمت دوستان و کسانی که برای جابجایی یک بازیکن و مربی حاضرند میلیاردی هزینه کنند اینجا در حضور شما پدری جلو فرزندان و خانواده اش هر روز مثل شمع می سوزد و آب می شود اما به جرم اینکه خواسته سلامت زندگی کند و کارش را دوست داشته و دارد و نتوانسته یا نخواسته وارد آن زدوبندهای رایج شود ذره ذره آب می شود و نمی تواند درد دلش را به کسی بگوید.

برویم چه بگوییم و به که بگوییم؟!
فقط با خدا می توان راحت و صاف و صادق حرف زد.
حتما او مصلحتی می داند که من نادان نمی دانم اما با یک حقوق ساده و اجاره کمر شکن خانه و دو فرزند دانشجو چقدر خدا می خواهد مرا امتحان کند؟

بازهم می گویم خداوند بزرگتر از این مسایل است و ما همه تابع خواست و امر اوییم.
اما ای کاش مرجعی و یا صندوقی و یا صنفی داشتیم تا در اینگونه مواقع فریادمان می رسید و ما را از این مهلکه هایی که بعضا گرفتارش می شویم نجات می داد.

با سالها سابقه مطبوعاتی و این همه اسم و رسم آیا باید بسیاری از مسیرها را در این کلان شهر پر دود و غبار پیاده طی کنیم تا مبادا برای خرید مایحتاج اولیه و حداقلی زندگی لنگ بزنیم که می زنیم؟!
به هر حال ما هم به سهم خود برای ورزش این مملکت تلاش کرده ایم و ذره ایی تاثیر گذار بوده ایم.
مدعی نیستم که آدم پاک و سالم و کاملی هستم اما اعتلای ورزش کشور را بیش از هر امر دیگری دوست داشته و داریم و برای رسیدن به بهترین وضعیت ممکن همواره قلم زده و یا حرف زده و گفته و نوشته ایم.

به هر حال درد دلی بود و گفتیم بنویسیم تا در دل پر درد ما نماند و انشالله روزی باشد که انجمنی واقعی داشته باشیم و این انجمن به فکر افرادی مثل ما باشد که از این راه ارتزاق می کنند و با حمایت از آنها اجازه ندهیم عزت نفسشان خدشه دار شود.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1391/10/26
پاسخ

امروز که در دست توام مرحمتی کن فردا که شوم خاک په سود اشک ندامت

پوریا مهرپویا -> 1391/10/27
پاسخ

با تشکر از قلم بسیار زیبا وشجاعت نویسنده محترم یک سئوال دارم وآن اینکه مرگ آقایان منوچهر واحدی ، مودت، علیرضا حافظی و خیلی از عزیزان مطبوعاتی دیگر که در این یکسال اخیر به دیار باقی شتافتند کم برای رسانه های این مملکت در امر ورزش زحمت کشیدند، کدام صندوق به یاد خانوده امثال استاد لطیف ومودت وحافظی وبقیه هستند،کدام یک از ،آقایون در بیمارستان وزمان حمله قلبی بیاد خسروخان کفیلی ، محمدرضا منصوریان ویااستاد بهمنش وسایر عزیزان بوده است، فقط درگیر بولتن گرایی هستیم وبس !اگر واقعا بیطرف هستید که مطمعنم هستید از آقای عادل خان فردوسی پورودارودسته اش بپرسید کهبا تیم قلم ورزش برای مرحوم مودت بازی خیرخواهانه برگزار کردند پول هنگفت تابلوهای تبلیغاتی پخش زنده دیدار خیرخواهانه به جیب چه کسی واریز شده تااز عدالت عادل خان ویارانش مطلع شویم/ امیواریم آقایون داغتر از کاسه آش واقعا کار خیرانجام بدهند/یا علی مدد

سعید حق وردی -> 1391/10/28
پاسخ

نود ، یاغی واحترام به پیشکسوت نوشته سعیدرادمهر دوهفته پیش در برنامه نود پخش شده از شبکه سوم سیما،یک گزارش از بهروز رهبری فرد که در کنارش علی انصاریان نشسته بود، پخش سشد و در آن برنامه مجری برنامه به طرز خاصی توجه مردم را به آن گزارش جلب کرد.اصل ماجرا این بود که بهروز رهبری فرد در مقام یک منقدبه نحوه ای خاصوبی حساب کتاب نشان دادن انتخاب اعضای فنی ،(باتوجه به نوع لحن وگفتارش )به نوعی به گمان خودش بامزه تعریف میکرد ،که چگونه شد علی پروین هرکسی راکه بغلش نشسته بودرا انتخاب میکرد وبه عنوان اعضای کمیته فنی انتخای می کردواین مدل روایت کردن او هم یک مشتری بعنوان شنونده داشت که یار قدیمی اش بود.وجالبتر اینکه قاه قاه از ته دل می خندید.بهرحال چه شد که این گزارش را عادل فردوسی پور پخش کردوچراپس از مصاحبه جنجالی هفته پیشش با سردار رویانیان پخش کردواینکه دوباره این هفته دوباره گزارشگر نود بازهم سراغ این دو رفت ، جای تامل بیشتری دارد.حال باید از جناب عادل خان پرسیدکه چراپس از این گزارش از کسانی که با آن لحن از سوی رهبری فرد نام برده شد روی خط برنامه می آمد واز هویت خود دفاع می کردند؟بااین اوصاف بایدمطالبی را به جناب رهبری فرد یادآوری کرد.اول اینکه آقای رهبری فرد به خاطر داشته باشید پیشکسوتانی که شما نام بردید اکثرایشان حداقل بیست سال ازشما بزرگتربودندو چه زیبا بود در مقام یک پیشکسوت در فرمایشتان از پیشوند آقا برای ایشان استفاده میکردید.دوم اینکه چه خوب است بدانیدابراهیم آشتیانی که به سادگی از اسمش گذشتید بعنوان استاد دانشگاه ، بازیکن اسبق ملی وکاپیتان با اخلاق همین تیم بوده ویا همین رضا وطنخواه بجای گرفتن لقب یاغی ، استاد دانشگاه بوده ومربیگری تیم ملی و کاپیتانی پرسپولیس از افتخاراتش بوده وزمانی که هنوز شما پا یه مسابقات باشگاهی نگذاشته بودید ایشان بعنوان اولین مربی پس از انقلاب لژیونرشد وبه خارج رفت واینقدر نزد تماشاگران محبوب بود که به جای یاغی لقب رضا فاکتی را به ایشون داده بودند.جالبتر از همه اینک علی دایی اسطوره جهانی فوتبال ما اولین بار در دانشگاه شریف توسط رضا وطنخواه کشف شود وبه تیم تاکسیرانی معرفی شد.آقای محترم اگر شما بخاطرتان نمی آید بدانید اوایل انقلاب از پرسپولیس بجز یک اسم خالی چیزی باقی نبود وسالیان زیادی صندوق عقب ماشین علی پروین دفتر باشگاه قرمز پوش پایتخت بودوعلت محبوبیت علی آقا در بین مردم و گرفتن لقب مردمی سلطان بخاطر یک عمر خدماتش به این تیم بوده ودر کسوت مربیگری قهرمان بازیهای آسیایی نود پکن شده است .این مطلب را بدانید افشین پیروانی با بیش از هشتاد بازی ملی و کاپیتانی این تیم وتیم ملی کشورمان چیزی از اعتبار درآسیا کم ندارد .ویا اگر حمید درخشان را میخواهید دوباره بشناسید ببینید آیا چند برابر شما افتخار کسب کرده است یا نه؟ عزیز من اینکه شما بازیکن مطرح و بزرگی بوده اید شکی نیست ولی باید توجه داشته باشید این پرسپولیس اگر محبوب سی میلیون هوادار است ، به این علت است که همیشه در این تیم همه بازیکنان این تیم رمز بزرگ شدن و ماندگاری در بین قلوب مردم را افتادگی و تواضع در عین احترام شدید به پیشکسوتان دانسته اند ویا برای مطرح شدن و بدست آوردن جایگاهی دست به تمسخر کسی نزده اند ، بلکه با سعه صدر واثبات شایستگی هایشان همیشه اعتقاد داشته اند که : افتادگی آموز گر طالب فیضی هرگز نخورد آب زمینی که بلند است.درپایان ذکر شعر یاد بود یکی از بزرگان دفاع مقدس که همیشه این شعر را زمزمه میکرد خالی از لطف نیست: این دیگ زخامی است که در جوش و خروش است گر پخته شد ولذت دم دید خموش است. /به امید تکریم همیشگی پیشکسوتان/سعید رادمهر /بیست وهفتم دیماه نودویک

کاربر مهمان -> 1391/10/28
پاسخ

ایول

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین