مهدی سلیمی

قرار گرفتن در روزها و ماه‌هایی که به سرنوشت‌سازترین جابجایی کشور منتهی می‌شود، هیچ‌گاه خالی از فراز و نشیب نبوده است. اما طرفه آن‌که در ایام پیشواز چنین گزینش و انتخاب مهمی، فراز و نشیب‌های متداول با عجایب و غرایبی همراه شوند که همه معادلات و چینش‌های مرسوم را به هم می‌ریزند.
مانند خبرها و سخنانی که از احتمال حضور میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی در انتخابات آینده ریاست جمهوری خبر می‌دهند و در حواشی این پیغام‌های نانوشته چنین آمده است که: «انّهما لا یجتمعان»؛ (میرحسین و خاتمی اگر آمدنی باشند، با هم نمی‌آیند).

به نظر می‌رسد، پیش از آن که چرایی آمدن یا نیامدن چنین شخصیت‌هایی مطرح باشد، باید نقطه پرگار را در آنجایی قرار داد که چرا در هر دو صورت آمدن یا نیامدن سیاستمداران مشهور ایرانی، خواسته‌های عمومی تا به این اندازه دچار نوسان و تردید شده و همگان انگشت به دهان، در انتظار نخستین سونامی دهمین انتخابات ریاست جمهوری نشسته‌اند؟ پاسخ این پرسش هر چه باشد، ریشه در جایگاه و شأن این دو مدیر ارشد نظام در سال‌های نه چندان دور دارد، چرا که جمع دیدگاه‌های مثبت و منفی در زمینه حضور یافتن یا نیافتن موسوی و خاتمی است که سبب التهاب فضای سیاسی منتهی به انتخابات کشور شده است.

اما در این میان، پرسشی ظریف‌تر و حساس‌تر که در قامتی مهمتر از پرسش‌های پیش جلوه می‌کند اینکه؛ با توجه به اهمیت حضور و یا عدم حضور خاتمی و میرحسین موسوی در انتخابات ـ برای موافق و مخالف ـ چرا فضای تعلیق بر اطلاع رسانی در این باره سایه افکنده است؟ یعنی فارغ از آمدن یا نیامدن دو سیاستمدار ایرانی، چرایی موضعگیری‌های پنهانی آنان و القای فضای تردید سیاسی در کشور باید مورد توجه و امعان نظر قرار گیرد؟!
با توجه به شناختی که نسبت به چگونگی رفتار و تعاملات سیاسی این دو نامزد احتمالی انتخابات ریاست جمهوری هست، بسیار سطحی و کودکانه است، دامن زدن به این مسأله و تحلیل این که این عیان و نهانکاری‌های دو رئیس دولت سابق و اسبق، برای جلب توجهات بیشتر و عطف اذهان عمومی به این نکته است که مدینه فاضله‌ای در شرف احداث است که باید مقدمات آن با آمدن یکی از این دو سید اجرایی و نهایی شود. شاید در ورای ذهن و اندیشه برخی اطرافیان میر حسین و خاتمی چنین نیتی رخنه کرده باشد- که در بازی‌های سیاسی متداول نمی‌توان امتیاز مثبت یا منفی به چنین رویکرد غایت مدارانه‌ای داد- اما شناخت مردم از این دو و تصاویر گذشته از عملکرد آنها نشان می‌دهد که نسخه‌ای اینچنین، نه خاصیتی برای مدهوش کردن مردم دارد و نه خصوصیتی برای زنده کردن یک نامزد احتمالی ریاست جمهوری!

پس با این اوصاف ماجرا چیست؟ چرا علاوه بر خاتمی و میرحسین، القای تردید و دودلی به پای ثابت شگردهای سیاستمداران کشور مبدل شده است؟ آیا دو رئیس دولت سابق، راهی بهتر از این برای مدیریت برنامه‌های خود نداشتند؟

برای یافتن پاسخ‌هایی آشکار و بی پیرایه، باید ابعاد این مسأله از جوانب گوناگون بررسی و موشکافی شود و احتمالاتی که خاستگاه در پیش گرفتن سیاست باز و بسته توسط میرحسین موسوی شده، زیر بوته نقد و بررسی قرار گیرد:

1- اطلاعات به دست آمده از منابع آگاه ـ همان گونه که برخی رسانه‌ها جسته و گریخته به آن اشاره کردند ـ نشان می‌دهد که میرحسین و خاتمی همچنان در حال بررسی و سبک و سنگین کردن فضای کشور هستند. رصد جریانات، مطالبات مردم، ظرفیت‌های ملی و اراده مدیریتی، به این نامزدها توان آن را می‌دهد تا با چشم‏انداز و راهی روشن، قدم در گیر و دارهای نفسگیر ریاست جمهوری نهند. پس نخستین و راحت‏ترین توجیه و تصویر از چنین دودلی‏هایی، عدم اقناع شخصی و یا تیمی دو سید سیاستمدار است.
چون به نتیجه روشن و شفاف نرسیده‌اند، اعلام عمومی نکرده‌اند؛ همین!

2- خاتمی و میرحسین بیم آن دارند تا با اعلام آمدن یا نیامدن خود، آتش تهیه توپخانه مخالفان خود را زودتر و سریعتر از هنگام مقرر تجهیز و تکمیل کنند؛ هرچند این احتمال درباره نامزد‌های دیگر انتخابات ریاست جمهوری هم نیز صادق است؛ یعنی حتی دکتر احمدی نژاد، به عنوان یکی از مدعیان اصلی پیروزی در انتخابات آینده، از چنین حملات و پاتک‌های تخریبی و سیاسی در امان نیست.
بنابراین، در صورت وجود چنین نگرشی و با قرار گرفتن نامزدها در چنین وانفسایی، به صرفه آنست که تا هنگام قطعی شدن کارزار، زره به تن نکرده و با جامه رقابت و رزم در انظار ظاهر نشوند.

اعتقاد دولت میرحسین به اقتصاد دولتی و جلوگیری از اقتصاد آزاد و بال و پر ندادن به بخش خصوصی، از ابزارهایی است که تهیه و تدارک شده‌اند تا در هنگام مقتضی و با قطعیت حضور مهندس موسوی، در بوق و کرنا کرده او را مخالف شکوفایی اقتصاد ملی معرفی کنند.

هرچند در بعد سیاسی نیز تفاوت و اختلاف سلیقه موسوی با برخی از مقامات مملکتی، در نهانگاه مهمات خانه و توپخانه مخالفان حضور نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس در انتخابات آتی انبار شده تا مورد بهره‎‏برداری به موقع قرار گیرد.

رویکرد مبتنی بر تساهل و تسامح فرهنگی سید محمد خاتمی در هشت سال حاکمیت اصلاح طلبان و نیز اظهارات و مواضع برخی از مدیران ارشد دولت وی به ویژه در مقولات فرهنگی، چشم اسفندیاری است که به باور مخالفان خاتمی سر بزنگاه می‌تواند حرکت کاروان احتمالی انتخاباتی خاتمی را دچار تلاطم و تحول کند.
این ملاحظات ـ که در جای خود باید توجه ویژه‌ای به دنبال داشته باشد ـ علت پسندیده‏ای است تا با استناد به آن، دو نامزد احتمالی ریاست جمهوری دهم خود را قربانی زودتر از موعد نزاع‌های سیاسی و انتخاباتی نکنند.
شاید تقدیر به گونه‌ای رقم خورد که موسوی یا خاتمی در انتخابات شرکت نکردند. آنگاه اعلام زودتر از موعد، تداعی نخوردن آش و سوختن دهان را برای آنان خواهد کرد.

3- تردید در نوع نگاه و کیفیت حضور دوستان و هم قطاران نیز دغدغه مهم دیگری است که در تحلیل آمدن و یا نیامدن دو سید سیاستمدار نباید از نظر دور بماند.

جهت‏گیری احزاب و گروه‌های اصلاح طلب و بعضاً اصولگرایی که داعیه حمایت از میرحسین یا خاتمی را دارند، به دلیل چینش ناهمگون اردوهای انتخاباتی فضای تشنجی را رقم زده است.

از همین روی، منطقی به نظر می‌رسد که دلیل گام‌های پس و پیش دو سید را در اعلام نکردن حضور یافتن یا نیافتن خود، در بی مبالاتی جبهه موافقان و یاران آنها جستجو کنیم، چرا که هیچ ضمانتی نیست که با توجه به شعارها و اعلام مواضع بالا و پایین یاران دیروز و مدعیان امروز، اعلام کاندیداتوری هر یک از آنان، مصادف با پرچم‌های سرخ و سبز مخالفان نشود!

4- اوضاع کنونی کشور، به گونه‌ای است که ادعای مدیریت بهینه در آینده ریسک بسیار بزرگی به شمار می‌آید. وضعیت حساس پرونده هسته‏ای، اوضاع اقتصادی و معیشتی و بحران انرژی و مالی جهان از مواردی هستند که تصمیم‏گیری، بدون توجه به عاقبت دست و پنجه نرم کردن با آنها عاقلانه به نظر نمی‌رسد. میرحسین موسوی فارغ از جهت‏گیری‌های سیاسی و نوع بینش اقتصادی خاص خود، خاطره خوشی از سال‏های نخست وزیری خود بر جای گذارده است. خاتمی نیز با وجود تنش‌ها و فراز و نشیب‌های بسیار در عملکرد فرهنگی و سیاسی خود، در مجموع کارنامه مقبول و عامه پسندی داشته است. با این اصاف، ورود چشم بسته به معرکه‌ای که ممکن است تمام نتایج گذشته را بر باد دهد، خلاف پختگی سیاسی ارزیابی می‌شود.

از سوی دیگر، صرف آگاهی و اشراف به وضعیت کنونی کشور و مشکلات مملکت، نمی‌تواند نقش راهگشایی در آمدن یا نیامدن دو سید داشته باشد. باید راهکارهای عملی و برنامه‌های موفقیت‏زایی در نظر اینان و گروه مشاورانشان باشد تا وضع از اینی که هست بدتر نشود، وگرنه ندانستن معضلات یا دانستن بدون قدرت تغییر، هیچ دردی را مداوا نمی‌کند و در چنین موقعیتی، وجود هر کدام از این دو گزینه (ندانستن یا دانستن بدون قدرت)، باید سبب شود تا نتیجه بررسی‌های میرحسین و خاتمی برای حضور یا عدم حضور، گزینه دوم یعنی ارجحیت حضور نیافتن آنها باشد.

5- صرف نظر از اظهارات منابع گوناگون مبنی بر پتانسیل انتخابات ریاست جمهوری دهم برای در بر گرفتن یکی از دو سید سیاستمدار، به نظر می‌رسد گره خوردگی شدیدی میان اعلام آمدن یا نیامدن این دو و اینکه کدام یک باید بیایند، پدید آمده باشد.

میرحسین و خاتمی در حال بررسی و کاوش در وضعیت شخصی و شخصیتی حضور خود هستند. اینکه میرحسین موسوی با آیتم‌های گفته شده خود را اصلح نسبت به آمدن دانسته و یا اینکه خاتمی خود را اصلح بداند، نقش تأثیرگذار و شگرفی در اعلام وضعیت رؤسای کابینه سابق و اسبق انقلاب نسبت به انتخابات آینده خواهد داشت. شاید بتوان چنین تحلیل کرد که مسأله آمدن یکی از آنها هنوز برای خود ایشان مبرهن نشده و شاید اطاله زمان اعلام به همین دلیل باشد که کدام یک باید حضور پیدا کنند.

به بررسی و مشورت‌های دو سویه و پیرامونی، رایزنی و نظرخواهی از مقامات عالی رتبه نظام را نیز باید اضافه کرد، چراکه قطعیت حضور هر یک از ایشان، بستگی به گرفتن نظر و رضایت قطعی مقامات عالی رتبه نظام دارد.
هرچند بنا بر شواهد قطعی و مدارک معتبر، مخالفتی با حضور هیچ یک از این دو نامزد احتمالی نیست، اما اینکه در ترازوی اهم و مهم، قرعه آمدن به نام کدام یک از این دو در خواهد آمد، وابستگی شدیدی به کسب نظر و مشورت از بزرگان نظام دارد.

هر چند نگاه‌ها و تحلیل‌های دیگری در این باره هست که معتقد است گره زدن سرنوشت میرحسین موسوی با اصلاح‏طلبان و وجهه تک بعدی اصلاح‏طلبی به نخست وزیر محبوب دوران جنگ دادن نه تنها درست نبوده بلکه به ضرر نظام نیز هست، چرا که در اوضاع کنونی، میرحسین موسوی، دارای شخصیتی ملی و فراجناحی است تا شخصیتی با افکار و پیشینه اصلاح‏طلبی و چپگرایی.

6- هر چند تحلیل‌های دیگری نیز درباره نحوه اعلام حضور این دو نامزد پر حاشیه وجود دارد؛ مانند حواله دادن این رفتارهای خاتمی و موسوی به زمینه سازی برای یک شخصیت پر طرفدار و یا این که ذخیره آرای مردم برای یکی از خود، با اعمال برنامه‌های پنهانی و تحریک کردن اذهان و جلب توجهات مردمی که به دلیل نقص در برآوردهای اولیه این پیش‏داوری‌ها و نیز نادرست بودن خروجی آنها مورد توجه قرار نگرفته و سخنی از آنان به میان نیامد.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1387/10/19
پاسخ

بله به هر حال باید دید در جنگ قدرت کی میتونه باز دل مردمو با شعارهای فریبنده خودش ببره و ....

کاربر مهمان -> 1387/10/20
پاسخ

با سلام. ما در این برهه زمانی و با توجه به مشکلات فاحش سیاسی و اقتصادی به یک مدیر بحران در رأس دولت دهم نیاز داریم.

کاربر مهمان -> 1387/10/20
پاسخ

ما همه چیز رو فهمیدیم جناب سلیمی به جز این چشم اسفندیار. فکر کنم یه چیزی تو مایه های پاشنه آشیل باشه. درسته؟ فضلایی که اطلاع دارن از این موضوع ما رو بی نصیب نذارن.

کاربر مهمان -> 1387/10/20
پاسخ

تحلیل خوبی بود. با توجه به مطالبی که در سایتهای منتسب به طرفداران برخی نامزدها مملو از نفرت و کینه نسبت به این دو سید عزیر روا می دارند نوشتن چنین مطالبی لازم است

کاربر مهمان -> 1387/10/20
پاسخ

افسانه نوشته اید برادر! اولا که قرار نبوده است ماهها مانده به انتخابات افراد اعلام حضور کنند.مقام معظم رهبری فرمودند فعالیت برای انتخابات زود است.اگر کسانی به فرمایش ایشان یا در راستای دستور ایشان عمل کردند نشان از سرگشتگی و ناتوانی در مدیریت است؟ اگر در دولت خاتمی چشم اسفندیار بود شما که خود اسفندیار را دارید که هر روز تازه تر از تازه تری را می رساند! اگر بنای افسانه سرایی دارید راه و رسم آن را بیاموزید و مانند افسانه سرایان بزرگ دنیا کتاب بنویسید و منتشر کنید باشد که خوانندگان فراوان پیدا کند اما لطفا برای افسانه خود از همان شخصیتهای افسانه ای استفاده کنید تا فروش آن هم بیشتر باشد.

کاربر مهمان -> 1387/10/20
پاسخ

با عرض پوزش از نویسنده باید به عرض برسانم به عقیده این جانب این دو سیاستمدار سرگردان نیستند بلکه با انتخاب یک استراتژی باعث سرگردانی دیگران شده اند. اگر شما هم از سرگردانان می باشید پیشنهاد می کنم لنگ ایشان نباشید و به کار خود برسید.

کاربر مهمان -> 1387/10/20
پاسخ

چرا یک خبر رسان ، تحلیل میکند . اصلا سیاست جالبی نیست . هر کسی میفهمد ...

کاربر مهمان -> 1387/10/20
پاسخ

بنطر بنده کاش تمام مسلمانان بخصوص ما ایرانی ها مثل امام خمینی مسلمان واسلام شناس می بودیم

کاربر مهمان -> 1387/10/20
پاسخ

نویسنده سطور فوق که خود را گمنام گذاشته !؟ سعی کرده تا بنحوی ظریف علت اصلی تردید میر حسین و خاتمی را در پردهای از بازی های سیاسی موجود در بازار سیاست بازان داخلی پنهان کند و به اصل مطلب که وجود اختلاف عمیق و حل نشده بین هر دوی ایشان با .... اشاره نکنند . این گرفتاری بزرگ ما ایرانیان هست که هنوز شاه پرستیم یعنی یک نفر را آنقدر پرده عصمت و طهارت به گردش می بندیم که بعد نه میتوانیم نقدش کنیم و چون چرا از او بپرسیم و یا نهایتا خرد و سرنگونش کنیم یعنی معنی این هر فرد از افراد چون معصوم نیست پس قابل اشتباه کردن هست و چون اشتباه ممکن است بکند پس باید بتوان او را نقدش کرد ولی عدهای هستند که افرادی را مقدس میکنند و بعد پشت قداست آنان هر چه خلاف هست میکنند م تا کسی خواست حرفی بزند فورا تهمت توهین به مقدسات و مقامات را به او میبندند تا آن فرد خاموش شود و جالب اینجاست که ابزار اجرائی آنان نیز افرادی هستند که با صداقت کار میکنند ولی نا خود آگاه آب در آسیاب این افرا میریزند .

کاربر مهمان -> 1387/10/20
پاسخ

داستان بیربطی است.هنوز زمان اعلام حضور در انتخابات نرسیده است.غیر از کروبی دیگر چه کسانی اعلام حضور کرده اند؟؟

کاربر مهمان -> 1387/10/20
پاسخ

به نظر می رسد که نبود اخلاق سیاسی در جامعه امروزی ایران نیز به این تردیدها دامن می زند. نبود امنیت اخلاقی و سیاسی برای کسانی که در حاشیه قدرت هستند می تواند زمینه ساز چنین سرگشتگی های سیاسی باشد که خود نشانی از بیماری های مزمن سیاسی در جامعه امروزمان دارد.

کاربر مهمان -> 1387/10/21
پاسخ

چرا عنوان مقاله عوض شد؟!

کاربر مهمان -> 1387/10/21
پاسخ

یکی از بلایای سیاسی جامعه امروز ما این است که نهاد قدرت خبرنگاران را سانسور و کنترل می کند و خبرنگاران (بعضی) هم مردم را

کاربر مهمان -> 1387/10/21
پاسخ

تیتر مضحکی است نه تردیدی در کار است و نه سیاست مداری .

کاربر مهمان -> 1387/10/21
پاسخ

یکی از قویترین طرفداران خاتمی در سال 76 همین آقای کروبی بود که در اواخر دولت خاتمی در زمره منتقدان آن به شمار می آمد و اوج نقدش هم در انتخابات 84 به دولت خاتمی بود. شاید این دو سید نگران هستند که بعد از چند سال یکی که طرفدار دیگری و بزرگترین حامی انتخاباتی اش بوده شمشیر از رو ببندد و به منتقد و مخالف تبدیل شود ... با توجه به اختلافات دو نفر در زمینه دیدگاههای فرهنگی این خیلی بعید نیست. پس بند هفتم را هم به تحلیل فوق اضافه کنید: این دو سیاستمدار خوش رو و خوش اخلاق، نمیتوانند به یکدیگر اعتماد کنند.

کاربر مهمان -> 1387/10/21
پاسخ

دوستان چقدر .ببخشید. ساده اید. آقای میرحسین موسوی فعلا توی آب نمکه، خودش هم میدونه، وقتش شد میاد، این داستانها چیه؟

کاربر مهمان -> 1387/10/21
پاسخ

ای کاش نظام بتواند از وجود هر دو به صورت همزمان استفاده نماید به طوری که از قبل آنها توافق نمایند یکی معاون اول دیگری باشد .

کاربر مهمان -> 1387/10/21
پاسخ

ما که خودمان را برای 50 کروبیها (منظور قولهای دوره قبل جناب کروبی) آماده کردیم

کاربر مهمان -> 1387/10/22
پاسخ

با وجود تمامی نظرات دوستان، تحلیل خوب و بیطرفانه ای بود.

کاربر مهمان -> 1387/10/21
پاسخ

خانه از پایبست ویران است خواجه در بند نقش ایوان است

کاربر مهمان -> 1387/10/21
پاسخ

نظرتان با مقدمه ی سوگیری نفی این دو سید استوار شده است. تحلیلتان هم چون سوگیری قبلی را می رساند نمی تواند یک تحلیل خبری گفته شود. می تواند تحلیل حزبی تان باشد.

کاربر مهمان -> 1387/10/21
پاسخ

از کی تا حالا عدم اعلام موضع به معنای تردید است؟ لااقل جای دیگر احتمالات را هم باقی میگذاشتید. اصلاً بقول عبداله نوری فرقی نمی کند تکلیف ریاس جمهوری مشخص است...

کاربر مهمان -> 1387/10/22
پاسخ

آیا واقعا نگارنده مقاله فوق انصاف داشته ؟ یا جناحی فکر کرده و قلم زده کجای کار فرهنگی در مملکت در زمان تصدی آقای خاتمی خوب بوده یا بعد اقتصادی و حتی سیاسی؟ مردم در بدترین موقعیت قرار داشته آنوقت آقایان فکر سیاست بوده و فکر گفتگوی تمدن . شاید دهمین بار است که درد دل می نویسیم که به مذاق دوستان خوش نمی آید و درج نمی گردد.

کاربر مهمان -> 1387/10/22
پاسخ

با سلام و عرض ادب همواره جامعه ایران دشت خوش تغییر و تحول است اما این تغییر و تحویل حدودی به منافع ملی بر می گردد و بیشتر به منافع افراد و گروه خاص . مهم این است که در این عرصه آنچه که بیانجامد نام ایران اسلامی است در این جهان پر پیچ و خم . اینکه سیاستمدار در همه عرصه ها به فکر اول منافع ملی کشور خود باشد و بعد سایر کشور ها در دستور کار قرار بگیرد و دیگر اینکه در برقراری ارتباط با کشوری که از حیث دیپملماسی حرفی برای گفتن داشته باشد .

کاربر مهمان -> 1387/10/22
پاسخ

عمده دلیل تردید آقای موسوی وخاتمی دراین است که با توجه با ساختار سیاسی فعلی قوای آشکار و پنهان کشور ،امکان کار کردن وجود ندارد .همین فردای رئیس جمهور شدن است که مجلس به وزرای معرفی شده ومورد وثوق موسوی وخاتمی رای اعتماد نمیدهد

کاربر مهمان -> 1387/10/22
پاسخ

این دو سیاستمدار در آمدن تردید ندارند بلکه سیاستمدارانه کی امدن ویا نیامدن را محک می زنند.

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین