بابی چارلتون به تازگی در یک برنامه زنده تلویزیونی با برادرش، جک پس از سالها دلخوری و قهر، آشتی کرد. قرار بود جایزه بهترین شخصیت سال ورزشی را به خاطر یک عمر تلاش از طرف بیبیسی به او بدهند و برای اهدای جایزه به بابی برادرش، جک را انتخاب کردند: «به من گفته بودند که جک جایزه را به من خواهد داد و من هم هیچ مخالفتی نداشتم. ما فراز و نشیبهای زیادی داشتیم اما هر دو در تیم ملی کنار هم بازی کردهایم و فکر نمیکنم بهتر از او برای اهدای جایزه میشد کسی را پیدا کرد.»
به نوشته گل، برای بابی چارلتون فوتبال همیشه حسی جادویی و آرامشدهنده را به همراه دارد: «واقعیت این است که جامعه به فوتبال نیاز دارد. هر زمان که اوضاع جامعه و اقتصادی اصلا خوب نباشد فقط با فوتبال است که مردم به کارشان دلگرمی پیدا میکنند.»
او در گفتوگوی خود اظهار داشت که خوزه مورینیو احتمالا هرگز مربیگری در یونایتد را تجربه نخواهد کرد و پس از آن به دیمیتار برباتف پرداخت: «هنوز هم در حال کشف و شناخت برباتف هستم. بازی او را جلوی تاتنهام دیدم و دریافتم از آن جمله بازیکنانی است که مهار سرنوشت خودش را در دست دارد. او تصمیمات کاملا درستی را در طول مسابقه میگیرد. اما وقتی برای یونایتد بازی میکنی با توقعات بالاتری مواجه میشوی. یعنی نه فقط باید مهارتهایت را به نمایش بگذاری بلکه از تو انتظار میرود که دوندگی هم بکنی، به یاری مدافعان تیم بشتابی و برای پس گرفتن توپ از حریف مبارزه کنی. برباتف بینظیر است. اوایل از او خیلی انتقاد میکردم.
به خودم میگفتم: ببین چطور بازی میکند! هر وقت توپ را از دست میدهد دیگر نمیدود و شروع به راه رفتن میکند. اما کمکم او را بهتر شناختم. در چند بازی اخیر دریافتم که دیمیتار چقدر هوشیارانه بازی میکند، قدرت فیزیکی بالایی دارد و مهارتهایش دیدنی است. هر بار هم که میخواهد پاس بدهد طوری این کار را میکند که همه چیز برای دیگر بازیکن تیم آسان پیش برود. او همه کارهایش را کاملا خوب انجام میدهد و دقیق. هر بار که میخواهد گل بزند درست و به موقع پیش میرود و این به خاطر آن است که کنترل بازی خودش را کاملا در دست دارد.
بنابراین نظر من در مورد برباتف عوض شده است. واقعا باید بگویم که استعداد فراوانی دارد و در جایگاه مناسبی هم قرار گرفته. البته گاهی بازی او کسلکننده میشود. من به طور غریزی فکر میکنم هر وقت توپ را از دست میدهی باید سعی کنی آن را پس بگیری تا اشتباهت جبران شود. شاید برباتف هم مثل جورج بست است و باید همین طوری که هست پذیرفته شود. کانتونا هم مثل برباتف بازیکن مغروری بود اما انصافا در کارهای تیمی همیشه شریک میشد. من هرگز از اریک درباره این گونه مسایل انتقاد نکرده بودم. برباتف هر چه بیشتر فرصت به میدان رفتن را پیدا کند بهتر میشود.
برباتف دریافته که در چه جایگاه مهمی قرار گرفته. وقتی با پیراهن یونایتد به میدان میروی باید با تمام وجودت کار کنی. او پتانسیل تبدیل شدن به یکی از بزرگترین بازیکنان یونایتد را دارد.
قابلیتهایش هم منحصر به فرد است. از بقیه فاصله میگیرد تا راحت در بازی کارش را انجام دهد. به دنبال توپهای مرده است. من در ذهن خودم بارها از برباتف انتقاد کردهام و حتی گفتهام که به خاطر پول زیادی که به او میپردازیم باید کمی خودش را از سطح فعلی بالاتر بکشد. در یونایتد هیچ کس اجازه اشتباهات متعدد را ندارد و اصلا نمیشود نامداوم و بیدقت بود. ابدا.»
چارلتون اظهار داشت برنامهریزی یونایتد برای پرورش و استفاده از جوانان و همچنین سبک بازی هجومی که در این تیم به سنت تبدیل شده از موانع بزرگ آمدن مورینیو به اولدترافورد خواهد بود: «اصلا دوست ندارم کسی از این حرفهایم برداشت نادرستی بکند اما باید بگویم که مورینیو شانسی ندارد. من اصلا نمیتوانم این واقعیت را بپذیرم که فرگوسن یک روزی باید از یونایتد برود. بسیاری میپرسند که چرا یونایتد اینقدر موفق است. به خاطر این است که تاریخچه غنی و پرافتخاری دارد و این افتخارات برای همه بار مسوولیت را به دنبال داشته.
فرگوسن همیشه برنامههای بلند مدت را در نظر دارد و به همین خاطر به بازیکنان جوان علاقه نشان میدهیم. با ورود هر جوان به یونایتد روحیه جوانی در کل تیم دمیده میشود. هر وقت که کار تیمی در میدان درست انجام میشود هواداران فورا رضایت خودشان را با تشویق اعلام میکنند اگر میخواهی اینجا به موفقیت برسی باید به صدای هواداران هم گوش بدهی.
هر چقدر خودت را درگیر سنتهای یونایتد کنی و با بست، لا و دوره اسکولز و گیگز بیشتر ارتباط برقرار کنی زیر پرچم یونایتد قدرتمندتر مبارزه خواهی کرد. تیمهای دیگر هر وقت حتی در خانه بازی میکنیم اولین شعارشان دفاع کردن است. اما یونایتد اجازه این کار را ندارد چون هوادارانش طالب چنین نگرشی نیستند. آنها تصاحب توپ، حمله و گلزنی را میخواهند.
آسانترین کار در دنیا این است که پشت سر دیگری خودت را پنهان کنی. وقتی 16 ساله بودم جیمی مورفی، دستیار مربی یونایتد بود. او و من یکشنبهها تنهایی به اولدترافورد میرفتیم. او میگفت: بابی! میخواهم با تو حرف بزنم چون میدانم که گوش میکنی. اول از همه باید به فکر به دست آوردن توپ باشی. برای این کار باید بازیکنی را که مامور مهار کردن تو شده قال بگذاری و بعد بازی خودت را کنترل کنی.»
این نگرش منافاتی با ایدههای فرگوسن مردی که تیمش را به 10 عنوان قهرمانی رسانده ندارد: «حرفهای مورفی تا آخر دوران حرفهای من آویزه گوشم خواهد بود. هرگز وسوسه نشدم که خودم را پشت بقیه قایم کنم. همیشه برای به دست آوردن توپ جنگیدم حتی گاهی بیش از حد. حتی میخواستم توپ را از دروازهبان حریف هم بگیرم! وین رونی درست مثل جوانیهای من است. با شور و حرارت خاصی بازی میکند. گاهی هیجاناتش حین بازی فوران میکند اما هر چه میگذرد میبینم که دارد به آرامش میرسد و راحتتر خودش را از دست بازیکنان حریف آزاد میکند. وین رونی دوست داشتنی است چون هیچ ترسی ندارد و مثل من گاهی دور و بر دروازهبان هم میپلکد. اصلا نمیخواهد در مسابقه در حاشیه قرار بگیرد بلکه دوست دارد قلب تپنده بازی باشد. جیمی آدامسون زمانی که در اوج مربیگری خودش بود به من گفت اگر میخواهم مرد تاثیرگذاری در میدان باشم باید کاری کنم که به الگوی همتیمیهایم در میدان مسابقه تبدیل شوم. یعنی هر طور که بازی کردم آنها هم همان طور ظاهر شوند در آن صورت اگر بازیکن ترسویی باشم دیگران هم سعی میکنند پنهان شوند.»
بابی چارلتون درباره دیگر قدرتهای لیگ برتر هم نظراتی را ارایه کرد: «تغییر مربی در چلسی به نظرم کار درستی نبود. همه آنها مربیان خوبی بودند اما هر بار که فرد تازهای روی نیمکت تیم مینشیند انگار همه چیز از سر شروع شده است. جان تری از شخصیتهای بزرگ چلسی است. از وقتی در تیم جوانان بازی میکرد بازیهایش را دنبال میکردم. او عشق فراوانی به چلسی دارد و رهبر بزرگی است و درست مثل استیون جرارد نمیشود تصور حضور او در هیچ تیم دیگری را کرد.»
بابی چارلتون بعد از ناکامی تری در ضربات پنالتی فینال لیگ قهرمانان سال قبل به او دلداری داده و گفته بود: «صبر داشته باش. فرصتها در انتظار تو هستند.»
او در مقایسه فرگوسن با اسکولاری گفت: «فرگوسن همیشه مرد ثابت قدمی در تصمیمگیری است. این را میشود از نحوه انتخاب ترکیب ثابت او دریافت. هر وقت بازیکنی در شرایط خوبی نیست به موقع میفهمد که آیا میتواند او را باز به میدان بفرستد یا بهتر است از فرد دیگری به جای او استفاده کند. ما مدیران باشگاه هم بعد از بازیها به رختکن میرویم و به او و بازیکنان آفرین میگوییم. فرگی همیشه در رختکن از مدیران استقبال میکند مگر این که بنا به دلایلی در را قفل کرده باشد. البته این مساله بیشتر از 20 دقیقه طول نمیکشد چون الکس میداند چطور باید با بازیکنانش رفتار کند. فکر میکنم فرگوسن احساس میکند که اگر مدتی مشکلات را همین طوری تحمل کند حل کردن آنها برایش ساده میشود. اما اگر احساس کند کاری باید فورا انجام شود هیچ چیز در دنیا نمیتواند جلوی او را بگیرد. هیچ چیز!»
به نوشته گل، برای بابی چارلتون فوتبال همیشه حسی جادویی و آرامشدهنده را به همراه دارد: «واقعیت این است که جامعه به فوتبال نیاز دارد. هر زمان که اوضاع جامعه و اقتصادی اصلا خوب نباشد فقط با فوتبال است که مردم به کارشان دلگرمی پیدا میکنند.»
او در گفتوگوی خود اظهار داشت که خوزه مورینیو احتمالا هرگز مربیگری در یونایتد را تجربه نخواهد کرد و پس از آن به دیمیتار برباتف پرداخت: «هنوز هم در حال کشف و شناخت برباتف هستم. بازی او را جلوی تاتنهام دیدم و دریافتم از آن جمله بازیکنانی است که مهار سرنوشت خودش را در دست دارد. او تصمیمات کاملا درستی را در طول مسابقه میگیرد. اما وقتی برای یونایتد بازی میکنی با توقعات بالاتری مواجه میشوی. یعنی نه فقط باید مهارتهایت را به نمایش بگذاری بلکه از تو انتظار میرود که دوندگی هم بکنی، به یاری مدافعان تیم بشتابی و برای پس گرفتن توپ از حریف مبارزه کنی. برباتف بینظیر است. اوایل از او خیلی انتقاد میکردم.
به خودم میگفتم: ببین چطور بازی میکند! هر وقت توپ را از دست میدهد دیگر نمیدود و شروع به راه رفتن میکند. اما کمکم او را بهتر شناختم. در چند بازی اخیر دریافتم که دیمیتار چقدر هوشیارانه بازی میکند، قدرت فیزیکی بالایی دارد و مهارتهایش دیدنی است. هر بار هم که میخواهد پاس بدهد طوری این کار را میکند که همه چیز برای دیگر بازیکن تیم آسان پیش برود. او همه کارهایش را کاملا خوب انجام میدهد و دقیق. هر بار که میخواهد گل بزند درست و به موقع پیش میرود و این به خاطر آن است که کنترل بازی خودش را کاملا در دست دارد.
بنابراین نظر من در مورد برباتف عوض شده است. واقعا باید بگویم که استعداد فراوانی دارد و در جایگاه مناسبی هم قرار گرفته. البته گاهی بازی او کسلکننده میشود. من به طور غریزی فکر میکنم هر وقت توپ را از دست میدهی باید سعی کنی آن را پس بگیری تا اشتباهت جبران شود. شاید برباتف هم مثل جورج بست است و باید همین طوری که هست پذیرفته شود. کانتونا هم مثل برباتف بازیکن مغروری بود اما انصافا در کارهای تیمی همیشه شریک میشد. من هرگز از اریک درباره این گونه مسایل انتقاد نکرده بودم. برباتف هر چه بیشتر فرصت به میدان رفتن را پیدا کند بهتر میشود.
برباتف دریافته که در چه جایگاه مهمی قرار گرفته. وقتی با پیراهن یونایتد به میدان میروی باید با تمام وجودت کار کنی. او پتانسیل تبدیل شدن به یکی از بزرگترین بازیکنان یونایتد را دارد.
قابلیتهایش هم منحصر به فرد است. از بقیه فاصله میگیرد تا راحت در بازی کارش را انجام دهد. به دنبال توپهای مرده است. من در ذهن خودم بارها از برباتف انتقاد کردهام و حتی گفتهام که به خاطر پول زیادی که به او میپردازیم باید کمی خودش را از سطح فعلی بالاتر بکشد. در یونایتد هیچ کس اجازه اشتباهات متعدد را ندارد و اصلا نمیشود نامداوم و بیدقت بود. ابدا.»
چارلتون اظهار داشت برنامهریزی یونایتد برای پرورش و استفاده از جوانان و همچنین سبک بازی هجومی که در این تیم به سنت تبدیل شده از موانع بزرگ آمدن مورینیو به اولدترافورد خواهد بود: «اصلا دوست ندارم کسی از این حرفهایم برداشت نادرستی بکند اما باید بگویم که مورینیو شانسی ندارد. من اصلا نمیتوانم این واقعیت را بپذیرم که فرگوسن یک روزی باید از یونایتد برود. بسیاری میپرسند که چرا یونایتد اینقدر موفق است. به خاطر این است که تاریخچه غنی و پرافتخاری دارد و این افتخارات برای همه بار مسوولیت را به دنبال داشته.
فرگوسن همیشه برنامههای بلند مدت را در نظر دارد و به همین خاطر به بازیکنان جوان علاقه نشان میدهیم. با ورود هر جوان به یونایتد روحیه جوانی در کل تیم دمیده میشود. هر وقت که کار تیمی در میدان درست انجام میشود هواداران فورا رضایت خودشان را با تشویق اعلام میکنند اگر میخواهی اینجا به موفقیت برسی باید به صدای هواداران هم گوش بدهی.
هر چقدر خودت را درگیر سنتهای یونایتد کنی و با بست، لا و دوره اسکولز و گیگز بیشتر ارتباط برقرار کنی زیر پرچم یونایتد قدرتمندتر مبارزه خواهی کرد. تیمهای دیگر هر وقت حتی در خانه بازی میکنیم اولین شعارشان دفاع کردن است. اما یونایتد اجازه این کار را ندارد چون هوادارانش طالب چنین نگرشی نیستند. آنها تصاحب توپ، حمله و گلزنی را میخواهند.
آسانترین کار در دنیا این است که پشت سر دیگری خودت را پنهان کنی. وقتی 16 ساله بودم جیمی مورفی، دستیار مربی یونایتد بود. او و من یکشنبهها تنهایی به اولدترافورد میرفتیم. او میگفت: بابی! میخواهم با تو حرف بزنم چون میدانم که گوش میکنی. اول از همه باید به فکر به دست آوردن توپ باشی. برای این کار باید بازیکنی را که مامور مهار کردن تو شده قال بگذاری و بعد بازی خودت را کنترل کنی.»
این نگرش منافاتی با ایدههای فرگوسن مردی که تیمش را به 10 عنوان قهرمانی رسانده ندارد: «حرفهای مورفی تا آخر دوران حرفهای من آویزه گوشم خواهد بود. هرگز وسوسه نشدم که خودم را پشت بقیه قایم کنم. همیشه برای به دست آوردن توپ جنگیدم حتی گاهی بیش از حد. حتی میخواستم توپ را از دروازهبان حریف هم بگیرم! وین رونی درست مثل جوانیهای من است. با شور و حرارت خاصی بازی میکند. گاهی هیجاناتش حین بازی فوران میکند اما هر چه میگذرد میبینم که دارد به آرامش میرسد و راحتتر خودش را از دست بازیکنان حریف آزاد میکند. وین رونی دوست داشتنی است چون هیچ ترسی ندارد و مثل من گاهی دور و بر دروازهبان هم میپلکد. اصلا نمیخواهد در مسابقه در حاشیه قرار بگیرد بلکه دوست دارد قلب تپنده بازی باشد. جیمی آدامسون زمانی که در اوج مربیگری خودش بود به من گفت اگر میخواهم مرد تاثیرگذاری در میدان باشم باید کاری کنم که به الگوی همتیمیهایم در میدان مسابقه تبدیل شوم. یعنی هر طور که بازی کردم آنها هم همان طور ظاهر شوند در آن صورت اگر بازیکن ترسویی باشم دیگران هم سعی میکنند پنهان شوند.»
بابی چارلتون درباره دیگر قدرتهای لیگ برتر هم نظراتی را ارایه کرد: «تغییر مربی در چلسی به نظرم کار درستی نبود. همه آنها مربیان خوبی بودند اما هر بار که فرد تازهای روی نیمکت تیم مینشیند انگار همه چیز از سر شروع شده است. جان تری از شخصیتهای بزرگ چلسی است. از وقتی در تیم جوانان بازی میکرد بازیهایش را دنبال میکردم. او عشق فراوانی به چلسی دارد و رهبر بزرگی است و درست مثل استیون جرارد نمیشود تصور حضور او در هیچ تیم دیگری را کرد.»
بابی چارلتون بعد از ناکامی تری در ضربات پنالتی فینال لیگ قهرمانان سال قبل به او دلداری داده و گفته بود: «صبر داشته باش. فرصتها در انتظار تو هستند.»
او در مقایسه فرگوسن با اسکولاری گفت: «فرگوسن همیشه مرد ثابت قدمی در تصمیمگیری است. این را میشود از نحوه انتخاب ترکیب ثابت او دریافت. هر وقت بازیکنی در شرایط خوبی نیست به موقع میفهمد که آیا میتواند او را باز به میدان بفرستد یا بهتر است از فرد دیگری به جای او استفاده کند. ما مدیران باشگاه هم بعد از بازیها به رختکن میرویم و به او و بازیکنان آفرین میگوییم. فرگی همیشه در رختکن از مدیران استقبال میکند مگر این که بنا به دلایلی در را قفل کرده باشد. البته این مساله بیشتر از 20 دقیقه طول نمیکشد چون الکس میداند چطور باید با بازیکنانش رفتار کند. فکر میکنم فرگوسن احساس میکند که اگر مدتی مشکلات را همین طوری تحمل کند حل کردن آنها برایش ساده میشود. اما اگر احساس کند کاری باید فورا انجام شود هیچ چیز در دنیا نمیتواند جلوی او را بگیرد. هیچ چیز!»