اریش روته مولر، مربی آلمانی تیم ملی بالاخره فعالیت دائمش را در ایران شروع کرد. همه منتظر بودند تا قرارداد این تئوریسین بزرگ با فدراسیون فوتبال آلمان تمام شود تا او را در کنار دایی روی نیمکت تیم ملی ببینند.
به گزارش ایلنا و به نقل از جهان ورزش، روته مولر با سابقه زیادی در مربیگری در بوندس لیگا (کلن و هانزا روستوک) و سال ها کار به عنوان دستیار در تیم ملی آلمان حالا با هدف رساندن ایران به جام جهانی 2010 افریقای جنوبی به کادر فنی تیم ملی کشورمان اضافه شده است. او حالا حتی به صعود از مرحله گروهی در جام جهانی می اندیشد.
* آقای روته مولر، همه در ایران شما را به عنوان یک تئوریسین می شناسند. ممکن است بیشتر راجع به سوابقتان صحبت کنید؟
- بله. من در بوندس لیگا مربی بوده ام. در تیم های آماتور چند سالی تجربه دارم. در تیم ملی زیر 17 سال آلمان، زیر 19 سال آلمان و زیر 21 سال آلمان به عنوان سرمربی فعالیت کرده ام. سال ها به عنوان دستیار در تیم ملی بزرگسال کار کرده ام. با این تیم در جام جهانی 2002 نایب قهرمان هم شده امو من ترکیبی از تئوری و تجربه عملی هستم.
* قبل از این که اصلا پیشنهادی از ایران داشته باشید، راجع به فوتبال ایران چیزی می دانستید؟
- بله. سال ها پیش در جام جهانی 1998 بازی این تیم را دیدم. همینطور در جام جهانی 2006 و بعد از آن هایلایت های برخی از بازی های ایران را تماشا کرده ام.
* اگر به آن زمان برگردیم راجع به ایران چه می گویید؟
- خوب من چند بار برای تدریس فوتبال به ایران آمده ام و بسیاری از مربیان ایرانی را می شناسم. می دانید صحبت کردن به آن ها چه چیزی را منعکس می کرد؟ من به شما می گویم. آن ها خیلی خوب و باهوش بودند. دوست داشتم با آن ها کار کنم. غیر از آن ها بازی های مهدوی کیا، هاشمیان، کریمی، عزیزی، باقری و دایی را دنبال می کردم. عزیزی در تیم مورد علاقه من بازی می کرد.
* برخی از مردم و اصحاب رسانه به شما به چشم یک ناجی نگاه می کنند. خودتان چه فکر می کنید؟
- نه من این طور فکر نمی کنم. ماجرا ایم است که دایی از من خواست بیایم ایران و من آن زمان با فدراسیون فوتبال آلمان قرارداد داشتم. بعد از پایان قراردادم به ایران آمدم. حالا هم که خیلی خوشحال هستم. دایی را نه به عنوان بازیکن که به عنوان یک مربی هم دوست دارم. چرا نباید با او موفق شویم؟ اما این را می گویم که یک ناجی نیستم. فقط می توانم آرزو و سعی کنم که در کنار بقیه آن قدر تلاش کنیم تا موفق شویم. این هم فقط وظیفه من نیست. وظیفه همه است. علی، هومن (افاضلی)، مربی دروازه بان ها (بهزاد غلامپور) و بازیکنان.
* البته مردم ایران خاطرات بدی از فوتبال در 2، 3 سال گذشته دارند. برای همین هم است که به شما به عنوان یک ناجی نگاه می کنند.
- این حرف های شما به من انگیزه می دهد. من هم شنیده ام که مدتی است فوتبال ایران افت کرده. به همین دلیل سعی دارم کمک کنم تا دوباره به اوج برسد. معتقدم با پتانسیلی که بازیکنان ایرانی دارند به این هدف می رسیم. باور کنید خوشبین نیستم. کاملا به این حرف اعتقاد دارم. ایران پتانسیل خیلی بالایی دارد.
* پیشتر حس می شد علی دایی در کادر فنی تنهاست و تیم ملی ایران نیاز به یک برنامه ریز و مهندس دارد. شما همان فرد هستید؟
- امیدوارم بتوانم باشم و کمک کنم. اما این حرف را قبول ندارم که او تنها بود. علی هومن را داشت و هم چنین یک مربی دروازه بان خوب. هومن را خوب می شناسم چون زیاد با هم انگلیسی حرف می زنیم. او دانش خیلی زیادی دارد و کاملا به علم فوتبال آشناست. هومن تمرینات خوبی را برنامه ریزی می کند. هومن، علی، مربی دروازه بان ها و من یک تیم هستیم. من فقط یک بازیکن از این تیم هستم درضمن ما نیاز به مربی بدنساز، پزشک خوب، بازیکنان خوب و ... داریم.
* آقای روته مولر، برای فوتبال ایران چه آورده اید؟
- ببینید هر مربی هدفی دارد. هدف ما مشخص است؛ رسیدن به جام جهانی. من بازی های قبلی ایران را فقط در حد هایلایت دیده ام. اما اگر بیشتر هم می دیدم حرفی نمی زدم. فقط می گویم نتایج خوب بوده. از 3 بازی 5 امتیاز گرفته ایم و 5 بازی دیگر داریم. فقط این را می گویم که با یک برنامه ریزی مناسب کاری می کنم بازیکنان آماده شوند. آن ها را وادار می کنم خوب باشند.
* چطور این کار را می کنید؟
- با تمرینات، ساخت تیم، آموختن عکس العملی که تیم هنگام شکست ها و پیروزی ها داشته باشد، با تمرینات روزانه و این چیزها. علی خوب می داند چه کسانی را به تیم دعوت کند. من هم به آن ها کمک می کنم پیشرفت کنند.
* گفتید دایی را دوست دارید. این اما نمی تواند همه انگیزه شما برای آمدن به ایران باشد...
- البته. اول بگذارید این را بگویم که کار کردن در ایران و در کنار علی افتخار من است. این تنها یک جمله نیست. واقعا از صمیم قلب می گویم. غیر از این من در جام های جهانی 1998 و 2002 به عنوان دستیار حضور داشتم و در جام حهانی 2006 کار نظارت و آنالیز بازی ها را بر عهده داشتم. به همین دلیل به خوبی می دانم حضور در جام جهانی یعنی چه. جام جهانی بهترین تورنمنت و بزرگترین رقابت در فوتبال است. هر مربی ای آرزویش این است که در جام جهانی شرکت کند. آرزوی من هم همین است. این را بگویم که رسیدن به جام جهانی یعنی بالا بردن استانداردها.
* فلسفه شما در فوتبال چیست؟
- هر مربی ای فلسفه ای دارد. من هم همینطور. اما هنوز خیلی زود است بخواهم راجع به این موضوع صحبت کنم. مطمئن هستم که این فلسفه خیلی نزدیک به فلسفه علی دایی است. این فلسفه را قصد دارم آرام آرام پیاده کنم. با مربیان و بازیکنان حرف بزنم. از آن ها نظر بپرسم. بالاخره می فهمیم که چه کاری بهترین است. این را بدانید که فلسفه ما در زمین عالی خواهد بود.
* تیم دایی نسبت به تیم برانکو یک تغییر بزرگ داشته. ما حدود 7 سال بود که 1-3-2-4 در زمان مربیگری برانکو و قلعه نویی. سیستم کنونی تیم اما 2-4-4 لوزی است. عوض کردن سیستمی که ملکه ذهنی بازیکنان شده نگران کننده نیست؟
- این ها فقط تئوری است. اصلا دوست ندارم راجع به سیستم صحبت کنم. مهم این نیست که 1-3-2-4 بازی می کنیم یا 2-4-4 لوزی با دفاع خطی. مهم این است که هر بازیکنی کجا قرار می گیرد و می داند که مربی از او چه می خواهد. در آلمان هم از این قبیل بحث ها خیلی مطرح است. اما واقعیت این است که مهم ترین چیز عکس العمل بازیکنان در شرایط گوناگون است. آن ها باید بدانند که چه کار باید بکنند و به آن عمل کنند.
* سوال همین جاست. مثلا دو بال چپ و راست می دانند باید چه کنند؟
- خوب نمی دانم. هنوز تیم را خیلی جدی ندیدم. باید سعی کنم تیم را بیشتر بشنسام تا مشکلاتش را هم تشخیص دهم.
* یورگن کلینزمن، سرمربی آلمان در جام جهانی 2006 پیش از آغاز تورنمنت تغییرات زیادی را در کادر فنی اعمال کرد...
- بله او حتی پست من را هم عوض کرد.
* حال فکر می کنید تیم ملی ما هم نیازی به تغییرات انقلابی دارد؟
- ببینید یکی از کارهای خوب کینزمن این بود که یک مربی بدنساز از امریکا آورد. در امریکا مربی بدنساز مخصوص یک رشته ورزشی نداریم چون در تعطیلات بازیکنان به صورت شخصی به سالن های بدنسازی می روند و تمرین می کنند. به همین دلیل مربیان بدنساز آن ها می توانند برای هاکی، بسکتبال یا هر رشته دیگری باشند. یورگن یک مربی بدنساز امریکایی آورد و تاثیرش را هم دید.
* یعنی فکر می کنید تیم ملی ایران نیاز به بدنسازی بهتر دارد.
- سوال خوبی پرسیدید. نه فقط ایران که هر تیمی در دنیا باید بدنسازی بهتری داشته باشد. می دانم این جمله بارها شنیده اید اما حقیقت دارد که فوتبال امروز خیلی فیزیکی است. تکنیک و تاکتیک فاکتورهای مهمی هستند ولی بدون آن ها می توان بازی کرد. اما بدون فیزیک مناسب حتی نمی توان درست بازی کرد.
* چه کسی در تیم ملی مسئولیت آماده کردن بدن بازیکنان را بر عهده دارد؟ کسی که علمش را هم داشته باشد...
- من حتما این کار را زیر نظر می گیرم. این کار روزانه ماست. این که آمادگی یک بازیکن را زیر نظر بگیرم و با تمرین دادن به بازیکنان آمادگی جسمانی شان را بالا ببرم. بازیکنان در باشگاه هایشان زیر نظر خواهند بود و مطمئن باشید آن ها که شرایط دعوت شدن را دارند از لحاظ بدنی در شرایط مطلوبی به سر می برند. باید هر روز در مورد تمرینات با علی حرف بزنم. او بهتر می داند ضعف تیم ملی در چیست.
* برای دیدن بازی های باشگاهی به استادیوم می روید؟
- بله قصد دارم بازی های هفته بعد را ببینم. بعد از بازی با سنگاپور.
* نحوه انتخاب بازیکنان چگونه است؟ برانکو یک عادتی داشت و آن این بود که دلش می خواست 1-3-2-4 بازی کند و بر اساس این سیستم بازیکنان را دعوت می کرد. شما چطور فکر می کنید؟ اول سیستم بعد بازیکنان یا اول بازیکنان بعد سیستم؟
- یک بار هم گفتم سیستم واقعا اهمیت زیادی ندارد. مساله ای که برای من مهم است این است که برای هر پست من دو بازیکن خوب لازم دارم. باید برای هر منطقه دو بازیکن خوب در اختیار داشته باشم. بدون بازیکن نمی توان هیچ سیستمی اتخاذ کرد. حالا ما بازیکنان را دعوت می کنیم و بهترین برنامه ها را به آن ها می دهیم.
* یکی از مشکلاتی که تیم ملی در گذشته با آن درگیر بود این است که کم پیش می آمد در حین بازی تغییر خاصی در سیستم و روند حرکتی تیم به وجود آید. خیلی وقت ها ایران اگر گل اول را دریافت کند شیوه بازی اش تغییر نمی کند و اگر نتیجه بازی را هم عوض کند ربطی به تغییر نحوه بازی بازیکنان ندارد...
- خوب این بازیکنان هستند که باید یاد بگیرند در حین بازی تغییر کنند. آن ها باید یاد بگیرند اگر تیمشان عقب افتاد، جلو افتاد، کارت قرمز گرفت و ... عکس العمل متفاوت نشان دهند و سیستمشان را عوض کنند. این خیلی مهم است که بازیکنان انعطاف پذیر باشند. هم از نظر ذهنی و هم از نظر جسمی.
* انتقادی که خیلی ها به بازیکنان ایرانی وارد می کنند این است که خیلی تاکتیک پذیر نیستند تا به راحتی در طول بازی تغییر کنند.
- برای این کار تنها دو کلمه لازم است. با این دو کلمه تمام مشکلات حل می شود. نظم تاکتیکی.
* چنین چیزی را در بازیکنان ایرانی دیده اید؟
- همانطور که قبلا هم گفتم خیلی زود است برای این که بتوانم راجع به این مسائل صحبت کنم. باید رفته رفته بفهمم. برخی به من گفتند ایرانی ها تاکتیک پذیر نیستند، برخی گفتند هستند.
* مربیان آلمانی زیادی به ایران آمده اند. مثل ورنر لورانت، رولند کخ،...
- میدن دورپ، یورگن گده و لیتبارسکی. او شاگرد من بود در کلن.
* بله. اغلب، بازیکنان ایرانی و مربیان آلمانی به مشکل بر می خوردند و شاید جز یکی دو مورد مربیان آلمانی موفق نبودند. فکر می کنید چه مشکلی وجود دارد؟
- امیدوارم که من با این مشکلات مواجه نشوم. شاید دلیلش این است که مربیان آلمانی به نظم اهمیت زیادی می دهند و ایرانی ها آن قدر خودشان را محدود نمی کنند. نمی توانم نظر قاطعی بدهم. فقط این را می گویم که مربیگری در باشگاه با تیم ملی متفاوت است. امیدوارم که من باعث شوم بازیکنان ایرانی و مربیان آلمانی به هم نزدیک شوند. شاید لازم باشد هم من کمی تغییر کنم هم بازیکنان. این تغییرات دو طرفه می تواند برای تیم مفید باشد.
* مردم ایران عاشق فوتبال تهاجمی هستند.شما به این سبک بازی علاقه دارید؟
- گفتن این جمله که من عاشق حمله هستم خیلی راحت است. همه دوست دارند گل ببینند. برای همین این حرف خیلی مهمی نیست. شما اول باید گل نخورید تا بتوانید به گل زدن فکر کنید. در سیستم ها همیشه می گویید 2-4-4 یا 1-3-2-4 و هیچ وقت دروازه بان را نمی شمارید. چون شما دروازه بان را پذیرفته اید. این را هم بگویم که ایران دروازه بان خیلی خوبی دارد.
* اشکان دژآگه را می شناسید؟
- مهاجم وولفسبورگ؟ بله من او را به تیم ملی زیر 21 سال آلمان هم دعوت کرده ام. خیلی بازیکن خوبی است. می تواند برای تیم ملی ایران بازی کند؟
* بله می تواند چون هنوز برای تیم ملی بزرگسال آلمان بازی نکرده اما شنیده ایم که تصمیم ندارد این کار را بکند و آلمان را ترجیح می دهد.
- به هر حال بازیکن خیلی خوبی است. باهوش، سریع و آماده.
* بازی ها مهدوی کیا و هاشمیان در آلمان را دنبال می کنید؟
- بله حتما.
* متاسفانه این دو در فصل جاری چندان فرصت حضور در زمین را ندارد و بیشتر روی نیمکت هستند. در بازی با امارات هم بازی ضعیفی داشتند. فکر می کنید در چنین شرایطی آن ها می توانند به تیم ملی کمک کنند یا جوانان با انگیزه می توانند مفیدتر باشند؟
- من باید بفهمم چرا این دو نیمکت نشین شده اند. شنیده ام هاشمیان با مربی اش به مشکل خورده و مهدوی کیا هم زیاد بازی نمی کند. در اولین فرصت با مربیان آن ها تماس می گیرم و مستقیما از آن ها می پرسم مشکل چیست. به هر حال دایی می داند چه کسانی را باید دعوت کند.
* این خبر حقیقت دارد که وقتی فدراسیون فوتبال ایران با شما تماس گرفت شما گفته بودید فقط با دایی صحبت می کنید؟
- نه اصلا. دایی گفته بود می خواهد با من کار کند و فدراسیون هم با من تماس گرفت. من اصلا نگفتم فقط با دایی حرف می زنم.
* پس چه زمانی با خود دایی صحبت کردید؟
- تابستان بود. آمده بودم ایران برای دوره های مربیگری فوتبال. علی من را برای شام دعوت کرد.
* اولین باری که دایی را شخصا ملاقات کردید کی بود؟
- از زمان حضورش در بوندس لیگا او را می شناختم. اما اولین بار او را وقتی مربی سایپا بود سر تمرینات این تیم دیدم.
* چرا رفته بودید سر تمرینات سایپا؟
- برای این که علی را ببینم. او از من خواسته بود بروم آنجا.
* برای مربیگری در سایپا؟
- نه می خواست از من راجع به دوره های مربیگری در آلمان سوال کند. او هنوز هم می خواهد دوره ببیند.
* مربیان جوان زیادی در دنیا هدایت تیم ملی را بر عهده گرفته اند. مثل کلینزمن، فان باستن و دایی. این را چطور می بینید؟
- من خیلی خوشحالم. دوست ندارم بازیکنان بزرگ بعد از بازنشستگی گم شوند و از فوتبال فاصله بگیرند. این مربیان جوان تجربه و شخصیت بالایی دارند. من افتخار می کنم که کنار دایی کار می کنم. از ته دل می گویم افتخار می کنم.
* اگر به افریقای جنوبی برویم می شود چهارمین جام جهانی ایران. فکر نمی کنید باید به صعود از گروه هم فکر کنیم؟
- مطمئنا. این باید هدف ما باشد. بازیکنان ایران پتانسیل بالایی دارند و باید همه سعی کنیم که در جام جهانی فقط 3 بازی نکنیم بلکه تلاش کنیم هر چه بیشتر بازی کنیم.
* در بازیکنان ایرانی توان خلق شگفتی در جام جهانی را می بینید؟
- هنوز خیلی زود است. بگذارید اول صعود کنیم. خیلی عوامل دیگر مانند سایر رقبا در گروه وجود دارد که تعیین کننده است.
به گزارش ایلنا و به نقل از جهان ورزش، روته مولر با سابقه زیادی در مربیگری در بوندس لیگا (کلن و هانزا روستوک) و سال ها کار به عنوان دستیار در تیم ملی آلمان حالا با هدف رساندن ایران به جام جهانی 2010 افریقای جنوبی به کادر فنی تیم ملی کشورمان اضافه شده است. او حالا حتی به صعود از مرحله گروهی در جام جهانی می اندیشد.
* آقای روته مولر، همه در ایران شما را به عنوان یک تئوریسین می شناسند. ممکن است بیشتر راجع به سوابقتان صحبت کنید؟
- بله. من در بوندس لیگا مربی بوده ام. در تیم های آماتور چند سالی تجربه دارم. در تیم ملی زیر 17 سال آلمان، زیر 19 سال آلمان و زیر 21 سال آلمان به عنوان سرمربی فعالیت کرده ام. سال ها به عنوان دستیار در تیم ملی بزرگسال کار کرده ام. با این تیم در جام جهانی 2002 نایب قهرمان هم شده امو من ترکیبی از تئوری و تجربه عملی هستم.
* قبل از این که اصلا پیشنهادی از ایران داشته باشید، راجع به فوتبال ایران چیزی می دانستید؟
- بله. سال ها پیش در جام جهانی 1998 بازی این تیم را دیدم. همینطور در جام جهانی 2006 و بعد از آن هایلایت های برخی از بازی های ایران را تماشا کرده ام.
* اگر به آن زمان برگردیم راجع به ایران چه می گویید؟
- خوب من چند بار برای تدریس فوتبال به ایران آمده ام و بسیاری از مربیان ایرانی را می شناسم. می دانید صحبت کردن به آن ها چه چیزی را منعکس می کرد؟ من به شما می گویم. آن ها خیلی خوب و باهوش بودند. دوست داشتم با آن ها کار کنم. غیر از آن ها بازی های مهدوی کیا، هاشمیان، کریمی، عزیزی، باقری و دایی را دنبال می کردم. عزیزی در تیم مورد علاقه من بازی می کرد.
* برخی از مردم و اصحاب رسانه به شما به چشم یک ناجی نگاه می کنند. خودتان چه فکر می کنید؟
- نه من این طور فکر نمی کنم. ماجرا ایم است که دایی از من خواست بیایم ایران و من آن زمان با فدراسیون فوتبال آلمان قرارداد داشتم. بعد از پایان قراردادم به ایران آمدم. حالا هم که خیلی خوشحال هستم. دایی را نه به عنوان بازیکن که به عنوان یک مربی هم دوست دارم. چرا نباید با او موفق شویم؟ اما این را می گویم که یک ناجی نیستم. فقط می توانم آرزو و سعی کنم که در کنار بقیه آن قدر تلاش کنیم تا موفق شویم. این هم فقط وظیفه من نیست. وظیفه همه است. علی، هومن (افاضلی)، مربی دروازه بان ها (بهزاد غلامپور) و بازیکنان.
* البته مردم ایران خاطرات بدی از فوتبال در 2، 3 سال گذشته دارند. برای همین هم است که به شما به عنوان یک ناجی نگاه می کنند.
- این حرف های شما به من انگیزه می دهد. من هم شنیده ام که مدتی است فوتبال ایران افت کرده. به همین دلیل سعی دارم کمک کنم تا دوباره به اوج برسد. معتقدم با پتانسیلی که بازیکنان ایرانی دارند به این هدف می رسیم. باور کنید خوشبین نیستم. کاملا به این حرف اعتقاد دارم. ایران پتانسیل خیلی بالایی دارد.
* پیشتر حس می شد علی دایی در کادر فنی تنهاست و تیم ملی ایران نیاز به یک برنامه ریز و مهندس دارد. شما همان فرد هستید؟
- امیدوارم بتوانم باشم و کمک کنم. اما این حرف را قبول ندارم که او تنها بود. علی هومن را داشت و هم چنین یک مربی دروازه بان خوب. هومن را خوب می شناسم چون زیاد با هم انگلیسی حرف می زنیم. او دانش خیلی زیادی دارد و کاملا به علم فوتبال آشناست. هومن تمرینات خوبی را برنامه ریزی می کند. هومن، علی، مربی دروازه بان ها و من یک تیم هستیم. من فقط یک بازیکن از این تیم هستم درضمن ما نیاز به مربی بدنساز، پزشک خوب، بازیکنان خوب و ... داریم.
* آقای روته مولر، برای فوتبال ایران چه آورده اید؟
- ببینید هر مربی هدفی دارد. هدف ما مشخص است؛ رسیدن به جام جهانی. من بازی های قبلی ایران را فقط در حد هایلایت دیده ام. اما اگر بیشتر هم می دیدم حرفی نمی زدم. فقط می گویم نتایج خوب بوده. از 3 بازی 5 امتیاز گرفته ایم و 5 بازی دیگر داریم. فقط این را می گویم که با یک برنامه ریزی مناسب کاری می کنم بازیکنان آماده شوند. آن ها را وادار می کنم خوب باشند.
* چطور این کار را می کنید؟
- با تمرینات، ساخت تیم، آموختن عکس العملی که تیم هنگام شکست ها و پیروزی ها داشته باشد، با تمرینات روزانه و این چیزها. علی خوب می داند چه کسانی را به تیم دعوت کند. من هم به آن ها کمک می کنم پیشرفت کنند.
* گفتید دایی را دوست دارید. این اما نمی تواند همه انگیزه شما برای آمدن به ایران باشد...
- البته. اول بگذارید این را بگویم که کار کردن در ایران و در کنار علی افتخار من است. این تنها یک جمله نیست. واقعا از صمیم قلب می گویم. غیر از این من در جام های جهانی 1998 و 2002 به عنوان دستیار حضور داشتم و در جام حهانی 2006 کار نظارت و آنالیز بازی ها را بر عهده داشتم. به همین دلیل به خوبی می دانم حضور در جام جهانی یعنی چه. جام جهانی بهترین تورنمنت و بزرگترین رقابت در فوتبال است. هر مربی ای آرزویش این است که در جام جهانی شرکت کند. آرزوی من هم همین است. این را بگویم که رسیدن به جام جهانی یعنی بالا بردن استانداردها.
* فلسفه شما در فوتبال چیست؟
- هر مربی ای فلسفه ای دارد. من هم همینطور. اما هنوز خیلی زود است بخواهم راجع به این موضوع صحبت کنم. مطمئن هستم که این فلسفه خیلی نزدیک به فلسفه علی دایی است. این فلسفه را قصد دارم آرام آرام پیاده کنم. با مربیان و بازیکنان حرف بزنم. از آن ها نظر بپرسم. بالاخره می فهمیم که چه کاری بهترین است. این را بدانید که فلسفه ما در زمین عالی خواهد بود.
* تیم دایی نسبت به تیم برانکو یک تغییر بزرگ داشته. ما حدود 7 سال بود که 1-3-2-4 در زمان مربیگری برانکو و قلعه نویی. سیستم کنونی تیم اما 2-4-4 لوزی است. عوض کردن سیستمی که ملکه ذهنی بازیکنان شده نگران کننده نیست؟
- این ها فقط تئوری است. اصلا دوست ندارم راجع به سیستم صحبت کنم. مهم این نیست که 1-3-2-4 بازی می کنیم یا 2-4-4 لوزی با دفاع خطی. مهم این است که هر بازیکنی کجا قرار می گیرد و می داند که مربی از او چه می خواهد. در آلمان هم از این قبیل بحث ها خیلی مطرح است. اما واقعیت این است که مهم ترین چیز عکس العمل بازیکنان در شرایط گوناگون است. آن ها باید بدانند که چه کار باید بکنند و به آن عمل کنند.
* سوال همین جاست. مثلا دو بال چپ و راست می دانند باید چه کنند؟
- خوب نمی دانم. هنوز تیم را خیلی جدی ندیدم. باید سعی کنم تیم را بیشتر بشنسام تا مشکلاتش را هم تشخیص دهم.
* یورگن کلینزمن، سرمربی آلمان در جام جهانی 2006 پیش از آغاز تورنمنت تغییرات زیادی را در کادر فنی اعمال کرد...
- بله او حتی پست من را هم عوض کرد.
* حال فکر می کنید تیم ملی ما هم نیازی به تغییرات انقلابی دارد؟
- ببینید یکی از کارهای خوب کینزمن این بود که یک مربی بدنساز از امریکا آورد. در امریکا مربی بدنساز مخصوص یک رشته ورزشی نداریم چون در تعطیلات بازیکنان به صورت شخصی به سالن های بدنسازی می روند و تمرین می کنند. به همین دلیل مربیان بدنساز آن ها می توانند برای هاکی، بسکتبال یا هر رشته دیگری باشند. یورگن یک مربی بدنساز امریکایی آورد و تاثیرش را هم دید.
* یعنی فکر می کنید تیم ملی ایران نیاز به بدنسازی بهتر دارد.
- سوال خوبی پرسیدید. نه فقط ایران که هر تیمی در دنیا باید بدنسازی بهتری داشته باشد. می دانم این جمله بارها شنیده اید اما حقیقت دارد که فوتبال امروز خیلی فیزیکی است. تکنیک و تاکتیک فاکتورهای مهمی هستند ولی بدون آن ها می توان بازی کرد. اما بدون فیزیک مناسب حتی نمی توان درست بازی کرد.
* چه کسی در تیم ملی مسئولیت آماده کردن بدن بازیکنان را بر عهده دارد؟ کسی که علمش را هم داشته باشد...
- من حتما این کار را زیر نظر می گیرم. این کار روزانه ماست. این که آمادگی یک بازیکن را زیر نظر بگیرم و با تمرین دادن به بازیکنان آمادگی جسمانی شان را بالا ببرم. بازیکنان در باشگاه هایشان زیر نظر خواهند بود و مطمئن باشید آن ها که شرایط دعوت شدن را دارند از لحاظ بدنی در شرایط مطلوبی به سر می برند. باید هر روز در مورد تمرینات با علی حرف بزنم. او بهتر می داند ضعف تیم ملی در چیست.
* برای دیدن بازی های باشگاهی به استادیوم می روید؟
- بله قصد دارم بازی های هفته بعد را ببینم. بعد از بازی با سنگاپور.
* نحوه انتخاب بازیکنان چگونه است؟ برانکو یک عادتی داشت و آن این بود که دلش می خواست 1-3-2-4 بازی کند و بر اساس این سیستم بازیکنان را دعوت می کرد. شما چطور فکر می کنید؟ اول سیستم بعد بازیکنان یا اول بازیکنان بعد سیستم؟
- یک بار هم گفتم سیستم واقعا اهمیت زیادی ندارد. مساله ای که برای من مهم است این است که برای هر پست من دو بازیکن خوب لازم دارم. باید برای هر منطقه دو بازیکن خوب در اختیار داشته باشم. بدون بازیکن نمی توان هیچ سیستمی اتخاذ کرد. حالا ما بازیکنان را دعوت می کنیم و بهترین برنامه ها را به آن ها می دهیم.
* یکی از مشکلاتی که تیم ملی در گذشته با آن درگیر بود این است که کم پیش می آمد در حین بازی تغییر خاصی در سیستم و روند حرکتی تیم به وجود آید. خیلی وقت ها ایران اگر گل اول را دریافت کند شیوه بازی اش تغییر نمی کند و اگر نتیجه بازی را هم عوض کند ربطی به تغییر نحوه بازی بازیکنان ندارد...
- خوب این بازیکنان هستند که باید یاد بگیرند در حین بازی تغییر کنند. آن ها باید یاد بگیرند اگر تیمشان عقب افتاد، جلو افتاد، کارت قرمز گرفت و ... عکس العمل متفاوت نشان دهند و سیستمشان را عوض کنند. این خیلی مهم است که بازیکنان انعطاف پذیر باشند. هم از نظر ذهنی و هم از نظر جسمی.
* انتقادی که خیلی ها به بازیکنان ایرانی وارد می کنند این است که خیلی تاکتیک پذیر نیستند تا به راحتی در طول بازی تغییر کنند.
- برای این کار تنها دو کلمه لازم است. با این دو کلمه تمام مشکلات حل می شود. نظم تاکتیکی.
* چنین چیزی را در بازیکنان ایرانی دیده اید؟
- همانطور که قبلا هم گفتم خیلی زود است برای این که بتوانم راجع به این مسائل صحبت کنم. باید رفته رفته بفهمم. برخی به من گفتند ایرانی ها تاکتیک پذیر نیستند، برخی گفتند هستند.
* مربیان آلمانی زیادی به ایران آمده اند. مثل ورنر لورانت، رولند کخ،...
- میدن دورپ، یورگن گده و لیتبارسکی. او شاگرد من بود در کلن.
* بله. اغلب، بازیکنان ایرانی و مربیان آلمانی به مشکل بر می خوردند و شاید جز یکی دو مورد مربیان آلمانی موفق نبودند. فکر می کنید چه مشکلی وجود دارد؟
- امیدوارم که من با این مشکلات مواجه نشوم. شاید دلیلش این است که مربیان آلمانی به نظم اهمیت زیادی می دهند و ایرانی ها آن قدر خودشان را محدود نمی کنند. نمی توانم نظر قاطعی بدهم. فقط این را می گویم که مربیگری در باشگاه با تیم ملی متفاوت است. امیدوارم که من باعث شوم بازیکنان ایرانی و مربیان آلمانی به هم نزدیک شوند. شاید لازم باشد هم من کمی تغییر کنم هم بازیکنان. این تغییرات دو طرفه می تواند برای تیم مفید باشد.
* مردم ایران عاشق فوتبال تهاجمی هستند.شما به این سبک بازی علاقه دارید؟
- گفتن این جمله که من عاشق حمله هستم خیلی راحت است. همه دوست دارند گل ببینند. برای همین این حرف خیلی مهمی نیست. شما اول باید گل نخورید تا بتوانید به گل زدن فکر کنید. در سیستم ها همیشه می گویید 2-4-4 یا 1-3-2-4 و هیچ وقت دروازه بان را نمی شمارید. چون شما دروازه بان را پذیرفته اید. این را هم بگویم که ایران دروازه بان خیلی خوبی دارد.
* اشکان دژآگه را می شناسید؟
- مهاجم وولفسبورگ؟ بله من او را به تیم ملی زیر 21 سال آلمان هم دعوت کرده ام. خیلی بازیکن خوبی است. می تواند برای تیم ملی ایران بازی کند؟
* بله می تواند چون هنوز برای تیم ملی بزرگسال آلمان بازی نکرده اما شنیده ایم که تصمیم ندارد این کار را بکند و آلمان را ترجیح می دهد.
- به هر حال بازیکن خیلی خوبی است. باهوش، سریع و آماده.
* بازی ها مهدوی کیا و هاشمیان در آلمان را دنبال می کنید؟
- بله حتما.
* متاسفانه این دو در فصل جاری چندان فرصت حضور در زمین را ندارد و بیشتر روی نیمکت هستند. در بازی با امارات هم بازی ضعیفی داشتند. فکر می کنید در چنین شرایطی آن ها می توانند به تیم ملی کمک کنند یا جوانان با انگیزه می توانند مفیدتر باشند؟
- من باید بفهمم چرا این دو نیمکت نشین شده اند. شنیده ام هاشمیان با مربی اش به مشکل خورده و مهدوی کیا هم زیاد بازی نمی کند. در اولین فرصت با مربیان آن ها تماس می گیرم و مستقیما از آن ها می پرسم مشکل چیست. به هر حال دایی می داند چه کسانی را باید دعوت کند.
* این خبر حقیقت دارد که وقتی فدراسیون فوتبال ایران با شما تماس گرفت شما گفته بودید فقط با دایی صحبت می کنید؟
- نه اصلا. دایی گفته بود می خواهد با من کار کند و فدراسیون هم با من تماس گرفت. من اصلا نگفتم فقط با دایی حرف می زنم.
* پس چه زمانی با خود دایی صحبت کردید؟
- تابستان بود. آمده بودم ایران برای دوره های مربیگری فوتبال. علی من را برای شام دعوت کرد.
* اولین باری که دایی را شخصا ملاقات کردید کی بود؟
- از زمان حضورش در بوندس لیگا او را می شناختم. اما اولین بار او را وقتی مربی سایپا بود سر تمرینات این تیم دیدم.
* چرا رفته بودید سر تمرینات سایپا؟
- برای این که علی را ببینم. او از من خواسته بود بروم آنجا.
* برای مربیگری در سایپا؟
- نه می خواست از من راجع به دوره های مربیگری در آلمان سوال کند. او هنوز هم می خواهد دوره ببیند.
* مربیان جوان زیادی در دنیا هدایت تیم ملی را بر عهده گرفته اند. مثل کلینزمن، فان باستن و دایی. این را چطور می بینید؟
- من خیلی خوشحالم. دوست ندارم بازیکنان بزرگ بعد از بازنشستگی گم شوند و از فوتبال فاصله بگیرند. این مربیان جوان تجربه و شخصیت بالایی دارند. من افتخار می کنم که کنار دایی کار می کنم. از ته دل می گویم افتخار می کنم.
* اگر به افریقای جنوبی برویم می شود چهارمین جام جهانی ایران. فکر نمی کنید باید به صعود از گروه هم فکر کنیم؟
- مطمئنا. این باید هدف ما باشد. بازیکنان ایران پتانسیل بالایی دارند و باید همه سعی کنیم که در جام جهانی فقط 3 بازی نکنیم بلکه تلاش کنیم هر چه بیشتر بازی کنیم.
* در بازیکنان ایرانی توان خلق شگفتی در جام جهانی را می بینید؟
- هنوز خیلی زود است. بگذارید اول صعود کنیم. خیلی عوامل دیگر مانند سایر رقبا در گروه وجود دارد که تعیین کننده است.