
باغشهرهای تهران، چندی است جای خود را به برج و باروهایی داده که دیگر نامی از تهران واقعی باقی نمیگذارند. تهرانی که زمانی چنارستان یا انارستان مینامیدندش، و امروز کسی به یاد نمیآورد چنارهای شهر را و انارهایی که بسی سرختر و مشهورتر از انار ساوه بود. باغهای این شهر شهره کرده بودند شهر را به خوش آب و هوایی، چیزی که نسل امروز را جز خندهیی تلخ نمیآورد و تهران و خوش آب و هوایی را در یک ظرف تصور نمیکنند.
کسی نمیداند شاید، که نخستین روزهایی که تهران شروع به رشد و بزرگ شدن کرد، روزهای سلطنت ناصرالدین شاه قاجار بود، روزهایی که مردم شهر، تهران را با ساخت و ساز از بین میبردند، باغها و باغچهها را تخریب میکردند و دیگر جایی برای زندگی مردم باقی نمانده بود. مردم فقیر دیگر جایی برای زندگی نداشتند تا آنجا که مجبور به خروج از تهران و برپایی چادر و آلونک در خارج از حصار طهماسبی برای خود شدند.
در سال 1284 قمری از طرف حاکم شهر تصمیم گرفته میشود شهر گسترش مییابد، برج و باروی شهر خراب میشود و تهران از چهار طرف گسترش یابد تا آنجا که مساحت آن به چهار برابر مساحت قبلی میرسد. در نشستی که به همت کمیته پیگیری خانههای تاریخی شهر تهران با نام «تهران، شهر سبز، شهر خانه باغها» برگزار شده بود، حمیدرضا حسینی، پژوهشگر تاریخی از تهران 200 سال پیش میگوید، تهرانی که به وسیله آغامحمدخان قاجار پایتخت شد و در سالهای میانی قاجار بر وسعت آن افزوده شد. در 1200 هجری قمری، سالها و روزهایی که تهران رنگ و روی پایتخت شدن را به خود دید، سالهایی که با سلطنت آغامحمدخان قاجار آغاز شد و با احمدشاه به پایان رسید. تهران 12 میلیونی، روزهای 15 هزارنفری جمعیت را هم به خود دیده است، جمعیتی معادل یکی از محلههای فعلی تهران.
حاصل 38 سال سلطنت فتحعلی شاه و محمد شاه قاجار، شکلگیری نخستین باغشهر تهران است، باغهای پیش از آن جزوی از معیشت مردم تهران بودند مثل انارستانهایی که در گوشه گوشه شهر به چشم میخورد. به گفته حسینی، در نخستین نقشه رسم شده از تهران که از سال 1260 قمری به جا مانده، قسمتهایی از شهر که به حصار شهر نزدیکتر است همه باغهای شهری بودند که البته این باغها در وسعت کمتر در مناطق مسکونی هم دیده میشوند. این محقق، تاریخ جمعیت تهران را در فاصلهیی 82 ساله از سالهای ابتدایی قاجار تا سال 1286 قمری، 15 برابر اعلام میکند. جمعیتی 155 هزار نفره که در این سالها تغییراتی را هم در شهر ایجاد کرده بود.
اما امروز از باغهای پرهیبت و بیانتهایی که تهران را به منطقهیی خوش آب و هوا تبدیل کرده بود تنها چند باغ مانده به اندازه تعداد انگشتان دست. در آماری که در سال 1901 میلادی از باغهای تهران گرفته شده تعداد آن 215 باغ اعلام شد. در عرض 200 سال نخستین باغشهر تهران تخریب شد، باغهای شهر همه از بین رفتهاند جز چهار باغ که یکی از آنها کاخ گلستان است که 80 درصدش در زمان پهلوی تخریب شد، پارک اتابک باغ دیگری است که الان سفارت روسیه است، باغ سفارت انگلیس و باغ فرمانفرما که در حال حاضر مجموعه کاخ مرمر که مجمع تشخیص مصلحت و نهاد ریاستجمهوری در محوطه آن قرار دارند.
حسینی اما سیر تخریب باغشهرها را در دورههای مختلف تحت تاثیر عوامل گوناگون میداند. وی معتقد است: «در دوره پهلوی اول، باغشهر اول و دوم با توجیه توسعه شهر و سیاستهای نوسازی با چاشنی قاجارستیزی از بین رفتند و باغشهر شمیران تشکیل شد. هستههای باغشهر در شمیران در این دوران شکل گرفت که آن هم بعد از دهه 60 و وقوع انقلاب اسلامی از بین رفت. در زمان پهلوی، هنوز در شهر زمین دستنخورده باقی بود تا در آن ساخت و ساز کنند و نیازی به تخریب باغشهر شمیران نبود، اما اشرافیتی در شمیران توسط سران حکومت پهلوی ایجاد شده بود که با تغییر حکومت، تمایلی به ادامه آنها نبود و همچنین حکومت پهلوی موفق شده بود ساخت و سازها را که جنبه سودآوری و تجاری دارند از طریق سرمایهگذاری و تشکیل کنسرسیوم صورت میگیرند به طرف مجتمعهای تجاری یا مسکونی مثل آاس پ، اکباتان و.. سوق دهد. این باعث شد شمیران بیش از این از بین نرود و مورد هجوم گسترده قرار نگیرد.»
تجریش لذت دنیوی و شهرری توشه معنوی تهران
مهدی معمارزاده، معمار و کارشناس میراث فرهنگی هم در ادامه سخنان حسینی، تخریب باغها در صدسال اخیر را به سه دوره تاریخی تقسیم کرد. به اعتقاد وی دوره سوم این تخریبها که به زمان حال بازمیگردد، بدترین شکل ممکن آنها بوده است.
وی دراین خصوص اظهار داشت: تخریب باغها را از زمان قاجار داشتیم چون درکی از آنچه رخ میداد، نداشتیم. در حال حاضر هم این اتفاق میافتد، برای ساختن ساختمانها و مجتمعهای مسکونی و تجاری، درختان را قطع میکنند تا ساختمانها بالا برود، اما آنچه جای تاسف به جا میگذارد این است که هیچ حرمتی برای درختان زندهیی که به راحتی دست به کشتنشان میزنند، قائل نیستند. در این بین معمارانی هم هستند که سکوت میکنند و به آنچه در جیبشان میرود تنها فکر میکنند.
معمارزاده با نگاهی انتقادی به طرح تفصیلی شهر تهران آن را طرحی فاقد استانداردهای کارشناسی دانست و اظهار داشت: «طرح تفصیلی تهران به هیچوجه یک طرح کارشناسی نیست. دستکاریهایی که در طرح نخستین برای ایجاد طرح جدید انجام شد، کمر تهران را میشکند.»وی همچنین به طرح جدایی ری از تهران اشاره کرد و آن را غیر قابل تصور دانست. به اعتقاد این معمار و کارشناس میراث، کسانی که میخواهند ری را از تهران جدا کنند، افرادی هستند که فهمی از این شهر ندارند؛ ارتباط تهران با لذتهای دنیایی در تجریش و لذتهای معنوی در شهر ری شکل گرفت، چگونه میتوان این دو لذت را از یکدیگر جدا کرد.
معمارزاده در ادامه سخنانش گفت: «محله عودلاجان نقطه شروع شکلگیری تهران است. با حرکت از مرکز تهران به جهات مختلف جغرافیایی به باغهایی با قدمت بیش از 100 سال میرسیم؛ باغ «اعتمادالدوله»، باغ «نگارستان»، باغ «بهارستان» (مجلس)، باغ «ظلالسلطان» (مسعودیه)، باغ «امیر اتابک» (سفارت روسیه)، باغ «عشرتآباد» (پادگان سپاه)، باغ «ایلخانی» (بانک ملی مرکزی)، باغ «ملکالکتاب رشتی» (سفارت آلمان) و باغ «لالهزار». اینها از معدود باغهایی هستند که بخشهایی از آنها تا امروز باقی مانده است؛ اما باغ نگارستان از قدیمیترین باغهاست که از دوره صفوی باقی مانده و فتحعلیشاه آنجا را به باغی باشکوه تبدیل کرد. متاسفانه اکنون تنها اثر بازمانده از آن باغ بزرگ به حوضخانه فتحعلیشاهی معروف است. در حال حاضر تهران بیش از هر زمانی به پاکی و سرزندگی نیاز دارد و پیش از اینکه شیوه رایج آپارتمان و برجسازی این باقیمانده اندک را نیز از بین ببرد که در آن صورت تهران بیش از پیش صرفا به کانالهایی برای عبور خودرو تبدیل خواهد شد، مسوولان باید چارهیی بیندیشند. آنچه از باغهای تهران باقی ماندهاند باارزش هستند و مدیران شهری باید با بازشناسی، احیا و حفاظت آن برای هویت بخشی و ارتقای کیفی فضاهای شهری بیش از پیش بکوشند.»
220 میلیارد تومان برای خرید هفت باغ قدیمی
این برنامه دو میهمان دولتی هم داشت، رامین عرفانیان، معاونت فضای سبز سازمان پارکها با حضور در جلسه درصدد اعلام اقدامات شهرداری و سازمان فضای سبز برای احیای باغهای تهران برآمد.
عرفانیان با اشاره به وسعت بیحد و حصر تهران گفت: «تهران، شهری با سابقه 200 و چندساله که هشتمین شهر بزرگ دنیا شناخته شده است، 15 تا 20 درصد جمعیت کل کشور را در خود جای داده است. تمرکززدایی از دردهای اصلی مردم تهران است، مردمی که در سالهای اخیر با مشکلات بیش از حد پایتخت، کمکم به فکر مهاجرت به شهرهای دیگر میافتند.»
وی با بررسی پیشینه گسترش این شهر اعلام کرد: «از سال 55 طرح گسترش 25 ساله تهران را داشتیم که باعث گسترش بیش از حد شهر شده است. اما در سال 91 بیش از 220 میلیارد تومان در منطقه یک شهرداری به اشخاص پرداخت شده تا هفت باغ قدیمی و مستند که به اسامی مختلفی معروف بودند در مناطقی چون اراج و ازگل به پارک عمومی تبدیل شوند. تعمیم این حجم پول برای واگذاری املاک برای پارک و فضای سبز عدد بزرگی است البته بحث عددیاش یک سوی قضیه است و راضی کردن و قانع کردن مالکان که بحث حقوقی دارد مشکلی دیگر است.»
وی با انتقاد از روند شهرسازی در تهران به بیان استانداردهای اروپا در قرن نوزدهم پرداخت و گفت: «ما اول شهر را ساختیم بعد از ساختن آن تازه به فکر درست کردن شهر افتادیم، شهر خیابان نداشت، بزرگراه نداشت، پارک و فاضلاب نداشت. اما بزرگترین چالش موجود، از نگاه ما دسترسی مردم به پارک است. در اروپا در سال 1874 میلادی استانداردی مطرح شد که مهمترین شاخص این استاندارد فاصله محل سکونت مردم با نخستین پارک بود. در این استاندارد باید فاصله هر خانه با نزدیکترین پارک یک هکتاری، 300 متر و نزدیکترین فضای سبز 100 هکتاری، 5 کیلومتر باشد. ما با این استانداردها خیلی فاصله داریم.»
آموزشهای زیست محیطی قدم اول در فرهنگسازی
اما علیرضا قهاری، رییس انجمن مفاخر و معماری ایران با طرح سوالی از معاونت فضای سبز سازمان پارکها فضای نقد از سازمانهای دولتی را گشود. وی با مطرح کردن بودجهیی که از سوی عرفانیان برای خرید این باغها اعلام شده بود، گفت: «با اعلام اینکه اقدام سازمان پارکها در جای خود برای جلوگیری از تخریب این باغها بسیار پسندیده بود، ولی سوالی که مطرح است این است که چه مقدار از هزینهیی که برای فضای سبز تهران صرف میکنید را میتوانید برای آموزش عموم مردم اختصاص دهید؟ وقتی درباره شهر تهران یا هر شهر دیگری صحبت میکنیم از یک موجود یا فضای بیروح یا از کالبد صحبت نمیکنیم. مردم هستند که شهر را شهر میکنند. تهران بدون مردم ارزش ندارد، این مردمی که برایشان تصمیم میگیریم برایشان پارک و فضای سبز درست میکنیم حق دارند که با حقوقشان آشنا شوند. لااقل این سازمان میتواند مردم را به حقوقشان نسبت به داشتن و نگهداری فضای سبز آگاه کند. انتظاری که از مسوولان مربوطه داریم پررنگ کردن بحث آموزش مردم است، آشنا کردن کودکان با درختان و محیط زیست از اقدامات ماندگاری خواهد بود که از خیلی از کارهای دیگر ارزشمندتر است. مردم ما بسیار مال دوستاند، اما هرآنچه به خودشان متعلق است نه آنچه مال عمومی است. اگر ما برای مردم احساس تعلق ایجاد کنیم میتوانیم آنها را نسبت به حفظ اموال عمومی حساستر کنیم.»
این نشست در حالی به اتمام رسید که کارشناسان غیردولتی خواهان مستند شدن پیشنهادات و ارائه آنها به سازمانی چون پارکها و محیط زیست و سازمانهای مرتبط شدند. تا دو مقام دولتی که در جلسه حضور داشتند و مثل همه مقامهای دولتی دیگر جلسه را پیش از پایان ترک کردند، از دغدغهها و پیشنهادات این کارشناسان مطلع شوند، شاید روزنه امیدی در این دوستان باز شود و مردم اینبار فرار را به قرار ترجیح ندهند، بمانند و شهر بیمار را قدری تیمار کنند.
منبع: اعتماد
کسی نمیداند شاید، که نخستین روزهایی که تهران شروع به رشد و بزرگ شدن کرد، روزهای سلطنت ناصرالدین شاه قاجار بود، روزهایی که مردم شهر، تهران را با ساخت و ساز از بین میبردند، باغها و باغچهها را تخریب میکردند و دیگر جایی برای زندگی مردم باقی نمانده بود. مردم فقیر دیگر جایی برای زندگی نداشتند تا آنجا که مجبور به خروج از تهران و برپایی چادر و آلونک در خارج از حصار طهماسبی برای خود شدند.
در سال 1284 قمری از طرف حاکم شهر تصمیم گرفته میشود شهر گسترش مییابد، برج و باروی شهر خراب میشود و تهران از چهار طرف گسترش یابد تا آنجا که مساحت آن به چهار برابر مساحت قبلی میرسد. در نشستی که به همت کمیته پیگیری خانههای تاریخی شهر تهران با نام «تهران، شهر سبز، شهر خانه باغها» برگزار شده بود، حمیدرضا حسینی، پژوهشگر تاریخی از تهران 200 سال پیش میگوید، تهرانی که به وسیله آغامحمدخان قاجار پایتخت شد و در سالهای میانی قاجار بر وسعت آن افزوده شد. در 1200 هجری قمری، سالها و روزهایی که تهران رنگ و روی پایتخت شدن را به خود دید، سالهایی که با سلطنت آغامحمدخان قاجار آغاز شد و با احمدشاه به پایان رسید. تهران 12 میلیونی، روزهای 15 هزارنفری جمعیت را هم به خود دیده است، جمعیتی معادل یکی از محلههای فعلی تهران.
حاصل 38 سال سلطنت فتحعلی شاه و محمد شاه قاجار، شکلگیری نخستین باغشهر تهران است، باغهای پیش از آن جزوی از معیشت مردم تهران بودند مثل انارستانهایی که در گوشه گوشه شهر به چشم میخورد. به گفته حسینی، در نخستین نقشه رسم شده از تهران که از سال 1260 قمری به جا مانده، قسمتهایی از شهر که به حصار شهر نزدیکتر است همه باغهای شهری بودند که البته این باغها در وسعت کمتر در مناطق مسکونی هم دیده میشوند. این محقق، تاریخ جمعیت تهران را در فاصلهیی 82 ساله از سالهای ابتدایی قاجار تا سال 1286 قمری، 15 برابر اعلام میکند. جمعیتی 155 هزار نفره که در این سالها تغییراتی را هم در شهر ایجاد کرده بود.
اما امروز از باغهای پرهیبت و بیانتهایی که تهران را به منطقهیی خوش آب و هوا تبدیل کرده بود تنها چند باغ مانده به اندازه تعداد انگشتان دست. در آماری که در سال 1901 میلادی از باغهای تهران گرفته شده تعداد آن 215 باغ اعلام شد. در عرض 200 سال نخستین باغشهر تهران تخریب شد، باغهای شهر همه از بین رفتهاند جز چهار باغ که یکی از آنها کاخ گلستان است که 80 درصدش در زمان پهلوی تخریب شد، پارک اتابک باغ دیگری است که الان سفارت روسیه است، باغ سفارت انگلیس و باغ فرمانفرما که در حال حاضر مجموعه کاخ مرمر که مجمع تشخیص مصلحت و نهاد ریاستجمهوری در محوطه آن قرار دارند.
حسینی اما سیر تخریب باغشهرها را در دورههای مختلف تحت تاثیر عوامل گوناگون میداند. وی معتقد است: «در دوره پهلوی اول، باغشهر اول و دوم با توجیه توسعه شهر و سیاستهای نوسازی با چاشنی قاجارستیزی از بین رفتند و باغشهر شمیران تشکیل شد. هستههای باغشهر در شمیران در این دوران شکل گرفت که آن هم بعد از دهه 60 و وقوع انقلاب اسلامی از بین رفت. در زمان پهلوی، هنوز در شهر زمین دستنخورده باقی بود تا در آن ساخت و ساز کنند و نیازی به تخریب باغشهر شمیران نبود، اما اشرافیتی در شمیران توسط سران حکومت پهلوی ایجاد شده بود که با تغییر حکومت، تمایلی به ادامه آنها نبود و همچنین حکومت پهلوی موفق شده بود ساخت و سازها را که جنبه سودآوری و تجاری دارند از طریق سرمایهگذاری و تشکیل کنسرسیوم صورت میگیرند به طرف مجتمعهای تجاری یا مسکونی مثل آاس پ، اکباتان و.. سوق دهد. این باعث شد شمیران بیش از این از بین نرود و مورد هجوم گسترده قرار نگیرد.»
تجریش لذت دنیوی و شهرری توشه معنوی تهران
مهدی معمارزاده، معمار و کارشناس میراث فرهنگی هم در ادامه سخنان حسینی، تخریب باغها در صدسال اخیر را به سه دوره تاریخی تقسیم کرد. به اعتقاد وی دوره سوم این تخریبها که به زمان حال بازمیگردد، بدترین شکل ممکن آنها بوده است.
وی دراین خصوص اظهار داشت: تخریب باغها را از زمان قاجار داشتیم چون درکی از آنچه رخ میداد، نداشتیم. در حال حاضر هم این اتفاق میافتد، برای ساختن ساختمانها و مجتمعهای مسکونی و تجاری، درختان را قطع میکنند تا ساختمانها بالا برود، اما آنچه جای تاسف به جا میگذارد این است که هیچ حرمتی برای درختان زندهیی که به راحتی دست به کشتنشان میزنند، قائل نیستند. در این بین معمارانی هم هستند که سکوت میکنند و به آنچه در جیبشان میرود تنها فکر میکنند.
معمارزاده با نگاهی انتقادی به طرح تفصیلی شهر تهران آن را طرحی فاقد استانداردهای کارشناسی دانست و اظهار داشت: «طرح تفصیلی تهران به هیچوجه یک طرح کارشناسی نیست. دستکاریهایی که در طرح نخستین برای ایجاد طرح جدید انجام شد، کمر تهران را میشکند.»وی همچنین به طرح جدایی ری از تهران اشاره کرد و آن را غیر قابل تصور دانست. به اعتقاد این معمار و کارشناس میراث، کسانی که میخواهند ری را از تهران جدا کنند، افرادی هستند که فهمی از این شهر ندارند؛ ارتباط تهران با لذتهای دنیایی در تجریش و لذتهای معنوی در شهر ری شکل گرفت، چگونه میتوان این دو لذت را از یکدیگر جدا کرد.
معمارزاده در ادامه سخنانش گفت: «محله عودلاجان نقطه شروع شکلگیری تهران است. با حرکت از مرکز تهران به جهات مختلف جغرافیایی به باغهایی با قدمت بیش از 100 سال میرسیم؛ باغ «اعتمادالدوله»، باغ «نگارستان»، باغ «بهارستان» (مجلس)، باغ «ظلالسلطان» (مسعودیه)، باغ «امیر اتابک» (سفارت روسیه)، باغ «عشرتآباد» (پادگان سپاه)، باغ «ایلخانی» (بانک ملی مرکزی)، باغ «ملکالکتاب رشتی» (سفارت آلمان) و باغ «لالهزار». اینها از معدود باغهایی هستند که بخشهایی از آنها تا امروز باقی مانده است؛ اما باغ نگارستان از قدیمیترین باغهاست که از دوره صفوی باقی مانده و فتحعلیشاه آنجا را به باغی باشکوه تبدیل کرد. متاسفانه اکنون تنها اثر بازمانده از آن باغ بزرگ به حوضخانه فتحعلیشاهی معروف است. در حال حاضر تهران بیش از هر زمانی به پاکی و سرزندگی نیاز دارد و پیش از اینکه شیوه رایج آپارتمان و برجسازی این باقیمانده اندک را نیز از بین ببرد که در آن صورت تهران بیش از پیش صرفا به کانالهایی برای عبور خودرو تبدیل خواهد شد، مسوولان باید چارهیی بیندیشند. آنچه از باغهای تهران باقی ماندهاند باارزش هستند و مدیران شهری باید با بازشناسی، احیا و حفاظت آن برای هویت بخشی و ارتقای کیفی فضاهای شهری بیش از پیش بکوشند.»
220 میلیارد تومان برای خرید هفت باغ قدیمی
این برنامه دو میهمان دولتی هم داشت، رامین عرفانیان، معاونت فضای سبز سازمان پارکها با حضور در جلسه درصدد اعلام اقدامات شهرداری و سازمان فضای سبز برای احیای باغهای تهران برآمد.
عرفانیان با اشاره به وسعت بیحد و حصر تهران گفت: «تهران، شهری با سابقه 200 و چندساله که هشتمین شهر بزرگ دنیا شناخته شده است، 15 تا 20 درصد جمعیت کل کشور را در خود جای داده است. تمرکززدایی از دردهای اصلی مردم تهران است، مردمی که در سالهای اخیر با مشکلات بیش از حد پایتخت، کمکم به فکر مهاجرت به شهرهای دیگر میافتند.»
وی با بررسی پیشینه گسترش این شهر اعلام کرد: «از سال 55 طرح گسترش 25 ساله تهران را داشتیم که باعث گسترش بیش از حد شهر شده است. اما در سال 91 بیش از 220 میلیارد تومان در منطقه یک شهرداری به اشخاص پرداخت شده تا هفت باغ قدیمی و مستند که به اسامی مختلفی معروف بودند در مناطقی چون اراج و ازگل به پارک عمومی تبدیل شوند. تعمیم این حجم پول برای واگذاری املاک برای پارک و فضای سبز عدد بزرگی است البته بحث عددیاش یک سوی قضیه است و راضی کردن و قانع کردن مالکان که بحث حقوقی دارد مشکلی دیگر است.»
وی با انتقاد از روند شهرسازی در تهران به بیان استانداردهای اروپا در قرن نوزدهم پرداخت و گفت: «ما اول شهر را ساختیم بعد از ساختن آن تازه به فکر درست کردن شهر افتادیم، شهر خیابان نداشت، بزرگراه نداشت، پارک و فاضلاب نداشت. اما بزرگترین چالش موجود، از نگاه ما دسترسی مردم به پارک است. در اروپا در سال 1874 میلادی استانداردی مطرح شد که مهمترین شاخص این استاندارد فاصله محل سکونت مردم با نخستین پارک بود. در این استاندارد باید فاصله هر خانه با نزدیکترین پارک یک هکتاری، 300 متر و نزدیکترین فضای سبز 100 هکتاری، 5 کیلومتر باشد. ما با این استانداردها خیلی فاصله داریم.»
آموزشهای زیست محیطی قدم اول در فرهنگسازی
اما علیرضا قهاری، رییس انجمن مفاخر و معماری ایران با طرح سوالی از معاونت فضای سبز سازمان پارکها فضای نقد از سازمانهای دولتی را گشود. وی با مطرح کردن بودجهیی که از سوی عرفانیان برای خرید این باغها اعلام شده بود، گفت: «با اعلام اینکه اقدام سازمان پارکها در جای خود برای جلوگیری از تخریب این باغها بسیار پسندیده بود، ولی سوالی که مطرح است این است که چه مقدار از هزینهیی که برای فضای سبز تهران صرف میکنید را میتوانید برای آموزش عموم مردم اختصاص دهید؟ وقتی درباره شهر تهران یا هر شهر دیگری صحبت میکنیم از یک موجود یا فضای بیروح یا از کالبد صحبت نمیکنیم. مردم هستند که شهر را شهر میکنند. تهران بدون مردم ارزش ندارد، این مردمی که برایشان تصمیم میگیریم برایشان پارک و فضای سبز درست میکنیم حق دارند که با حقوقشان آشنا شوند. لااقل این سازمان میتواند مردم را به حقوقشان نسبت به داشتن و نگهداری فضای سبز آگاه کند. انتظاری که از مسوولان مربوطه داریم پررنگ کردن بحث آموزش مردم است، آشنا کردن کودکان با درختان و محیط زیست از اقدامات ماندگاری خواهد بود که از خیلی از کارهای دیگر ارزشمندتر است. مردم ما بسیار مال دوستاند، اما هرآنچه به خودشان متعلق است نه آنچه مال عمومی است. اگر ما برای مردم احساس تعلق ایجاد کنیم میتوانیم آنها را نسبت به حفظ اموال عمومی حساستر کنیم.»
این نشست در حالی به اتمام رسید که کارشناسان غیردولتی خواهان مستند شدن پیشنهادات و ارائه آنها به سازمانی چون پارکها و محیط زیست و سازمانهای مرتبط شدند. تا دو مقام دولتی که در جلسه حضور داشتند و مثل همه مقامهای دولتی دیگر جلسه را پیش از پایان ترک کردند، از دغدغهها و پیشنهادات این کارشناسان مطلع شوند، شاید روزنه امیدی در این دوستان باز شود و مردم اینبار فرار را به قرار ترجیح ندهند، بمانند و شهر بیمار را قدری تیمار کنند.
منبع: اعتماد
