
روزنامهها را که ورق میزنیم، نقل قولی از یک مسئول در آنها آمده که امیدواریم تکذیب شود: «من با اتوبوس... [مدل اتوبوس ذکر شده است] مسافرت نخواهم کرد»؛ اظهارنظری که اگر نگوییم اوج خودخواهی ایشان را نشان میدهد، دستکم اثری از مسئولیت پذیری در آن به چشم نخورده و نمیتوان دورنمایی خوبی از آن متصور بود.
به گزارش «تابناک»، برخورد مرگبار دو دستگاه اتوبوس در اتوبان قم ـ تهران و کشته شدن ۴۴ (و به روایتی ۴۵) تن از سرنشینان آنها، به قدری عجیب و مهیب بود که به سرعت در رسانههای جهان بازتاب یافت.
خبرگزاری آسوشیتدپرس با انتشار خبر برخورد مرگبار این دو دستگاه اتوبوس، به تشریح جزئیات ماجرا پرداخت و نوشت: آمارها در این کشور، حاکی از آن است که هر ساله در ایران بیش از بیست هزار تن جان خود را در سوانح رانندگی از دست میدهند.
خبرگزاري شينهوا، نه تنها خبر اين حادثه و جزئيات آن را که گزارشهای تصویری مفصلی از بقایای بر جای مانده از اتوبوسها در محل رویداد و همچنین بازماندگان مجروح این حادثه تلخ در بیمارستان منتشر کرد و نوشت: نقص فني خودروها و مهارت ناکافي رانندگان از جمله عوامل بروز سوانح رانندگي در ایران هستند.
گلوبال پست آمریکا نیز با پوشش خبر این رویداد، ایران را رکورددار آمار جان باختگان رویدادهای جادهای در جهان خواند.
«بیبیسی» هم با پرداختن به این خبر و جزئیات آن، آمار جان باختگان سوانح جادهای در کشورمان را نزدیک ۲۸ هزار تن در سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۰ میلادی) ذکر کرد تا تأکیدی بر کاهش این آمار در سالهای گذشته و بهبود آمار داشته باشد.
علاوه بر این خبرگزاریها، بسیاری دیگر از خبرگزاریها و سایتهای خبری در دورترین نقاط جهان، خبر رویداد دردناک رخ داده در اتوبان قم ـ تهران را بازانتشار دادند. البته رسانههای کشورهای همسایه نیز به طور ویژهتر جزئیات این حادثه را پوشش دادند تا دستکم دریابیم که بی دلیل نبوده رئیس پلیس راهور ناجا این رویداد را نادر خوانده است.
بدین ترتیب، نه تنها باید در علل وقوع رویدادی چنین دردناک کنکاش شده و با عوامل مؤثر در شکلگیری آن به شدت برخورد کرد، بلکه باید توجه داشت که مبادا گستره این رویداد، سبب شود که انرژی مسئولان، صرف پیگیری تصادفی شود که با همه دردناکی، رخ داده و جبران شدنی نیست، بلکه باید بیندیشیم چگونه میتوان کاری کرد که شتاب روند مثبت کاهش آمار جانباختگان سوانح رانندگی در کشورمان طی سالهای گذشته، افزایش یافته و کارهای پیشگیرانه مصممتر پیگیری شود.
اگر از این نگاه به رویداد تلخ اتوبان قم ـ تهران توجه کنیم، نیازمند هدفگذاری درازمدت و کوتاهمدت خواهیم بود تا نه تنها ضرورت گسترش حمل و نقل ریلی (بلند مدت) و عقبماندگی در این زمینه جلوهگر شده و مورد نقد قرار گیرد، بلکه محقق نشدن اهداف کوتاه مدت تعریف شدهای همچون ارتقای ایمنی خودروها (مثل تجهیز خودروهای سواری به کیسه هوا که سالها پیش مصوب شده ولی اجرایی نشده است!) نگران کنندهتر از همیشه نمود بیابد.
اینجاست که باید از مسئولانی که به خبر دردناک روز گذشته واکنش نشان دادهاند ـ و چه بسا به مسئولانی که حتی از واکنش نشان دادن هم دریغ ورزیدهاند ـ بخواهیم برنامهشان برای اجرایی کردن اهداف بلندمدت و کوتاه مدت را منتشر کنند تا مایه امیدواری شود، وگرنه کم نداشتهایم حوادثی که دردناک بودهاند و پس از وقوع، وعدههای فراوانی دربارهشان داده شده است؛ ماجرای اتوبوس دانشآموزان بروجنی و یا ذوب شدن پوست دانشآموزان شینآبادی را که یادتان هست؟!