پسرک عشق اش فوتبال بــــــود و آرزوهایی در سر داشت. مادر همیشه قربان صدقهاش میرفت و آرزوی پوشیدن لباس دامادی داشت.وقتی خانه را برای بازی با دوستانش ترک کرد دلشورهای به جان مادر نشست، انگار قرار بود سایه مرگ، پسرک را قدم به قدم تعقیب کند و پای یک ساختمان نیمه کاره به جان محمد کوچولو بنشیند.
به گزارش ایران، وقتی کابل بالابر مصالح ساختمانی پاره شد ثانیهها مافوق سرعت دویدند و پسرک فرصتی نیافت تقلایی برای فرار کند.
صبح جمعه 12 مهرماه حادثه شومی در خیابان زمزم رخ داد و همه را شگفتزده در ماتم فرو برد.
پسربچه 10 ساله با دوچرخه هنگام بازی در کوچه بود که حادثه هولناکی در خیابان زمزم رخ داد. کابل بالابر سبد حمل آجرهای بزرگ سفالی ناگهان پاره شد و بار چند صد کیلویی روی سر کودک بیگناه ریخت و تراژدی تلخی را رقم زد.
خانواده این پسر بچه که محمد حسین غلامرضایی نام داشت، مشغول آماده شدن برای شرکت در مراسم جهازبران بودند و نمیدانستند چه بلایی سرشان آمده است.یکی از هم بازیهای محمد کوچولو که شاهد مرگ دوستش بود با حالتی آشفته خود را به در خانه آنان رساند و ماجرا را نفس زنان برای عمویش بازگو کرد. مرد جوان فکر نمیکرد چنین حادثهای واقعیت داشته باشد و همراه همبازی محمد، خود را به کوچه بالایی رساند و با جسد خون آلود برادرزادهاش که به طرز هولناکی به کام مرگ فرو رفته بود، روبهرو شد.عموی محمد حسین هرچه برادرزادهاش را صدا زد جوابی نشیند، نمیدانست چهکار کند و چگونه این خبر ناگوار را به پدر محمدکوچولو بگوید،
کارازکارگذشته بود و با سر رسیدن تیم پزشکی آنان نیز ادعا کردند بهخاطر شدت صدمه به سر، پسر بچه در دم کشته شده است.
با گزارش این ماجرا به پلیس 110 تیمی از کلانتری 161 ابوذر وارد عمل شد و سهکارگر افغانی و صاحب ساختمان در حال ساخت را بازداشت کرد.
حسین غلامرضایی، عموی محمدحسین که هنوز هم باورندارد برادرزادهاش اینگونه مرگ را در آغوش گرفته است به شوک گفت: آن روز آماده میشدیم تا در مراسم جهازبران شرکت کنیم و بچهها نیز در کوچه مشغول بازی بودند. وقتی دوست محمد آمد و به ما این خبر را داد باورمان نمیشد، سریع خودم را رساندم و دیدم که وی غرق در خون است و نفس هم نمیکشد. بدن بیجان محمد زیر آجرهای سفالی بود و هیچ حرکتی نمیکرد.
وی در ادامه افزود: صاحب ساختمان در حال ساخت باید موارد ایمنی همچون داربست فنسدار و استفاده از کابل قوی برای بالا بردن مصالح ساختـــمانی را رعایت میکرد و اگر چنین کاری را انجام میداد این اتفاق هرگز نمیافتاد.
غلامرضایی ادامه داد: در منطقه شلوغی که رفت و آمد زیاد است و با توجه به مدرسه رفتن بچهها کسانی که ساخت و ساز دارند چرا نباید نکات ایمنی را رعایت کنند و چرا هیچ سازمانی بر اینگونه پروژههای ساختمانی نظارت و بازدید نمیکند؟ این اتفاق برای خانوادهمان به حدی باور نکردنی است که برادر و همسرش در شوک تلخی فرو رفتهاند.
وی در پایان گفت: با توجه به رعایت نشدن نکات ایمنی و مرگ برادرزادهام، پرونده شکایتمان در
شعبه12 بازپرسی دادسرای یافتآباد در حال رسیدگی است و با این شکایت به دنبال گرفتن دیه نیستیم بلکه قصد داریم از مرگ کودکان بیگناه دیگر که شاید مرگ در کمینشان است جلوگیری کنیم.
به گزارش ایران، وقتی کابل بالابر مصالح ساختمانی پاره شد ثانیهها مافوق سرعت دویدند و پسرک فرصتی نیافت تقلایی برای فرار کند.
صبح جمعه 12 مهرماه حادثه شومی در خیابان زمزم رخ داد و همه را شگفتزده در ماتم فرو برد.
پسربچه 10 ساله با دوچرخه هنگام بازی در کوچه بود که حادثه هولناکی در خیابان زمزم رخ داد. کابل بالابر سبد حمل آجرهای بزرگ سفالی ناگهان پاره شد و بار چند صد کیلویی روی سر کودک بیگناه ریخت و تراژدی تلخی را رقم زد.
خانواده این پسر بچه که محمد حسین غلامرضایی نام داشت، مشغول آماده شدن برای شرکت در مراسم جهازبران بودند و نمیدانستند چه بلایی سرشان آمده است.یکی از هم بازیهای محمد کوچولو که شاهد مرگ دوستش بود با حالتی آشفته خود را به در خانه آنان رساند و ماجرا را نفس زنان برای عمویش بازگو کرد. مرد جوان فکر نمیکرد چنین حادثهای واقعیت داشته باشد و همراه همبازی محمد، خود را به کوچه بالایی رساند و با جسد خون آلود برادرزادهاش که به طرز هولناکی به کام مرگ فرو رفته بود، روبهرو شد.عموی محمد حسین هرچه برادرزادهاش را صدا زد جوابی نشیند، نمیدانست چهکار کند و چگونه این خبر ناگوار را به پدر محمدکوچولو بگوید،
کارازکارگذشته بود و با سر رسیدن تیم پزشکی آنان نیز ادعا کردند بهخاطر شدت صدمه به سر، پسر بچه در دم کشته شده است.
با گزارش این ماجرا به پلیس 110 تیمی از کلانتری 161 ابوذر وارد عمل شد و سهکارگر افغانی و صاحب ساختمان در حال ساخت را بازداشت کرد.
حسین غلامرضایی، عموی محمدحسین که هنوز هم باورندارد برادرزادهاش اینگونه مرگ را در آغوش گرفته است به شوک گفت: آن روز آماده میشدیم تا در مراسم جهازبران شرکت کنیم و بچهها نیز در کوچه مشغول بازی بودند. وقتی دوست محمد آمد و به ما این خبر را داد باورمان نمیشد، سریع خودم را رساندم و دیدم که وی غرق در خون است و نفس هم نمیکشد. بدن بیجان محمد زیر آجرهای سفالی بود و هیچ حرکتی نمیکرد.
وی در ادامه افزود: صاحب ساختمان در حال ساخت باید موارد ایمنی همچون داربست فنسدار و استفاده از کابل قوی برای بالا بردن مصالح ساختـــمانی را رعایت میکرد و اگر چنین کاری را انجام میداد این اتفاق هرگز نمیافتاد.
غلامرضایی ادامه داد: در منطقه شلوغی که رفت و آمد زیاد است و با توجه به مدرسه رفتن بچهها کسانی که ساخت و ساز دارند چرا نباید نکات ایمنی را رعایت کنند و چرا هیچ سازمانی بر اینگونه پروژههای ساختمانی نظارت و بازدید نمیکند؟ این اتفاق برای خانوادهمان به حدی باور نکردنی است که برادر و همسرش در شوک تلخی فرو رفتهاند.
وی در پایان گفت: با توجه به رعایت نشدن نکات ایمنی و مرگ برادرزادهام، پرونده شکایتمان در
شعبه12 بازپرسی دادسرای یافتآباد در حال رسیدگی است و با این شکایت به دنبال گرفتن دیه نیستیم بلکه قصد داریم از مرگ کودکان بیگناه دیگر که شاید مرگ در کمینشان است جلوگیری کنیم.