امشب داربی «مادونینا» از روی نیمکت شروع می شود؛
داربی میلان که همه آن را با نام «مادونینا» می شناسند، با تقابل مربیان کاملاً متفاوت دو تیم معنا پیدا می کند. جایی که نیمکت
به نوشته قدس، اینتر و میلان را نامهایی اشغال کرده اند که یکی از آنها را مربی فصل آینده چلسی معرفی می کنند و دیگری را رهبر منچسترسیتی جاه طلب؛ اما رؤیای کارلو آنچلوتی مربیگری در باشگاه رم است و این آرزویش را علنی بارها به زبان هم آورده و حتی خشم اسپالتی را برانگیخته است. مورینیو اما فقط به لیگ قهرمانان، البته بعد از اسکودتو فکر می کند.
مسلماً او بدش هم نمی آید مربیگری یک تیم بزرگ را در جام جهانی برعهده داشته باشد، اما آنچلوتی و مورینیو هرچه فکر و آرزو دارند، امشب به چیز دیگری خواهند اندیشید؛ به داربی میلان که شاید برای هردوتیم به نوعی حکم سکوی پرتاب به سوی اسکودتو این فصل را داشته باشد.
این روزها مطبوعات ایتالیایی این دونفر را شیطان (مورینیو) و آب مقدس (آنچلوتی) خطاب می کنند، شاید برای اینکه خصوصیات اخلاقی، رفتاری و حتی نحوه تیمداری آنها زمین تا آسمان با یکدیگر متفاوت است. البته اگر بخواهیم قضیه را از جنبه مذهبی نگاه کنیم، این القاب هیچ ربطی به آنها ندارند، برای اینکه همه می دانند آقای خاص یک مسیحی کاتولیک معتقد است.
شاید این القاب زمانی توجیه پیدا می کنند که بگوییم مورینیو همان مربی است که در ایتالیا کمتر کسی از او خوشش می آید و برعکس، آنچلوتی همان مربی مهربانی است که از هشت سال قبل تاکنون میلان را تمرین می دهد، اما حتی در این استدلال هم، براساس سلایق متفاوت، یک پارادوکس مطلق به نظر می رسد.
مرد پرتغالی یکشنبه هایش را به دعوا کردن با خبرنگاران در رختکن و استودیوهای تلویزیونی ایتالیایی می گذراند، حتی با یک نفر از مفسران ورزشی این کشور رابطه خوبی ندارد و همه آنها به نحوی یک بار اعصاب او را بهم ریخته اند. مورینیو وقتی جلوی میکروفون خبرنگاران می ایستد، احساس می کند که دارد وقتش را هدر می دهد.
برای اینکه آقای خاص فکر می کند که هیچ کس، واقعاً هیچ کس در سطح او نیست! هرچه اعصاب مورینیو به راحتی تحریک می شود، در مورد آنچلوتی همه چیز برعکس به نظر می رسد. کارلتو را بعضی مواقع حتی باید کتک زد تا واکنشش را برانگیخت.
مورینیو به اندازه ای از خودش مطمئن است که هرگز به اشتباهی از سوی خود اعتراف نکرده است. آنچلوتی اما زیرک است. مورینیو از خودش انتقاد نمی کند، برای او همیشه اینتر یک تیم کامل که تماشایی هم فوتبال بازی می کند، باقی می ماند. آقای خاص تنها بعد از شکست ناباورانه نراتزوری در برابر آتالانتا از خودش انتقاد کرده بود، اما آنچلوتی اول به خوبی همه انتقادها را گوش می دهد و آنگاه در حالی که شانه هایش را بالا می اندازد، این گونه جواب خبرنگاران را می دهد: «البته...شاید... درسته...شاید هم همین طور باشد که می گویید..»
مورینیو اما بیش از اندازه رک است. طوری که خیلی راحت با یکی دو جمله مستقیم طرف مقابلش را ساکت می کند. آنچلوتی که فوتبال ایتالیا را به مراتب بهتر از او می شناسد، دنبال این حاشیه ها نمی رود، اما او هم خیلی راحت به هدفش می رسد. حتی برخی دفعات از مورینیو هم در این زمینه موفق تر عمل می کند.
مربی اینتر، مردی است که برای عصبی شدن حتی سه شماره هم نمی شمارد، اما مربی میلان بیش ازحد خونسرد و آرام است. مورینیو خیلی لاغر است. اما آنچلوتی از نظر فیزیکی هم به او شباهت ندارد و حتی این موضوع هم برایش مهم نیست. همه می دانند که کارلتو همیشه دوست داشته خوب غذا بخورد و به چاق بودنش اهمیتی نمی دهد. مورینیو دستور می دهد و آنچه را که می خواهد، به دست می آورد. اگر در زمان کوتاه به این خواسته اش نرسد، پاهایش را محکم به زمین می کوبد تا به هدفش دست یابد (مثل قضیه پیوستن کارشما به اینتر).
آنچلوتی عادت کرده با فلسفه خاص میلان روزگار بگذراند و آن اینکه همیشه نمی توان نظر خود را به دیگران تحمیل کرد. کارلتو می داند که رئیس بزرگ (برلوسکونی) فقط ستاره در تیمش می خواهد، ستاره هایی که از نظر او باید همه کنار هم در خط حمله بازی کنند؛ چه مصیبتی! مورینیو امروز با سیستم 2 - 1 - 3 - 4 مقابل حریفانش می ایستد، اما وقتی که همه مهاجمانش(ایبرا، کروز، کارشما و مانسینی) را با هم به زمین می فرستاد، واقعاً دربن بست گیر کرده بود.
آنچلوتی اما همان ترکیبی را که ایتالیاییها اسم آن را درخت کریسمس گذاشته اند( 1 - 2 - 3 - 4 ) اجرا می کند. اما فقط خدا می داند چندبار دیگر آمبروزینی را در ترکیب اصلی قرار می دهد و رونالدینیو را روی نیمکت می نشاند و از همه بدتر اینکه همه این کارها را بدون اینکه خودش در این رابطه تصمیم بگیرد، انجام می دهد...فوتبال مورینیو خیلی زیبا نیست، اما فوق العاده پربرخورد و بیش از حد مؤثر جلوه می کند. فوتبال آنچلوتی مخلوطی از کمیت و کیفیت است. چیزی بین زیبایی مطلق فوتبال ساکی و منطق بیش از اندازه کاپلو که هرازگاهی نتایج عجیب هم در پی دارد.
مورینیو در جمع و جور کردن تیمش، توجه همه را فقط به سوی خودش جلب می کند. آنچلوتی که خودش تا چند سال پیش در این زمینها دویده اما همه چیز را با بازیکنان تیم تقسیم می کند، حتی حالا که رئیس و مربی آنهاست.
کارلتو در نیمکت تیم هم خیلی دموکرات به نظر می رسد. بازیکنان اینتر مورینیو را دوست دارند، اما نه همه آنها و حتی خیلی از آنها تحملش را هم ندارند. مورینیو گفته بود که به خاطر آنها حتی حاضر است خودش را آتش بزند، اما با بالوتلی به جایی رسیده که همه می دانند تقابل آنها یک خصومت شخصی دوطرفه است و نه چیز دیگر. به ندرت رخ می دهد که آنچلوتی صدایش را بلند کند و سر بازیکنان داد بزند. ولی این اتفاق غیرممکن هم نیست.
برخی از رفتارهای جیلاردینو که از نیمکت نشینی خسته شده بود، به هیچ وجه به مذاق او خوش نیامدند و کارلتو هم به صراحت آنها را به زبان آورد. آنچلوتی بازیکن بزرگی بود. مورینیو نه، او اصلاً فوتبال را حرفه ای بازی نکرد و در همان سطح جوانان متوقف شد. مورینو به مانچینی حسادت می کند و کافی است که فقط اسم مربی قبلی اینتر را کسی جلوی او بیاورد.
اما آنچلوتی به حدی خونسرد است که حتی شنیدن اسم کاپلو و ساکی و مقایسه شدن با آنها هم ذره ای برایش اهمیت ندارد. مورینیو به خاطر یک مبارزه علیه خودش و دیگران مربی شد، برای اینکه ثابت کند فقط آنهایی که فوتبال بازی کرده اند نیستند که می توانند از آن چیزی بفهمند.
آنچلوتی اما کارش را با سفارشهای ساکی شروع کرد و توانست در تیم ملی آریگو ساکی نقش دستیار مربی را برای خودش دست و پا کند. او در نقش مربی یک جام لیگ قهرمانان بیشتر از مورینیو فتح کرده است. اما جام مورینیو با پورتو برای تیمی در این حد و اندازه یک رویداد تاریخی بود. آنچلوتی یک اسکودتو هم در کارنامه اش دارد اما مورینیو هم در پرتغال با پورنه و در هم لیگ برتر انگلیس با چلسی قهرمان شده و همین کفه ترازو را به نفع او سنگین تر نشان می دهد.
مورینیو حتی با همکارانش هم راحت دعوا می کند. او مدتها با رانیری بگومگو داشت و حتی به خود اجازه داد تا اسم برتا را به «بارنتا» تغییر دهد. آما آنچلوتی با همه دوست است و کسی را از خودش نمی رنجاند. آنچلوتی سرالکس فرگوسن ایتالیاست. از هشت سال قبل تا امروز مربی میلان بوده و کسی هم نگفته که از سال آینده دیگر روی نیمکت روسونری نخواهد نشست.
مورینیو بعد از پورتو و چلسی تازه هشت ماه است که به اینتر آمده و می خواهد اسکودتو و لیگ قهرمانان را برای موراتی به ارمغان بیاورد. اما همه می دانند که او به رابطه های طولانی و درازمدت علاقه چندانی ندارد و چه بسا که امشب دومین و آخرین داربی اش را مقابل کارلتو برگزار کند.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین