آخرین خبرتاج: امیدوارم بیرانوند مرد سال آسیا شود
3بازدید

پروفسور گلشنی؛

احساس حقارت در کشور ما به شدت رایج است

متأسفانه قشر علم را گرفتند و تا دوران ما همین سنت سطحی‌نگری و مشق نویسی حاکم مانده و معنای پیشرفت علم به کلی مبهم است؛ در حالی که در غرب، علم همواره دو خاصیت پیش‌روندگی در مرز‌ها و تأمین نیازهای زندگی را داشته است. ملاک رشد علم در دوره ما، پیمانه‌های ناقصی مانند تعداد مقالات است، ولی این مقالات چه نیازی از ما رفع کرده است؟

«تعداد زیاد دکترا مملکت را نجات نمی‌دهد، بلکه وجود دکترای با کیفیت است که نجات دهنده ماست»؛ این باور دکتر گلشنی است؛ از جمله چهره‌های ماندگار کشورمان در فیزیک که استاد دانشگاه صنعتی شریف و از جمله صاحب نظران و اساتید سرشناس «فلسفه علم» در جهان به شمار می‌آید. حضور وی در «نشست توسعه علمی مطلوب در جامعه اسلامی» فرصتی دست داد تا با دیدگاه‌های وی در این باره آشنا شویم.

به گزارش «تابناک»، دکتر گلشنی، رئیس گروه «فلسفه علم» دانشگاه صنعتی شریف، نخست با طرح این پرسش که چه عواملی باعث پیشرفت علم در جوامع اسلامی و سپس افول آن شد، در پاسخ به شش عامل اشاره کرد:

نخست و مهم‌ترین عامل،
تشویق قرآن به مطالعه طبیعت است که در آیات گوناگون، هم به بعد نظری و هم به بعد تجربی آن اشاره شده است و عالمان مسلمان با این نگاه، مطالعه طبیعت را عبادت می‌دانستند.

دوم،
تشویق قرآن و سنت به یادگیری علم از هر جای ممکن است و مشخص است در حدیث معروف «اطلب العلم ولو بالصین» یادگیری الهیات در چین نیست، بلکه منظور هر نوع علمی است.

سوم،
حاکمیت روح تسامح بود و عالمان مسلمان برای یادگیری علم، با تواضع و خوش‌رفتاری حتی شاگرد مسیحیان و صابئیان می‌شدند.

چهارم،
پرهیز از تقلید کورکورانه بود. همان گونه که ابن سینا می‌گوید کسی که بدون دلیل چیزی را بپذیرد، از فطرت انسانی دور شده است. عالمان ما علاوه بر مطالعه آثار گذشتگان قدرت خلاقه و نقاده هم داشتند، آنچنان که می‌بینیم ابن هیثم کتاب الشکوک علی بطلمیوس و رازی کتاب الشکوک علی جالینوس را می‌نگارند. متأسفانه اکنون در محیط ما این جو حاکم نیست و عینا ترجمه و تقلید و حاشیه‌نویسی بر کارهای غربی صورت می‌گیرد.

پنجم،
سختکوشی در کسب معرفت بود و عالمان مسلمان برای یافتن یک کتاب یا دیدار با یک عالم زحمات و مشقات زیادی را متحمل می‌شدند.

ششم،
جامع‌نگری و کل‌نگری حاکم بر تمدن اسلامی، آخرین نکته‌ است؛ در آن زمان علوم دینی از علوم طبیعی جدا نبود و یک روح حاکم بود، کار علمی را به روش علمی انجام می‌دادند و با یک دید وسیع به کلیت قضایا نگاه می‌کردند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و فرهنگستان علوم با ذکر اینکه بیان این عوامل به معنای آوردن طبیعیات آن زمان نیست ولی باید آن روحیات را داشته باشیم، در پاسخ به این پرسش که چرا علم در جهان اسلام به انحطاط گرایید، گفت: دلایل بسیاری همچون جنگ‌های صلیبی، پیدایش تصوف و پاره‌پاره شدن جهان اسلام برای این سؤال ذکر شده، اما به باور من، دلیل اصلی این ماجرا، حاکم شدن مکتب کلامی ضد عقل اشاعره بود که حمایت شدید خلفای عباسی را همراه داشت که تداوم و حفظ حکومت خود را در آن می‌دیدند. نحوه نگرش غزالی و ابن خلدون و امثال آن‌ها که علوم طبیعی را آغشته به خطا و برای دین مضر می‌دانستند، از عوامل این کنار گذاشتن بود.

وی افزود: تا دوران مدرن همین وضعیت ادامه داشت و در این مدت، امثال خواجه نصیر که به علم توجه داشتند از مفردات بودند؛ اما در قرن نوزدهم شکست ایران از روسیه، استعمار هند توسط انگلستان و اشغال مصر به دست فرانسویان، جهان اسلامی را واداشت تا به علم جدید روی بیاورد، ولی متأسفانه قشر علم را گرفتند و تا دوران ما همین سنت سطحی‌نگری و مشق نویسی حاکم مانده و معنای پیشرفت علم به کلی مبهم است. در حالی که در غرب، علم همواره دو خاصیت پیش‌روندگی در مرز‌ها و تأمین نیازهای زندگی را داشته است. ملاک رشد علم در عصر ما پیمانه‌های ناقصی مانند تعداد مقالات است؛ اما این مقالات چه نیازی از ما را رفع کرده است؟

احساس حقارت در کشور ما به شدت رایج است

برندهٔ دو جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، گفت: چند سال پیش در همین کشور به کسانی که بیشترین مقاله را در یک رشته داشتند امتیازاتی ‌دادند؛ مقالاتی که تنها ۲۰ درصد ارجاعات خارجی داشتند و تنها ۲۱ درصد آن‌ها در مجلات سطح بالاتر ISI بود؛ علم ما باید به رفع نیازهای ما بیاید، ولی متأسفانه می بینیم در رشته‌هایی که بیشترین مقالات را داریم بیشترین واردات را هم داریم. با این پیمانه‌های رشد علمی نیاز کشور برطرف نمی‌شود. استاد دانشگاهی که بنا به تشخیص خود در حوزه اختراعات یا چاپ کتاب وارد شده است، چرا باید به دلیل نداشتن مقالات، در گرفتن ارتقا با مشکل روبه رو شود؟‌ ای کاش مسئولین اینجا حاضر و پاسخگو بودند.

وی افزود: بعد دیگر قضیه، مسأله نوآوری است. قوانین و چهارچوب‌های موجود اجازه خلاقیت را نمی‌دهند. مثلا دانشجوی دکترایی که روی پروژه مهمی کار می‌کند و نیاز به زمان دارد، موظف است در مدتی محدود کار خود را تمام کند وگرنه جریمه می‌شود. باید اولویت‌های ما مشخص باشد و اینقدر تابع مد نباشیم. زمانی بیوتکنولوژی و زمانی نانوتکنولوژی باب می‌شود. با این شرایط حتی با چاپ صد هزار مقاله هم به جایی نمی‌رسیم. با علم نمی‌شود بازی کرد و باید حساب و کتاب در کار باشد.

دکتر گلشنی سپس به مسأله حس تعهد به کشور اشاره کردند و گفتند احساس حقارت در کشور ما به شدت رواج دارد. سایت دانشگاه ما در روزی که یک برنده نوبل از دانشگاه بازدید کرد و چند کتاب را هم هدیه داد تیتر می‌زند: «بزرگ‌ترین روز دانشگاه» در حالی که بزرگ‌ترین روز دانشگاه روزی است که افراد دانشگاه کاری کنند که شأن دانشگاه بالا‌تر برود.

با این سخنان و یادآوری دوباره بازگشت به بینشی که در زمان اعتلای تمدن اسلامی حاکم بود، دکتر گلشنی کارهای مورد نیاز برای پیشرفت و تغییر وضع کنونی را این گونه برشمرد:

۱. مشارکت دادن نخبگان:
متأسفانه توجه به نخبگان هم بد فهمیده می‌شود. توجه به معنای تجملات نیست بلکه کافی است امکانات تحقیق در اختیار آن‌ها گذاشته شود و برای علم از هیچ خرجی دریغ نشود.

۲. اولویت دادن به رفع نیاز‌های داخلی


۳. ترویج روحیه نقادی و نقدپذیری:
جامعه دانشگاهی همانند مقامات اکثرا نقد پذیر نیستند و نقدی هم که می‌شود از ادب اسلامی دور است. تا وقتی نقد نباشد، علم به هیچ وجه پیشرفت نمی‌کند. من به شدت با ایجاد کرسی‌های آزاداندیشی مخالف بودم زیرا تا محیط نقدپذیر نشود و مردم ادب نقد را نیاموزند این جلسات سودی ندارند.

۴. توجه ویژه به کیفیت:
کیفیت مسأله‌ای است که از اول انقلاب به کلی فراموش شده است. کفش ایرانی که تولید می‌شود با مارک خارجی ارائه می‌شود، چون کیفیت در مورد محصولات داخلی فراموش شده و هویت خود را از دست داده‌ایم. جامعه دانشگاهی نباید نسبت به این بی‌کیفیتی ساکت باشد. به مقامات و رهبری نامه اعتراض‌آمیز بنویسید، کاری که من بار‌ها انجام داده‌ام؛ تعداد زیاد دکترا مملکت را نجات نمی‌دهد بلکه وجود دکترای باکیفیت است که نجات دهنده ماست. حداقل دانشگاه‌های درجه یک از گرفتن دانشجوی پولی معاف باشند. واقعا نتیجه این پردیس‌ها چه بوده است، جز اینکه وقت استاد برجسته صرف دانشجوهای سطح پایین بشود؟ ‌

۵. توجه خاص به دیدگاه های کار‌شناسان و متخصصان:
به ندرت اهل علم مورد مشورت قرار می‌گیرند و وزارت علوم به صورت بخشنامه‌ای و یکطرفه تصمیم می‌گیرد و بخشنامه می‌کند و به همین دلیل تصمیمات ناقص و تک بعدی هستند. لازمه این کار این است که ابتدا آدم‌شناسی صورت بگیرد و افراد بر‌تر هر حوزه مشخص شوند و از آن‌ها استفاده شود.

۶. حاکم کردن شایسته سالاری:
باید رئیس دانشگاه از متوسط دانشگاه بالا‌تر باشد تا دانشگاهیان برای او شأن قائل باشند. یکی از دکتراهایی که معاون وزیر هم بود در مراسم معرفی یک کتاب تفاوت سلیس به معنای روان را با سیلیس ـ که نوعی فلز است ـ تشخیص نمی‌داد! با این افراد به جایی نمی‌رسیم.

۷. حاکم کردن کل‌نگری و وسعت دید در علم و فناوری:
در کشور ما متخصصان باریک‌بین بار می‌آیند و به قول هایزنبرگ، جهان را با عینک خودشان می‌بینند. در دانشگاه MIT وقتی دیدند فارغ‌التحصیلان موفق نیستند، علوم انسانی را وارد مهندسی کردند تا بینش دانشجویان را وسیع کنند، چرا که علم برای خلأ نیست، بلکه برای جامعه انسانی است.

این استاد دانشگاه با عمومی ذکر کردن حنبه‌های نامبرده، نکات منحصر به فرد جامعه ایرانی را این گونه بیان کرد: در جامعه ما چند ویژگی برای علم ذکر شده که باید به آن‌ها توجه داشت. بر مبنای قرآن، باید از علم برای بهره‌گیری از امکانات طبیعت در جهت مشروع و ابداع علم مفید استفاده کنیم. علم مفید هر علمی است که کیان جامعه اسلامی برای اعتلای خویش به آن وابسته است. نکته‌ای که غرب به طور کلی از آن غفلت کرده، این است که علم باید در پی سعادت بشر باشد. اما می‌بینیم که در غرب علم در دست قدرتمندان افتاده و به جای رفع مشکلات هزاران نیازمند به اغنیا و مسائل نظامی توجه می‌شود، به شکلی که در انگلیس ۳۰درصد و در آمریکا ۵۰ درصد بودجه تحقیقات صرف امور نظامی می‌شود؛ این روند در راستای سعادت بشر نیست. دانشمندان و جامعه علمی ما باید حساس باشند و علاوه بر تلاش برای رسیدن به سطح بالای علم، دغدغه انسانیت را نیز داشته باشند، وگرنه ما نیز مثل آن‌ها آینده خوبی نخواهیم داشت.

عضو فرهنگستان علوم افزود: بزرگ‌ترین نقطه ضعف ما در زمان حال فرهنگ حاکم است که نه غربی است و نه اسلامی، زیرا اگر اسلامی بود، باید دغدغه اعتلای یک جامعه اسلامی را می‌داشتیم و اگر غربی بود، باید نظم و کیفیت و اولویت سنجی و شایسته سالاری حکم‌فرما بود. رشد سیاست و اقتصاد شرط لازم برای پیشرفت علم هستند اما پیش از این‌ها ما نیازمند اصلاح فرهنگ و اخلاق خود هستیم و این امر نیازمند حرکتی جهادگونه از جامعه علمی کشور و عزمی قوی در مسئولان است.

دکتر گلشنی در پاسخ به اینکه تحول فرهنگی از کجا می‌شود، گفت: از دبیرستان و دانشگاه اما این تحول تزریقی صورت نمی‌گیرد و باید بسیار لطیف و دقیق با قضیه برخورد کرد. استدلال و جاذبه داشتن دو عامل مهم در این امر برای تغییر فرهنگ ما و حاکمیت بینش اسلامی هستند.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

خسروپناه۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۱۸:۴۹

احسنت به اين پروفسور
به ياد دكتر حسابي افتادم

سحر۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۱۶:۰۲

باز خدا را شکر که از افغانستان سر هستیم

saeed۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۱۵:۵۲

طلا مال نقی بود طلا تو دستاش بود

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۱۵:۴۸

با افزایش شدید ظرفیت رشته های فوق تخصصی الان دیگه هر کی امنحان بورد تخصصی قبول میشه لاجرم فوق تخصص هم قبول میشه!!!!

کارگر۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۱۵:۰۵

من در یک شرکت بزرگ کار می کنم،در این شرکت موقع پرداخت پاداش های مرسوم، ترفیعات، پایه حقوق،وغیره... براش اصلا" مهم نیست که شما چقدر تجربه داری؛چقدر کار بلدی؛ فقط میگه آقا مدرک دیپلم اینقدر ، لیسانس اینقدر ، فوق اینقدر - جالب اینجاست که اکثر مشکلات سیستم را هم همین طبقه غیر دانشگاهی حل می کنند و ما تا الان ندیدیم مشکلی پیش بیاید و یک مهندس توانسته باشد صرفا" با اطلاعات دانشگاهی اش آن را حل کند. (تو خود بخوان حدیث مفصل از این.....)

از دانشجویان دکتر گلشنی۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۱۴:۰۱

آقای دکتر همیشه درباره مسائل همینطور دقیق صحبت می کنند ...

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۱۳:۵۷

كار فرهنگي را بايد از مدارس ابتدايي شروع كرد. حالا پيدا كنيد پرتقال فروش را با اين بودجه پايين آموزش و پرورش و ...

یک معلم۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۱۳:۵۳

آفرین، آفرین، آفرین، آفرین، آفرین،آفرین، آفرین،
آفرین، آفرین، آفرین، آفرین، آفرین،آفرین، آفرین، آفرین، آفرین، آفرین، آفرین، آفرین،آفرین، آفرین، آفرین، آفرین، آفرین، آفرین، آفرین،آفرین، آفرین، آفرین، آفرین، آفرین، آفرین، آفرین،آفرین، آفرین،

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۱۵:۰۷

خوب بگو صد آفرین! چرا اینقدر تکرار می کنی!

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۱۲:۳۸

يعني من سربازتم دكتر

aziz۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۱۱:۱۸

آقای دکتر یکی دیگه از مشکلات ماعلاوه بر مواردی که گفتید ، حضور اساتید پیر و فرسوده ای هستش که تمام انرژی دانشگاه و نسل جدید رو تو دانشگاه تلف میکنن وفقط کارشون اینه که یه جزوه صد ساله رو سر کلاس تدریس کنند و خیلی مهمتر به هر چی تغییر و تحوله جواب نه بگن.

من۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۱۲:۱۱

دقیقاً

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۰۹:۲۵

دانشگاهی ها دارند تنبیه می شوند.

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۱۱:۳۸

باید هم بشوند.

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۰۹:۰۱

زنده باد دکتر گلشنی...

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۰۵:۴۰

با استاد مخالفم علم جامعه غربی در خدمت انسانهاست فقیر و غنی. اقتصاد و سیاست کاملا در جوامع پیشرفته علمی است.

ali۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۰۲:۵۷

سلام متاسفانه اگر به 30 سال گذشته دقت کنیم بدلایل مختلف متوسط در امد ماهیانه استاد دانشگاه از یک سیگار فروش کمتر بوده بنابر این انگیزه و توان بالا بردن کیفیت وجود نداشته.

افشین۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۰۱:۰۶

بندهایی که برای کارهای مورد نیاز برای پیشرفت ذکر شده است در اکثر زمینه ها انجام نمی شود وگرنه وضعیت ما این نبود که.

lمحسن نوری۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۰۰:۴۰

سیلیس یه نوع فلزه -سیلیس یه نوع فلزه - سیلیس یه نوع فلزه (جیگرم جیگرم جیگرم)

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۱۳:۳۴

:)

حرف حق۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۰۰:۰۰

یک عالمه نظر در مورد اینکه این استاد گرامی درست گفته اند و خیلی باب میلمان بود نوشته شده که بسیاری از آنها هم احتمالا توسط دانشجویان و اساتید نگارش شده است . ولی من یک کلام بیشتر نمی گویم : " این تغییری که همه ما به آن نیاز داریم از خودمان شروع می شود ، اگر مرد راه هستید بسم الله ... "

مهدی۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۳:۵۳

یادتون میاد چقدر دانشجوی با انواع سهمیه ها ورانت ها وارد دانشگاه کردیم . بیشتر دکترهای بیسواد رو همونجا ها جستجو کنید . وبدتر از اون اخراج اساتید متخصص و جایگزینی اونها با نیروهای متعهد بود!!

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۳:۳۵

چقدر نکته بین هستند ایشون. واقعا درد جامعه را می فهمند. من خودم 2 مقاله ISI در مهندسی برق دادم و واقعاً هیچ دردی از جامعه دوا نمی کند که هیچ، احساس خوبی هم ندارم از این کار. ای کاش استاد های ما مشکلات جامعه را می دیدند و ما را به سمتی می بردند تا این درد ها رو تسکین بدیم. در واقع ما رو مجبور می کنند مقاله بدیم که اسم اون ها هم اول نوشته میشه!!! خیلی جالبه ، دریغ از ذره ای کمک در نوشتن
مقاله بعد با اعتماد به نفس کامل اسم خودشون رو اول می نویسن انگار نه اخلاق دارن و نه ......

مصطفي۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۳:۲۵

من رسته ام برقه
الان رشته هاي فني مهندسي فوق چنداني با علوم پايه ندارن!
هردو شدن حفظي!!!!!!!!!!!
سواد عملي اكثر دكتراهاي فني ، از يه ديپلم هنرستاني خيلي خيلي كمتره...
اينو به ضرس قاطع ميگم

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۱۰:۳۰

ضرص قاطع

سحر۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۱۰:۰۶

مگر رشته های علوم پایه قراره حفظی باشند

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۳:۲۰

بديهي بود

محمد فراتی۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۳:۰۹

یاسلام با توجه به اینکه رشته فلسفه علم را استاد گلشنی در ایران احداث کردند، خوب بود درباره این رشته و اهمیت آن از استاد سوال می کردید.
با احترام - فراتی

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۳:۰۸

پیشرفت علم وقتی است که علم محصولی شود که به دنیا بفروشید و برای مردمتان ثروت فراهم کنید و گرنه تعداد مقاله و... هرگز ارزشی ندارد.

فرهاد۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۳:۰۶

بیانات استاد کاملا درست است.امیدوارم همه چون ایشان بیاندیشند,

دلتا۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۳:۰۳

واقعا ما اين همه دكتر كم سواد و مي خوايم كجاي دلمون بزاريم ؟ يكي به داد اين فرهنك برسه ...

سمیه۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۳:۰۳

بسیار بسیار عالی
کاش مسئولین این سخنان را می شنیدند و ترتیب اثر می دادند.

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۳:۰۲

خب این حرف رو که همه می دونستن. به اساتید بگید که کمتر به فکر مزایا باشن :)

ابوذر۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۲:۵۸

دانشجوی دکترای شیمی تجزیه دانشگاه مشهدهنوزآب سخت وسبک راتشخیص نمیده می گه آب سخت آبیستکه دارای فلزات سنگین مثل اورانیوم هست

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۲:۴۹

متاسفانه روند جذب اساتید بگونه ای است که افرادی با مرتبه متوسط علمی و رویکردی سطحی افرادی ار قماش خود را در این جرگه پذیرش می کنند و این چرخه باطل مرتبا تکرار می شود.حتی در بعضی از گروه های آموزشی ترجیح به جذب افراد ضعیف است تا در برابر قدما قد علم نکنند!!

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۱۳:۳۲

تو پزشکی که دقیقا" همین طور است. دانشگاه .... و ...را که نگو

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۲:۲۷

بسیار عالی بود.

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۲:۱۹

دانشگاه ها نیاز به تحول جدی و اساسی دارند، ولی چه کسانی و با چه دیدگاهی و نگرشی قراره این تحول را ایجاد کنند، این مهمه.

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۲:۱۸

استاد گرامی حرف های شما درست است. ما هم از این بنگاه های مدرک دهی خسته شدیم. لطفا به مسئولین برسانید برای کاهش هزینه های آموزشی که هیچ نتیجه مثبتی برای کشور ندارد به هر کسی که به دنیا می آید یک مدرک لیسانس بدهند

علی ح۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۲:۰۷

قشنگه !!!!!!!!!!

سهند۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۱:۵۱

آفرین آفرین عزت زیاد اما کو گوش شنوا و چقدر سطحی ها و بی سوادها کارها را به دست گرفته اند!!!!!!

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۱:۴۲

این حقیقتی است. دقتی کرده اید ما ایرانی ها چقدر برای خارجی ها حتی اگر از دور افتاده ترین جاها امده باشند ارزش خاصی قائلیم؟

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۱۰:۳۲

آیا میهمان نوازی که یکی از سنن ارزشمند ایرانیان است مشکلی دارد؟

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۱:۳۷

فوق العاده بود
كاش توجه شود

علي۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۱:۳۵

شما عضو اين همه شورا هستي شما هم كه نقد و انتقاد ميكني پس كي بايد مشكل رو حل كنه؟ من حل كنم؟

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۱:۳۲

وقتی دانشگاه های ما با ظرفیت نامعقول دکتری می گیرند چه باید کرد؟
وقتی در جذب هیات علمی رزومه ملاک نیست و فقط به عنوان نام دانشگاه نگاه می کنند چه باید کرد؟
وقتی در جذب استاد ملاک توانایی نیست و آشنایی با افراد است چه باید کرد؟
وقتی نخبگان دلسرد از کشور می روند و رفتنشان مهم نیست چه باید کرد؟
وقتی ....
به امید روزی که کسی صدای دلسوزان وطن را بشنود...

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۱:۲۸

.... با این تیتر زدنتون.
واقعا بین این همه صحبتهای عالی و دقیق این تیتری که زدید بهتر نمیشد زد؟؟

محمدرضا باقی زاده۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۱:۲۲

با سلام . اینو هستم . انصافا حرف دل ما را زد .

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۱:۱۸

آقای دکتر گلشنی این حرفا را به کسی می فرمایید؟ به من بی سواد ؟

حسن۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۱:۱۵

افرین

میکائیل۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۰:۵۷

گل گفتی آقای دکتر

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۰:۵۴

بهترین نوشته ای که حرف دل دانشجویان دردوطن دار همواره می زنند را دکتر به زیبایی گفتند. آفرین

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۰:۵۰

جناب گلشنی، متاسفانه برخی مشاوران مقامات بلندمرتبه، برخی مسؤولان مرتبط و البته رسانه های کم تعهد مانند صدا و سیما، موضوع بی ارتباط یا کم ارتباطی مانند مدال آوری مسابقات جهانی که با دپینگ متمرکز حکومتی و دانشگاهی روی دانش آموزان همراه است و یا تعداد مقالات و صرفا وضعیت کمیتی آن را به عنوان معیار شکوه پیشرفت علمی کشور نمایش داده و در بوق و کرنا می کنند و امکان اینکه از خواب غفلت بیدار شویم و تعهد و برنامه ای برای پشرفت نشان دهیم را هر آینه کمتر و کمتر می سازند.

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۳:۵۳

ان کس که نداند ونداند که نداد در جهل مرکب ابد دهر بماند

ایرانی۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۰:۴۰

بالاخره یک حرف درست و علمی در زمینه علم خواندیم. متأسفانه همش شده مقاله های آبکی و مدارک آبکی تر معیار علمی شدن .... چند سال دیگه همه دکتر می شوند اینجا. حرف این پیر علم کاملاً درست است.

فارغ التحصیل۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۰:۳۴

جناب آقای دکتر گلشنی دقیقا حق با شماست.اینجانب با کارشناسی ارشد نانوتکنولوژی با رتبه برجسته علمی و پژوهشهای علمی برجسته با زن و بچه مشغول التماس به شرکتهای کوچک برای شغل هستم.با تمام صحبتهائی که با من انجام شده برای ادامه تحصیل حتی در خارج از کشور واقعا دلیلی برای آن نمیبینم.برای خارج از کشور هم توانائی هزینه ها نیست و از لحاظ خانوادگی مشکل هست.حالا شما فکر میکنید واقعا نباید احساس حقارت کرد..؟؟!!
(لطفا ایمیل را انتشار ندهید)

نادر۱۳۹۳/۰۱/۱۶ ۰۲:۴۳

با شما موافقم . من با نمره ي معدل 19 و 20 پايان نامه بيكارم اما همكلاسي دوره ي ليسانس من با معدل 12 شهرداره ... متاسفم واقعا

دغدغه۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۰:۲۹

واقعا همه حرف های ایشان منطقی است. نمی دانم با توجه به موج افرادی که بدون طی کردن مسیر درست، مدارک بالا گرفته اند و در اینده ای نزدیک جایگزین امثال آقای دکتر خواهند شد، آیا می توان امیدی به اصلاح این رویه غلط داشت ؟ به هر حال بدون همت حکومت و همکاری مردم این روند نزولی به سمت صحیح باز نخواهد گشت.

علی۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۰:۲۸

سلام دکتر گلشنی بزرگوار خداوند برای حضرتعالی طول عمر با برکت و برای مسئولین قدرت درک شما عزیزان که حقیقتا سرمایه های این جامعه هستید و توجه به نقطه نظرات شما را عنایت فرماید. و تشکر از سایت تابناک. پیشنهاد می شود مصاحبه های علمی با نخبگان و فرهیختگان ادامه و انتشار یابد . با تشکر منتظر مصاحبه های این چنینی هستیم.

ناشناس۱۳۹۳/۰۱/۱۵ ۲۰:۲۷

ان شاءالله کیفیت مورد توجه بیشتری قرار گیرد. لااقل به اندازه 10 سال پیش.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.