اعتبار تلویزیون در مشت برنامهسازان؛
از «عینک آفتابی» رشیدپور تا «خندوانه» رامبد جوان
اگر شما شبیه رضا داودنژاد یا محمدرضا گلزار یا محمدرضا شریفینیا یا هر بازیگر دیگری باشید، در این مسابقه شرکت میکنید و در صورت برنده شدن و شباهت ویژه، به این برنامه دعوت میشوید و با شما گفتوگو میشود! واقعاً شبیه بودن به یک بازیگر چه ارزشی دارد که باید برای آن مسابقه گذاشت و در نهایت شبیهترینها به بازیگران را دعوت و با آنها گفتوگو کرد؟!

از مزایای گسترش شبکههای تلویزیونی، امکان استفاده همزمان از همه برنامهسازان مدعی است. آنتن تلویزیون و کنداکتور کلی سیما، آنچنان وسعت یافته که میتوان از بهترین تا بدترین برنامهسازان را در یک قاب دید و به قضاوت نشست؛ اتفاقی که اگر قرار باشد برایش مصادیقی در نظر گرفت، باید به دو برنامه «خندوانه» و عینک آفتابی اشاره مستقیمی داشت و به تأثیر برنامهسازان در گسترش یا کاهش میزان مخاطبان تلویزیون نگاهی دقیقتر کرد.
به گزارش «تابناک»، شبکههای تازه تلویزیون آهسته آهسته به سمت تولید برنامه میروند و شبکه «نسیم» در میان شبکههای تازه سیما در تولید برنامه فعالتر عمل کرده و موفق شده تا بخشی از مخاطبانی که به عنوان جامعه هدفش تعریف شده بود، به سمت خود جذب کند و میتوان گفت، موفقتر از ارزیابیهای اولیه ظاهر شده که بخش مهمی از این موفقیت به تزریق بودجه و تولید برنامه در این شبکه بازمیگردد. با این حال شبکههای تازه از جمله شبکه نسیم، کارکردهای دیگری نیز داشتهاند و آن امکان ایجاد فضای رقابتی برای مدعیان برنامهسازی است.
در گذشته به واسطه محدود بودن شبکهها و کنداکتور، این رقابت شکل نمیگرفت، ولی هماکنون عرض و طول تلویزیون آنچنان وسعت یافته که اساساً اگر همه مجریها و برنامهسازهای تلویزیون نیز مشغول باشند، همچنان جایی در کنداکتور شبکههای مختلف و به ویژه شبکههای تازهنفسی چون نسیم برای ایدههای تازه و برنامهسازهای جدید وجود دارد. البته در چنین فضایی امکان درک بهتر کیفیت برنامههای تلویزیون و بهرهبرداری بهتر از نگاه مقایسهای نیز هست.

با همین نگاه میتوان دو برنامه «عینک آفتابی» و «خندوانه» را دید و کیفیت پایین و کیفیت بالای قابل قبول برنامه دیگر را قیاس کرد و به این درک رسید که برنامهسازان در بهبود جایگاه تلویزیون، چه نقس پررنگی دارند و در بسیاری از اوقات، حتی کارآمدتر از مدیران تلویزیون عمل میکنند، زیرا آنچه برای تولید عرضه میشود، ایدهای با شکل اولیه است؛ اما آنچه در مسیر اجرای این ایده رخ میدهد، در اختیار برنامهسازان است و طبیعتاً برنامه واجد یا فاقد اصول حرفهایگری به شدت در گسترش یا ریزش مخاطب تأثیرگذار خواهد بود.
این دو برنامه به رغم آنکه فضای متفاوتی دارند، از یک ویژگی مشترک برخوردارند و آن هم وام گرفتن از ایدههایی است که پیش از این در برنامههای انگلیسی زبان مشهور مورد بهرهبرداری قرار گرفته و شاید گرتهبرداری از این ایدهها چندان اشکالی نیز نداشته باشد؛ مشروط بر آنکه ایدههایی مورد بازآفرینی در برنامههای اینچنینی قرار گیرند که نسبت حداقلی با فرهنگ، روحیات و اخلاق ایرانی داشته باشند و به عبارت سادهتر برای مخاطب به عنوان بخشی از یک تاکشو یا برنامه آیتمیِ «ایرانی» قابل هضم باشند و بتوان فلسفهای برایشان در نظر گرفت.
رامبد جوان که مشخصاً در تولید «خندوانه» از برنامه جیمی فالون گرتهبرداریهایی کرده، توانسته روح ایرانی را در این برنامه بدمد و مخاطب با دیدن این برنامه، گمان نمیکند یک برنامه آمریکایی را میبیند که آنچه در آن رخ میدهد، ربطی به روحیات ایرانی ندارد. این کارگردان و مجری پرسابقه در این برنامه، همچنان تا ایدهآل مورد انتظار فاصله دارد، ولی بیگمان به هدفگذاری صورت پذیرفته پیرامون گسترش شادی در فضای عمومی از این دریچه دست یافته و مخاطبان برنامهاش نیز رو به فزونی است.
رضا رشیدپور نیز که روزگاری در تلویزیون غایب بود و پس از انتخابات اخیر به تلویزیون بازگشت، برنامه «عینک آفتابی» را تولید میکند که دقیقاً نقطه معکوس «خندوانه» در نمودار کیفی است؛ برنامهای که عملاً تلاشی برای تکرار برنامه «ساعت خوش» البته با افت کیفیت چشمگیر است و متأسفانه حداقل استانداردهای کیفی را نیز ندارد. با این حال، تنها نقطه ضعف «عینک آفتابی»، آیتمهای ضعیف طنز که فاقد کمترین بار کمیک هستند، نبوده و این برنامه در نوع خود یک پدیده است.
![از «عینک آفتابی» رشیدپور تا «خندوانه» رامبد جوان از «عینک آفتابی» رشیدپور تا «خندوانه» رامبد جوان]()
بخش دیگر این برنامه که بر آن تأکید میشود، مسابقه تشابه چهره با بازیگران یا فوتبالیستهای مشهور است. در واقع اگر شما شبیه رضا داودنژاد یا محمدرضا شریفی نیا و یا هر چهره دیگری باشید، در این مسابقه شرکت میکنید و در صورت برنده شدن و شباهت ویژه، به این برنامه دعوت میشوید و با شما گفتوگو میشود! واقعاً شبیه بودن به یک بازیگر چه ارزشی دارد که باید بابت آن مسابقه گذاشت و در نهایت شبیهترینها به بازیگران را دعوت و با آنها گفتوگو کرد؟!
اگر چنین برنامهای در آمریکا تولید شود، چندان عجیب نیست اما اینکه در ایران چنین برنامه عجیب و فاقد حداقل بار فلسفی روی آنتن برود و تولیدکنندهاش هم دقیقاً شخصی باشد که تلویزیون را در چند سال به هر روش ممکن به توپ بسته بود و درباره کیفیت و کارکرد آن، هر آنچه بلد بود بر زبان آورده بود، جای تأمل دارد!
شاید بازگرداندن رشیدپور به تلویزیون، بزرگترین ضربهای بود که به او زده شد، زیرا مشخص شد او دیگر برنامهساز موفق مثلث شیشهای نیست و تمام دغدغهاش در پایان منجر به تولید برنامهای ضعیف چون «عینک آفتابی» میشود.
در این میان، شاید با مقایسه گذرای همین دو برنامه، بتوان به یک تفسیر تازه دست یافت و آن نقش پررنگ برنامهسازان در افزایش یا کاهش اعتبار تلویزیون باشد و چه بسا در بسیاری از اوقات، این نقش از مدیران شبکههای تلویزیونی نیز پررنگتر میشود. در خارج از این دایره میتوان به برنامههای دیگری نیز اشاره کرد که با تغییر سازندگانش به سرعت سقوط کرده و برنامه سینمایی «هفت» نمود عینی این اتفاق است؛ برنامهای که در دوران جیرانی با سطح بسیار بالایی عرضه میشد و حال گروهی از سینماگران رغبتی برای گفتوگو با آن ندارد و به محل عرضه مونولوگهای تکراری مجریاش بدل شده است.
در چنین فضایی، شاید تنها نقش کارآمد مدیران تلویزیون، حفظ برنامهسازان امتحان پس داده و حذف سریع برنامهسازان ضعیف باشد، چرا که با حجم وسیع فعالیتهای شبکهها، بعید است بتوان بر نقش حداکثری مدیران در تولید برنامهها تأکید کرد و همین نوع کنترل کیفی توان افزایش اعتبار تلویزیون را خواهد داشت؛ رویکردی که البته چندان مرسوم نیست و مدیران تلویزیون به سختی حاضر به تعطیلی برنامه با کیفیت پایین یا تغییر عوامل برنامه میشوند و این رویکرد همواره چشم اسفندیارشان میشود.
به گزارش «تابناک»، شبکههای تازه تلویزیون آهسته آهسته به سمت تولید برنامه میروند و شبکه «نسیم» در میان شبکههای تازه سیما در تولید برنامه فعالتر عمل کرده و موفق شده تا بخشی از مخاطبانی که به عنوان جامعه هدفش تعریف شده بود، به سمت خود جذب کند و میتوان گفت، موفقتر از ارزیابیهای اولیه ظاهر شده که بخش مهمی از این موفقیت به تزریق بودجه و تولید برنامه در این شبکه بازمیگردد. با این حال شبکههای تازه از جمله شبکه نسیم، کارکردهای دیگری نیز داشتهاند و آن امکان ایجاد فضای رقابتی برای مدعیان برنامهسازی است.
در گذشته به واسطه محدود بودن شبکهها و کنداکتور، این رقابت شکل نمیگرفت، ولی هماکنون عرض و طول تلویزیون آنچنان وسعت یافته که اساساً اگر همه مجریها و برنامهسازهای تلویزیون نیز مشغول باشند، همچنان جایی در کنداکتور شبکههای مختلف و به ویژه شبکههای تازهنفسی چون نسیم برای ایدههای تازه و برنامهسازهای جدید وجود دارد. البته در چنین فضایی امکان درک بهتر کیفیت برنامههای تلویزیون و بهرهبرداری بهتر از نگاه مقایسهای نیز هست.

با همین نگاه میتوان دو برنامه «عینک آفتابی» و «خندوانه» را دید و کیفیت پایین و کیفیت بالای قابل قبول برنامه دیگر را قیاس کرد و به این درک رسید که برنامهسازان در بهبود جایگاه تلویزیون، چه نقس پررنگی دارند و در بسیاری از اوقات، حتی کارآمدتر از مدیران تلویزیون عمل میکنند، زیرا آنچه برای تولید عرضه میشود، ایدهای با شکل اولیه است؛ اما آنچه در مسیر اجرای این ایده رخ میدهد، در اختیار برنامهسازان است و طبیعتاً برنامه واجد یا فاقد اصول حرفهایگری به شدت در گسترش یا ریزش مخاطب تأثیرگذار خواهد بود.
این دو برنامه به رغم آنکه فضای متفاوتی دارند، از یک ویژگی مشترک برخوردارند و آن هم وام گرفتن از ایدههایی است که پیش از این در برنامههای انگلیسی زبان مشهور مورد بهرهبرداری قرار گرفته و شاید گرتهبرداری از این ایدهها چندان اشکالی نیز نداشته باشد؛ مشروط بر آنکه ایدههایی مورد بازآفرینی در برنامههای اینچنینی قرار گیرند که نسبت حداقلی با فرهنگ، روحیات و اخلاق ایرانی داشته باشند و به عبارت سادهتر برای مخاطب به عنوان بخشی از یک تاکشو یا برنامه آیتمیِ «ایرانی» قابل هضم باشند و بتوان فلسفهای برایشان در نظر گرفت.
رامبد جوان که مشخصاً در تولید «خندوانه» از برنامه جیمی فالون گرتهبرداریهایی کرده، توانسته روح ایرانی را در این برنامه بدمد و مخاطب با دیدن این برنامه، گمان نمیکند یک برنامه آمریکایی را میبیند که آنچه در آن رخ میدهد، ربطی به روحیات ایرانی ندارد. این کارگردان و مجری پرسابقه در این برنامه، همچنان تا ایدهآل مورد انتظار فاصله دارد، ولی بیگمان به هدفگذاری صورت پذیرفته پیرامون گسترش شادی در فضای عمومی از این دریچه دست یافته و مخاطبان برنامهاش نیز رو به فزونی است.
رضا رشیدپور نیز که روزگاری در تلویزیون غایب بود و پس از انتخابات اخیر به تلویزیون بازگشت، برنامه «عینک آفتابی» را تولید میکند که دقیقاً نقطه معکوس «خندوانه» در نمودار کیفی است؛ برنامهای که عملاً تلاشی برای تکرار برنامه «ساعت خوش» البته با افت کیفیت چشمگیر است و متأسفانه حداقل استانداردهای کیفی را نیز ندارد. با این حال، تنها نقطه ضعف «عینک آفتابی»، آیتمهای ضعیف طنز که فاقد کمترین بار کمیک هستند، نبوده و این برنامه در نوع خود یک پدیده است.
بخش دیگر این برنامه که بر آن تأکید میشود، مسابقه تشابه چهره با بازیگران یا فوتبالیستهای مشهور است. در واقع اگر شما شبیه رضا داودنژاد یا محمدرضا شریفی نیا و یا هر چهره دیگری باشید، در این مسابقه شرکت میکنید و در صورت برنده شدن و شباهت ویژه، به این برنامه دعوت میشوید و با شما گفتوگو میشود! واقعاً شبیه بودن به یک بازیگر چه ارزشی دارد که باید بابت آن مسابقه گذاشت و در نهایت شبیهترینها به بازیگران را دعوت و با آنها گفتوگو کرد؟!
اگر چنین برنامهای در آمریکا تولید شود، چندان عجیب نیست اما اینکه در ایران چنین برنامه عجیب و فاقد حداقل بار فلسفی روی آنتن برود و تولیدکنندهاش هم دقیقاً شخصی باشد که تلویزیون را در چند سال به هر روش ممکن به توپ بسته بود و درباره کیفیت و کارکرد آن، هر آنچه بلد بود بر زبان آورده بود، جای تأمل دارد!
شاید بازگرداندن رشیدپور به تلویزیون، بزرگترین ضربهای بود که به او زده شد، زیرا مشخص شد او دیگر برنامهساز موفق مثلث شیشهای نیست و تمام دغدغهاش در پایان منجر به تولید برنامهای ضعیف چون «عینک آفتابی» میشود.
در این میان، شاید با مقایسه گذرای همین دو برنامه، بتوان به یک تفسیر تازه دست یافت و آن نقش پررنگ برنامهسازان در افزایش یا کاهش اعتبار تلویزیون باشد و چه بسا در بسیاری از اوقات، این نقش از مدیران شبکههای تلویزیونی نیز پررنگتر میشود. در خارج از این دایره میتوان به برنامههای دیگری نیز اشاره کرد که با تغییر سازندگانش به سرعت سقوط کرده و برنامه سینمایی «هفت» نمود عینی این اتفاق است؛ برنامهای که در دوران جیرانی با سطح بسیار بالایی عرضه میشد و حال گروهی از سینماگران رغبتی برای گفتوگو با آن ندارد و به محل عرضه مونولوگهای تکراری مجریاش بدل شده است.
در چنین فضایی، شاید تنها نقش کارآمد مدیران تلویزیون، حفظ برنامهسازان امتحان پس داده و حذف سریع برنامهسازان ضعیف باشد، چرا که با حجم وسیع فعالیتهای شبکهها، بعید است بتوان بر نقش حداکثری مدیران در تولید برنامهها تأکید کرد و همین نوع کنترل کیفی توان افزایش اعتبار تلویزیون را خواهد داشت؛ رویکردی که البته چندان مرسوم نیست و مدیران تلویزیون به سختی حاضر به تعطیلی برنامه با کیفیت پایین یا تغییر عوامل برنامه میشوند و این رویکرد همواره چشم اسفندیارشان میشود.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
به نظر حرکت نویی در سازمان صدا وسیما شروع شده و آنهم بحث شادی و نشاط در جامعه است
پس دوستان بیایید همه با هم برای فضای ایجاد شده همدل باشیم و نقد هایی مناسب جهت بهتر شدن داشته باشیم
به نظر شبیه بودن افراد و آمدن در برنامه خوب است, به این علت که میتواند کمک کند که افراد مختلف از جنس مردم به جاب افراد مشهور در تلوئیزون دیده شودند
هردوشون افتضاحن
ما خانوادگی به تدریج جذب برنامه خندوانه شدیم . دوستانی که در مقابل خنده های مصنوعی این مجری گارد میگیرند یک بار همون بیست و پنج ثانیه اول با مجری و تماشاچیان سعی کنند بخندند بعد خنده ی مصنوعی واقعا تبدیل به واقعی میشه . امتحانش که ضرری نداره اونم تو جامعه ای که خندیزن سبک سری و جدی بودن و اخمو بودن ابهت به حساب میاد.
به نظر حرکت نویی در سازمان صدا وسیما شروع شده و آنهم بحث شادی و نشاط در جامعه است
پس دوستان بیایید همه با هم برای فضای ایجاد شده همدل باشیم و نقد هایی مناسب جهت بهتر شدن داشته باشیم
شبکه نسیم برا این درست شده که آدم وقتی از سر کار بر می گرده و حوصله اخبار و این چیزا رو نداره یه چند دیقه بشینه و سرگرم بشه و احیانا یه لبخندی هم بزنه.
حالا شما انتظار دارید شبکه نسیم مثلا چیکار کنه؟! آموزنده باشه؟
برنامه عينك آفتابي در عين طنز بودن يك برنامه آموزش اخلاق هم هست ولي متاسفانه خندوانه و آبرنگ به زور ميخوان يه مردمو بخندونن كه حداقل تو كشور ما جواب نميده. نكته اي كه هست در برنامههاي تلويزيوني متاسفانه تبليغات بازرگاني نرم خيلي مشهودند.
سخت نگیرید این برنامه ها برا سرگرمیه و خودشون هم ادعای دیگری ندارند.
چرا شبکه نسیم سراسری نمیشه ها ها ها
چرا شبکه نسیم برای شهرستان ها ( کرج ) پخش نمیشه که ما هم ببینیم ؟؟ چه قدر تبعیض ؟ واقعا تا کی این همه تبعیض بین 20 کیلومتری تهران تا خود تهران ؟
اون آقایی که نوشته ما در فلان منطقه تهران شبکه نسیم دریافت نمی کنیم بعد 10 تا علامت تعجب گذاشته!!!! ما هم در شیراز این شبکه رو دریافت نمی کنیم البته بدون علامت تعجب .
من با بهمن موافقم
خنده اونهم به این شکل الکی روح آدمو بیمار می کنه
خیلی خوبه ، از بقیه برنامه های چرت و پرت تلویزیون که کسی اصلا نگاه هم نمیکنه بهتره ، همین چرت و پرتا رو ساختید که الان همه رفتن سراغ ماهواره....!
آقاي نويسنده بنده قصد دفاع از برنامه عينك آفتابي رو ندارم ولي انصاف حكم مي كرد به آيتمي كه تصوير بوسه بر دستان پدر و مادر را اشاعه ميدهد هم اشاره اي ميكرديد كه به نظرم در آن استفاده ظريفي از رسانه براي اشاعه فرهنگ انجام شده.
خندوانه هم مطالعات و پايه هاي علمي محكمي دارد و روزبه روز مخاطبش بيشتر خواهد شد.
گروه آقای رشیدپور واقعا در حد رسانه ملی نیستند. برنامه آقای جوان قابل قبول تر است . کاری متفاوت و پر طرفدار
دو تا برنامه بیخود..ببین کار ما به کجا رسیده که باید درمورد همچین برنامه های مزخرفی نظر بدیم
این دو تا که خیلی خوبن چرا اون آبرنگ و نمی گی با اون مجری ش.
اسمش شبکه نشاط و سرگرمیه دیگه، این ها هم برنامه های سرگرم کننده است. قرار نبود شبکه علمی تحلیلی باشه که شما چنین ایرادهایی می گیرید!!
به جای این که ما مخاطبین برنامه ها به هر قیمتی خندانده شویم، بهتر است برنامه سازان به هر قیمتی که شده طنز فاخر و معنادار و ارزش مدار بسازند.
از حق مخاطب برای بهره مندی از محتوای خوب (و نه هزل و الکی) نباید گذشت. به هیچ قیمتی.
از این منظر بایستی در روند این برنامه ها تجدید نظر اصلاحی شود.
گزارشت خوب بود تابی
حالا چرا فکر می کنید همه برنامه ها باید فلسفی باشه
برنامه رشید پور خیلی برنامه جالبیه. محتوای طنز خوبی هم داره. شما که به همه چی انتقاد داری خودت آستین بالا بزن ببینیم چی کاره ای. جفت برنامه های شادی هستن که از خیلی از برنامه های صدا و سیما بهترن.
انصافا برنامه رامبد جوان یک برنامه جذاب و سالم و پرنشاط هست که امیدوارم روند برنامه همینطور عالی پیش بره ، کاملا برعکس برنامه رشیدپور که فاقد کوچکترین خلاقیت و جذابیت و تکرار شوخی کردم مهران مدیری است
فایدش اینه که کمی مردم رو سرگرم میکنه. و سرگرم کردن مردم هم یکی از وظایف تلوزیونه. حداقل خیلی بهتر از بسیاری از اون سریالهای درپیته که!
گزاشگر هواشناسی بی مزه است . حرکات زورکی و کاملا تصنعی اصلا به دل نمیشینه بهتره جایگزین این قسمت آیتم دیگه ای بشه که واقعا خنده دار باشه. البته خنداندن با لطیفه هم امکانپذیره و در کل ما ایرانی ها خیلی زود نمیخندیم و باید برنامه ها پربارتر از این باشه که بتونه مارو بخندونه.
تو نمیری نه اینکه تو این مملکت کارها همه معنی داره این یکی فقط معنی نداره / شما به همایشها و مسابقات و کنفرانسهای بین المللی که اعلام میکنند گوش کنی به مضحک بودن اغلب آنها پی خواهی برد.
هنرمند واقعی اونی هست که اثرش سطح توقع مردم رو بالا ببره.کسی که اثاری چون در چشم بادو مختارنامه و یا آثار طنز مهران مدیری رو دیده باشه و درک کرده باشه بعیده دنبال برنامه های آبکی مثل ستایش و سریالای سهیلی زاده و برنامه های طنز مذکور در این متن بره.
هر دو برنامه بی خوده . آقای رامبد جوان هم خیلی تلاش میکنه مردم را بخندونه ولی موفق نیست . علتش را نمی دونم ولی برنامه اش داره کسل کننده میشه . خنداندن مردم با این همه مشکل خیلی سخت شده . این بابا هم اینکاره نیست زور بی خودی میزنه و خنده الکی تحویل می ده
شما جماعت منتقد از همه چیز ایراد میگیرید بجای ایراد گرفتن پیشنهاد بدبد .این بهتره گلم
برنامه هفت با مجری و کارشناس قدیمی طرفدار بیشتری داشت. اقای جیرانی هم باتجربه بود و هم با اطلاعات زیاد. اما الان برنامه تکراری و روتینی شده که انگیزه نگاه کردن رو از ادم میگیره.
سلام
برنامه رامبد جوان رو گاهی می بینم و حسابی می خندم.
برنامه رضا رشید پور رو کمتر دیدم اما واقعا مشخصه که اونجوری که باید باشه نیست.
اما نویسنده به نقطه اشتراک دیگه این دو برنامه هم اشاره ای نکرده که اون شاد کردن مردمه
حتی برای لحظه ای
شکی نیست که برنامه ضعیف باید تلاش کنه که قدرتمند شه اما همین که کانالهای تلویزیون رو داری چرخ می زنی و برنامه ای رو می بینی که شاید بتونه یه کم هواتو عوض کنه جای خوشحالی داره.
واقعا برنامه هاي هستند اين 2 برنامه كه گفتيد واقعا دست سازنده هاش درد نكنه
کار طنز تلوزیونی تو ایران بیسار سخت است. تا همین اندازه هر دو گروه خوب کار کردند امیدواریم روزبه روز بهتر شوند.
زیر این گنبد فلفل نمکی
چه کنم گر که نخندم الکی
سلام .این دو برنامه به نسبه خوبن ولی بعضی از قسمتها در هردو برنامه می بایست حذف شودچون نه خنده داره ونه آموزنده وبه نظر بنده در هر دوموردباید نظر سنجی بذارن وقسمتهای بدرد نخور راحذف وچیز دیگری جایگزین بکنن وهیچ کاری هم بی عیب نیست.
رشيد پور فقط کپى کرده مخصوصا از شوخى کردم مهران مديرى, حتى بعضى از ديالوگ ها رو هم حتى عوض نکرده .
وقتی جلوی تلوزیون میشینم واقعا به شعورم توهین میشه.نه خلاقیتی نه تفکری نه هیجانی نه شادی طبیعی در این رسانه ایرانی دیده نمیشه.
عینک افتابی که افتضاااااااااااااااااااااااااااااااحه
رشیدپور فکر کرده این پول حلاله
شبكه نسيم ، شبكه "نشاط " و "سرگرمي " .... ولاغير !! پس چرا در به در ايرادگيري بي جهت هستيد ؟؟؟؟ برنامه هاي فلسفي و پر محتوا(!) مگه كم داريم ؟ اي نويسنده فرهيخته شما شبكه خودتو نگاه كن !
نمی دونم چرا بعضیا فکر می کنند برنامه مفید یعنی اینکه یه بچه 4-5 ساله بیاد تو یه فیلم راجع به فیزیک نوین و نظریه نسبیت صحبت کنه که پرمحتوا باشه.
وقتی یک برنامه بدون فکر و ایده و با کپی برداری از برنامههای پوچ و بی محتوای غربی تولید بشه... نتیجش همینه
خيلي هم برنامه قشنگيه، شما دوست نداري ببيني يه حرف ديگه است. افرادي كه شبيه فرد مشهوري هستند خيلي تجريه هاي جالبي مي تونن داشته باشند و شما ملاك با ارزش بودن نيستيد
ما در منطقه 22 تهران، شهرک شهید باقری هنوز شبکه نسیم را دریافت نمیکنیم!
یعنی بقیه شبکه ها رو میگیری بجز نسیم؟ در اینصورت باید دوباره کانالها رو جستجو کنید.
شبکه نسیم جای شبکه تهرانو گرفته چون فقط تو تهران پخش میشه توی شهرستانا نچ
خوش به حالتون...سعادتیه نصیبتون شده
سلام
من برنامه آقای رشیدپور رو ندیدم ولی به نظرم آقای جوان می بایست به یک روان شناس مراجعه کنه چون آدم سالم نه الکی میخنده و نه ادای خندیدن رو در میاره. خندوانه به هیچ وجه با فرهنگ تعقل و سنجیده عمل کردن تطابق نداره و راه شاد کردن مردم هم این خنده های مصنوعی نیست.
عزیز دل به نظر من هدف آقای رامبد جوان اینه که تو جامعه غم زده و افسرده ایران که واقعا تعریف خاصی از شادی کردن و شاد بودن وجود نداره یه برنامه بسازه که حداقل برای ساعتی مردم لبخند بزنن و شاد بودن رو یاد بگیرن.ما ایرانیا برعکس شادی، غم و عزاداری رو خوب یاد گرفتیم و خوب بلدیم.مثلا وقتی یه عزیزی میمیره تمام کسانی از دوستان و آشنایان که شاید سالها به ملاقات اون عزیز نرفتند برای مراسمها شرکت میکنند. این کار برای تسلی دل بازمانده ها خوبه ولی نباید فقط برای غم و غصه باشه. چون ما ایرانیها شادی کردن و شاد بودن رو از یاد بردیم...
خنده مصنوعی از گریه مصنوعی یا حتی گریه طبیعی هم بهتره عزیزم
آدم سالم باید بزنه توی سرشو هی گریه کنه هی گریه کنه تا ضشما مهر تایید بهش بزنی برادر
هرچند آیتم «کی به کی شبیهتره؟» به قول شما ارزشی نداره، به هر حال مخاطبان بسیار زیادی رو داره. جامعهی ایران همینه دیگه!
واقعا برنامه رشید پور مثل خودش رو اعصابه
حداقل به مخاطب های برنامه آقای رشید پور احترام می گذاشتید.
راستی نویسنده این متن کیه؟ برای من مهمه تا بدونم این آقا مدرک کارشناسی رسانه داره یا نداره؟
برنامه خندوانه خیلی مصنوعی و بی روح هستش کارگردان و تهیه کننده این برنامه هنوز از درک این جمله عاجز هستن که هرچه از دل بر اید لاجرم بر دل نشیند هستن و با خندیدن زورکی سعی در نشان دادن برنامه خود دارند
عزیز من
اگه بدت میاد چرا نگاه می کنی؟
معلومه همش پای ماهواره ای ها . اصلا این برنامه ها رو دیدی که نظر میدی؟
تعداد منفی ها نشون میده نظرت چقدر اشتباهه
دقیقا ، هیچ چیزی بدتر از خنده زورکی نیست!
تو خوبی
خیلی هم خوبه ، از بقیه برنامه های چرت و پرت تلویزیون که کسی اصلا نگاه هم نمیکنه بهتره ، همین چرت و پرتا رو ساختید که الان همه رفتن سراغ ماهواره....!
اتفاقا من از اون برنامه فقط به تشابه قیافه ها نگاه می کنم لازم نیست بار فلسفی داشته باشه
هر چی مشکله مال همین فلسفی نگاه کردنه
بعضی وقتها باید بدون دلیل خندید
ساخت برنامه با کمترین هزینه. اگه صدا و سیما واقعا دنبال برنامه سازی است، گروه های قوی، جسور و با سواد خود را برای ساخت برنامه های مستند در مورد حیات وحش، زمین شناسی و ... به مناطق بکر ایران بفرسته. هیچ کس هنوز طبیعت زاگرس و البرز را نمیشناسه، چون این گونه فیلم ها هیچ گونه حمایتی نمیشه. مقایسه کنید مستندهای ایران را با مستند های بی بی سی. اگه خودشون هم عرضه ندارن، مستند سازی را به مناقصه عمومی بزارن.
از بعد از ماه رمضونه من جز شبکه نسیم هیچ شبکه ای رو ندیدم، چون
بقیه شبکه ها همش روی اعصابن، از برخی از مجری های لوس و جلف گرفته (که فکر می کنند باحال بودن به پوشیدن پیراهن سبز و بنفش و .... است) تا غم و غصه در سریال ها.
محمد جعفر خودتی . واقعا؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.