2. درفضای قابل استنشاق کنونی وابسته بودن به یک مکتب یا مرام خاص مساوی است با جمود و تحجر و نگاهی ایدئولوژیک داشتن (در اینجا مراد ما از ایدئولوژی آن است که در مقابل علم قرار میگیرد) مذبوح قلمداد میشود. هم اکنون ایدئولوژیزدایی در صدر برنامهها قرار دارد؛ حال آن که دردهههای نه چندان دور، داشتن یک مرام و مکتب مشخص؛ مدِ روز بود و تصورج هان بدون سلاح ایدئولوژی ناممکن مینمود.
3. تحولات جهان نشان داده است که ما تاکنون دریک روند پسینی نسبت به خلق مفاهیم جدید قرارداشته ایم. درواقع میتوان گفت که ما بر مبنای شرایط و جوغالب روز دنیا؛ شعارها و برنامههایمان را تغییر میدهیم و سعی در ایجاد پیوند التقاطی با مفاهیمِ جدید فرا رویمان داریم. به نظر میرسد تا ما فرهنگ و دین خود را از یک طرف و مفاهیم مدرن را از طرف دیگر به خوبی نشناسیم، همچنان محکوم به کژتابی هستیم.
4. فضای ایران سالهاست که مملو از مفاهیم مدرن گردیده و ما در این فضا به طیران و تنفس مشغولیم، بی آن که به نقشه راه مسلط و این مفاهیم را به نیکویی هضم کرده باشیم؛ به تعبیری، ما در ایران گرفتار «آشفتگی مفاهیم مدرن» هستیم.
با توجه به این که افق فکری ما قبل ازورود گزارههای متجددانه به آن، آغشته به مفاهیم دینی بوده است، همنشینی مقولات دینی و مفاهیم مدرن برایمان مسألهساز میشود. پیوند ناهمگون این دو نوع مفهوم در ذهن، بدون رسیدن به سنتزی جدید، عاقبتی جز کژتابی مفهومی نخواهد داشت.
بر این اساس، در دههها و سدههای آینده نیز در صورت تولید و جایگزینی فراوردههای تازه به جای واژههایی چون «دموکراسی»، «حقوق بشر» و «انتخابات» در علوم سیاسی، شاهد استفاده و استعمال پسینی و ایجاد ترکیبی نامأنوس و ناهمگون از این مفاهیم در ایران خواهیم بود.
کارشناسی ارشد علوم سیاسی، گرایش اندیشه سیاسی