محمد صادق پورابراهیم
1. در زمان حاضر، آن چیزهایی که به عنوان ارزش، و معیار خوبی و بدی در جهان تلقی می‌شوند؛ دو مفهوم «دموکراسی» و «حقوق بشر» هستند. اگر در گذشته دین و مفاهیم دینی ارزش محسوب می‌شدند و درستی و نادرستی مناسبات اجتماعی با «شاقول» وحی تعیین می‌گشت؛ امروزه دومفهوم ذکرشده این وظیفه خطیررا برعهده دارند. البته این اصلا بدان معنا نیست که دین، ارج و قرب خود را ازدست داده باشد. بلکه منظوراین است که هنوز قضاوت ارزشی کردن و سیاه و سفید دیدن دراذهان وجود دارد. اگر زمانی معیار و سنگِ محک راستی و کژی را گزاره‌های دینی برای ما مشخص می‌نمودند؛ دراین دوران رعایت و یا عدم رعایت موازین «دموکراتیک» و «حقوق بشری» این نقش را به خوبی ایفا می‌کنند. اگردر یک برهه تاریخی،جهان به دو بخش عمده ی دارالکفر و دارالاسلام تقسیم می‌شد؛ حال تقسیم عالم به دو دسته کشورهای دموکراتیک وغیردموکراتیک خیلی عادی به نظرمی رسد.
2. درفضای قابل استنشاق کنونی وابسته بودن به یک مکتب یا مرام خاص مساوی است با جمود و تحجر و نگاهی ایدئولوژیک داشتن (در اینجا مراد ما از ایدئولوژی آن است که در مقابل علم قرار می‌گیرد) مذبوح قلمداد می‌شود. هم اکنون ایدئولوژی‌زدایی در صدر برنامه‌ها قرار دارد؛ حال آن که دردهه‌های نه چندان دور، داشتن یک مرام و مکتب مشخص؛ مدِ روز بود و تصورج هان بدون سلاح ایدئولوژی ناممکن می‌نمود.
3. تحولات جهان نشان داده است که ما تاکنون دریک روند پسینی نسبت به خلق مفاهیم جدید قرارداشته ایم. درواقع می‌توان گفت که ما بر مبنای شرایط و جوغالب روز دنیا؛ شعارها و برنامه‌هایمان را تغییر می‌دهیم و سعی در ایجاد پیوند التقاطی با مفاهیمِ جدید فرا رویمان داریم. به نظر می‌رسد تا ما فرهنگ و دین خود را از یک طرف و مفاهیم مدرن را از طرف دیگر به خوبی نشناسیم، همچنان محکوم به کژتابی هستیم.
4. فضای ایران سال‌هاست که مملو از مفاهیم مدرن گردیده و ما در این فضا به طیران و تنفس مشغولیم، بی آن که به نقشه راه مسلط و این مفاهیم را به نیکویی هضم کرده باشیم؛ به تعبیری، ما در ایران گرفتار «آشفتگی مفاهیم مدرن» هستیم.
با توجه به این که افق فکری ما قبل ازورود گزاره‌های متجددانه به آن، آغشته به مفاهیم دینی بوده است، همنشینی مقولات دینی و مفاهیم مدرن برایمان مسأله‌ساز می‌شود. پیوند ناهمگون این دو نوع مفهوم در ذهن، بدون رسیدن به سنتزی جدید، عاقبتی جز کژتابی مفهومی نخواهد داشت.
بر این اساس، در دهه‌ها و سده‌های آینده نیز در صورت تولید و جایگزینی فراورده‌های تازه به جای واژه‌هایی چون «دموکراسی»، «حقوق بشر» و «انتخابات» در علوم سیاسی، شاهد استفاده و استعمال پسینی و ایجاد ترکیبی نامأنوس و ناهمگون از این مفاهیم در ایران خواهیم بود.
کارشناسی ارشد علوم سیاسی، گرایش اندیشه سیاسی

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1388/02/20
پاسخ

پیشنهاد میکنم چندین سری جلسات تحلیلی دکتر حسن عباسی را مطالعه نمایید به ویژه آخرین آنها.

کاربر مهمان -> 1388/02/20
پاسخ

کاملا موافقم کاش کمی در واژه ها فکر میکردیم کاش این روند پسینی زود تر متوقف می شد.

کاربر مهمان -> 1388/02/20
پاسخ

بسیار عالی بود مرسی

کاربر مهمان -> 1388/02/20
پاسخ

صورت مسئله بخوبی بیان شده است پیش بینی درست است.اما چه باید کرد نیامده است.این میتواند یک سئوال اغازین برای یک تحقیق هوشمندانه و علمی توسط مرکز پژوهش های مجلس و سایر مراکز پژوهشی باشد. براستی چه باید کرد تا از این ورطه بیرون برویم و در ضمن هویت و اصالت خود را نیز حفظ کنیم؟

کاربر مهمان -> 1388/02/22
پاسخ

دموکراسی»، «حقوق بشر» و «انتخابات» کاش در مقاله بعدی قضیه ایجابی را نیز بیان نمایید .خوب است

کاربر مهمان -> 1388/02/23
پاسخ

واژه مردم سالاری به جای دموکراسی به کار میرود به این بهانه که باید فارسی را پاس داشت. ولی جالب است به جای واژه" آزادی خواهی" لیبرالیسم را استفاده میکنند چون زیبائی کلمه آزادی به حدی است که نمیتوان علنا با آن مخالفت کرد. میگویند ما مخالف لیبرالیسم هستیم و مدافع آزادی!!!!

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین