آشفتگی بازار نقل و انتقالات فوتبال ایران و تفکر بی عمق باشگاهها در جذب بازیکنان باعث می شود هر تابستان شاهد برخی تصمیمات عجیب بخصوص در اردوگاه پرسپولیس و استقلال باشیم. تا به حال به فرجام مهره هایی که در بازار مورد توجه هر دو تیم محبوب پایتخت بودند، فکر کرده اید؟ شاید در بازگشایی این پرونده، پیش از همه یاد احمد مؤمن زاده بیفتیم؛ مهاجمی که فتح ا...زاده در آغاز راهبرد «هرکس مورد توجه پرسپولیس باشد، من هم او را می خواهم،» به استقلال برد و این مهاجم که قرار بود احمد دل پیرو استقلال باشد و آقای گل لیگ شود، موفق به زدن یک گل هم در لیگ 79 - 78 نشد. هر تابستان یکی دو بازیکن هستند که پرسپولیس و استقلال بر سر جذب آنان با هم رقابت دارند و جالب اینکه معمولاً هم ستاره مورد نظر پس از انتخاب تیمش،درخشش خاصی نشان نمی دهد و مسؤولان باشگاه پیروز در جدال تابستان را پشیمان می کند.
به نوشته قدس، چند سال پس از داستان احمد مؤمن زاده و گل نزنی هایش در استقلال، این اصغر طالب نسب بود که چند روز پشت سرهم روی جلد روزنامه های ورزشی رفت و تیتر یک روزنامه ها را با تصمیمش در رد پیشنهاد پرسپولیس و پیوستن به استقلال تأمین می کرد؛ بازیکنی که دو سال پیش از تبدیل شدن به هدف اول پرسپولیس در بازار نقل و انتقالات، به عنوان بازیکن تستی در تمرین این تیم شرکت کرده بود و طبق خواسته ناصر ابراهیمی زمین تمرین را ترک کرده و به خانه برگشته بود.
طالب نسب در سپاهان فرهاد کاظمی احیا شد و به عنوان یک بمب نقل و انتقالات سرانجام به استقلال رفت، اما خیلی زود از هیبت بازیکنی که قرار بود ستاره باشد، به یک نیمکت نشینی کمرنگ تبدیل شد و کارش به جایی رسید که پس از جدایی از استقلال، یک فصل را در لیگ دسته اول آزادگان سپری کرد.
در فصلی که گذشت، دو نمونه این چنینی در پرسپولیس و استقلال داشتیم. اولی که ابراهیم توره است که با سر و صدایی عجیب با پیراهن پرسپولیس عکس یادگاری انداخت.
امیر قلعه نویی مهمترین هدفش در بازار، توره بود، اما در روزهای آخر رقابت، کار به جایی رسیده بود که می گفتند نماینده هر تیمی زودتر به فرودگاه برسد و پیشنهاد بالاتری به توره بدهد، او را صید خواهد کرد؛ اتفاقی که پرسپولیسی ها رقم زدند و موفق شدند ستاره پیکان را از چنگ استقلال در بیاورند.
اما در عمل چه اتفاقی رخ داد؟ توره 10 گل برای پرسپولیس زد، اما نوسان عجیبی در طول فصل داشت و طوری شده بود که انگار هر وقت دلش می خواست بازی می کرد و البته اغلب اوقات هم دلش نمی خواست. حتی در آستانه داربی دور برگشت، شایعه سه اخطاره شدن توره به صورت عامدانه، جامعه فوتبال را تحت تأثیر قرار داد.
توره در مجموع در هیچ یک از بازیهای بزرگ فصل،عصای دست قطبی و پیروانی و وینگادا نشد و برای این هنرنمایی نکردن هم حدود 500 میلیون تومان به جیب زد.
در اردوی استقلال هم هاشم بیگ زاده شرایطی جالب داشت. او که پای برگه قرارداد داخلی با پرسپولیس را در زمان مدیرعاملی حبیب کاشانی امضا کرده بود، پس از برکناری این مدیر موفق، خیلی زود تصمیم گرفت با استقلال تمام کند و پیراهن آبی را به تن کند. هرچند پرسپولیسی ها از این حرکت بیگ زاده خیلی ناراحت بودند، اما در طول فصل ناراحتی شان به خوشحالی تبدیل شد؛ زیرا ستاره پرسر و صدای بازار، در عمل هیچ کار خاصی برای استقلال انجام نداد و حتی امیر قلعه نویی چند بار در طول فصل نام بیگ زاده را از فهرست 18 نفره استقلال خارج کرد.
مثالها در این زمینه زیاد است، اما هدف از بررسی کلی داستان بازیکنانی که محور رقابت سطحی پرسپولیس و استقلال در بازار نقل وانتقالات می شوند این است که به یک نتیجه مهم برسیم؛ اینکه اغلب بازیکنی که در طول تابستان بشدت توجه رسانه ای را معطوف خود می کند و مورد توجه هر دو تیم مردمی پایتخت قرار می گیرد، در عمل بازدهی چندانی ندارد و معمولاً ستاره پرسپولیس و استقلال بازیکنانی هستند که در بازار نقل و انتقالات، با حداقل سر و صدای رسانه ای قرارداد بسته اند.
بهترین نمونه برای تابستان امسال صابر میرقربانی است؛ مهاجمی که انگار هرچه بدتر بازی می کند، مشتریان بزرگش بیشتر می شود و قیمتش هم بالاتر می رود. صابر که تابستان دو سال پیش در آستانه عقد قرارداد با استقلال، تنها به دلیل 50 میلیون بیشتر، ناگهان تلفن همراهش را خاموش کرد و از تهران به آبادان رفت و با صنعت نفت تمام کرد، این بار هم در حالی که یک فصل ناامیدکننده را با سایپا پشت سر گذاشته و از نظر فنی هم چیز خاصی نشان نداده، اول با پرسپولیس قرارداد داخلی می بندد و بعد به نشانه اعتراض به انصاری فرد، قرارداد داخلی اش را پاره می کند و حالا یکی از گزینه های استقلال برای تقویت خط حمله است.
سرنوشت احتمالی میرقربانی در صورت پیوستن به استقلال، بهتر از بیگ زاده و طالب نسب نخواهد بود، این را می شود از روحیه و گذشته این بازیکن فهمید. اما این وسط یک پرسش وجود دارد؛ اینکه چرا مسؤولان پرسپولیس و استقلال، این قدر سلیقه همدیگر را جدی می گیرند و این قدر همدیگر را قبول دارند؟
به نوشته قدس، چند سال پس از داستان احمد مؤمن زاده و گل نزنی هایش در استقلال، این اصغر طالب نسب بود که چند روز پشت سرهم روی جلد روزنامه های ورزشی رفت و تیتر یک روزنامه ها را با تصمیمش در رد پیشنهاد پرسپولیس و پیوستن به استقلال تأمین می کرد؛ بازیکنی که دو سال پیش از تبدیل شدن به هدف اول پرسپولیس در بازار نقل و انتقالات، به عنوان بازیکن تستی در تمرین این تیم شرکت کرده بود و طبق خواسته ناصر ابراهیمی زمین تمرین را ترک کرده و به خانه برگشته بود.
طالب نسب در سپاهان فرهاد کاظمی احیا شد و به عنوان یک بمب نقل و انتقالات سرانجام به استقلال رفت، اما خیلی زود از هیبت بازیکنی که قرار بود ستاره باشد، به یک نیمکت نشینی کمرنگ تبدیل شد و کارش به جایی رسید که پس از جدایی از استقلال، یک فصل را در لیگ دسته اول آزادگان سپری کرد.
در فصلی که گذشت، دو نمونه این چنینی در پرسپولیس و استقلال داشتیم. اولی که ابراهیم توره است که با سر و صدایی عجیب با پیراهن پرسپولیس عکس یادگاری انداخت.
امیر قلعه نویی مهمترین هدفش در بازار، توره بود، اما در روزهای آخر رقابت، کار به جایی رسیده بود که می گفتند نماینده هر تیمی زودتر به فرودگاه برسد و پیشنهاد بالاتری به توره بدهد، او را صید خواهد کرد؛ اتفاقی که پرسپولیسی ها رقم زدند و موفق شدند ستاره پیکان را از چنگ استقلال در بیاورند.
اما در عمل چه اتفاقی رخ داد؟ توره 10 گل برای پرسپولیس زد، اما نوسان عجیبی در طول فصل داشت و طوری شده بود که انگار هر وقت دلش می خواست بازی می کرد و البته اغلب اوقات هم دلش نمی خواست. حتی در آستانه داربی دور برگشت، شایعه سه اخطاره شدن توره به صورت عامدانه، جامعه فوتبال را تحت تأثیر قرار داد.
توره در مجموع در هیچ یک از بازیهای بزرگ فصل،عصای دست قطبی و پیروانی و وینگادا نشد و برای این هنرنمایی نکردن هم حدود 500 میلیون تومان به جیب زد.
در اردوی استقلال هم هاشم بیگ زاده شرایطی جالب داشت. او که پای برگه قرارداد داخلی با پرسپولیس را در زمان مدیرعاملی حبیب کاشانی امضا کرده بود، پس از برکناری این مدیر موفق، خیلی زود تصمیم گرفت با استقلال تمام کند و پیراهن آبی را به تن کند. هرچند پرسپولیسی ها از این حرکت بیگ زاده خیلی ناراحت بودند، اما در طول فصل ناراحتی شان به خوشحالی تبدیل شد؛ زیرا ستاره پرسر و صدای بازار، در عمل هیچ کار خاصی برای استقلال انجام نداد و حتی امیر قلعه نویی چند بار در طول فصل نام بیگ زاده را از فهرست 18 نفره استقلال خارج کرد.
مثالها در این زمینه زیاد است، اما هدف از بررسی کلی داستان بازیکنانی که محور رقابت سطحی پرسپولیس و استقلال در بازار نقل وانتقالات می شوند این است که به یک نتیجه مهم برسیم؛ اینکه اغلب بازیکنی که در طول تابستان بشدت توجه رسانه ای را معطوف خود می کند و مورد توجه هر دو تیم مردمی پایتخت قرار می گیرد، در عمل بازدهی چندانی ندارد و معمولاً ستاره پرسپولیس و استقلال بازیکنانی هستند که در بازار نقل و انتقالات، با حداقل سر و صدای رسانه ای قرارداد بسته اند.
بهترین نمونه برای تابستان امسال صابر میرقربانی است؛ مهاجمی که انگار هرچه بدتر بازی می کند، مشتریان بزرگش بیشتر می شود و قیمتش هم بالاتر می رود. صابر که تابستان دو سال پیش در آستانه عقد قرارداد با استقلال، تنها به دلیل 50 میلیون بیشتر، ناگهان تلفن همراهش را خاموش کرد و از تهران به آبادان رفت و با صنعت نفت تمام کرد، این بار هم در حالی که یک فصل ناامیدکننده را با سایپا پشت سر گذاشته و از نظر فنی هم چیز خاصی نشان نداده، اول با پرسپولیس قرارداد داخلی می بندد و بعد به نشانه اعتراض به انصاری فرد، قرارداد داخلی اش را پاره می کند و حالا یکی از گزینه های استقلال برای تقویت خط حمله است.
سرنوشت احتمالی میرقربانی در صورت پیوستن به استقلال، بهتر از بیگ زاده و طالب نسب نخواهد بود، این را می شود از روحیه و گذشته این بازیکن فهمید. اما این وسط یک پرسش وجود دارد؛ اینکه چرا مسؤولان پرسپولیس و استقلال، این قدر سلیقه همدیگر را جدی می گیرند و این قدر همدیگر را قبول دارند؟