چه کار کردیم و حالا باید چه کار کنیم؟
کافی است حرف زدن و سیستم مورد علاقه سرمربی تیم قهرمان لیگ را ورانداز کنید. در ایران مربیان و مدیرانی قهرمان می شوند که در سطح استاندارد فوتبال، تدارکاتچی هم نمی توانند باشند. کند و کاو و درون کاوی هم لازم نیست. فقط ریخت این فوتبال را ورانداز کنید؛ کفایت می کند.
1 - شب شکست در منامه، بازیگران زیر «آسمان شهر» آمدند روی آنتن و بهروز پیرپکاجکی با مردم شوخی کرد و جوک گفت تا غم رفتن به پلی آف، تحمل پذیر شود.
به نوشته قدس؛ حالا در گروه 5 تیمی، چهارم می شویم و رسانه ملی به محض پایان بازی عربستان- کره شمالی سرود حماسی با تصاویر انتخابات را پخش می کند. ما با این پنهان کاری به کجا می خواهیم برسیم؟ کدام قله دو متری را فتح می کنیم با این رفتار؟
2 - ساده انگارانه است که فکر کنیم بزرگترین شکستهای فوتبال ایران، در آن شب تاریخی منامه یا این بار در سئول رقم خورده است. نه؛ فوتبال ایران در المپیک پکن باخت که با علی پروین قهرمان آسیا شد. فوتبال ایران در رم باخت که ایویچ را برکنار کردیم. فوتبال ایران در ملبورن باخت که در آن روز تاریخی به جام جهانی رسیدیم. آن روز ما بردیم، اما واکنشمان به آن پیروزی طوری بود که حالا فهمیدیم در استرالیا شکست خورده ایم.
ما از آن روز به بعد بیشتر روی «فوتبال غریزی» پافشاری کردیم. خودمان را گول زدیم و فکر کردیم فوتبال واقعی یعنی همین که هر وقت به مشکل خوردیم، سرمربی برود در رختکن و بگوید هرجوری دوست دارید بازی کنید. ما اصلاً نفهمیدیم که این کارها مال یک «لحظه» یا یک بازی در هر ده سال است، نه اینکه این سبک کار(کدام سبک؟) تبدیل به الگوی کلی و فرمول کار فوتبال یک کشور شود و در هر بازی بزرگ، دست به دامان «غریزه» و احساس و کمکهای ماورائی شویم.
شور و احساس و جنون و غریزه ممکن است در یک لحظه، یک روز، یک بازی یا در تک به تک خداداد با بوسنیچ به کار بیاید اما در یک پروسه چند ساله، این تیغ تیز اندیشه است که شمشیر احساسات را از کار می اندازد. ما «اندیشه» نداریم.
کافی است حرف زدن و سیستم مورد علاقه سرمربی تیم قهرمان لیگ را ورانداز کنید. در ایران مربیان و مدیرانی قهرمان می شوند که در سطح استاندارد فوتبال، تدارکاتچی هم نمی توانند باشند. کند و کاو و درون کاوی هم لازم نیست. فقط ریخت این فوتبال را ورانداز کنید؛ کفایت می کند.
3 - اگر بپذیریم که در این شرایط چاره ای جز کار کردن نداریم، باید بپرسیم «خب ال؛ن باید چه کار کنیم؟» پاسخ روشن است.
باید برنامه ای حداقل چهار ساله و حداکثر 10 ساله تدوین کنیم و در زیرساختها و امکانات سخت افزاری و آموزش و تیمهای پایه هم سال به سال خودمان را تقویت کنیم. ببینیم اهداف ما در فوتبال داخلی و بین المللی چیست. اگر واقعاً می خواهیم تا 20 سال دیگر، برای رسیدن به جام جهانی حرص بخوریم که مشکلی نیست.
باید همین راهی که تا امروز رفته ایم را ادامه دهیم و در به در یک گل در سئول یا ریاض بمانیم تا در لحظه صعود به جام جهانی اشک شوق بریزیم یا با نرفتن، افسرده شویم.
اما اگر هدف ما پیشرفت بین المللی مشابه آنچه کره جنوبی و ژاپن و ترکیه انجام داده اند، باشد؛ هیچ راهی نداریم غیر از برنامه ریزی و انجام برنامه ها.
4 - ملتی که تنها دنبال حماسه باشد، در معرض فاجعه هم هست. این استراتژی و برنامه محوری و صداقت کاری و کار زیاد است که ما را از خلق حماسه، بی نیاز و از شر فاجعه راحت می کند. واقعاً فهمیدن این نکات سخت است آقایان مدیر؟

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین