زن جوان زمانیکه دید شوهرش به قهر با پدرش پایان نمیدهد به دادگاه خانواده رفت و درخواست طلاق داد.
به گزارش مردم سالاری، چندی پیش زن جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی شوهرم 5 سال است که با پدرم قهر کرده و هرکاری میکنم به این قهر پایان نمیدهد.
وی افزود:در این مدت من همیشه عذاب کشیدهام و بین پدرم و شوهرم مانده بودم. هربار میخواستم به پدرم سر بزنم شوهرم مرتب سرم غر میزد و در آخر دعوا به راه میانداخت. وقتی هم مدتی پیش پدرم نمیرفتم تا با شوهرم دعوایم نشود، اینبار پدرم بود که ناراحت میشد که چرا به خاطر شوهرم به او بیاحترامی میکنم.
زن جوان ادامه داد: 5 سال در این میان ماندم و عذاب کشیدم، تصور میکردم که همه چیز به مرور زمان حل میشود، ولی چیزی میان پدرم و شوهرم تغییر نکرد و من در این میان مرتب عذاب کشیدم و زندگیام جهنم شد. برای همین با شوهرم اتمام حجت کردم که اگر با پدرم آشتی نکند، به این زندگی پایان میدهم. شوهرم هم گفت که به هیچ عنوان حاضر به آشتی به پدرم نیست و من باید بین او و پدرم یکی را انتخاب کنم. من هم که به شدت از این رفتار شوهرم شوکه شده بودم، تصمیم گرفتم برای همیشه به این زندگی پایان دهم.
بعد از صحبتهای این زن قاضی شوهرش را هم به دادگاه احضار کرد تا پس از شنیدن صحبتهای او در این باره تصمیمگیری کند.
به گزارش مردم سالاری، چندی پیش زن جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی شوهرم 5 سال است که با پدرم قهر کرده و هرکاری میکنم به این قهر پایان نمیدهد.
وی افزود:در این مدت من همیشه عذاب کشیدهام و بین پدرم و شوهرم مانده بودم. هربار میخواستم به پدرم سر بزنم شوهرم مرتب سرم غر میزد و در آخر دعوا به راه میانداخت. وقتی هم مدتی پیش پدرم نمیرفتم تا با شوهرم دعوایم نشود، اینبار پدرم بود که ناراحت میشد که چرا به خاطر شوهرم به او بیاحترامی میکنم.
زن جوان ادامه داد: 5 سال در این میان ماندم و عذاب کشیدم، تصور میکردم که همه چیز به مرور زمان حل میشود، ولی چیزی میان پدرم و شوهرم تغییر نکرد و من در این میان مرتب عذاب کشیدم و زندگیام جهنم شد. برای همین با شوهرم اتمام حجت کردم که اگر با پدرم آشتی نکند، به این زندگی پایان میدهم. شوهرم هم گفت که به هیچ عنوان حاضر به آشتی به پدرم نیست و من باید بین او و پدرم یکی را انتخاب کنم. من هم که به شدت از این رفتار شوهرم شوکه شده بودم، تصمیم گرفتم برای همیشه به این زندگی پایان دهم.
بعد از صحبتهای این زن قاضی شوهرش را هم به دادگاه احضار کرد تا پس از شنیدن صحبتهای او در این باره تصمیمگیری کند.