مسعود رضاییان ، مدیر عامل سابق فولاد خوزستان در یادداشتی در روزنامه تهران امروز درباره انگیزه ورود برخی مدیران غیرمتخصص به فوتبال نکات جالبی را مطرح کرد. این یادداشت که به دلایل کناره گیری صنعتی ها از فوتبال می پردازد به آسیب شناسی این مسئله اختصاص دارد ، نکته ای که باعث افزایش موج عدم امنیت روانی در فوتبال ماست . با هم این یادداشت را بخوانیم:
اتفاقی که این روزها در فوتبال ایران جلبنظر میکند و در آینده اغلب تیمها را دربرمیگیرد، کنارهگیری کارخانههای بزرگ صنعتی از تیمداری در فوتبال است. چنانکه شاهد هستیم این رویه هر سال فراگیرتر میشود. منشأ چنین رویدادی را میتوان در واگذاری سهام این کارخانهها به بخش خصوصی جستوجو کرد. سهامداران کارخانههای بزرگ صنعتی که اغلب سرمایهداران یا کارکنان همان کارخانهها هستند، نمیپذیرند بخش قابلتوجهی از سود سهام آنها برای ورزش هزینه شود.
در واقع آنها از مدیرعامل میخواهند کارخانه از جیب خودش برای ورزش خرج کند، نه از جیب سهامدار. دلیل این کار هم وجهه نامطلوب فوتبال بهعنوان یک ورزش پولخوار و بدون سوددهی است. در چنین شرایطی که فوتبال خود بهدلیل عدم درآمدزایی نتوانسته بهعنوان یک صنعت در فوتبال ایران خودنمایی کند، سرمایهگذاری افراد متمول در نگاه اول تعجببرانگیز است اما آنها هم برای خود دلایل محکمی دارند که از نگاه مردم دور مانده و همچنان بهعنوان یک علامت سوال بزرگ مطرح است.
مثلا مالک تیم فیورنتینا در ایتالیا صاحب بزرگترین کارخانههای کیف و کفش و پوشاک است و خرید هواداران این تیم از فروشگاههای زنجیرهای وی برای سوددهی و ایجاد انگیزه برای هزینه کردن کفایت میکند.
در فوتبال ورشکسته ایران اما سه دلیل عمده برای هجوم سرمایهگذاران وجود دارد:
1- این افراد میتوانند با هزینه کردن در ورزش که به مثابه کارهای خیرخواهانه است، مشمول تخفیف مالیاتی ویژه شوند.
2- عدهای از افراد با این کار قصد پولشویی دارند و از طریق فوتبال، پول را وارد چرخه صنعت کشور میکنند. در مقیاس بزرگتر میتوانیم به آبراموویچ اشاره کنیم که پولهای نفتی غیرمجاز از طریق مبادلات غیرقانونی را از طریق ورزش وارد چرخه صنعت کرده است.
3- عدهای هم بهدنبال شهرت هستند که اغلب عمر حضورشان در فوتبال به یک یا دو سال بیشتر قد نمیدهد.
به هرحال یکی دیگر از دلایل عمده کنارهگیری کارخانههای صنعتی از فوتبال عدمدرآمدزایی است. اگر در آینده نزدیک، تامین منابع درآمد یا پر کردن هزینهها جور نشود کارخانههای صنعتی بهطور کلی از فوتبال و چهبسا رشتههای دیگر کنار میکشند.
ایجاد تلویزیون خصوصی، پرداخت واقعی پول از طریق بلیتفروشی به باشگاهها، کسب درآمد از طریق فروش بازیکن و استفاده از برند باشگاه میتواند اقبال دوباره صنعت به فوتبال ایران را بهدنبال داشته باشد. این اما واقعیت دردناکی است که همه بزرگان فوتبال ایران دائما از خصوصی کردن فوتبال صحبت میکنند ولی کسی از منابع درآمدزایی حرفی نمیزند.
اتفاقی که این روزها در فوتبال ایران جلبنظر میکند و در آینده اغلب تیمها را دربرمیگیرد، کنارهگیری کارخانههای بزرگ صنعتی از تیمداری در فوتبال است. چنانکه شاهد هستیم این رویه هر سال فراگیرتر میشود. منشأ چنین رویدادی را میتوان در واگذاری سهام این کارخانهها به بخش خصوصی جستوجو کرد. سهامداران کارخانههای بزرگ صنعتی که اغلب سرمایهداران یا کارکنان همان کارخانهها هستند، نمیپذیرند بخش قابلتوجهی از سود سهام آنها برای ورزش هزینه شود.
در واقع آنها از مدیرعامل میخواهند کارخانه از جیب خودش برای ورزش خرج کند، نه از جیب سهامدار. دلیل این کار هم وجهه نامطلوب فوتبال بهعنوان یک ورزش پولخوار و بدون سوددهی است. در چنین شرایطی که فوتبال خود بهدلیل عدم درآمدزایی نتوانسته بهعنوان یک صنعت در فوتبال ایران خودنمایی کند، سرمایهگذاری افراد متمول در نگاه اول تعجببرانگیز است اما آنها هم برای خود دلایل محکمی دارند که از نگاه مردم دور مانده و همچنان بهعنوان یک علامت سوال بزرگ مطرح است.
مثلا مالک تیم فیورنتینا در ایتالیا صاحب بزرگترین کارخانههای کیف و کفش و پوشاک است و خرید هواداران این تیم از فروشگاههای زنجیرهای وی برای سوددهی و ایجاد انگیزه برای هزینه کردن کفایت میکند.
در فوتبال ورشکسته ایران اما سه دلیل عمده برای هجوم سرمایهگذاران وجود دارد:
1- این افراد میتوانند با هزینه کردن در ورزش که به مثابه کارهای خیرخواهانه است، مشمول تخفیف مالیاتی ویژه شوند.
2- عدهای از افراد با این کار قصد پولشویی دارند و از طریق فوتبال، پول را وارد چرخه صنعت کشور میکنند. در مقیاس بزرگتر میتوانیم به آبراموویچ اشاره کنیم که پولهای نفتی غیرمجاز از طریق مبادلات غیرقانونی را از طریق ورزش وارد چرخه صنعت کرده است.
3- عدهای هم بهدنبال شهرت هستند که اغلب عمر حضورشان در فوتبال به یک یا دو سال بیشتر قد نمیدهد.
به هرحال یکی دیگر از دلایل عمده کنارهگیری کارخانههای صنعتی از فوتبال عدمدرآمدزایی است. اگر در آینده نزدیک، تامین منابع درآمد یا پر کردن هزینهها جور نشود کارخانههای صنعتی بهطور کلی از فوتبال و چهبسا رشتههای دیگر کنار میکشند.
ایجاد تلویزیون خصوصی، پرداخت واقعی پول از طریق بلیتفروشی به باشگاهها، کسب درآمد از طریق فروش بازیکن و استفاده از برند باشگاه میتواند اقبال دوباره صنعت به فوتبال ایران را بهدنبال داشته باشد. این اما واقعیت دردناکی است که همه بزرگان فوتبال ایران دائما از خصوصی کردن فوتبال صحبت میکنند ولی کسی از منابع درآمدزایی حرفی نمیزند.