حکم اعدام دانش آموز، برای قتل معلمش
اتفاق به دو سال پیش بازمیگردد؛ 11 صبح اول آذر سال 93 در بروجرد. دانشآموز 15 سالهای که مثل هرروز به مدرسه میرود و برای اینکه غیبتش را موجه کند، پدرش را هم با خود میبرد؛ غیبتی که حالا محمد آرزو میکند که کاش طولانیتر میشد و آن روز هم به مدرسه نمیرفت.
به گزارش وقایع اتفاقیه، اتفاق دو سال پيش براي محمد وقتي تلخ ميشود که موقع خروج از مدرسه تصميم ميگيرد سرکلاس برود و پدرش را راهي خانه کند. محمد سر کلاس مينشيند ولي معلمش ميگويد که بايد از دفتر مدرسه نامه و اجازه بگيرد. از اينجا به بعد، روايت تلخ است؛ روايت تلخ ميشود و محمد عصباني، ناراحت يا هرچيزي که بتواند در خيال و رؤيايش، سرپوشي بگذارد براي کاري که نبايد ميکرد.
چاقويي که زير لباسش پنهان کرده را درميآورد، شاهرگ معلمش را ميزند و از مدرسه فرار ميکند. محمد بيآنکه بداند کجا ميرود، پا به فرار ميگذارد؛ اولين واکنشي که شايد براي هر اشتباهي به ذهن آدم خطور کند؛ فرار. زندگي پنهاني جديدش را شروع ميکند، بيآنکه بداند، ديگر معلم فيزيکي نخواهد بود که سر کلاسش بنشيند و براي حضورش از دفتر مدرسه اجازه بگيرد. محمد به تهران ميرسد و بهخاطر درگيري ديگري به کانون اصلاح و تربيت ميرود و به شهرش بروجرد منتقل ميشود.
حالا دو سال از آن اتفاق گذشته و محمد دو سال بزرگتر شده است. حالش خوب نيست؛ زندگي براي او تلخ است و براي خانواده معلم، تلختر. حالا بعد از دو سال، حکم قصاصش آمده؛ حکمي که تأييد ميکند زندگي براي محمد تمام شود؛ طوري که زندگي را براي معلمش تمام کرد اما حال محمد خوب نيست و نميدانند با پايان زندگياش، حال چند نفر ديگر بدتر ميشود. «آقاي خشخاشي بيگناه بود و من بيآنکه بفهمم کارم چه سرانجام تلخي دارد، مرگ او را رقم زدم؛ پشيمانم.»
محمد، قتل معلمش را پذيرفت
دانشآموز متهم به قتل به تهران گريخت و زندگي پنهانياش را آغاز کرد اما در پايتخت پس از درگيري با پسري به کانون اصلاح و تربيت منتقل شد که در آنجا هويت واقعياش مشخص و معلوم شد او همان دانشآموزي است که به اتهام قتل معلمش، تحت تعقيب پليس است. براي تحقيقات به پليس آگاهي لرستان منتقل شد و در بازجويي به قتل معلم فيزيک مدرسه اعتراف کرد و بعد از بازسازي صحنه قتل، روانه زندان شد.
نوجوان متهم به قتل در شعبه اول دادگاه کيفري «يک» استان لرستان، محاکمه و با رأي قضات دادگاه به سه سال حبس و پرداخت ديه در حق اولياي دم محکوم شد که رأي با اعتراض خانواده مقتول به ديوانعالي کشور ارسال شد و قضات شعبه «31» ديوانعالي کشور، حکم را نقض کردند و براي رسيدگي دوباره، پرونده به شعبه همعرض ارسال شد.
متهم به قتل، از کانون اصلاح و تربيت براي محاکمه به شعبه دوم دادگاه کيفري «يک» استان لرستان منتقل شد. او اينبار هم قتل معلمش را پذيرفت و حتي صحنه جنايت را در مقابل قضات شعبه دوم دادگاه کيفري «يک» استان لرستان بازسازي کرد. اين درحالي بود که پزشکي قانوني نظر داده بود، متهم مبتلا به جنون نبوده که رافع مسئوليت کيفري او شود زيرا او بعد از اين جنايت و در زماني کوتاه با فردي درگير شده و او را نيز مورد ضربوجرح با شيشه قرارداده است اما پس از بررسي مجدد، بهخاطر مشکلات روحي و رواني محمد و مصرف انواع قرصهاي آرامبخش در کانون اصلاح و تربيت، پزشکيقانوني، عدم رشد عقلي او را تأييد کرد.
نقض حکم پزشکيقانوني
سارا نجيمي، يکي از وکلاي محمد کلهر، حکم مبنيبر قصاص نفس را تأييد کرده و ميگويد: «متأسفانه حکم اعدام محمد، صحت دارد؛ اين درحالي است که ما يکبار رأي گرفته بوديم و پزشکيقانوني، عدم رشد عقلي او را تأييد کرده بود. پرونده محمد شرايط متفاوتي با ديگر پروندههاي قصاص دارد و متأسفانه درگير مسائل قوميتي و قبيلهاي شده است. واکنش آموزشوپرورش نيز بسيار ناعادلانه است؛ اينکه نمايندگان حقوقي آموزشوپرورش هم درخواست اشد مجازات براي يک عضو خود کنند، اصلا قابل درک نيست. اين فقط معلم نيست که بايد مورد حمايت آموزشوپرورش باشد بلکه دانشآموز هم عضوي از بدنه آموزشوپرورش است و بايد از سوي اين وزارتخانه مورد حمايت قرار گيرد.»
نجيمي با اشاره به اينکه انتظار ميرود آموزشوپرورش مسئوليت خود را دراينباره قبول کند، ادامه ميدهد: «اين کودک، چندينروز با خودش چاقو حمل ميکرد و معلمان و ناظم هم متوجه بحران روحي او شده بودند اما هيچ اقدامي بهمنظور اينکه به اين کودک کمک و او را به يک روانشناس معرفي کنند يا حداقل از خانوادهاش بخواهند نسبت به بچه حساسيت بيشتري نشان دهند، انجام ندادند. آنها کنترل نکردهاند که بچه با خودش چاقو به مدرسه نبرد حالا نيز درخواست اشد مجازات براي او دارند. انتظار ميرود حالا که قانونگذار نسبت به کودکان زير ١٨ سال، قوانين سهلتري را وضع کرده، آموزشوپرورش نيز در کنار حمايت از معلم از دانشآموزش هم حمايت کرده و پرونده را بهسمت مصالحه ببرد و خواستار بخشش از سوي اوليايدم شود، نه اينکه خودش هم درخواست قصاص کند.»
وکيل محمد کلهر با اشاره به اينکه، پزشکيقانوني نداشتن رشد عقلي او را تأييد کرده و از طرفي حکم قصاص او تأييد شده است، ميگويد: «با توجه به نظر پزشکي قانوني و داروهايي که محمد در کانون اصلاح و تربيت مصرف ميکند، هيچکدام از شرايط ماده «91» که حرمت عقل، عمل ارتکابي و... را تضمين ميکند، ندارد و بايد دادگاه تجديدنظر براي او برگزار شود. از آنجايي که دادگاه تجديدنظر علني نيست، ما لايحه دفاعيه را ميفرستيم تا بررسي شود و اميد داريم که در حکم محمد، تجديدنظر صورت گيرد زيرا با وجود اين شرايط، حکم داده شده، درست نيست و غيرقانوني است.»
او گفت: «بايد براي دانشآموزان پروندههاي شخصيتي تشکيل دهيم، بايد نحوه برخورد و مواجهه با آنها و شيوههاي کنترل خشم را به دانشآموزان ياد بدهيم. الان آموزشوپرورش بايد اين نکته را بررسي کنند که چرا بايد يک دانشآموز 15ساله، چاقو در دست بگيرد؟»
دانشآموز جدا از بدنه آموزشوپرورش نيست
در ماده «91» قانون مجازات اسلامي آمده است: «در جرايم موجب حد يا قصاص، هر گاه افراد بالغ کمتر از 18 سال، ماهيت جرم انجام شده يا حرمت آن را درک نکنند يا در رشد و کمال عقل آنان شبهه وجود داشته باشد، حسب مورد با توجه به سن آنها به مجازاتهاي پيشبينيشده در اين فصل محکوم ميشوند.» همچنين در تبصره اين ماده به دادگاه اجازه داده شده براي تشخيص رشد و کمال عقل از نظر پزشکيقانوني يا از هر طريق ديگري استفاده کند. درست است که دادگاه، بزهکاري قاتل معلم را محرز دانسته ولي بهدليل اينکه او کمتر از 18 سال داشته (ظاهرا در زمان ارتکاب جرم، 15 سال و 11 ماهه بوده) و گواهي پزشکيقانوني، متهم را داراي اختلال رواني تشخيص داده و اظهار کرده که او داراي رشد و کمال عقلي نبوده است؛ بنابراين قضات دادگاه، متهم را مشمول ماده «91» قانون مجازات اسلامي دانستهاند و در دادگاه بدوي، مجازات حد از اين متهم ساقط شده و محکوم به پرداخت ديه شده است.
پس از اعلام اين حکم، نمايندگاني از آموزشوپرورش به آن اعتراض و اعلام کردند، فردي به يک معلم در کلاس حملهور شده و او را به قتل رسانده؛ بنابراين انجام اين کار، مصداق اقدام عليه امنيت معلمان و جامعه است؛ علاوهبراين، سرنوشت خشخاشي در انتظار معلماني همچون او است و صدور اين حکم، چراغ سبزي براي فشار روي جامعه معلمان است؛ البته اين نمايندگان ادعا ميکردند که منظور ما اعدام اين دانشآموز نيست ولي ميشود مدت حبس را براي چنين اعمالي طولانيتر کرد.
اين درحالي است که طبق گفته وکيلان دادگستري، اين اتفاق ناخواسته بوده و مشمول اقدام عليه امنيت نميشود و بايد با اين اتفاق بهعنوان يک استثنا برخورد کنيم زيرا درحالحاضر در مدارس مشاهده نميکنيم که معلمان احساس ناامني کنند. مسئله ديگر نيز اين است که آموزشوپرورش در اين موضوع از هر دوطرف آسيب ديد و نميتوان دانشآموز را جدا از بدنه آموزشوپرورش لحاظ کرد.
به گزارش وقایع اتفاقیه، اتفاق دو سال پيش براي محمد وقتي تلخ ميشود که موقع خروج از مدرسه تصميم ميگيرد سرکلاس برود و پدرش را راهي خانه کند. محمد سر کلاس مينشيند ولي معلمش ميگويد که بايد از دفتر مدرسه نامه و اجازه بگيرد. از اينجا به بعد، روايت تلخ است؛ روايت تلخ ميشود و محمد عصباني، ناراحت يا هرچيزي که بتواند در خيال و رؤيايش، سرپوشي بگذارد براي کاري که نبايد ميکرد.
چاقويي که زير لباسش پنهان کرده را درميآورد، شاهرگ معلمش را ميزند و از مدرسه فرار ميکند. محمد بيآنکه بداند کجا ميرود، پا به فرار ميگذارد؛ اولين واکنشي که شايد براي هر اشتباهي به ذهن آدم خطور کند؛ فرار. زندگي پنهاني جديدش را شروع ميکند، بيآنکه بداند، ديگر معلم فيزيکي نخواهد بود که سر کلاسش بنشيند و براي حضورش از دفتر مدرسه اجازه بگيرد. محمد به تهران ميرسد و بهخاطر درگيري ديگري به کانون اصلاح و تربيت ميرود و به شهرش بروجرد منتقل ميشود.
حالا دو سال از آن اتفاق گذشته و محمد دو سال بزرگتر شده است. حالش خوب نيست؛ زندگي براي او تلخ است و براي خانواده معلم، تلختر. حالا بعد از دو سال، حکم قصاصش آمده؛ حکمي که تأييد ميکند زندگي براي محمد تمام شود؛ طوري که زندگي را براي معلمش تمام کرد اما حال محمد خوب نيست و نميدانند با پايان زندگياش، حال چند نفر ديگر بدتر ميشود. «آقاي خشخاشي بيگناه بود و من بيآنکه بفهمم کارم چه سرانجام تلخي دارد، مرگ او را رقم زدم؛ پشيمانم.»
محمد، قتل معلمش را پذيرفت
دانشآموز متهم به قتل به تهران گريخت و زندگي پنهانياش را آغاز کرد اما در پايتخت پس از درگيري با پسري به کانون اصلاح و تربيت منتقل شد که در آنجا هويت واقعياش مشخص و معلوم شد او همان دانشآموزي است که به اتهام قتل معلمش، تحت تعقيب پليس است. براي تحقيقات به پليس آگاهي لرستان منتقل شد و در بازجويي به قتل معلم فيزيک مدرسه اعتراف کرد و بعد از بازسازي صحنه قتل، روانه زندان شد.
نوجوان متهم به قتل در شعبه اول دادگاه کيفري «يک» استان لرستان، محاکمه و با رأي قضات دادگاه به سه سال حبس و پرداخت ديه در حق اولياي دم محکوم شد که رأي با اعتراض خانواده مقتول به ديوانعالي کشور ارسال شد و قضات شعبه «31» ديوانعالي کشور، حکم را نقض کردند و براي رسيدگي دوباره، پرونده به شعبه همعرض ارسال شد.
متهم به قتل، از کانون اصلاح و تربيت براي محاکمه به شعبه دوم دادگاه کيفري «يک» استان لرستان منتقل شد. او اينبار هم قتل معلمش را پذيرفت و حتي صحنه جنايت را در مقابل قضات شعبه دوم دادگاه کيفري «يک» استان لرستان بازسازي کرد. اين درحالي بود که پزشکي قانوني نظر داده بود، متهم مبتلا به جنون نبوده که رافع مسئوليت کيفري او شود زيرا او بعد از اين جنايت و در زماني کوتاه با فردي درگير شده و او را نيز مورد ضربوجرح با شيشه قرارداده است اما پس از بررسي مجدد، بهخاطر مشکلات روحي و رواني محمد و مصرف انواع قرصهاي آرامبخش در کانون اصلاح و تربيت، پزشکيقانوني، عدم رشد عقلي او را تأييد کرد.
نقض حکم پزشکيقانوني
سارا نجيمي، يکي از وکلاي محمد کلهر، حکم مبنيبر قصاص نفس را تأييد کرده و ميگويد: «متأسفانه حکم اعدام محمد، صحت دارد؛ اين درحالي است که ما يکبار رأي گرفته بوديم و پزشکيقانوني، عدم رشد عقلي او را تأييد کرده بود. پرونده محمد شرايط متفاوتي با ديگر پروندههاي قصاص دارد و متأسفانه درگير مسائل قوميتي و قبيلهاي شده است. واکنش آموزشوپرورش نيز بسيار ناعادلانه است؛ اينکه نمايندگان حقوقي آموزشوپرورش هم درخواست اشد مجازات براي يک عضو خود کنند، اصلا قابل درک نيست. اين فقط معلم نيست که بايد مورد حمايت آموزشوپرورش باشد بلکه دانشآموز هم عضوي از بدنه آموزشوپرورش است و بايد از سوي اين وزارتخانه مورد حمايت قرار گيرد.»
نجيمي با اشاره به اينکه انتظار ميرود آموزشوپرورش مسئوليت خود را دراينباره قبول کند، ادامه ميدهد: «اين کودک، چندينروز با خودش چاقو حمل ميکرد و معلمان و ناظم هم متوجه بحران روحي او شده بودند اما هيچ اقدامي بهمنظور اينکه به اين کودک کمک و او را به يک روانشناس معرفي کنند يا حداقل از خانوادهاش بخواهند نسبت به بچه حساسيت بيشتري نشان دهند، انجام ندادند. آنها کنترل نکردهاند که بچه با خودش چاقو به مدرسه نبرد حالا نيز درخواست اشد مجازات براي او دارند. انتظار ميرود حالا که قانونگذار نسبت به کودکان زير ١٨ سال، قوانين سهلتري را وضع کرده، آموزشوپرورش نيز در کنار حمايت از معلم از دانشآموزش هم حمايت کرده و پرونده را بهسمت مصالحه ببرد و خواستار بخشش از سوي اوليايدم شود، نه اينکه خودش هم درخواست قصاص کند.»
وکيل محمد کلهر با اشاره به اينکه، پزشکيقانوني نداشتن رشد عقلي او را تأييد کرده و از طرفي حکم قصاص او تأييد شده است، ميگويد: «با توجه به نظر پزشکي قانوني و داروهايي که محمد در کانون اصلاح و تربيت مصرف ميکند، هيچکدام از شرايط ماده «91» که حرمت عقل، عمل ارتکابي و... را تضمين ميکند، ندارد و بايد دادگاه تجديدنظر براي او برگزار شود. از آنجايي که دادگاه تجديدنظر علني نيست، ما لايحه دفاعيه را ميفرستيم تا بررسي شود و اميد داريم که در حکم محمد، تجديدنظر صورت گيرد زيرا با وجود اين شرايط، حکم داده شده، درست نيست و غيرقانوني است.»
او گفت: «بايد براي دانشآموزان پروندههاي شخصيتي تشکيل دهيم، بايد نحوه برخورد و مواجهه با آنها و شيوههاي کنترل خشم را به دانشآموزان ياد بدهيم. الان آموزشوپرورش بايد اين نکته را بررسي کنند که چرا بايد يک دانشآموز 15ساله، چاقو در دست بگيرد؟»
دانشآموز جدا از بدنه آموزشوپرورش نيست
در ماده «91» قانون مجازات اسلامي آمده است: «در جرايم موجب حد يا قصاص، هر گاه افراد بالغ کمتر از 18 سال، ماهيت جرم انجام شده يا حرمت آن را درک نکنند يا در رشد و کمال عقل آنان شبهه وجود داشته باشد، حسب مورد با توجه به سن آنها به مجازاتهاي پيشبينيشده در اين فصل محکوم ميشوند.» همچنين در تبصره اين ماده به دادگاه اجازه داده شده براي تشخيص رشد و کمال عقل از نظر پزشکيقانوني يا از هر طريق ديگري استفاده کند. درست است که دادگاه، بزهکاري قاتل معلم را محرز دانسته ولي بهدليل اينکه او کمتر از 18 سال داشته (ظاهرا در زمان ارتکاب جرم، 15 سال و 11 ماهه بوده) و گواهي پزشکيقانوني، متهم را داراي اختلال رواني تشخيص داده و اظهار کرده که او داراي رشد و کمال عقلي نبوده است؛ بنابراين قضات دادگاه، متهم را مشمول ماده «91» قانون مجازات اسلامي دانستهاند و در دادگاه بدوي، مجازات حد از اين متهم ساقط شده و محکوم به پرداخت ديه شده است.
پس از اعلام اين حکم، نمايندگاني از آموزشوپرورش به آن اعتراض و اعلام کردند، فردي به يک معلم در کلاس حملهور شده و او را به قتل رسانده؛ بنابراين انجام اين کار، مصداق اقدام عليه امنيت معلمان و جامعه است؛ علاوهبراين، سرنوشت خشخاشي در انتظار معلماني همچون او است و صدور اين حکم، چراغ سبزي براي فشار روي جامعه معلمان است؛ البته اين نمايندگان ادعا ميکردند که منظور ما اعدام اين دانشآموز نيست ولي ميشود مدت حبس را براي چنين اعمالي طولانيتر کرد.
اين درحالي است که طبق گفته وکيلان دادگستري، اين اتفاق ناخواسته بوده و مشمول اقدام عليه امنيت نميشود و بايد با اين اتفاق بهعنوان يک استثنا برخورد کنيم زيرا درحالحاضر در مدارس مشاهده نميکنيم که معلمان احساس ناامني کنند. مسئله ديگر نيز اين است که آموزشوپرورش در اين موضوع از هر دوطرف آسيب ديد و نميتوان دانشآموز را جدا از بدنه آموزشوپرورش لحاظ کرد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اي كاش حبس ابدهاي ايران حداقل ٢٠ سال به بالا بود و با شامورتي بازي هاي رايج كاهش نمي يافت ، كه اين نوجوان بعد از ٢٠ سال ، در سن ٣٥ سال به جامعه برميگشت و مسلماً سيستم فكري و عصبي فرد ١٥ ساله كامل نيست و حكم او هرگز نبايد مثل حكم يك فرد ١٨ ساله باشد. چه از نظر حقوق اسلامي و چه از نظر حقوق بين المللي حكم اعدام ،جنايت خواهد بود.
اقا قتل كرده قبول بايد شديدا تنبيه و مجازات بشود هم خودش هم خانوادش اما به تعريفي از سن قانوني هم داشته باشيم !!
بلاخره ١٨ سال هست يا ١٥ سال ؟
اگه درك و فهم و توانايي كامل داره و ميتونه محكوم به اعدام بشه پس چرا نميتونه گواهينامه بگيره يا حساب بانكي باز كنه يا ...
وقتی جامعه ای دست معلمش را برای تنبیه دانش اموز می بندد باید انتظار چنین مسایلی را داشت
چه بسا با یک کشیده حساب دست دانش اموز بیاد که دستی بالای دستش هست تا دانش اموزان دیگر را اذیت نکنه یا فضولی نکند و کار به اینجا نکشد
اصولا کسانی چاقو واسلحه حمل میکنن که یا از طرف خانواده اش با پول و... ساپورت میشن ومطمئن هستن که با پول وتهدید قضیه را حل خواهند کرد یا اینکه کسی را در مقامات بالا دارن که مطمئن هستن قضیه را به نفع جنایت خودش فیصله خواهدداد .تا کسی به یه جایی محکم متکی نباشه .این گونه با اطمینان با خودش اسلحه سرد یا گرم حمل نمیکند وبا اینکه آگاهانه میداند که هر لحظه ممکن است مرتکب جنایت خواهد شد
آدمی که چاقو با خودش مدرسه میبره از قبل نقشه قتل کشیده بوده و به یه لحظه عصبامیت ربطی نداره قصاص به درد نمیخوره چون خانواده مقتول باید دیه بدن و چون ندارن رضایت میدن. سی سال زندان براش بهتره زمانی که میاد بیرون به یه جنازه تبدیل شده باشه
نمیگم اعدامش کنند ولی اقدام ناخواسته طرف چاقو باخودش آورده بعد پدرشم دک کرده بعد معلم کشته فرار کرده اومد تهران دوباره با یک نفر دیگه درگیر شده بعد بگیم اقدام ناخواسته ...
خداییش یکی از عزیزای شما رو به همین راحتی بکشن همین طوری حرف میزنید ؟
پدرتون یا مادرتون یا فرزندتون را ؟
اگر فامیلش بود بازم همینظوری دفاع میکرد این خانم وکیل ؟
فقط اعدام
حقش اعدام است یکبار نه صدبار تا درس عبرت برای دانش آموزان و خانواده هاشان شود
خانم نجیمی اگه شوهر شما یا پدریا برادر شما توسط یک فرد بی ادب وبی تربیت کشته شده بود شما تو قنداق اعدامش میکردین. درود بر معلمان گرامی بخاطراعتراضشون. فقط اعدام.
الان آموزشوپرورش بايد اين نکته را بررسي کنند که چرا بايد يک دانشآموز 15ساله، چاقو در دست بگيرد؟!!!
خب الان انتظار دارید چیکار کنیم؟ بریم براش رضایت بگیریم؟ وقتی شاهرگ یه بنده خدا رو می زد خودش رو عقل کل می دونست. حالا که طناب دار رو می بینه ، رشد عقلی نداشته؟ یه خانواده ای داغدار شدن. زنی بی شوهر شده. بچه ای یتیم شده. اون رو نمی بینید ولی پایان زندگی یه قاتل رو می بینید؟ چنین آدم هایی باید حتما تو جامعه رها بشن و هزاران نفر رو به خاک سیاه بنشونند تا شما هوشیار بشید؟
وکیل ایشان اعلام کرده این کودک است! به نظر شما فردی شانزده ساله در دبیرستان ریاضی فیزیک آنهم در کلاس فیزیک کودک است!؟
وکیل فرمودند باید مدرسه چاقو را از این کودک می گرفت! به نظر شما کودکی که به همراه پدرش به مدرسه آمده باید بازرسی بدنی شود، اگر چنین است از فردا باید همه دانش آموزانی که به مدرسه می روند از ایکس ری رد شوند و به همین خاطر تمام مدارس به سیستم بازرسی فوق سری تجهیز شوند
تا زمانی که توسط مسئولین معلم ارج و قرب پیا نکند و در صدا و سیما مورد مضحکه قرار نگیرد و در بازار اقتصادی بعنوان گدا با او برخورد نشود و شاگردانش در بیرون از کلاس و یا بعد از اتمام تحصیل در دیگر ارگانها وضعشان از او بهتر است در آینده این وضعیت بدتر هم می شود
سلام و احترام.مگه این دانش آموز پرورش یافته ی همین آموزش و پرورش نیست.ظاهرا کلا پرورش رو فراموش کردن بزرگواران
نمیدانیم به عاقبت این نوجوان و خانواده اش دل بسوزانیم یا به حال بچه های یتیم آن معلم بیچاره؟
اموزش و پرورش سمتی در پرونده ندارد که بخواهد خواستار اشد مجازات شود. وکلا و خبرنگاران نباید به اموزش و پرورش اجازه ظاهر شدن در جایگاه شاکی را بدهند.
با توجه به درگیری مجدد بعد از ارتکاب قتل بنظر میرسد این شخص نمیتواند همچون افراد عادی در جامعه ازاد باشد
بنده خودم سرباز معلم یکی از هنرستان ها بودم که به عینه مشاهده می کردم دانش آموزان انواع چاقو و سلاح دستی با خودشون حمل می کردند و بدتر از اینکه معلمان جرات تو گفتن به آنها رو نداشتند . وقتی به ناظم یا معاون اجرایی موضوع رو گفتم می گفت من خودم از اینا وحشت دارم ، کاری از دست من ساخته نیست. دیگه بماند که معلمان حتی از ترس دانش آموزان و تهدیدهای اونا نمرات بالایی بهشون می دادند
آخه مرد نا حسابی کدوم مصالحه بچه آدم کشته . ایشالا بسرت بیاد ببینم از مصالحه دم میزنی . اصلا تابناک چرا از وکیل این یارو صحبت کردی
بعضی از معلما واقعا مقصرند من از از بعضی از دانش آموزای درسخون هم حرفهایی از رزالت وبداخلاقی معلمامیشنوم که فقط از معلمای بیسواد ومشکل دار وبزه کار برمیاد واینجور معلما باید از صحنه روزگار محو شوند واین معلم ببین چه کاری کرده که دانش آموز کشتش باید بررسی بشه ببینید اون معلم چه برخورد ناشایست وزننده ای کرده با آن دانش اموز و...
چطور ناخواسته بوده؟ یک دانش آموز 16 ساله(15 یال و 11 ماه) کاملاٌ عاقل است و عواقب قتل را می داند. اگر اعدام نشود، هیچ امنیتی برای معلمان باقی نمی ماند.
با چاقو شاهرگ معلم را زده اما رشد عقلی نداشته؟ چطور اهمیت شاهرگ در بدن و محل آنرا میداند اما رشد عقلی ندارد؟! اگر به جامعه بازگردد و قتل دیگری انجام دهد , مسئولیت آن به عهده کیست؟ قتل نفس باید با قصاص پاسخ داده شود تا زندگی جامعه و حیات اجتماعی تضمین شود وگرنه هر لات و آدمکشی امان خواهد داشت و بیگناهان بی امان خواهند ماند!
چه عجیب .معلم بی گناه کشته شده .این به خاطر ایین نامه انضباطی عجیب وغریبه که راه را برای چنین دانش بازگذاشته امنیت معلمان ودانش اموزان دیگر را به خطر بیندازند وتحت هیچ شرایطی نباید اخراج شوند.
اشد مجازات
اینکه معلم در کلاس علاوه بر امنیت باید حرمت نیز داشته باشد بدیهی است و این به اصطلاح کودک!!!! پسر 15 ساله نباید با چاقو به مدرسه که محل تعلیم است میرفت و نباید از آن استفاده می کرد. اتفاقا اعدام باید انجام شود تا دانش آموزانی که از این دست مشکلات دارند جری تر نشوند. اگر چه سن قانونی 18 سال است ولی کسی که 15 ساله است کودک نیست. اگر می خواهیم احساساتی شویم کمی خود را جای شخص کشته شده و خانواده اش بگذاریم. ضمنا این مساله ربطی به قومیت ندارد. کسی به تاوان کس دیگری توسط قبیله کشته نشده ، دانش آموز قاتلی باید اعدام و درس عبرت دیگران شود.
اگر مشکل روانی هم داشته، باید به تیمارستان، بند دیوانه های زنجیری منتقل بشه نه اینکه بعد از سه سال بیاد بیرون به جنایت هاش ادامه بده
خوب چه تضمینی هست که این فردی که به این راحتی دست به جنایت میزنه و متاسفانه تا سن پانزده سالگی تحت درمان قرار نگرفته و حالا که قبه عمل شکسته شده فردا که ازاد شود دست به جنایت دیگر نزنه.
دفاع كردن از اين جاني راه را براي تكرار اين جرائم در كشور افزايش ميدهد به نظر من بايد اعدام گردد . ترحم بر پلنگ تيز دندان ستم كاري بود بر گوسپندان
وقتی با چتقو یکی را می کشد باید انتظار دلسوزی رو داشت
ای وکیل .....
اصولا حرف از سن میشه ... پسر 16 ساله (15 سال و 11 ماه) عده ای که مخالف اعدام هستن این افراد رو هم قد و اندازه پسر فنچ های توی فامیلاشون میبینن که تکامل عقلشون تا سن 30 سالگی گاها طول میکشه
اما این پسرایی که چاقو با خودشون حمل میکنن و این جسارتو دارن معلم میکشن اگه آزادشون گذاشت توی زندان یا جامعه بازم مزاحم انسان ها میشن
این افراد روشن فکر یکم به خیابان های پایین شهر و مناطق محروم کشور سفر کنن تا یکم با فرهنگ های متفاوت آشنا بشن
زمان بره بالا بردن فرهنگ اینا
حمل چاقو یعنی قتل برنامه ریزی شده و برنامه ریزی بعنی رشد عقلی و رشد عقلی یعنی قصاص.
معلم از روی وجدان و مسئولیت پذیری فعالیت می کند و سعی می کند افراد لایقی برای آینده جامعه تربیت کند حالا فرد لاقیدی پیدا شود و سلب امنیت کاری، جانی، روحی و روانی از جامعه معلمان کند کمترین مجازات آن اعدام است. سن و سال و بهانه نکنیم واقعیت ها را بپذیریم و متخلفین را مجازات کنیم همانطور که در شرع برای آنها مجازات تعیین شده است تا جامعه سالم شود.
کسی که با خودش چاقو حمل می کند و آدم می کشد وسپس به تهران فرار می کند چگونه رشد عقلی ندارد ؟
کسی که در 15 سالگی چاقو حمل میکند و به راحتی برای یک انتقاد ساده از آن استفاده خشن میکند آیا ضمانت می دهید که در 25 سالگی هم این کار را نکند ؟
خانم نجيمي شما که به این راحتی بین یک نخبه و نخاله فرقی قائل نیستید و برای مسئولین آموزش و پرورش نیز توصیه میکنید بین یک دبیر زحمتکش و یک دانش آموز جانی و چاقوکش فرق نگذارد ترا بجان عزیزت اگه برای خودت و عزیزانت چنین اتفاقی بیفته باز هم چنین نسخه پیچی خواهید کرد ؟
اعدامش کنید. چون بدرد جامعه نمیخوره
این آموزش و پرورش آموزشش که میبشود آن فارغ التحصیلان بیسواد و بی مهارت و تربیتش هم میشود چاقوکشی و آدمکشی !
مجازات قصاص برای نوجوان 15 ساله !؟ که حتی به سن بلوغ هم نرسیده
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.