زن جوانی که موفق به نجات از دست مرد آدمربا شده بود، برای متهم درخواست مجازات کرد.
بعد از دقایقی راننده ماشین که مرد جوانی بود، به طور مشکوکی با سرعت زیاد ناگهان مسیرش را تغییر داد. وقتی به او اعتراض کردم، مدعی شد قصد دارد از راه نزدیکتری مرا به شهر ری برساند، اما من به رفتار او مشکوک شدم و خواستم خودرواش را متوقف کند تا پیاده شوم. مرد جوان به حرفهای من توجهی نکرد و به راهش ادامه داد و مرا تهدید کرد تا حرفی نزنم. در حالی که به شدت ترسیده بودم، متوجه خودروی پلیس راهنمایی و رانندگی شدم و در را باز کردم و خودم را به بیرون پرتاب کردم و راننده فرار کرد، اما من شماره پلاک خودرو را یادداشت کردم.
بعد از آخرین دفاع متهم، هیئت قضایی وارد شور شد.
به گزارش جوان، روز ششم آبانماه امسال زن جوانی به اداره پلیس رفت و از مرد مسافرکش نمایی به اتهام آدمربایی شکایت کرد.
شاکی در توضیح ماجرا گفت: در جاده حسن آباد قم منتظر ماشین بودم تا به شهرری بروم که خودرویی توقف کرد و سوار شدم.
پس از طرح این شکایت مأموران به دستور قاضی پرونده تحقیقات را برای شناسایی مرد آدمربا آغاز کردند. مأموران با استعلام شماره پلاک خودرو از سامانه پلیس خیلی زود متهم را شناسایی و دستگیر کردند.
متهم در بازجوییها جرمش را انکار کرد و گفت: من به عنوان مسافر او را سوار خودروام کردم که زن جوان به من پیشنهاد دوستی داد. هنوز دقایقی نگذشته بود که یک خودروی پراید به من نزدیک شد و قصد زورگیری از من داشت که از ترس مجبور شدم تغییر مسیر بدهم.
پس از تحقیقات تکمیلی و صدور کیفرخواست متهم 25 ساله دیروز برای دادگاهی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران منتقل شد.
شاکی پرونده پس از قرائت کیفرخواست، به دستور قاضی قربانزاده، رئیس شعبه در جایگاه قرار گرفت و بعد از شرح دوباره ماجرا برای متهم درخواست اشد مجازات کرد.
در ادامه متهم در جایگاه ایستاد و بار دیگر جرمش را انکار کرد و گفت: آن روز در جاده حسن آباد مشغول رانندگی بودم که شاکی با ظاهری آراسته منتظر ماشین بود. وقتی او را تنها دیدم، دلم سوخت و سوارش کردم. کمی که جلوتر رفتیم، او گفت که به دلیل اختلاف با همسرش از او جدا شده است. او از من شماره تلفن خواست تا با هم ارتباط داشته باشیم.
متهم ادامه داد: مشغول صحبت با او بودم که متوجه شدم خودروی پرایدی در حال تعقیب ما است. وقتی به خودروی من نزدیک شد احتمال دادم زن جوان همدست سرنشینان خودرو است و قصد زورگیری از من را دارند، از ترس تغییر مسیر دادم و فرار کردم.