داربی، شکل هیچ یک از بازیهای سال نیست. چیزی نیست که بتوان نمونه ای از آن را دید که در طول فصل تکرار شود و گرمایی که از آن به وجود هوادارانش می رسد. قواعد داربی، شاید فقط در قوانین فوتبال و شکل بازی یکسان باشد وگرنه هیچ وجه تشابهی میان بازی های استقلال و پرسپولیس با سایر بازی های این دو تیم نیست!
به نوشته قدس؛ بارزترین تفاوتی که می توان در وجود داربی دید، ترسی است که از هیجان روی سکوها زاییده می شود. ترس از شکستی سنگین و یا هراس و دلهره باختن و امتیاز از کف دادن و یک سال سرزنش شدن! آیا داستان علی علیزاده را به یاد دارید؟
بازیکنی که یک بار در داربی اشتباه کرد و ده روز از خانه اش بیرون نیامد. فشاری که بازیکن خطاکار یا بازیکنان و مربیان تیم شکست خورده در داربی تحمل می کنند قابل قیاس با هیچ یک از روزهای سنگین دیگر نیست! چگونه می توان مربی شکست خورده ای را عفو کرد که بیش از 20 میلیون نفر را مغموم گذاشته است؟
همین ترس، داربی را رخوت زده و کسالت بار می آورد. چندبار سابقه داشته لیگ را آن طور که باشکوه در ذهن خود پرورش داده بودید مقابل خود ببینید؟ دقیقه ها به سرعت می گذرند و تماشاگرانی که با التهاب ساعتها را برای دیدن مهمترین داربی آسیا پشت سر گذاشته اند ناامیدتر می کنند. این بی شک زجرآورترین قسمت داستان دلفریب ترین بازی لیگ است.
داربی اما گاهی استثناپذیر می شود. ترس از شکست، فقط روی سلول مغزی مربیانی می نشیند که گذشته و سوابق خود را در خطر می بینند. مربیانی که نمی توانند کمترین ریسکی در دل راه دهند و حاضرند داربی را در یک نیمه خلاصه کنند. مربیانی مانند پروین، حجازی، مرفاوی، افشین قطبی، پورحیدری و ... نه تنها فرصتی برای کسب یک افتخار جدید محسوب نمی شوند که در اصل کوچه تنگ و تاریکی است که شاید جیب بری در کمین نشسته باشد و آنچه در جیب رهگذر هست را کف بزند!
به داربی های اخیر دقت کنید. هرگاه مربیانی نترس و شجاع که نه به گذشته خود اندیشیده اند و نه آینده را در گرو نباختن قرار داده اند، روی نیمکت یکی از دو تیم نشسته است تماشاگران، فوتبالی در شان انتظار خود دیده اند. نمونه ای واضح می توان یافت. داربی تاریخی قلعه نویی علیه راینر سوبل. روزی که تماشاگران از شجاعت هر دو مربی نهایت بهره را بردند و شاهد پنج گل بودند. استقلال مزد شجاعت خود را گرفت و پرسپولیسی ها هرچند شکست خوردند، اما مغموم نبودند.
نمونه ای دیگر مشهود است. دو بازی پیاپی که مصطفی دنیزلی روی نیمکت پرسپولیس برای پیروزی مبارزه کرد. یک بازی را در اوج برد و بازی دیگر را در حالی که لایق پیروزی بود به تک امتیاز رسید. نمی توان انکار کرد... دنیزلی بیادماندنی ترین داربی دهه اخیر را در فوتبال ایران ساخت. شهامت او البته برابر ترس آن روزهای صمد نتیجه داد.
آیا لازم است بازهم نمونه ای از مربیان شجاعی را پیش کشید که هم به داربی رنگ زیبایی بخشیدند و هم نتیجه را به حساب خود واریز کردند؟!
***
اوصاف این روزها، داربی جمعه را وسوسه انگیز می کند. زلاتکو کرانچار را می توان نقطه اوج این بازی دانست. کرانچار که فقط و فقط به دلیل نتیجه نگرفتن در منگنه قرار گرفته، در تمامی هفته های اخیر نشان داده است توانایی بالایی در ارائه فوتبال زیبا دارد. فوتبالی که آمیخته به برنامه های هجومی و مدون است. آیا نترسی و غرور کرانچار نمی تواند باعث بالارفتن جاذبه های این داربی شود؟
او هرچند خود را در یک قدمی خروج از پرسپولیس می بیند، اما بی شک این رویا که روز داربی مقابل یک صد هزار تماشاگر برد را در آغوش بکشد، برای او جاذبه ای بسیار خواهد داشت.
اگر شجاعت کرانچار به کمک پرسپولیس بیاید، روزی پرشکوه را در آزادی خواهیم دید. بی آنکه به نتیجه بازی بیندیشیم، می توانیم منتظر دیدن فوتبالی باشیم که دقیقه هایش حکم سوهانی روی اعصاب را بازی نمی کنند!
به نوشته قدس؛ بارزترین تفاوتی که می توان در وجود داربی دید، ترسی است که از هیجان روی سکوها زاییده می شود. ترس از شکستی سنگین و یا هراس و دلهره باختن و امتیاز از کف دادن و یک سال سرزنش شدن! آیا داستان علی علیزاده را به یاد دارید؟
بازیکنی که یک بار در داربی اشتباه کرد و ده روز از خانه اش بیرون نیامد. فشاری که بازیکن خطاکار یا بازیکنان و مربیان تیم شکست خورده در داربی تحمل می کنند قابل قیاس با هیچ یک از روزهای سنگین دیگر نیست! چگونه می توان مربی شکست خورده ای را عفو کرد که بیش از 20 میلیون نفر را مغموم گذاشته است؟
همین ترس، داربی را رخوت زده و کسالت بار می آورد. چندبار سابقه داشته لیگ را آن طور که باشکوه در ذهن خود پرورش داده بودید مقابل خود ببینید؟ دقیقه ها به سرعت می گذرند و تماشاگرانی که با التهاب ساعتها را برای دیدن مهمترین داربی آسیا پشت سر گذاشته اند ناامیدتر می کنند. این بی شک زجرآورترین قسمت داستان دلفریب ترین بازی لیگ است.
داربی اما گاهی استثناپذیر می شود. ترس از شکست، فقط روی سلول مغزی مربیانی می نشیند که گذشته و سوابق خود را در خطر می بینند. مربیانی که نمی توانند کمترین ریسکی در دل راه دهند و حاضرند داربی را در یک نیمه خلاصه کنند. مربیانی مانند پروین، حجازی، مرفاوی، افشین قطبی، پورحیدری و ... نه تنها فرصتی برای کسب یک افتخار جدید محسوب نمی شوند که در اصل کوچه تنگ و تاریکی است که شاید جیب بری در کمین نشسته باشد و آنچه در جیب رهگذر هست را کف بزند!
به داربی های اخیر دقت کنید. هرگاه مربیانی نترس و شجاع که نه به گذشته خود اندیشیده اند و نه آینده را در گرو نباختن قرار داده اند، روی نیمکت یکی از دو تیم نشسته است تماشاگران، فوتبالی در شان انتظار خود دیده اند. نمونه ای واضح می توان یافت. داربی تاریخی قلعه نویی علیه راینر سوبل. روزی که تماشاگران از شجاعت هر دو مربی نهایت بهره را بردند و شاهد پنج گل بودند. استقلال مزد شجاعت خود را گرفت و پرسپولیسی ها هرچند شکست خوردند، اما مغموم نبودند.
نمونه ای دیگر مشهود است. دو بازی پیاپی که مصطفی دنیزلی روی نیمکت پرسپولیس برای پیروزی مبارزه کرد. یک بازی را در اوج برد و بازی دیگر را در حالی که لایق پیروزی بود به تک امتیاز رسید. نمی توان انکار کرد... دنیزلی بیادماندنی ترین داربی دهه اخیر را در فوتبال ایران ساخت. شهامت او البته برابر ترس آن روزهای صمد نتیجه داد.
آیا لازم است بازهم نمونه ای از مربیان شجاعی را پیش کشید که هم به داربی رنگ زیبایی بخشیدند و هم نتیجه را به حساب خود واریز کردند؟!
***
اوصاف این روزها، داربی جمعه را وسوسه انگیز می کند. زلاتکو کرانچار را می توان نقطه اوج این بازی دانست. کرانچار که فقط و فقط به دلیل نتیجه نگرفتن در منگنه قرار گرفته، در تمامی هفته های اخیر نشان داده است توانایی بالایی در ارائه فوتبال زیبا دارد. فوتبالی که آمیخته به برنامه های هجومی و مدون است. آیا نترسی و غرور کرانچار نمی تواند باعث بالارفتن جاذبه های این داربی شود؟
او هرچند خود را در یک قدمی خروج از پرسپولیس می بیند، اما بی شک این رویا که روز داربی مقابل یک صد هزار تماشاگر برد را در آغوش بکشد، برای او جاذبه ای بسیار خواهد داشت.
اگر شجاعت کرانچار به کمک پرسپولیس بیاید، روزی پرشکوه را در آزادی خواهیم دید. بی آنکه به نتیجه بازی بیندیشیم، می توانیم منتظر دیدن فوتبالی باشیم که دقیقه هایش حکم سوهانی روی اعصاب را بازی نمی کنند!