وقتی خاطره تکان‌دهنده فردی را که در فیضیه، کوزه‌ای را به دلیل این‌که فرزند امام از آن آب نوشیده، آب کشیده بود، از وی استفسار کردم و پرسیدم: آیا خود شاهد بودید، فرمودند: خودم شاهد این صحنه بودم که او این جسارت را کرد. هرچه از آقای توسلی خواستم نام آن فرد را بازگو کند ـ که الان هم حیات دارند ـ خودداری کردند و از بردن نام وی برای اینجانب که برای ثبت در تاریخ آن را خواستار بودم خودداری کردند.
عاشقی که صادق بود!
خبر بسیار سریع و تکان‌دهنده بود؛ کسی گفت: آیت‌الله توسلی؛ بقیه‌اش معلوم بود که چه اتفاق دردناکی افتاده است. حواشی خبر از خود خبر مهمتر و جانسوزتر بود که گفتند: وی در نطق پیش از رسمیت یافتن جلسه مجمع تشخیص مصلحت آن گونه که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی امروز در کنار پیکر خاموش آیت‌الله توسلی در حسینیه جماران گفت، اجازتی خواسته بود تا دقایقی را در دفاع از حرمت بیت امام و راه امام سخن بگوید و دقایقی بعد با تأسف از هتک حرمت بیت رفیع امام(ره) و اهانت‌ها و تهمت‌ها و ادعاهایی که این روزها ـ آن هم در فاصله چند روزی با دهه فجر که تا ایران ایران است، به یاد و نام امام متبرک است ـ به این راه نجات‌بخش زده شد، سخن گفت و برای تأیید سخنان خود، خوابی را که سه شب پیاپی نوه حضرت امام، آیت‌ا.. سیدحسن خمینی دیده بود، مثال زد که به ایشان فرموده بود: حسن، دارند مرا از این خانه بیرون می‌کنند!
البته با این تذکر که من نمی‌گویم خواب حجت است، ولی گاهی خواب‌هایی هست که انسان از آنها چیزهایی متوجه می‌شود. مرحوم توسلی در ادامه به عبارات تکان‌دهنده‌ای از امام استناد کرد که این سال‌ها کمتر بدان پرداخته شده بود و آن این‌که: من در پیش گروه‌ها و اشخاصی، گناهانی نابخشودنی دارم و احتمال قوی می‌دهم که پس از من برای انتقام‌جویی از من، به برخی از نزدیکان و دوستانم تهمت بزنند و به آتشی که باید مرا بسوزانند، آنان را بسوزانند و احیانا انتقام مرا از آنان بگیرند.
وی از خطری که امام نسبت به ورود نیروهای مسلح کشور یاد کرد و حتی به صراحت نام بسیج را هم ‌برد و درباره بر زمین ماندن این فرازها و خلاف عمل کردن به آنها شدیدا هشدار داد و در ادامه نطق ناتمام خود، با زیرکی و هوشمندی خاصی که خاص امام و یاران نزدیک به پنج دهه ایشان نظیر مرحوم توسلی است، از خطر تحجر و مقدس‌نمایی سخن به میان می‌آورد و جملاتی از منشور روحانیت را که امام در سال 67 نوشته بود، عینا برای حضار خواند.
دقایقی بعد آنگونه که آیت‌الله هاشمی می‌گفت، ناگهان گردنش کج شد و از صندلی بر زمین فرو غلتید و دقایقی پس از تنفس‌های مصنوعی که دکتر ولایتی به او داد، در راه مجمع به بیمارستان شوریده، جان بر سر پیمانی که با امام بسته بود، باخت و به جوار محبوب خویش امام شتافت.
مرحوم آیت‌الله توسلی را 27 سال بود که می‌شناختم و گاه به دلیل نقل روایاتی از زندگی امام و تدوین سیره ایشان با او مراوده نزدیک داشتم که هر بار در نهایت فصاحت و گشاده‌رویی با من روبه‌رو می‌شد به یاد دارم وقتی خاطره تکان‌دهنده فردی را که در فیضیه، کوزه‌ای را به دلیل این‌که فرزند امام از آن آب نوشیده، آب کشیده بود، از وی استفسار کردم و پرسیدم: آیا خود شاهد بودید یا آن را از کسی شنیده‌اید، فرمودند: نه فلانی، خودم شاهد این صحنه بودم که او این جسارت را کرد. وقتی علت را از او پرسیدم، گفت: به این دلیل کوزه را آب کشیدم که این فرزند کسی است که در حوزه علمیه فلسفه می‌گوید! و لابد العیاذ بالله نجس است و فرزند او هم دهانش نجس است! هرچه از آقای توسلی خواستم نام آن فرد را بازگو کند ـ که الان هم حیات دارند و از قضا توسط امام هم به ایشان منزلت‌هایی داده شده که نشانگر روح دریایی حضرت امام نسبت به منتقدان و مخالفان خود است ـ خودداری کردند و با تقوایی که زیبنده نزدیک به پنجاه سال همزیستی ایشان با حضرت امام است، از بردن نام وی برای اینجانب که برای ثبت در تاریخ آن را خواستار بودم خودداری کردند.
همان وقت بود که با خود گفتم چه اسراری از مسئولان و اشخاص موجود در صندوق سینه یاران امام است، ولی حفظ الغیب می‌کنند و مراعات حال اشخاص را می‌نمایند که این بهترین دلیل بزرگی یاران امام است؛ چه بزرگی علامت‌هایی دارد که یک علامت آن، سعه صدر و تحمل خطای دوستان است.
اما مرحوم توسلی را علاوه بر این صفت، علامت بزرگی از گونه‌ای دیگر بود. وی در آغاز جوانی، زندگی خویش را به زندگی امام پیوند زد؛ بهترین سال‌های عمر خود را در دورانی که حتی خواص کمترین امیدی به پیروزی نهضت امام نداشتند، گره زد و عاقبت جان بر سر آن باخت و نخستین قربانی حفظ حریم خط امام از گزند انحراف و تحجر بود که خدا کند آخرین آنها باشد. چه ایشان از سرمایه‌های ارزشمندی بود که هرجا دیده می‌شد، نام و یاد امام را در ذهن‌ها و خاطره‌ها تداعی می‌کرد و با شجاعت بی‌مانندی خط امام را مطرح و از حریم آن پاسداری می‌کرد و چنان از بی‌حرمتی و بی‌اعتنایی به آن به خشم می‌آمد که آخرالامر جان بر سر آن گذاشت و در حال اعتراض به این هتک حرمت که دیگرانی انگار نه انگار چنین بی‌اعتنایی به راه امام را شنیده باشند، به سرایی شتافت که امام با دلی مطمئن و ضمیری شاد و قلبی امیدوار به رحمت حضرت حق به آن شتافته بود.

چه دلیلی می‌توان بر صداقت در پنجاه سال همیاری مرحوم توسلی با امام، بهتر از این نشانه جان باختن وی در دفاع از حریم خط امام که شهدا نیز بر سر آن جان باختند، پیدا کرد؟ دلیل این عاشق صادق را نشانه‌ای به از این چگونه می‌توان یافت؟ همو که حقی گران بر گردن آحاد ملت ایران چه در دوران حیات پربرکت امام و چه پس از آن دارد، و الا چه کسی از ایشان توقع این‌گونه جانفشانی و خدمت شبانه‌‌روزی در‌سفر و حضر داشت؟
هنوز طنین گرم صدای او در رادیو سراسری به گوش جان همه طنین‌افکن است که دلسوزانه احکام شرعی را به مردم می‌آموخت و به شبهه‌ها و مسایل شرعی آنان صمیمانه پاسخ می‌گفت. او که به قول جناب آقای خاتمی این سید نجیب در دوران عسرت و عزلت حضرت امام، پروانه‌وار به گرد شمع وجود امام خویش می‌چرخید و سرانجام در آتش عشق و فراق او سوخت. او زمانی در کنار امام ایستاد که ایستادن رسم نبود و بودن در کنار مردی که تنها ایستاده بود بسیار سخت بود؛ همو که از همان آغاز با درایت و تیزبینی خاص خویش، امام را شناخت و به او اقتدا کرد و کیست که نداند بخشی از عمر مبارک و خدمات ستودنی حضرت امام نسبت به این آب و خاک و آیین مدیون تلاش‌های خالصانه او و امثال او به امام بود. او خود را وقف امام کرد، با امام زیست و با امام ماند و در کنار امام آرام گرفت.
خدایش رحمت کند؛ دیروز صبح، چه دیداری داشته است این مرد با مرادش امام؛ آنگاه که از این نشئه رخت برکشید و جمال یار دید و به روی او خندید.
تا نام امام هست، نام آقای توسلی و دیگر یاران امام که سایه وجودشان بر سر همه مستدام باد خواهد بود و این چه سنت زیبایی شده است که هر کس مهر امام به او بخورد، مانند خود امام در دل‌ها جاودانه و ماندنی و دوست‌داشتنی می‌شود.
چه تقدیری کردند مردم تهران و دیگر شهرها از این بزرگی که پنجاه سال در سایه‌سار ولایت امام زیست و شهیدگونه جان در دفاع از خط امام تقدیم حضرت دوست کرد!
 
   دکتر غلامعلی رجایی

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1386/11/29
پاسخ

او خود را وقف امام کرد، با امام زیست و با امام ماند و در کنار امام آرام گرفت. خدایش رحمت کند.

کاربر مهمان -> 1386/11/29
پاسخ

واقعا" تحت تاثیر قرار گرفتم چه زیبا و دلنشین وصف حال نوشتید. باتشکر

کاربر مهمان -> 1386/11/28
پاسخ

عاشق بودن و عاشقانه زیستن اینگونه است که مرگ تنها پروازی شیداگونه است.

کاربر مهمان -> 1386/11/29
پاسخ

خداوند ایشان را رحمت کند و همه ما را به راه راست و توفیق در جهاد اکبر رهنمون فرماید.

کاربر مهمان -> 1386/11/29
پاسخ

متشکر آقای رجایی.چه خوب و استادانه او را به ما معرفی کردید.

کاربر مهمان -> 1386/11/29
پاسخ

ممنونیم،چه کنیم بر سکوت پر حرفهائی که از همه چیز می گویند الی غربت امام.

کاربر مهمان -> 1386/11/29
پاسخ

لطفا امام را به ما نسل سومی ها معرفی کنید آنگونه که بود و آنگونه که زیست.

کاربر مهمان -> 1386/11/29
پاسخ

ضمن طلب رحمت و مغفرت برای ایت الله توسلی، از بعد فوت ایشان کما فی السابق شاهد ارسال پیام های تسلیت و وصف الحال محاسنات اخلاقی و کرامات ایشان از هر دری هستیم و متاسفانه این یک فرهنگ غلط و جا افتاده در بین مردم و بخصوص مقامات ما شده که فقط پس از مرگ یک شخص(اگر می خواهی خوب باشی باید بمیری) همه پی به ویژه گی ها و شخصیت والای متوفی می بریم ای کاش قدر همدیگر را در زمان زنده بودن بدانیم و در زمان زندگی همدیگر را تائید و تمجید کنیم لکن حیف که این موارد هیچگاه درس عبرت برای ما نشده و چه تهمت ها و سخنان ناروائی که به انسانها و همنوعان خود در زمان زنده بودنشان به انها نمی زنیم! در شگفتم از این جماعت زنده کش مرده پرست! البته منظور بنده به نگارنده متن فوق نیست و کلیت جامعه ما با این مشکل مواجهیم.

کاربر مهمان -> 1386/11/29
پاسخ

از حسن توجه شما به اخبار مربوط به آیت اله توسلی ممنونم. امید وارم سایر یاران روح الله را هم بیشتر به ما (نسلی که آنها را ندیده ایم) بشناسانید.

کاربر مهمان -> 1386/11/29
پاسخ

خدا رحمت کند این انسان صادق را . آفرین بر جان پاکش که در راه خدمت به اسلام و امام پر کشید

کاربر مهمان -> 1386/11/29
پاسخ

قطره ای از عاشقانه زیستن مردی که در امام ذوب شده بود را چه خوش بیان کردی .

کاربر مهمان -> 1386/11/29
پاسخ

هرگز باور نمیکردم اینقدر زود شاهد جفا به یاران و بیت امام باشم

کاربر مهمان -> 1386/11/29
پاسخ

باسمه تعالی با سلام صرفا یک نکته را می خواهم تذکر بدهم و آن هم اینکه نام نویسنده ی مقاله را مطابق معمول و استاندار در بالای صفحه بیاورید، تا خواننده سردرگم نشود، حتی اگر نویسنده نام خویش را در انتهای نامه یا مقاله آورده و شما آن را قابل چاپ می دانید، نام وی را زیر عنوان مطلب بیاورید تا خواننده بتواند تصمیم بگیرد که مطلب را مطالعه کند یا خیر.

کاربر مهمان -> 1386/11/29
پاسخ

اقا یکی به ما بگه ایت اله توسلی کی بود؟26 سال سن دارم اما اولین باری است که اسمشو میشنوم تو خط اخبار هم هستم اما چرا هیچ کی تاحالا حرفی نزده و حالا که فوت کردند همه اسمشو می ارن؟

کاربر مهمان -> 1386/11/29
پاسخ

من به عنوان یک دختر نسل سومی و عضو جوان این جامعه و کسی که به شدت به امام علاقه قلبی خاص دارم تا به حال نمی دونستم که اصلا این چنین فرد بزرگواری که این قدر به امام نزدیک بوده هم اصلا وجود دارد کاش یکی بیاد واینا را به ماها بگه تا لا اقل ما که زمان امام نبودیم و نتونستیم ازشون فیض ببریم لااقل ازیارانشان درس شجاعت و شهامش را بیاموزیم

کاربر مهمان -> 1386/11/29
پاسخ

من هم ایشان را فقط در حد نامشان میشناختم اماایشان برای من بسیار قابل احترامند چرا که وقتی کسی تا این حد از اهانت به وابستگان رهبر خود منقلب میگردد که منجر به فوت ایشان شده ،‌یعنی ایشان قلباً‌ به رهبر فقید انقلاب ارادت داشتند و عشق ایشان به امام بر خلاف بسیاری از متظاهرین ظاهری نبوده است . خداوند روح ایشان را قرین رحمت فرماید .

کاربر مهمان -> 1386/11/29
پاسخ

آی نسل سومیها خودتون هم تلاش کنید. اگر میخواهید از زندگانی که در مبارزات بودند سخن بشنوید تلاش کنید بیابیدشان. سخت نیست. اگر میخواهید از " زلال معرفت" بنوشید به صحیفه نور و وصیت نامه و پیام حج و پیامهای خاص امام ره در مقاطع حساس انقلاب مراجعه کنید و شهد شیرین عشق را با جام زیبای کلام امام ره سر بکشید. سالی حجاج ایرانی را به حج راه ندادند. امام ره پیامی دادند که جمله ای از آن حجی تمام را در دل عاشقان نشاند . فرمودند: ما در مکه باشیم یا نباشیم دل و روحمان با ابراهیم ع است".

کاربر مهمان -> 1386/11/29
پاسخ

آقا و یا خانم 26 ساله که آیت اله توسلی را نمیشناسی او رییس دفتر امام بود وخدمتگزار امام بودن افتخار وی بود او با دستان مبارکش پیکر شریف امام خمینی را در سال 68 غسل داد روحش شاد وبا خمینی کبیر محشور باد

کاربر مهمان -> 1386/11/30
پاسخ

یاران صدیق امام به مردم آنطور که حقشان بوده معرفی نشده است بارحلت آیت ا... توسلی مسئولین نسبت به شناساندن یاران صدیق گمنام امام خمینی همت کنند

کاربر مهمان -> 1386/11/30
پاسخ

عجیب نباشد برایتان اگر کسی ایشان را نشناخته ! برای مایی که از نسل سومیم و از امام چیزی نمی دانیم ایشان گنجینه ای بود که منش وسخنان امام را دست نخورده منتقل می کرد نه خلاف عده ای که تا هرجا امام به نفعشان باشد از سخنانش استفاده میکنند وتفسیر شخصی می نمایند وهر وقت لازم نبود امام دوباره به تاریخ می پیوندد... من احساس میکنم چیزمهمی را گم کرده ام مثلا سند یک خانه ی قدیمی یا کلید یک گنج را ... خدایش بیامرزاد ویادش زنده که غم از دست دادنش برای من یکی با تسلی دادن حل نمی شود..

کاربر مهمان -> 1386/11/30
پاسخ

اگرچه امام و یاران عزیزش در میان ما نیستند و از جمع ما رفتند ولی راه امام که هنوز باقیست و تا ابد باقی خواهد ماند. ما از خانواده امام خصوصا نوه گرامیشان انتظار داریم که راه امام را دوباره به ما بشناسانند و تاکید و تذکری باشند بر باقی ماندن در راه امام که همان زنده ماندن اسلام است. که همراه با نسل سوم و ما این راه را ادامه دهیم تا ظهور مولایمان امام زمان(عج).

کاربر مهمان -> 1386/12/01
پاسخ

خدایش رحمت کند. من از این مرد بزرگوار خاطرات بسیار خوبی دارم که شیرین ترین آن عقد ازدواج پر برکتم می باشد که ایشان جاری فرمودند. با دیدن ایشان همواره خاطرات دوران انقلاب و امام راحل زنده می شد که متاسفانه بسیار زود و غیر منتظره به پایان رسید. یاد نمازهای جماعت معنوی و سخنان مختصر و مفید ایشان بعد از نماز در مسجد جامع قلهک به خیر. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین