جاوید قربان اوغلی
وداع با گنجینه اسرار امام
خبر بسیار تلخ و ضایعه بسیار سنگین بود. آیت‌الله توسلی، یار غار و محرم اسرار نانوشته امام خمینی در حال دفاع از ایشان و اهل بیت مطهرش جان به جان آفرین تسلیم کرد و در جوار او آرام گرفت. رحمت و رضوان خدا بر او باد که شاهد صادقی بر«عاش سعیدا و مات سعیدا» بود.
زمانی که سید حسن خمینی با دستان خود، پدر و یادگار جدش را به خاک می‌سپرد، گفت: امروز گنجینه اسرار امام دفن می‌شود. سینه حاج احمد آقا آکنده از اخبار ناگفته انقلاب و امام بود. خبر فوت آیت‌الله توسلی در جلسه مجمع تشخیص مملکت، بسیار سریع با اخباری همراه بود که آن مرد بزرگ در حال دفاع از امام و تهمت‌های ناروایی که به اهل بیت امام زده بودند، دچار عارضه قلبی شد. یکی از کسانی که در آن جلسه مجمع بود، گفت: شاید اگر سابقه ناراحتی قلبی ایشان نبود، این اتفاق نمی‌افتاد. گفتم: توسلی را ناراحتی قلبی‌اش نبرد، غیرتش نسبت به امام او را از پا انداخت.
جزییات مطالب آقای توسلی که بعدا در سایت‌های گوناگون پخش شد و پرسش‌های آقای ‌هاشمی رفسنجانی از ایشان، حاوی نکات ظریفی است. سینه پر درد توسلی نیز مانند حاج احمد آقا پر از مطالب ناگفته‌ای از تاریخ انقلاب اسلامی و به ویژه موضوعات و مشکلاتی است که امام در داخل با آن روبه‌رو بود و جانش را چون موریانه می‌خورد و چون مولایش علی همچون خاری در چشم و استخوانی در گلو تحمل می‌کرد. گزافه نیست گفته شود سید حسن خمینی، روز گذشته گنجینه دیگری از اسرار امام را به خاک سپرد.
چند شب پیش از این واقعه، در جمعی که آقای توسلی نیز حضور داشت، درباره اهانت و تهمت‌هایی که به یادگار امام شده است، صحبتی در میان بود. آقای توسلی با دردی که از عمق جانش برمی‌آمد گفت: هدف اینها سید حسن نیست. اینها همان گونه که امام پیش‌بینی کرده بود، از امام خمینی انتقام می‌گیرند؛ متحجرانی که دل امام را شکستند.
وی تصریح کرد که در جلسه مجمع راجع به این موضوع صحبت خواهد کرد. نمی‌دانم خاطرات ایشان از پنجاه سال همراهی و مبارزات امام در جایی ثبت و ضبط شده است یا خیر!
توسلی تاریخ نانوشته زوایای پنهان سلوک و رهبری امام بود؛ تاریخ مبارزه امام با تحجر و متحجرانی که خون به دل امام کردند؛ همانانی که کاسه آبی را که مصطفی در آن آب نوشیده بود، آب کشیدند. جریانی که امام پیش‌بینی کرده بود، پس از من و برای انتقام از من به بعضی از نزدیکان و دوستانم تهمت‌هایی که من آنها را ناروا می‌دانم بزنند و آتشی را که باید مرا بسوزانند، آنان را بسوزانند و احیانا به صورت دفاع از من، انتقام مرا از آنها بگیرند.
توسلی قامت استوار مبارزه با تحجر، خرافه‌پرستی و دین فروشان زاهدنمایی است که در پشت سر امام پنهان شده‌اند تا به اندیشه‌ و آرمان‌های متعالی و مترقی ایشان ضربه بزنند. صحنه دردناک در واقعه عاشورا، کشته شدن حسین بن علی(ع) و یاران باوفایش نبود؛ ماجرایی را که در آن روز رخ می‌داد، همه یاران حسین می‌دانستند. دل زینب را نیز تنها شهادت برادر و پسران برادر و ... خون نکرد، هلهله و شادی اهل کوفه و شام، نمکی بود که بر دل خونین شیرزن کربلا می‌پاشیدند.
در مقاتل آمده است: عمر بن سعد در روز عاشورا لشکریان را برای تشویق به قتال به بهشت بشارت می‌داد، چون ابن زیاد، فتوی قتل حسین بن علی را به اتهام خروج بر خلیفه از قاضی القضات وقت گرفته بود. تاریخ اسلام آکنده از این جریانات است. کتاب ارزشمند منتهی‌الآمال حاج شیخ عباس قمی، حکایت جالبی را در باب امام موسی بن جعفر(ع) و ‌هارون‌الرشید آورده است.
«یعقوب بن داود»، روایت کرده است: «چون‌ هارون الرشید به مدینه آمد، من شبی به خانه یحیی بن برمکی رفتم و او نقل می‌کرد که امروز شنیدم که ‌هارون نزد قبر رسول خدا(ص) با او مخاطبه می‌کرد که پدر و مادرم فدای تو باد یا رسول‌الله. من عذر می‌طلبم در امری که اراده کرده‌ام در باب موسی بن جعفر. می‌خواهم او را حبس کنم، برای آن‌که می‌ترسم فتنه بر پا کند و خون‌های امت تو ریخته شود. چون روز شد، ‌هارون فضل بن ربیع را فرستاد و در وقتی که آن حضرت نزد جد بزرگوار خود رسول خدا (ص) نماز می‌کرد، در اثنای نماز، آن جناب را گرفتند و کشیدند که از مسجد بیرون برند. حضرت متوجه قبر پیامبر، جد بزرگوار خود شد و گفت: یا رسول‌الله به تو شکایت می‌کنم از آنچه از امت بدکردار تو به اهل بیت بزرگوار تو می‌رسد. مردم صدا به ناله و گریه بلند کردند» (منتهی‌الآمال ص 388).
سایتی که به سیدحسن خمینی تهمت زده بود، بسته شد، ولی ای کاش به جای این‌که آن سایت گمنام را ببندند، به ریشه‌های تفکراتی می‌پرداختند که این سایت میوه و ثمره آن است؛ ریشه‌های جریانات مرموزی که با نام امام در پی حذف اندیشه‌ها و آرمان‌های امام از صحنه انقلاب و جامعه است، وگرنه گردانندگان و نویسندگان آن، جوانان پرشوری هستند که چه بسا بر این باورند از امام حمایت می‌کنند.
مگر نه این که سایت خود را پیرو امام خمینی و آرمان‌های امام معرفی کرده و مدیر مسئولش نیز به تازگی در مصاحبه‌ای گفته بود: اعضای سایت از بسیجیان حضرت امام و به تبع آن فرزندان ایشان هستند؟
توسلی جان خود را در راه مبارزه با تحجر و خرافه‌پرستی گذاشت. افتخار او این بود که در زمانی‌که هیچ کس با امام نبود، او همه سختی‌ها و تهمت و عزلت و تبعید را به جان خرید تا مردانه از امام دفاع کند و سرانجام هم در دفاع از مراد خود جان داد. امام شاقول انقلاب بود. رفتار و گفتارش میزان بود. چند نفر را سراغ داریم که امام در مورد او این چنین محکم و با اطمینان گفته باشد: «شما از افراد صالح و مورد علاقه اینجانب و از دوستان متدین، باصفا و پاک اینجانب می‌باشید. جنابعالی از طرف اینجانب وکیل بوده تا تمامی امور شرعیه را بدان صورت که دستور شرع است، انجام دهید. از خداوند می‌خواهم تا به شما توفیق دهد تا هر چه بیشتر و بهتر بتوانید به اسلام و انقلاب خدمت کنید».
حلاوت همنشینی با امام در بهشت رضوان خدا گوارایش باد.
اما واقعه دردناک فوت آیت‌الله توسلی پایان ماجرا نیست؛ حکایتی است که همچنان باقی است.
فاعتبروا یا اولی الابصار

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1386/12/01
پاسخ

برادر عزیز تو را به جان همان امامی که همه عاشق او بوده وهستیم به بهانه رحلت بزرگانی چون آیت الله توسلی آتش اختلافات جناحی را شعله ور نکنیم بی شک در بین کلام ان پیر فرزانه واژه وحدت کلمه را بارها می شنیدیم وطبیعی است همه مسئولیم عامل به وصایایش باشیم وهر مسئله ای برای کوبیدن همدیگر استفاده نکنیم مگر این عزیز تازه از دست رفته همانند مرادش در تریبون های عمومی وحدت را رعایت نمی کرد پس خواهشمندم برای وحدت این گمشده زمان حاضر بیش ار این ارزش قائل شویم

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین