توکل دارائی
بوعلی‌سینا
بهانه این نوشتار رونمایی از آرم جایزه بین‌المللی بنیاد علمی و فرهنگی بوعلی‌سینا در شامگاه پنج‌شنبه شانزدهم مهرماه 88 در کنار آرامگاه شیخ‌الرئیس بوعلی‌سینا است. آئینی که درعین سادگی در فضایی معنوی و پر از احساس نسبت به شخصیت عالیقدر طبیب بزرگ جهان و فیلسوف مشایی عارف، جناب مولانا شیخ ابوعلی‌سینا برپا شد به منظور معرفی نشانه یا لوگوی جایزه‌ای است که 22 آبان ماه سال‌جاری در همدان به نام این بزرگ مرد اهدا می‌شود.
تردیدی نیست که آوازه این دُرِ گرانبهای دانش و استوانه‌ مانای حکمت به قدری بلند است که فضاسازی تبلیغی و رسانه‌ای بر عمق شهرت او نمی‌افزاید، اما خوان گسترده‌ شهرت و عظمت این ابر دانشی مرد به گونه‌ای است که می‌توان در ذیل آن فضا و فرصتی برای خودباوری، تولید علم و تعاطی اندیشه به منظور مشارکت فعال در تحولات علمی و فرهنگی جهان ایفا نمود؛ امری که در اهدای این جایزه موصوف، مدنظر متولیان بنیاد بوعلی‌سینا است که در کنار وظیفه شناخت و معرفی آثار و رساله‌های شیخ‌الرئیس؛ موتور محرکه‌ای برای توسعه علمی و فکری کشور باشد.
چندی سالی است که به محض شنیدن مصادره لفظی بزرگان حکمت و فضیلت و شاعران و نام‌آوران ایران زمین توسط کشورهای پیرامونی‌ ما، صدای تقبیح و محکومیت از طرف مسئولان و اهل‌نظر از طرق مختلف به گوش می‌رسد و از این که مثلاً فلان کشور عربی به خاطر نوشتن رساله‌های علمی دانشمندان ایرانی به زبان عربی، که زبان علم آن عصر جهان اسلام بوده است- آنها را به خود منتسب دانسته و یا به خاطر دفن یک دانشمند ایرانی در خاک یک کشور اکنون مستقل شده که در گذشته جزو ایران بزرگ بوده است؛ صدای اعتراض و وااسفا به آسمان بلند می‌شود.
واکنش به مصادره بزرگان ارجمند درگذشته‌ای، که مایه فخر ملک و ملت ایران‌اند؛ اگرچه نیکو و شایسته می‌نماید اما اگر از سرانفعال و باری به هر جهتی و یا از سر وظیفه اداری و اجرایی صرف و آکنده از تفاخری آلوده به نژاد پرستی باشد؛ نه تنها سودمند و مفید نیست بلکه با تکرار چندین باره از سوی دستگا‌ه‌های رسمی و ... تنها به درد پرکردن بیلان کار اداری می‌خورد و در نهایت نه تنها واکنشی را بر نمی‌انگیزد بلکه به ضد خود تبدیل می‌شود.
نگاهی گذرا به زندگی و اندیشه‌های بزرگان حکیمی چون مولوی بلخی، سنایی غزنوی، رودکی، بوعلی‌سینا، نظامی گنجوی، شمس تبریزی و .... گواه این ادعاست که آنها مرز زمان و مکان را در نور دیده‌اند و فراتر از تعلق به گستره جغرافیایی ویژه، چراغی فرا راه بشریت و آیندگان شده‌اند.
البته بستگی و تعلق فکری این بزرگان یاد شده به گستره فراخ دانش اسلامی- ایرانی آن‌قدر بدیهی می‌نماید که نفی آن عملاً به نادیده گرفتن همه اندیشه و میراث فکری آنان می‌انجامد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت هم، آنان که هم‌زبان و هم‌نژاد این بزرگانند و تنها آنها را برای تزیین و تفاخر می‌خواهند و هم کسانی که با جعل نام و نشان و با تحریف و دروغ آنها را برای پز و تفاخر به خود می‌چسبانند؛ هردو به میراث علم و دانش این بزرگان خیانت می‌کنند و بر ادعای هر دو طیف با هرشکل و صورت، خدشه وارد است.
اما آنان که رهپوی کمالات ارایه شده از طریق بزرگانی چون بوعلی‌سینا و مولوی‌اند اگرچه در کنار آرامگاه آنان و از نژاد و قبیله خونی آنان نباشند؛ آن‌چنان که مولانا می‌فرماید؛ "هم‌دل" آنانند و پیرو مکتب و روش و سیره‌شان.
پس اگر نمی‌خواهیم در دام بحث‌های بیهوده نسبت به جاعلان و دزدان میراث کهنمان بیفتیم و یا در تکرار عبث تفاخر بی‌نسبت به راه و سلوک علمی بزرگانمان روزگار بگذرانیم شایسته است راهکار لازم برای روز آمد کردن مرده ریگ به جامانده از آنان را آن‌چنان بیابیم و عملی کنیم که از باد و باران نیابد گزند.
بدین منظور اگر می‌خواهیم بوعلی‌ جهانی و مولوی بین‌المللی و کیهانی، که برای همه اعصار و زمان‌ها میراث علمی و فرهنگی برجای نهاده‌اند؛ هم‌چنان با پسوند ایرانی بودن همراه باشند؛ لازم است قبل از اینکه دیگران به فکر بازشناسی و شناسایی رساله‌ها و نوشته‌های آنان و نقد و بررسی آرایشان برآیند؛ خود گام به جلو برداریم و آنان را از مهجوریت و مظلومیت درآوریم.
هم‌چنان که یکی از بزرگان می‌گفت بوعلی‌سینا به اندازه شهرت جهانی‌اش مظلوم است و می‌توان گفت شهرت او هم اندازه شناخت مکتب سینایی‌اش نیست و خوانش چندین باره و روز‌آمد آثار بزرگ برجای مانده از او رسالتی است که بر دوش اعقاب فکری‌اش به ویژه در سرزمین مادری اوست.
با این توضیح اعطای جایزه‌ای به نام این حکیم ایستاده بر بلندای معرفت جهان و سلطان طبابت و پزشکی و شیخ فلاسفه، در شهر همدان که آرامگاه و مضجع شریف اوست؛ گامی اساسی برای جبران کاهلی و سستی گذشتگانی است که تنها به ذکر زندگی نامه او بسنده کرده‌اند و از دریای حکمت و فضیلت علمی و او کم بهره بوده‌اند و یا نتوانسته‌اند در مسیر نوین سازی بهره‌برداری از آرای او گام بردارند.
جوایز "فلسفی"، "پزشکی" و "حکمتانه"‌ای که بنیاد بوعلی‌سینا به نام آن شیخ اعظم به فعالان و پیش‌برندگان فلسفه و پزشکی روز دنیا و مُرَوِّجانِ حکمت در گستره جهانی اعطا خواهد کرد در کنار برگزاری نشست‌های علمی تخصصی و تعاطی فکر بین بزرگان خرد و بینش جهان بنای نیک و ماندگاری است که در صورت پشتیبانی مسئولان و دریغ نکردن از کمک‌های مالی این طرح نوپا؛ به سرانجامی خوش برای ماندن سیمرغ هدایت حکمی شیخ در آسمان جغرافیای ایران خواهد انجامید.
در کنار این جوایز، جایزه "مفاخر" که از سوی این بنیاد و به نام آن دانشمند شهیر به کسانی که در بزرگداشت و تکریم دیگر عالمان ایران و اسلام، کوشش و تتبع علمی کرده‌اند، و در هر دوره اعطای جایزه به بزرگداشت یکی از "مفاخر ایران و اسلام" تعلق خواهد گرفت، راه نویی برای اعزاز پژوهشگران راه و رسم بزرگان سرزمینمان خواهد گشود.
یکی دیگر از جوایز 5 گانه این بنیاد، مربوط به "ابن‌سینا پژوهی" است که از جانب این بنیاد و به نام همدان و ایران به کسانی که پس از گذشت هزار سال از درگذشت آن نام‌آور همه اعصار، چراغ حکمت سینوی و دانش‌های مرتبط با او را روشن نگاه داشته‌اند؛ اعطا می‌شود.
با این وصف اگر قرار است بزرگانمان در دعوای رسانه‌ای جهال و تازه به دوران رسیده‌ها در کارنامه و پیوست فرهنگی آنان تعریف نشود؛ باید هم چنان چشمه جوشان فیضان علمی آنان توسط شاگردان آن مکاتب در غلیان باشد.
کار بزرگ بنیاد بوعلی‌سینا که به مدد روح بزرگ آن ارجمند عزیز؛ آغاز شده است اگر در مقایسه با سایر ابتکارات علمی و جشنواره‌های فرهنگی و ... از بودجه‌ای فراخور این نام و نشان و بزرگی کار برخوردار نشود، در بدو امر به محاق خواهد رفت و نخواهد توانست هم‌سنگ جوایز جهانی دیگر از جمله نوبل نام‌آور شود.
جایزه بنیاد بوعلی‌سینای معروف و مشهور در جهان یا همان "Avicenna" ی زبانزد عالم؛ می‌تواند از نوبل نیز جلوتر بزند و برای شنیدن صدای حکمتی که به گفته بزرگان گمشده انسان است و به فرموده خداوند "خیر کثیر" است؛ راهگشا باشد.
هزار سال از ارتحال زود هنگام شیخ‌الرئیس در 58 سالگی می‌گذرد اما تأسف انگیز است که بگوئیم هنوز "شفای بزرگ" او که به زبان علمی آن روز دنیای اسلام یعنی عربی نگاشته شده به زبان مادری‌اش، فارسی ترجمه نشده و کسی هم نمی‌تواند مبلغ ناچیز چند میلیارد تومانی – در مقایسه با پروژه‌ای علمی دنیا - برای طرح بزرگ نسخه شناسی، تصحیح انتقادی و چاپ مجموعه آثار و رساله‌های آن دانشمند بزرگ فراهم نماید.
آیا رواست که در برابر هزینه‌های هنگفت دیگری که شاید برخی از آنها نابجا و دارای اولویت و اهمیت نباشد؛ فراهم‌کردن مثلاً 5 تا 10 میلیارد تومان آن هم برای پروژه‌ای چندین ساله برای این امر مهم، کاری نشد تلقی شود.
پس اگر می‌خواهیم بوعلی، مولانا، ابوریحان و دیگر فاضلان ایران زمین هم‌چنان متعلق به ایران باشند بایستی فکر و اندیشه آنان در این کشور تقویت شود و لازمه تقویت این افکار، بسط و گسترش مکاتب فکری آنان از طریق انتشار کتب و رساله‌هایشان و تفسیر و توضیح علمی در آکادمی‌های معتبری است که از دانشمندان جهان در آن گردهم آمده باشند.
همدان و هگمتانه‌ای که از 3 هزار سال پیش تاکنون در زمینه‌های مختلف حکومتی و اداری و فکری و فلسفی زادگاه نوآوری و ابتکار بوده و در دامان الوندش هزاران لاله سرخ هدایت بشری رشد و نمو یافته است؛ با در آغوش گرفتن قبر شیخ‌الرئیس و بنای یادبود منحصر به فردی که جلوه حکمت سینایی اوست واجد توجه و نظر مسئولان و دانشمندانی است که ایران آینده را در افقی روشن، سربلند و علمی و مجهز به دانش‌های نوین و مبتنی بر آموزه‌های بزرگان دینی می‌طلبند.
جایزه بین‌المللی بنیاد علمی و فرهنگی بوعلی‌سینا می‌تواند هم یک تلنگر مؤثر و هم یک اتفاق نادر و ماندگار باشد اگر ...... همین.
رئیس روابط عمومی و امور بین‌الملل
بنیاد علمی و فرهنگی بوعلی‌سینا
و دبیر کمیته اطلاع‌رسانی جشنواره حکمت سینوی

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1388/07/19
پاسخ

توکل خان پیشینه و اصالت داشتن مایه مباهات است ولی بدبختی زمانی که تمام افتخارات فقط به گذشته برگردد شروع میشود .

کاربر مهمان -> 1388/07/19
پاسخ

یکی میمرد ز درد بی نوایی ...

کاربر مهمان -> 1388/07/21
پاسخ

بادرودوسلام،یکی ازدلایل اصلی مصادره بزرگان علم وادب ایران زمین توسط تازیان ،نام های غیرایرانی ایشان ویانگارش کتاب هاورساله هایشان به زبان عربی است.درموردپزشک نامدارایرانی دستکم می توان به جای بوعلی سینا ویاابن سینا،ازواژه ی پورسینا استفاده کردوامکان سوء استفاده ازنامش راازهمسایگان بدون پیشینه ی قوی امازیرک عربمان گرفت.

کاربر مهمان -> 1388/07/25
پاسخ

باسلام وتشکر-لطفامطالب بیشتری درموردحکمت وفلسفه سینوی ارایه دهید

کاربر مهمان -> 1388/07/25
پاسخ

اتفاقا گذشته پربار نشان از بی عرضگی دارد چرا که نتوانستیم آن را حفظ کنیم

کاربر مهمان -> 1388/08/02
پاسخ

کفر چو منی گزاف و آسان نبود محکم تر از ایمان من ایمان نبود در دهر چو من یکی و آن هم کافر پس در همه دهر یک مسلمان نبود درود بر بزرگمرد جامع العلوم فی عصره که مایه مباهات هر ایرانیست چنانکه سنایی غزنوی بر اوج حکمت او اینچنین غبطه می خورد : که یا رب مر سنایی را سنایی ده تو در حکمت چنان کز وی به رشک افتد روان بوعلی سینا

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین