تعداد بالای تساویها، یکی از مهمترین نکاتی است که پس از سپریشدن هرهفته از لیگ نهم به چشم میآید. این اتفاق تا آنجا پیش رفته که در هفته نهم، هفت بازی ( معادل 78 درصد) و در هفته دوازدهم، شش بازی (معادل 67 درصد) کل مسابقات آن هفته با نتیجه تساوی به پایان رسیده است؛ اتفاقی که کارشناسان دونوع تحلیل راجعبه آن دارند.
به نوشته تهران امروز؛ دسته اول معتقدند این تساویها به معنای افزایش کیفیت تیمها و در پی آن بالا رفتن کیفیت مسابقات است و استدلالشان هم این است که قدرت این تیمها با هم برابر است و تساویهای پرتعداد به همین دلیل به ثبت میرسند، گروه دوم هم به مانند دسته اول به «همقدرت» بودن یا حداقل فاصله کم کیفی میان آنها اعتقاد دارند اما این را ویژگی مثبتی قلمداد نمیکنند.
جملهای که ارنی برندتس، سرمربی راهآهن پس از سپری کردن 12 هفته حضور درلیگ ایران بهزبان میآورد به نوعی تفکر گروه دوم را به وضوح بیان میکند. او میگوید، در فوتبال ایران تیمها فاصله چندانی با یکدیگر ندارند و درنهایت این اتفاقات و شانس است که نتیجه یک مسابقه را تعیین میکند.
این یعنی آنکه درلیگ نهم هیچ تیم متفاوتی وجود ندارد که کاملا برتر از سایر تیمها باشد و « ظاهر» یک قهرمان واقعی را داشته باشد.
تاکنون 108 بازی در 12 هفته گذشته انجام شده که از این تعداد 47 مسابقه با نتیجه تساوی به پایان رسیدهاست. به عبارت سادهتر تا اینجای مسابقات چیزی حدود 5/43 درصد مسابقات که با ارفاق، نیمی از مسابقات انجام شده را به خود اختصاص میدهد با نتیجه تساوی به پایان رسیده؛ آمار عجیبی که قطعا در کاهش جذابیتهای مسابقات هم نقش پررنگی را ایفا کرده است.
هشداری که برخی مربیان و کارشناسان از ابتدای لیگ بارها برزبان آوردند و معتقد بودند که این لیگ خروجی فنی درخود ندارد، حالا با این تساویهای پرتعداد و کسلکننده ملموستر به نظر میرسند.
نمودار پرنوسان ضمیمه مطلب، روند تساویها در 12 هفته سپری شده از لیگ را نمایش میدهد. همانطور که دراین نمودار مشخص است هفته سوم تنها هفتهای بوده که درآن تمام بازیها یک برنده داشته است و در سایر هفتهها حداقل شاهد دو تساوی بودهایم.
هفتههای نهم و دوازدهم هم همانطور که گفته شد هفته اوج تساویها بودهاند البته نکته جالب دیگر این نمودار به هفتههای پنجم تا هشتم بازمیگردد که درآن نمودار شیب ثابتی دارد و با چهار تساوی روند ثابتی در پیش گرفته است.
درمیان نتایج تساوی تا کنون نتیجه 1-1 با 24 بار تکرار مورد علاقهترین وجهالمصالحه میان تیمها بوده است. پس از این نتیجه، تساوی بدونگل که البته اعصابخردکن ترین نوع تساوی هم هست با 12 ، تساوی 2-2 با 10 و تساوی 3-3 با یک بار تکرار در رتبههای بعدی قرارگرفتهاند. تنها تساوی 3-3 لیگ که البته درنهایت بازی جذابی هم درآمد به بازی هفته اول پرسپولیس برابر مسکرمان بازمیگردد که درآن بازی مس سه بار از حریف پرقدرتش عقب افتاد و هربار این نتیجه را جبران کرد.
سردسته تیمهای عشق مساوی در لیگ پرسپولیس و مقاومت سپاسی هستند البته دراین میان به سپاسی انتقاد چندانی وارد نیست اما هشت تساوی که پرسپولیس از 12 بازیاش به دست آورده معادل پنج شکست است.
این تز که تساوی با شکست تفاوت چندانی ندارد را میتوان از رتبهای که پرسپولیس در پایان هفته دوازدهم درآن قرارگرفته متوجه شد. تیم محافظهکار کرانچار درحال حاضر تنها با یک شکست در رده هفتم جدول ردهبندی ایستاده درحالی که صبای قم با وجود قبول پنج شکست، تیم پنجم جدول ردهبندی است.
اینتر با ژوزه مورینیو در بازی اینهفتهاش مقابل جنوا با پنج گل به برتری میرسد و سرمربی جاهطلب تیم میلانی پس از پایان این بازی در جملهای تاریخی اعلام میکند حاضر است این برد را با پنج پیروزی یک- صفر عوض کند. این جمله، شرایط امروز فوتبال مدرن را بهخوبی نشان میدهد. این جمله اهمیت پیروزی ، اهمیت کسب سه امتیاز و بالا بردن میانگین امتیازات کسب شده در راه رسیدن به عنوان قهرمانی و فاصله عمیق میان تساویهای «کارراهانداز» و پیروزی را بیان میکند.
سرمربی قهرمان کالچو با چنین تفکری تیمش را به میدان میفرستد اما اینجا و درایران سرمربی تیم مثلا مدعی قهرمانی ترجیح میدهد با کسب یک نتیجه تساوی، خودش و تیمش را از زیر فشار خارج کند و همچنان شغل و درآمدش را حفظ کند البته این موضوع تنها به باشگاههای ما ختم نمیشود، این روحیهای است که درنهایت تیمملی را هم از حضور درجام جهانی محروم کرد.
مسئولان تیمملی مطمئنا علی دایی را کنار نگذاشتند که افشین قطبی بیاید و در دو بازی مقابل کره شمالی و جنوبی که البته طبق ادعای شخص او هردویشان را مثل کف دستش می شناخت 1-3-2-4 بازی کند و با دوتساوی که دایی هم توانایی گرفتنش را داشت از نبردن تیمملی به جامجهانی عذرخواهی کند. تفکر تساویدوستی مدتهاست که توسط برخی مربیان محافظهکار وارد فوتبال ایران شده و در لیگ نهم کار را به اینجایی که میبینید رسانده است.
چیزی حدود نصف بازیهای لیگ ما با نتیجه مساوی به پایان رسیده و مربیان همچنان با خیال راحت به فعالیتهایشان ادامه میدهند. درچنین فضایی است که کیفیت و رقابت جایگاهش را از دست میدهد.
اگر تا دیروز تنها تساویهای دنبالهدار داربی تهران یک معضل و موضوعی با رگ و ریشه سیاسی محسوب میشدند، با دیدن آمار فعلی میتوان کمی پا را فراتر گذاشت و بحث را به کل لیگ بسط داد. وقتی نصف بازیهای لیگ مساوی میشود و تیمها به تقسیم امتیازاتشان رضایت میدهند، حتما موضوع مهمی درمیان است.
تیمهایی که به بدترین شکل ممکن بسته شده یا هنوز به نیم فصل نرسیده نیمی از بازیکنانشان مصدوم شدهاند و البته اغلب آنها مربیان و مدیران موجهی هم بالای سرشان نداشتهاند، حالا فقط برای کسب تساوی وارد میدان میشوند. شاید بتوان از فولاد خوزستان، ابومسلم خراسان و پاسهمدان از جمله این تیمها نام برد؛ تیمهایی که تازه یادشان افتاده در دوران آمادهسازی چه بلایی به سرشان آمده است.
به نوشته تهران امروز؛ دسته اول معتقدند این تساویها به معنای افزایش کیفیت تیمها و در پی آن بالا رفتن کیفیت مسابقات است و استدلالشان هم این است که قدرت این تیمها با هم برابر است و تساویهای پرتعداد به همین دلیل به ثبت میرسند، گروه دوم هم به مانند دسته اول به «همقدرت» بودن یا حداقل فاصله کم کیفی میان آنها اعتقاد دارند اما این را ویژگی مثبتی قلمداد نمیکنند.
جملهای که ارنی برندتس، سرمربی راهآهن پس از سپری کردن 12 هفته حضور درلیگ ایران بهزبان میآورد به نوعی تفکر گروه دوم را به وضوح بیان میکند. او میگوید، در فوتبال ایران تیمها فاصله چندانی با یکدیگر ندارند و درنهایت این اتفاقات و شانس است که نتیجه یک مسابقه را تعیین میکند.
این یعنی آنکه درلیگ نهم هیچ تیم متفاوتی وجود ندارد که کاملا برتر از سایر تیمها باشد و « ظاهر» یک قهرمان واقعی را داشته باشد.
تاکنون 108 بازی در 12 هفته گذشته انجام شده که از این تعداد 47 مسابقه با نتیجه تساوی به پایان رسیدهاست. به عبارت سادهتر تا اینجای مسابقات چیزی حدود 5/43 درصد مسابقات که با ارفاق، نیمی از مسابقات انجام شده را به خود اختصاص میدهد با نتیجه تساوی به پایان رسیده؛ آمار عجیبی که قطعا در کاهش جذابیتهای مسابقات هم نقش پررنگی را ایفا کرده است.
هشداری که برخی مربیان و کارشناسان از ابتدای لیگ بارها برزبان آوردند و معتقد بودند که این لیگ خروجی فنی درخود ندارد، حالا با این تساویهای پرتعداد و کسلکننده ملموستر به نظر میرسند.
نمودار پرنوسان ضمیمه مطلب، روند تساویها در 12 هفته سپری شده از لیگ را نمایش میدهد. همانطور که دراین نمودار مشخص است هفته سوم تنها هفتهای بوده که درآن تمام بازیها یک برنده داشته است و در سایر هفتهها حداقل شاهد دو تساوی بودهایم.
هفتههای نهم و دوازدهم هم همانطور که گفته شد هفته اوج تساویها بودهاند البته نکته جالب دیگر این نمودار به هفتههای پنجم تا هشتم بازمیگردد که درآن نمودار شیب ثابتی دارد و با چهار تساوی روند ثابتی در پیش گرفته است.
درمیان نتایج تساوی تا کنون نتیجه 1-1 با 24 بار تکرار مورد علاقهترین وجهالمصالحه میان تیمها بوده است. پس از این نتیجه، تساوی بدونگل که البته اعصابخردکن ترین نوع تساوی هم هست با 12 ، تساوی 2-2 با 10 و تساوی 3-3 با یک بار تکرار در رتبههای بعدی قرارگرفتهاند. تنها تساوی 3-3 لیگ که البته درنهایت بازی جذابی هم درآمد به بازی هفته اول پرسپولیس برابر مسکرمان بازمیگردد که درآن بازی مس سه بار از حریف پرقدرتش عقب افتاد و هربار این نتیجه را جبران کرد.
سردسته تیمهای عشق مساوی در لیگ پرسپولیس و مقاومت سپاسی هستند البته دراین میان به سپاسی انتقاد چندانی وارد نیست اما هشت تساوی که پرسپولیس از 12 بازیاش به دست آورده معادل پنج شکست است.
این تز که تساوی با شکست تفاوت چندانی ندارد را میتوان از رتبهای که پرسپولیس در پایان هفته دوازدهم درآن قرارگرفته متوجه شد. تیم محافظهکار کرانچار درحال حاضر تنها با یک شکست در رده هفتم جدول ردهبندی ایستاده درحالی که صبای قم با وجود قبول پنج شکست، تیم پنجم جدول ردهبندی است.
اینتر با ژوزه مورینیو در بازی اینهفتهاش مقابل جنوا با پنج گل به برتری میرسد و سرمربی جاهطلب تیم میلانی پس از پایان این بازی در جملهای تاریخی اعلام میکند حاضر است این برد را با پنج پیروزی یک- صفر عوض کند. این جمله، شرایط امروز فوتبال مدرن را بهخوبی نشان میدهد. این جمله اهمیت پیروزی ، اهمیت کسب سه امتیاز و بالا بردن میانگین امتیازات کسب شده در راه رسیدن به عنوان قهرمانی و فاصله عمیق میان تساویهای «کارراهانداز» و پیروزی را بیان میکند.
سرمربی قهرمان کالچو با چنین تفکری تیمش را به میدان میفرستد اما اینجا و درایران سرمربی تیم مثلا مدعی قهرمانی ترجیح میدهد با کسب یک نتیجه تساوی، خودش و تیمش را از زیر فشار خارج کند و همچنان شغل و درآمدش را حفظ کند البته این موضوع تنها به باشگاههای ما ختم نمیشود، این روحیهای است که درنهایت تیمملی را هم از حضور درجام جهانی محروم کرد.
مسئولان تیمملی مطمئنا علی دایی را کنار نگذاشتند که افشین قطبی بیاید و در دو بازی مقابل کره شمالی و جنوبی که البته طبق ادعای شخص او هردویشان را مثل کف دستش می شناخت 1-3-2-4 بازی کند و با دوتساوی که دایی هم توانایی گرفتنش را داشت از نبردن تیمملی به جامجهانی عذرخواهی کند. تفکر تساویدوستی مدتهاست که توسط برخی مربیان محافظهکار وارد فوتبال ایران شده و در لیگ نهم کار را به اینجایی که میبینید رسانده است.
چیزی حدود نصف بازیهای لیگ ما با نتیجه مساوی به پایان رسیده و مربیان همچنان با خیال راحت به فعالیتهایشان ادامه میدهند. درچنین فضایی است که کیفیت و رقابت جایگاهش را از دست میدهد.
اگر تا دیروز تنها تساویهای دنبالهدار داربی تهران یک معضل و موضوعی با رگ و ریشه سیاسی محسوب میشدند، با دیدن آمار فعلی میتوان کمی پا را فراتر گذاشت و بحث را به کل لیگ بسط داد. وقتی نصف بازیهای لیگ مساوی میشود و تیمها به تقسیم امتیازاتشان رضایت میدهند، حتما موضوع مهمی درمیان است.
تیمهایی که به بدترین شکل ممکن بسته شده یا هنوز به نیم فصل نرسیده نیمی از بازیکنانشان مصدوم شدهاند و البته اغلب آنها مربیان و مدیران موجهی هم بالای سرشان نداشتهاند، حالا فقط برای کسب تساوی وارد میدان میشوند. شاید بتوان از فولاد خوزستان، ابومسلم خراسان و پاسهمدان از جمله این تیمها نام برد؛ تیمهایی که تازه یادشان افتاده در دوران آمادهسازی چه بلایی به سرشان آمده است.