یکی‌بود یکی‌نبود. یک کمیته فنی فدراسیون فوتبال بود که رییس فدراسیون از انتخاب اعضای آن خبری نداشت و در ضمن اعضا هم از انتخاب خود خبری نداشتند. کلا همه در بی‌خبری محض بودند که کمیته فنی تشکیل شد و به جلسات خود بدون حضور اعضایی که از انتخاب خود بی‌خبر بودند و به همین دلیل نمی‌دانستند جلسه‌ای وجود دارد ادامه می‌داد، این طور شد که فوتبال به خوبی و خوشی کار خود را دنبال کرد و همه به همدیگر رسیدند.
گل؛ کلا بعضی مدیران از بدو تولد مدیر به دنیا می‌آیند. مثل ما که ذاتا خیلی مدیر هستیم. مثل مدیرکل تربیت‌بدنی کرمان که در آستانه سفر نمایندگان AFC برای بازدید از امکانات نمایندگان ایران گفته؛«مشکلات موجود در ورزشگاه کرمان به ما ربطی ندارد.» خب ما هم همین را می‌گوییم.
اصلا مگر مسایل و مشکلات نماینده فوتبال یک شهر در جام باشگاه‌ها به اداره تربیت‌بدنی آن شهر مربوط است؟ نخیر! به نهادهایی چون اداره آب و فاضلاب یا اداره دارایی مربوط می‌شود. به همین دلیل پیشنهاد می‌کنیم آسفالت کردن خیابان‌ها را به تربیت‌بدنی بسپارند.
تئاتر و سینما را به تربیت‌بدنی بدهند و راهنمایی و رانندگی هم وظیفه بیابان‌زدایی را برعهده داشته باشند. در ضمن تربیت‌بدنی کرمان می‌تواند در کاشت و داشت و برداشت برگ چغندر نیز فعالیت کند. این روش در کشورهای خارجی خیلی جواب داده است. باور کنید.
آی‌بلابلابلابلا
یکی‌بود یکی‌نبود. یک کمیته فنی فدراسیون فوتبال بود که رییس فدراسیون از انتخاب اعضای آن خبری نداشت و در ضمن اعضا هم از انتخاب خود خبری نداشتند. کلا همه در بی‌خبری محض بودند که کمیته فنی تشکیل شد و به جلسات خود بدون حضور اعضایی که از انتخاب خود بی‌خبر بودند و به همین دلیل نمی‌دانستند جلسه‌ای وجود دارد ادامه می‌داد، این طور شد که فوتبال به خوبی و خوشی کار خود را دنبال کرد و همه به همدیگر رسیدند.
*شعر نامربوط: آی‌بلابلابلابلا... واسه تو می‌خرم طلاملا. نکته: هان؟ چیه؟ توقع داشتید برای چنین اتفاق بی‌ربطی یک شعر مربوط بنویسیم؟ تازه همین هم خیلی شعر خوبی است. کارشناسان اعتقاد دارند شاعر برای سرودن مصرع اول چند سالی در خانه را به روی خودش بسته و به تفکر مشغول شده تا بتواند چنین اعجازی بیافریند.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین