1 ) فابیو جانواریو، یک بار دیگر استقلال را سر کار گذاشت و در موعدی که باید بر سر تمرینات تیمش حاضر نشد.
به نوشته قدس؛ این نخستین باری نیست که هافبک فتوژنیک و محبوب برزیلی آبی ها، از زیر بار تعهداتش نسبت به باشگاه شانه خالی می کند و به موقع به کشورمان باز نمی گردد. هنوز اتفاقهای عجیب پیش فصل و غیبت توجیه ناپذیر فابیو را از یاد نبرده ایم؛ همان که واعظ آشتیانی با طوفانی بودن آب و هوای برزیل تفسیرش کرد و از گناه سوگلی تیمش گذشت!
2 ) فهرست بلند بالای خارجی هایی که تحت شرایط گوناگون، تعهد به باشگاه های ایرانی را از یاد می برند و ناگهان با غیر حرفه ای ترین عملکرد ممکن، مفاد قراردادشان با تیمی را که از آن حقوق می گیرند «لگدمال» می کنند، هر روز دراز و درازتر می شود. اگر روزگاری ماجراهای «مادر ابراهیم توره» به بحران اول فوتبال ایران تبدیل شده بود، روزگاری دیگر سامبوجوچی ها و رافائل ها فقط زمانی پیدایشان می شد که قرار بود از طرف ایرانی شکایت کنند! فوتبال ما از این نوع جفاها، فراوان دیده است.
تعداد زیادی از بازیکنان خارجی که تحت شرایط عجیب و غریب وارد کشورمان می شدند، پس از مدتی ناپدید شده و یا به هر نحو دیگری به جزئیات قراردادشان پشت می کرده اند.
شاید با پول ضرر و زیان هایی که این دست بنجل های وارداتی به پیکره فوتبال ما تحمیل کردند، می شد لیونل مسی آرژانتینی یا دست کم کاکای برزیلی را به ایران آورد و به تماشای بازی شان در لیگ برتر نشست(! ) اما به راستی چگونه است که این زخم کاری، هر روز تکرار می شود و فوتبال ایرانی، راه مفری از جفاکاری های بازیکنان خارجی نمی یابد؟
3 ) بخشی از سؤ استفاده های فوتبالیست های غیرایرانی از باشگاه های ایرانی را باید در نوع قراردادی که به امضا می رسانند رصد کرد. در واقع از آنجایی که در اکثر موارد، بازیکنان خارجی مزبور با ترفندهای منفعت طلبانه دلالان وارد کشورمان می شوند، نکات مبهم زیادی در قراردادشان با طرف ایرانی به وجود می آید تا سود عده ای خاص تضمین و تأمین شود.
از همین رو، به کرات شاهد اقدامهای غیرحرفه ای و آماتور بسیاری از این خارجی ها بودیم که در کمال تعجب و با استناد به تعهد امضا شده، دست باشگاه های داخلی از اعاده حقوق خود در قبال این اتفاقها کوتاه مانده است. مادام که ساز و کار حضور فوتبالیست های خارجی در ایران کانالیزه نشود و سر و شکل قانونی به خودش نگیرد، باید شاهد تکرار این قبیل رخدادها باشیم، بدون آکه راهی برای جلوگیری از آنها وجود داشته باشد.
4 ) اما این سکه، یک روی دیگر هم دارد. خارج از ماده و تبصره های قانونی، حرمت نگه داشتن باشگاه های ایرانی برای نظم و انضباط در مجموعه خودی و عدول از شان واقعی باشگاه، باعث می شود فوتبالیستهای خارجی هم فرصت را مناسب ببینند و به سؤ استفاده بپردازند. وقتی کسب موفقیت تحت هر شرایطی به یک اصل در فوتبال کشورمان تبدیل می شود، باشگاه ها حاضر خواهند بود دست به هر کاری بزنند تا در جدول رده بندی، پله ای بالاتر بنشینند.
چنین است که ناز بازیکن پر حاشیه خریدار پیدا می کند، سقف قراردادها قربانی می شود، اصول بازی جوانمردانه از یاد می رود و البته منت بازیکن خارجی «کشیدنی» از کار در می آید! در بسیاری از موارد دیده یا شنیده ایم که باشگاه ها، در مقابل بزرگترین تخطی های ستاره های خود، صرفاً اعداد و ارقامی جعلی را به عنوان جریمه اعلام می کنند تا به اصطلاح دهان منتقدان و مطبوعات را ببندند.
چنین است که سوپراستارهای نازپرورده باز هم در موقعیتهای مشابه دست به تکرار ناهنجاری های خود، بدون ترس و واهمه می زنند. آیا زمان آن نرسیده که باشگاههای ایرانی، در اجماعی همه جانبه برای پاس داشتن شأن خود، از ستاره سالاری بپرهیزند و بویژه درخصوص تخلفهای بازیکنان خارجی، سخت گیرانه تر عمل کنند.
5 ) دیروز دیدار مادر و البته وصال یار(! ) بهانه یک خارجی بود و البته روزی دیگر، یک خارجی دیگر با توجیه آب و هوای بد زادگاهش تیم ایرانی خود را پیچاند. فردا هم منتظر جانواریو هستیم تا با یک سبد بهانه عجیب و غریب به اردوی استقلال ملحق شود و دوباره از همان روز اول، ارج و قرب سابق را بازیابد، اما آیا این رویه، نزدیک به «رستگاری» است؟!
به نوشته قدس؛ این نخستین باری نیست که هافبک فتوژنیک و محبوب برزیلی آبی ها، از زیر بار تعهداتش نسبت به باشگاه شانه خالی می کند و به موقع به کشورمان باز نمی گردد. هنوز اتفاقهای عجیب پیش فصل و غیبت توجیه ناپذیر فابیو را از یاد نبرده ایم؛ همان که واعظ آشتیانی با طوفانی بودن آب و هوای برزیل تفسیرش کرد و از گناه سوگلی تیمش گذشت!
2 ) فهرست بلند بالای خارجی هایی که تحت شرایط گوناگون، تعهد به باشگاه های ایرانی را از یاد می برند و ناگهان با غیر حرفه ای ترین عملکرد ممکن، مفاد قراردادشان با تیمی را که از آن حقوق می گیرند «لگدمال» می کنند، هر روز دراز و درازتر می شود. اگر روزگاری ماجراهای «مادر ابراهیم توره» به بحران اول فوتبال ایران تبدیل شده بود، روزگاری دیگر سامبوجوچی ها و رافائل ها فقط زمانی پیدایشان می شد که قرار بود از طرف ایرانی شکایت کنند! فوتبال ما از این نوع جفاها، فراوان دیده است.
تعداد زیادی از بازیکنان خارجی که تحت شرایط عجیب و غریب وارد کشورمان می شدند، پس از مدتی ناپدید شده و یا به هر نحو دیگری به جزئیات قراردادشان پشت می کرده اند.
شاید با پول ضرر و زیان هایی که این دست بنجل های وارداتی به پیکره فوتبال ما تحمیل کردند، می شد لیونل مسی آرژانتینی یا دست کم کاکای برزیلی را به ایران آورد و به تماشای بازی شان در لیگ برتر نشست(! ) اما به راستی چگونه است که این زخم کاری، هر روز تکرار می شود و فوتبال ایرانی، راه مفری از جفاکاری های بازیکنان خارجی نمی یابد؟
3 ) بخشی از سؤ استفاده های فوتبالیست های غیرایرانی از باشگاه های ایرانی را باید در نوع قراردادی که به امضا می رسانند رصد کرد. در واقع از آنجایی که در اکثر موارد، بازیکنان خارجی مزبور با ترفندهای منفعت طلبانه دلالان وارد کشورمان می شوند، نکات مبهم زیادی در قراردادشان با طرف ایرانی به وجود می آید تا سود عده ای خاص تضمین و تأمین شود.
از همین رو، به کرات شاهد اقدامهای غیرحرفه ای و آماتور بسیاری از این خارجی ها بودیم که در کمال تعجب و با استناد به تعهد امضا شده، دست باشگاه های داخلی از اعاده حقوق خود در قبال این اتفاقها کوتاه مانده است. مادام که ساز و کار حضور فوتبالیست های خارجی در ایران کانالیزه نشود و سر و شکل قانونی به خودش نگیرد، باید شاهد تکرار این قبیل رخدادها باشیم، بدون آکه راهی برای جلوگیری از آنها وجود داشته باشد.
4 ) اما این سکه، یک روی دیگر هم دارد. خارج از ماده و تبصره های قانونی، حرمت نگه داشتن باشگاه های ایرانی برای نظم و انضباط در مجموعه خودی و عدول از شان واقعی باشگاه، باعث می شود فوتبالیستهای خارجی هم فرصت را مناسب ببینند و به سؤ استفاده بپردازند. وقتی کسب موفقیت تحت هر شرایطی به یک اصل در فوتبال کشورمان تبدیل می شود، باشگاه ها حاضر خواهند بود دست به هر کاری بزنند تا در جدول رده بندی، پله ای بالاتر بنشینند.
چنین است که ناز بازیکن پر حاشیه خریدار پیدا می کند، سقف قراردادها قربانی می شود، اصول بازی جوانمردانه از یاد می رود و البته منت بازیکن خارجی «کشیدنی» از کار در می آید! در بسیاری از موارد دیده یا شنیده ایم که باشگاه ها، در مقابل بزرگترین تخطی های ستاره های خود، صرفاً اعداد و ارقامی جعلی را به عنوان جریمه اعلام می کنند تا به اصطلاح دهان منتقدان و مطبوعات را ببندند.
چنین است که سوپراستارهای نازپرورده باز هم در موقعیتهای مشابه دست به تکرار ناهنجاری های خود، بدون ترس و واهمه می زنند. آیا زمان آن نرسیده که باشگاههای ایرانی، در اجماعی همه جانبه برای پاس داشتن شأن خود، از ستاره سالاری بپرهیزند و بویژه درخصوص تخلفهای بازیکنان خارجی، سخت گیرانه تر عمل کنند.
5 ) دیروز دیدار مادر و البته وصال یار(! ) بهانه یک خارجی بود و البته روزی دیگر، یک خارجی دیگر با توجیه آب و هوای بد زادگاهش تیم ایرانی خود را پیچاند. فردا هم منتظر جانواریو هستیم تا با یک سبد بهانه عجیب و غریب به اردوی استقلال ملحق شود و دوباره از همان روز اول، ارج و قرب سابق را بازیابد، اما آیا این رویه، نزدیک به «رستگاری» است؟!