علیرضا محجوب ادامه داد: در اقتصاد اگر بگوییم راهی وجود ندارد باید آن جامعه را آتش زد و یا توی دریا ریخت. صدها راه برای حل مسئله وجود دارد. هدفمندسازی یارانهها هم یکی از سختترین آنهاست. به این میگویند شوک درمانی در اقتصاد. ما قبلا شوک درمانی شدهایم. شوک درمانی که در دوران تعدیل اقتصادی دریافت کردیم که خود آقایان هم منتقد آن بودند حالا قرار است به شکل بزرگتر انجام شود. وی افزود: یعنی بیماری که میگفتند چرا به آن شوک داده شده است و از این بابت منتقد سیاست آن سالها بودهاند، را میخواهد شوکهای بزرگتر و پی در پی بدهند. با حرارت هم میگویند که بیمار حالش خوب خواهد شد. اما ما می گوییم که اگر قرار بود حالش خوب شود آن موقع میشد. آن زمان که خیلی عاقلانه و آهسته و خیلی با احتیاط این کار انجام شد این میزان آثار منفی برجای گذاشت و همه دولت، امروز منتقد آثار منفی آن زمان هستند، حالا میخواهند با یک شوک درمانی که حاصل کوچک آن بیماری هلندی برای اقتصاد است، دست بزنند.
دبیر کل خانه کارگر خاطرنشان کرد: تورم رکودی که امروز هم به آن دچار شدهایم حاصل این سیاستها خواهد بود. هم رکود داریم که باید قاعدتا موجب کاهش قیمت شود اما این چنین نمیشود و قیمتها بالا میرود چون تورم داریم. درحالی که تورم برای زمان رونق است. بنابراین ما اگر امروز یک بیماری داریم اگر یک تورم رکودی داریم که برای معالجه آن جدیت نکردیم و باید اول این را معالجه می کردیم و بعد به سراغ نسخههای دیگر میرفتیم، این بیماری را به چند بیماری جدید تبدیل میکنیم و حل معضلات اقتصادی را آنچنان سخت میکنیم که جامعه را دچار بحرانها و هیجانهای غیرقابل کنترل و غیر قابل تصور خواهیم کرد.
این سیل خانه ما را خواهد برد
نماینده مردم تهران در مجلس درباره آسیبهای احتمالی هدفمندسازی یارانهها و تخمین دولت و مجلس از این آسیبها گفت: الان نمی توانیم تصور کنیم چقدر آسیب خواهیم دید. آسیبهای اجتماعی. آسیبهای کارگری. آسیب فقرا. آسیب تولیدکنندگان. آسیب صنعت ملی و... مثل سیلی است که نمیدانیم از کدام روزن وارد میشود فقط میدانیم که خانمان ما را خواهد برد. نباید تصور کنیم که این سیل ملاطفتی خواهد داشت.
وی دنباله کلامش را چنین گرفت: سیل فقط خشونت دارد و با خشونتش همه چیز را از بین میبرد. در حالی که در ظاهر، سیل و قتی فروبنشیند آبی است گوارا که مایه حیات است و قابل خوردن. اما وقتی در سیلان و تحرک است آنچنان ویرانگر است که هیچ ویرانگری در گیتی به پای او نخواهد رسید. چنگیز هم نتوانست به مانند سیل ویرانکننده باشد وقتی به جان شهری میافتد با سرعتی ویران میکند که همه حیران میمانند.
وی افزود: هدفمندسازی یارانهها هم همانند یک سیل ویرانگر است. با ظاهری لطیف. برنامههای اقتصادی. با توجیهی زیبا اما این آب زلال اگر طغیان کند طوری ما را خواهد برد، مگر اینکه حادثه غیرقابل پیش بینی پیش بیاید.
علیرضا محجوب در پاسخ به این سوال که چه شده است این طرح در مجلس هم طرفداران زیادی پیدا کرده است؟ گفت: در واقع ما با یک تفکری روبرو هستیم که فراتر از دولت است. وقتی بالای دوسوم نمایندگان مجلس به این لایحه رای میدهند باید نقد ما به یک جریان فکری باشد. در این تفکر آرمانها و آمالهای مختلفی وجود دارد اما همه فعلا روی این موضوع متفق شدهاند. مضافا بر این، برخی افراد از جریانی که در مجلس به منتقدان دولت مشهورند هم همراهی میکنند با این تفکر.
وی ادامه داد: شاید این موافقت با این باور باشد که حالا رقیب رسیده است و میخواهد این را انجام دهد بگذاریم انجام دهد. ضمن اینکه این سیاست را قبول دارد و جزو عقایدش است و فکر میکند که کس دیگری میخواهد به عقایدش عمل کند. هیچ کس به آثار آن توجه نمیکند. این باعث شده است که ما بگوییم ما در معرض یک هجوم یکپارچه هستیم که موجب شده تفکرات متضاد را هم که با هم اختلافات زیادی داشتند کنار هم قرار دهد.
وی خاطرنشان کرد: البته اگر بگوییم همه کسانی که در این طرف هستند موافقند حرف نادرستی است اگر هم بگوییم همه افراد آن طرف، مخالف هستند باز هم حرف درستی نیست.
میتوان گفت که در هر دو جریان عده موافقان زیاد و عده مخالفان کم است. پس نمیتوان این موضوع را جناحی کرد اما این نقد وارد است که نمیتوان به نام طرفداری و حمایت از فقرا پوستین زیر پای آنها را به حراج بگذاریم و بگوییم در عوض میخواهیم شبانه به آنها کمک کنیم.
محجوب در ادامه چنین اظهار داشت: بهتر است بگذاریم پوستین و فرش زیر پای مردم سر جایش باشد اگر کمکی هم میخواهیم بکنیم، مانعی برای آن وجود ندارد. نمی توانیم بگوییم کسانی که تسلیم این طراحیها شدهاند نیت بدی داشتند. نمیتوانیم این را بگوییم که به دنبال خدمت نیستند اما میگوییم که از این طرح خدمت در نمیآید. اصلا در قصد خیر اولیای کار در دولت تردید نمیکنیم. اما مطمئنیم که خیری از این کار عاید نمیشود.
گرگهای درنده در راه جامعه
نماینده تهران به مادهای از لایحه دولت اشاره کرد که توسط کمیسیون ویژه از لایحه حذف شده است: در اصل لایحه دولت مادهای گنجانده شده بود که در آن آمده بود، حقوق و دستمزد برای کارگران و کارمندان در طول 3 سال اجرای هدفمندکردن یارانهها ثابت باشد و تغییری نکند. قبلا ماده 13 این بود که در کمیسیون ویژه حذف شد و ماده 13 فعلی که جنجالآفرین شد و آقای احمدی نژاد را به طور سرزده به صحن علنی کشاند، در واقع ماده 14 بود.
وی ادامه داد: البته جنجال ماده 13 اصلی قطعا بیش از این بود که خوشبختانه در کمیسیون حذف شد. این تنها کار مثبتی بود که در کمیسیون انجام شد. جالب اینجاست که یکی از نمایندگان در صحن علنی پیشنهاد داد این ماده به لایحه بازگردد که بنده گفتم تنها اقدام مثبتی که کمیسیون انجام داده است را از بین نبریم که خوشبختانه این طور نشد. تحلیل بنده این بود که حالا که میخواهید گرگهای درنده را به جامعه رها کنید حداقل چند سنگ به فقرا بدهید تا از خود دفاع کنند.
وی با اشاره به تحلیل دولت در توجیه ثابت ماندن دستمزدها گفت: به گمان دولت قیمتها ثابت میماند. در حالی که مزد 5 درصد قیمتها است. یعنی خودشان نتوانستند و کسی هم برایشان محاسبه نکرده است که مجموع مزد دریافتی چقدر از تولید ناخالص داخلی است. بنابراین اگر به دستمزدها 100 درصد اضافه شود فقط میتواند 5 درصد از تورم را پوشش دهد. اما بنزین خودش به تنهایی بیش از 5 درصد از تورم را در اختیار میگیرد این تازه برای اثر مستقیم بنزین است بنابراین بنزین به تنهایی اثرش در تورم بیش از تاثیر پوششی افزایش دستمزد است.
منابع از دست رفته
محجوب در واکنش به این سوال که در طول چند سال گذشته چه اتفاقی برای منابع کشور افتاده است که دولت خود را ناگزیر به اجرای هدفمندسازی یارانهها برای جبران کسری بودجه میبیند؟ گفت: همواره ما قدر درآمدهای نفتی خود را ندانستهایم البته دولتها در دورههای خود وسوسه شدهاند اما موانعی بر سر راه اجرای چنین طرحی میدیدند. قدر درآمدهای نفتی هیچگاه دانسته نشده است. در حال حاضر تنها چیزی که در کشور تثبیت شده است، نرخ ارز است. نرخ ارز کمترین تورم داشته است. این کار چه نفعی برای مردم داشته است. وی ادامه داد: به غیر از صادرکنندگانی که در برابر سایر اقشار اندک هستند چون ما بیشتر واردکننده هستیم. اصولا کسانی که با خارج سرو کار دارند سود میبرند، از کسی که مسافرت میرود تا کسی که تاجر است تا تولیدکنندهای که به ثابت در کارش رسیده است. البته ثبات قیمت ارز همواره آرزوی ما بوده است اما نه برای پوشش دادن نقدینگی موجود در جامعه. در حال حاضر ما از نظر اقتصادی داریم صورت مسئله را پاک میکنیم.
وی چنین دنباله کلامش را گرفت: حالا هم با اجرای هدفمندسازی یارانهها قصد پاک کردن صورت مسئله راداریم. اما در یک حرکت طوفانی آنچنان قیمتها را به هم میزنیم که در این طوفان همه آرزو کنند تا از تورم سه رقمی به تورم یک رقمی برسیم. بنابراین سه صفر از اسکناس هایمان برخواهیم داشت. آنهایی که میگویند تورم سه رقمی نمیشود و در عین حال میگویند بعد از اجرای هدفمندسازی یارانهها راجع به حذف سه صفر از پول ملی بحث میکنیم. به خوبی آگاه هستند که تورم سه رقمی خواهد شد.
وی افزود: بر خلاف اینکه میگویند، این حرفها توهم و خیال و ادعا است به خوبی میدانند که تورم این کار سه رقمی است. حالا یا این تورم اعلام شود یا کسی جرات نکند آن را اعلام کند. در واقعیت جامعه رخ خواهد داد و واقعیت آنی است که اتفاق خواهد افتاد. انتظار این است که تمام ریزشها تمام اتفاقات در حرکت طوفانی بازگردد به نقطه مطلوب.
نگران مادر بچه هستیم
محجوب آینده کشور پس از اجرای هدفمندسازی یارانهها را چنین پیشبینی کرد: من از ابتدا هم گفتم نگرانی من برای بچه نیست. برای قابله هم نیست. من از آن میترسم که مادر این بچه از بین برود. نگران هستم انقلابی که حاصل خون هزاران شهید است و امام و ولایت فقیه سمبل آن هستند در معرض خطر قرار بگیرد. میترسم این طوفان همه ارکان انقلاب را تهدید کند. یعنی همه چیزهایی که در این نظام از تعرض مصون بودند، متعرض و متعارض پیدا کنند.
وی چنین دنباله کلام خود را گرفت: در حقیقت کارکرد این لایحه فقط اقتصادی نیست و همه حوزهها را در برمیگیرید. در حوزه اجتماعی صیانتها از بین میرود. صیانت خانوادهها ندیده گرفته میشود. خواهیم دید که بسیاری تن به اعمال ناشایست میدهند بدون اینکه قبلا در این زمینه میدانداری کرده باشند. نیاز، حوادث تلخی را رقم خواهد زد که هیچ حوزهای از آن مصون نیست.
محجوب چنین ادامه داد: فضای روانی جامعه. فضای قیمتها. فضای خانوادهها. حریم خصوصی افراد. همه چیز در معرض تهدید این حرکت خروشان قرار میگیرد. ظاهرا هم ما ناچاریم. طرفداران این طرح میگویند ما ناچاریم این کار را انجام دهیم اما نمیدانم چه کسی ما را ناچار کرده است که حریم خانوادههایمان را به حراجی ثروتمندان بگذاریم. چه کسی ما را ناچار کرده است که ثروتهای نفتی را به نام فقرا و به کام اغنیا بریزیم.
جامعه تکقطبی میشود
رئیس فراکسیون کارگری مجلس شورای اسلامی گفت: ما می توانیم پیشبینی کنیم که این حرکت مواج حاصلش یک قطبی شدن جامعه است. نه دولت رفاه محقق خواهد شد. نه جامعه متوسط پررنگ میشود. نه فقرا به طبقه متوسط نزدیک میشوند. بلکه فقرا در این جریان شرایطشان شگفتانگیزتر خواهد شد.
وی ادامه داد: در یک حرکت در حذف یارانه نان به فقرا گفتیم که هرچه به شما میدهیم فقط در نان از شما میگیریم و به میدانهای دیگر نمیرسد. مگر اینکه متکدی باشیم. تازه این را هم دولت نمیتواند تامین کند چراکه فقط حرکت اول را بتواند جواب دهد در حرکت دوم خود دولت جزو دسته گرفتارترینهاست. دولت از نظر ساختار مالی و بودجهای علیل این حرکت خواهد بود.
محجوب افزود: بدون اینکه ما دولت را کوچک کنیم بخواهیم آن را با ضرب و زور پول به پیش برانیم در واقع او را چاقتر و فربهتر کردهایم. یک هیکل فربه نمیتواند چابک باشد. این طرح چابکی دولت از بین خواهد رفت و مفاسد ما را به اوج خواهد رساند. بنابراین حاصل این چرخه حتی پاک کردن صورت مسئله هم نیست. نمیتوانیم این کار را انجام دهیم. یعنی اقدامات پر اشکال گذشته را هم نمیتوان صفر کرد.
ارکان تولید ملی به صفر تبدیل میشود
دبیرکل خانه کارگر در ادامه موضوع تولید و آسیبهایی که پس از هدفمندسازی یارانهها متوجه این بخش میشود را مورد بررسی قرار داد: در لایحه آمده است که اگر واردات کنیم، نفت خام را باید 90 دلار بخریم و برای تولید باید 95 دلار بخریم. حداقل باید شرایط وارد کننده و تولیدکننده داخلی که پالایشگاه باشد، یکی باشد. درست است که در ابتدا قیمت را کنترل میکنند اما این موضوع دوام ندارد. به پالایشگاه هم میگویند که خودتان محصول را بفروشید درحالی که او در این بازار توان فروش را ندارد. به این ترتیب ارکان تولید ملی حتی در بخش نفت که مزیت دارد به صفر تبدیل میشود. نه تنها این اتفاق میافتد بلکه این مزیتها به سمت واردات سوق پیدا میکند.
نماینده تهران درباره تفکر اقتصادی دولت و حامیان این طرح در دولت گفت: کسانی که در دولت حامی این لایحه هستند یک دستهشان متاثر از صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی هستند و عدهای دیگر هنوز از کلاس درس پای خود را بیرون نگذاشتند و از واقعیتهای اقتصاد و نظام بازار مطلع نیستند. البته عدای هم فضا را اینگونه میبینند و فقط با فضا همراهی میکنند. به زودی جمع زیادی از موافقان این طرح برخواهند گشت. محجوب چنین دنباله کلامش را گرفت: زمانی که اولین آثار اجرای آن نمایان شود عدهای پشیمان میشوند. دیدیم که در جریان بحثهای مجلس نان گران شد. بدون اینکه کسی آن را گران کند. بسیار ساده هم این اتفاق رخ داد. وزارت بازرگانی اعلام کرد که چرا نان فانتزی باید از ارز یارانهای 2 استفاده کند. یعنی ارزی که برای قنادیها داده میشود. آنها معتقدند که برای نان فانتزی باید از آرد آزاد استفاده شود وقتی نان را با قمتهای بالا میفروشد.
وی افزود: ظاهر این استدلال خوب است، همه استدلالها در خصوص آینده بازار پس از هدفمندکردن یارانهها از این نوع است و ظاهری زیبا دارد. برای نان فانتزی صحبتهای زیادی با مسئولان وزارت بازرگانی انجام دادیم. با وزیر قبلی و فعلی هم مذاکراتی داشتم تا این کار را انجام ندهند اما این کار انجام شد. بلا فاصله بر قیمت انواع نانها حتی نانهای پایه و سنتی تاثیر گذاشت و گرانی را به همراه داشت.
وی چنین ادامه داد: با این اوصاف آماده شدیم تا نان کیلویی 500 تومان را در شهرها بپذیریم. خسارت ناشی از این موضوع برای یک خانواده روستایی را اگر محاسبه کنیم نشان از تاثیر آن بر زندگی آنها دارد. متوسط مصرف گندم برای هر نفر 166 کیلو گرم است که میشود 250 کیلو نان برای هر نفر در سال.
وی چنین اظهار داشت: مصرف نان روستاییها بیش از شهریهاست. یعنی اگر مصرف ما 200 کیلو باشد مصرف روستاییها 300 کیلوگرم نان در سال است. اگر 300 تا 400 تومان بر قیمت هر کیلو نان اضافه شود، میشود 120 هزار تومان. کل لایحه اگر بتواند پولی بدهد 120 هزار تومان است. یعنی تمام عایدی را فقط باید برای نان مصرف کرد. باقی کالاها و تورم موجود را باید از جیب مردم کم کرد.
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس چنین افزود: استدلال دیگر این است که اگر آرد را هم مجانی بدهیم، افزایش قیمت آب، برق و هزینههای دیگر طبخ نان همچنین دستمزد کارگر که پس از هدفمندسازی یارانهها رخ خواهد داد قیمت نان را بالا میبرد. در این شرایط موضوع نان فانتزی پیش میآید و قیمت آرد در هزینه تولید نان محو میشود. این اتفاقات است که موجب میشود در مورد گرسنگی هم نگران باشیم. آن زمان باید مردمی که نان میخواهد بیایند از دولت درخواست یارانه کنند و بگیرند.
گدایی نان قانونی میشود
علیرضا محجوب به مادهای در این لایحه اشاره کرد که بر اساس آن مردم نیازمند میتوانند از دولت درخواست یارانه نان کنند: درخواست بیشرمانهای در این قانون مطرح کردهایم و آن این است که یارانه نان را که به طور ریال است را به متقاضیان میدهیم. یعنی مردم رسما باید گدایی نان بکنند. در جریان بررسی این موضوع در مجلس بنده در پیشنهاد حذف آن گفتم این توهین به کرامت انسانی است. ما حق نداریم پول آنها را بگیریم و بگوییم بیایید آن را گدایی کنید. اما این موضوع در لایحه باقی ماند تا کسانی که تقاضای یارانه نان را کردند آن را از دولت گدایی کنند و معادل ریالی آن را دریافت کنند.
طفولیت چپگرایانه
محجوب در پاسخ به این سؤال که چه شد دولتی که با شعار حمایت از طبقه فقیر که مربوط به چپگرایان اقتصاد است، روی کار آمد، به سیاستی دست زده است که مربوط به راستگرایان اقتصادی است؟ گفت: کسب درآمد برای یک دولت پدیده اغواکنندهایست به این دلیل که بتواند نیات خود را پیش ببرد ولو دلسوزانه و به نفع فقرا.
این نماینده مجلس چنین ادامه داد: شما هم زمانی که بچه بودید، دوست داشتید ثروتمند باشید و با ثروتتان به فقرا کمک کنید. اما امروز میبینید که اگر واقعا کسی میخواهد به فقرا کمک کند نباید به ثروتمند شدن فکر کند چراکه برای عبور از این گردنه باید پایش را روی دوش فقرا بگذارد. این آمال شبیه همان آمالی است که دولت در ابتدا از آن دم میزد.
وی افزود: اینها دورانهای کودکی چپگرایی است حتی در چپ مارکسیستی هم که به این حرفها معتقد نبوده است میبینیم که در چین چهرههایی مثل لیو شئو چی را که در جریان مسائل مربوط به چین نفت توزیع میکند و سعی میکند نیازهای مردم را با توزیع کالا برآورده کند. آنجا هم جریان چپ این جریان را مذموم میداند که نام این را طفولیت چپگرایانه میگذارند.
بنابراین اینها بیماری کودکی چپگرایانه است که به آن مبتلا شدهایم. نباید نیت کسانی که قصد خیر دارند را تقبیح کنیم اما ناچاریم بگوییم، اینکه برای کمک به مردم بخواهیم از منابع خود مردم استفاده کنیم، عملیاتی نیست.
محجوب چنین ادامه داد: این مثل اقدامی است که بعد از انقلاب صنعتی میان انگلستان و فرانسه رخ داد. فرانسه و انگلستان نزدیک هم هستند. فرانسویها از اول میخواستند یک وجب بالاتر از انگلیسیها باشند. انگلستان هم بیابانی بود که مردمش هم دور از امپراتوری رم زندگی میکردندکه خیلی هم به حساب آورده نیمیشدند. اواخر هم از راه دستبرد به کشتیهای اسپانیایی طلا گیر میآوردند و زندگی میگذراندند. کار اصلی آنها دزدی دریایی بود. دریاسالار مشهور آنها نیز کارش را از دزدی دریایی آغاز کرده بود.
وی اظهار داشت: بعد از انقلاب صنعتی در انگلستان، فرانسویها خیلی احساس عقبافتادگی کردند، بسیار کوشیدند که طرحهایی را تهیه کنند تا خود را برسانند به انگلیس. آنها موتور بخار ساختند که با زغال سنگ گرم میشد و بخار تولید میکرد و دستگاه مکانیکی را به راه میانداخت. آنها برای اینکه بگویند ما یک قدم جلو هستیم. شروع به ساختن وسائلی کردند که نیاز به انرژی نداشت.
رئیس فراکسیون کارگری مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: هنوز هم بشر از این موضوع دست نکشیده است به موفقیتهایی هم رسیده اند اما هیچ وقت نتوانستند موفقیت چشمگیری بدست بیاورند. مثلا به سراغ باد، خورشید و ... رفتند. آنقدر از این موتورها در اداره اختراعات فرانسه ثبت کردند که هیچکدام هم به نتیجه نرسید، اداره اختراعات فرانسه روی تابلویی نوشت که موتور بدون انرژی ثبت نمیشود.
وی گفت: طرح هدفمندسازی یارانهها و طرحهای این چنینی هم موتور بدون انرژی است.
نمیشود موتوری طراحی کرد که انرژی حرکتش را از خودش بگیرد. در اقتصاد امکان ندارد ستانده ما از داده ما بزرگتر باشد. یعنی نمیتوان مقداری انرژی داد و از خود سیستم انرژی بیشتری برداشت کرد.
محجوب مثال دیگری در این خصوص ذکر کرد: هوشنگ ابتهاج که در زمان شاه مسئول بودجه شد و بانی سازمان برنامه و بودجه بود در خاطراتش نوشته است که در دوره رضاشاه مدیرعامل بانک ملی بوده است. ابتهاج نوشته است که در آن زمان دیدم قیمت لیر بالا میرود، وسوسه شدم.
تصمیم گرفتم مقداری بفروشم، بعد مقداری میریزم به بازار بعد که ارزان شد، بیشتر از قبل میخرم و به خزانه میریزم و با این اقدام شاه را خوشحال میکنم.
وی افزود: وقتی شروع به ریزش کردم قیمت پایین رفت و در زمان خرید، قیمت به یکباره بالا رفت و از اولین فروش من هم بالاتر رفت. دیگر هرچه خرید کردم به میزان اولیه نرسید. او نوشته است شانس آوردم شهریورماه 1320 رسید، وگرنه تکیه بزرگ من گوشم بود. بنابراین این اتفاقها بارها تجربه شده است امکان ندارد ما از راههایی که بارها تجربه شده است با بازآزمایی به جایی برسیم.