رقابت آمریکا و روسیه، شبیه رقابت گودزیلا و بامبی است!
اقتصاد 20تریلیون دلاری آمریکا تقریبا ده برابر اقتصاد دو تریلیون دلاری روسیه است. آمریکا از نظر فناوری بسیار پیشرفته و بسیار نوآورانه است، در حالی که روسیه به صادرات انرژی متکی است که همزمان با کاهش وابستگی دنیا به سوختهای فسیلی، از اهمیت آن کاسته میشود. در قیاس با زمان جنگ سرد، مقایسه آمریکا و روسیه، نه مقایسه دو قدرت برابر، بلکه شبیه مقایسه گودزیلا و بامبی است.

افراد زیادی مدعی هستند که ایالات متحده آمریکا و روسیه وارد یک جنگ سرد جدید شدهاند. مقالات متعددی در این خصوص را میتوان در نشریات مختلفی از جمله پولتیکو، نیویورکر و نیشن مشاهده کرد. جستجویی کوتاه در گوگل نشان میدهد که حتی وبسایتی در این خصوص ایجاد شده است. سخنان تند و تهاجمی سیاستمداران در هر دو کشور نیز به شکل فزایندهای در حال تشدید است. پوتین رئیسجمهور روسیه اخیراً از تسلیحات پیشرفته هستهای این کشور رونمایی کرده و در مقابل ایالات متحده نیز به شکل مکرر از به روز رسانی تسلیحات هستهای خود سخن میگوید.
به گزارش «تابناک»، استفن والت اندیشمند سرشناس آمریکایی در مقالهای در فارین پالیسی، اگر چه این وضعیت را نامناسب ارزیابی میکند ولی سخن گفتن از جنگ سرد جدید را بیش از این که آگاهیبخش باشد، گمراهکننده میداند. در واقع آن چه که در حال حاضر میان آمریکا و روسیه در جریان است، سایهای کمرنگ از جنگ سردی است که بیش از چهار دهه میان آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در جریان بود. تکرار ادعاهای مربوط به بروز جنگ سرد جدید از این جهت گمراهکننده است که در آن نقش رهبران فعلی دو کشور در ایجاد شرایط فعلی نادیده گرفته میشود، ناظرین را از توجه به رقابتها و مسائل جدیتر صحنه سیاست بینالملل دور میکند و مانع تفکر مناسب در باره آیندهای میشود که به زودی ظهور خواهد کرد.
برای ابطال این ادعا که اکنون جنگ سرد جدیدی میان آمریکا و روسیه در جریان است، لازم خواهد بود که شرایط جنگ سرد بین آمریکا و شوروی بازخوانی شود.
در ابتدا باید توجه داشت که جنگ سرد رقابت بین دو قطب در صحنه روابط بینالملل بود که قدرت آنها به مراتب بیشتر از دیگر کشورهای حاضر در صحنه بینالمللی بود. در حالی که عوامل دیگری هم در رقابت و دشمنی دو طرف نقش داشتند ولی مساله اصلی این بود که هر یک از این قطبهای جهان دوقطبی آن روز، به طور بالقوه بزرگترین تهدید برای طرف مقابل بود. حتی میشود گفت که رقابت و دشمنی میان آمریکا و شوروی، نتیجه طبیعی ساختار بینالمللی آن زمان بود.
از سوی دیگر باید توجه داشت که در آن زمان علیرغم برخی برتریهای آمریکا، قدرت دو طرف به طور تقریبی شبیه یکدیگر بود. اقتصاد آمریکا تقریبا دو برابر اقتصاد شوروی بود؛ ضمن این که، آمریکا دوستان به مراتب قابلتری داشت. در واقع، آمریکا کشورهایی مانند آلمان غربی، بریتانیا، ژاپن، فرانسه، اسرائیل و تعداد دیگری از قدرتمندترین کشورها را در کنار خود داشت ولی شوروی متحدانی مانند یمن جنوبی، کوبا، آنگولا و تعدادی از اقمارش در پیمان ورشو را در کنار خود داشت. ضمن این که روابط با چین کمونیست که در دورهای شریک کوچکتر شوروی بود، به مرور خراب شد و در دهه 1970، چین بیش از این که با شوروی همراهی کند با آمریکا هماهنگ شد. در همان دوره، وضعیت مصر نیز تغییر مشابهی را شاهد بود. ایالات متحده توانایی قدرتافکنی به مراتب بیشتر، نیروی دریایی و هوایی برتر با تجهیزات پیشرفتهتر و آموزش بهتر در اختیار داشت. در مقابل شوروی ارتش زمینی بزرگ و مجهزی داشت که برای نبردی تهاجمی طراحی شده بود و به مرزهای اروپای غربی نزدیک بود و فاصله کمی نیز با خلیج فارس داشت. شوروی همچنین زرادخانه هستهای عظیمی در اختیار داشت. به طور کلی توازن قوا به سود آمریکا بود ولی اختلاف به اندازهای نبود که از شوروی نگرانی نداشته باشد. بنابراین دو طرف به شکل پیوسته در حال رقابت بودند و از هیچ کاری برای تضعیف طرف مقابل ابایی نداشتند ولی مواظب بودند که جنگ جهانی سوم، آغاز نشود.
از سوی دیگر، جنگ سرد رقابتی سهمگین میان دو ایدئولوژی رقیب یعنی سرمایهداری لیبرال و مارکسیسم – لنینیسم بود. هر دو ایدئولوژی، به شکل ذاتی مدعی جهانشمولی بودند و طرفداران هر یک از این ایدئولوژیها ادعا میکردند که مدلی برای نظم اجتماعی ارائه میکنند که در هر جایی از دنیا قابل استفاده است. سرمایهداری لیبرال مدعی بود بر حقوقی استوار است که هر انسانی باید از آن برخوردار باشد و در مقابل مارکسیسم-لنینیسم مدعی بود بر قواعد علمی توسعه اجتماعی و اقتصادی بنا شده که مارکس و پیروان وی آن را کشف کردهاند. طرفداران مدعی جهانشمولی هر یک از ایدئولوژیها، خود را موظف میدانستند که تا حد ممکن آن را در جهان اشاعه دهند. بدتر از این، از آن جایی که هر دو ایدئولوژی مدعی جهانشمولی بودند، طرف مقابل حضور آن در هر جایی را تهدید و چالشی مهم برای مشروعیت خود در نظر میگرفت. بنابراین هیچ یک از دو طرف نمیتوانست به راحتی وجود طرف مقابل را تحمل کند.
همانگونه که دانشمندان مختلف روابط بینالملل نشان دادهاند، جنگ سرد رقابتی عالمگیر بود که در همه قارهها در جریان بود. رقابت بین مسکو و واشنگتن در بیشتر مسائل جهان بعد از پایان جنگ جهانی دوم عاملی تعیینکننده بود و بر نقاط مختلف جهان در اروپا، خاورمیانه، آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین تاثیرگذار بود.
همگان باید به این ویژگیهای آن دوران توجه داشته باشند و نباید فراموش کرد که این دوران شاهد چندین بحران شدید هستهای بود، رقابتی تسلیحاتی را شامل میشد که در جریان آن هر طرف هزاران سلاح عظیم هستهای در اختیار داشت و همچنین جنگهایی نیابتی بین دو طرف سبب جان باختن میلیونها نفر شد. وضعیت امروز هم نگرانکننده و خطرناک است ولی ماجرای جنگ سرد، ماجرای دیگری بود.
اولا باید توجه داشت که دنیای امروز یک دنیای دوقطبی نیست. عدهای معتقدند که دنیای امروز، دنیایی تکقطبی است و عده دیگری بر این نظر هستند که در جهان چندقطبی امروز، آمریکا قطبی به مراتب سنگینتر است. اگر قرار باشد دنیا به شکل دوقطبی برگردد، که البته بسیاری چنین وضعیتی را پیشبینی میکنند، قطب دوم در دنیای دوقطبی بعدی، چین خواهد بود و نه روسیه. و این وضعیتی متفاوت از زمان شروع جنگ سرد قبلی است که در آن آمریکا و شوروی دو قطب اصلی بودند و چین شریک کوچکتر شوروی بود. ولی در دنیای دوقطبی آینده، روسیه بعد از دو قطب اصلی یعنی آمریکا و روسیه خواهد بود وحتی پس از دورهای، هند نیز از روسیه سبقت خواهد گرفت.
دومین دلیل برای رد ادعای جنگ سرد جدید میان آمریکا و روسیه این است که در زمان جنگ سرد قبلی، برابری نسبی بین آمریکا و شوروی برقرار بود ولی اکنون آمریکا در همه زمینهها به مراتب قویتر از روسیه است. اقتصاد 20تریلیون دلاری آمریکا تقریبا ده برابر اقتصاد دو تریلیون دلاری روسیه است. آمریکا از نظر فناوری بسیار پیشرفته و بسیار نوآورانه است، در حالی که روسیه به صادرات انرژی متکی است که همزمان با کاهش وابستگی دنیا به سوختهای فسیلی، از اهمیت آن کاسته میشود. کمتر کسی اکنون در دنیا، پولش را برای خرید تلفنهای همراه هوشمند ساخت روسیه ذخیره میکند. جمعیت آمریکا به نسبت جوان و ضمناً در حال افزایش است در حالی که جمعیت روسیه به سرعت در حال پیر شدن است و البته در سالهای آینده نیز به شدت کاهش خواهد یافت. در قیاس با زمان جنگ سرد، مقایسه آمریکا و روسیه، نه مقایسه دو قدرت برابر، بلکه شبیه مقایسه گودزیلا و بامبی است.
مساله سوم این است که امروزه هیچ رقابت ایدئولوژیکی بین آمریکا و روسیه وجود ندارد. ممکن است بپذیریم که برند لیبرالیسم آمریکایی اخیرا آسیبهایی دیده است ولی خارج از روسیه، علاقهای به ایدئولوژی حاکم بر روسیه وجود ندارد. مارکسیسم – لنینیسم میلیونها هوادار و پیرو خارج از مرزهای اتحادد جماهیر شوروی داشت ولی پوتینیسم نهایتا مورد توجه تعدادی از اولیگارشها و افرادی است که تصور میکنند میتوانند حکومت استبدادی مشابهی در کشور خود ایجاد کنند. دونالد ترامپ احتمالا تنها فردی در آمریکا است که تصور میکند حکومتهای فردی خودکامه بر دموکراسی ارجحیت دارند ولی صرف نظر از آرزوها و خیالاتش، او نمیتواند رئیسجمهور دائمی آمریکا باشد.
مساله چهارم این است که جنگ سرد، رقابتی جهانی بود در حالی که موضوعات ژئوپلتیکی که امروز میان آمریکا و روسیه وجود د ارد، به مناطق محدودی در مرزهای روسیه یعنی در اوکراین و همچنین به مناطق محدودی از خاورمیانه محدود است. و بر عکس ادعاهای زیادی که درباره تجدیدنظرطلبی روسیه نسبت به نظم جهانی مطرح میشود ولی اقدامات روسیه در واقع انفعالی و دفاعی است. روسیه ممکن است بتواند مانع حرکت اوکراین به سوی غرب و عضویت این کشور در ناتو و یا مانع سقوط دولت اسد در سوریه شود ولی پوتین مانند جورج بوش خواهد فهمید که کنترل دولتها وابسته کاری سخت و گرفتار شدن در معضلات آسانتر از خروج از آنها است. در مقابل روسیه در کنار هم آوردن کشورها برای رسیدن به هدفی مشترک توانایی محدودی از خود نشان داده است. اهداف روسیه پوتین در مقابل هدف شوروی برای انقلاب جهانی حقیر به نظر میرسد.
عدهای ممکن است به تلاشهای روسیه برای دخالت در انتخابات آمریکا و ایجاد تفرقه در این کشور از طریق اخبار جعلی، حملات هکری، حسابهای کاربری فیسبوک و مانند آن توجه کنند. البته هنوز برآورد دقیقی از میزان تاثیرگذاری این برنامهها وجود ندارد و البته آمریکاییها حق دارند از این بابت عصبانی باشند و انتظار داشته باشند که ترامپ اقدامات جدیتری برای مقابله با روسیه در دستور کار قرار دهد ولی آمریکاییها خیلی هم حق عصبانیت ندارند، چون دولت آنها به کرات با استفاده از ابزارهای پیدا و پنهان در انتخابات دیگران دخالت کرده و حکومتهای زیادی را سرنگون کرده است. ضمنا تا جایی که میدانیم، هیچ یک از شهروندان آمریکایی در نتیجه مداخلات روسیه در انتخابات این کشور کشته نشدهاند ولی فقط در عراق، صدها هزار نفر در جریان «تلاشهای خیرخواهانه بوش برای آزادی عراق» جان خود را از دست دادند.
ضمن این که باید توجه داشت که احتمالا، مداخلات روسیه در انتخابات امریکا در این مساله نیز ریشه دارد که آمریکاییها خودشان امکان چنین مداخلاتی را فراهم کردهاند. من هم از مداخلات پوتین، هکرهای روس و عوامل این کشور در انتخابات آمریکا ناراحت هستم ولی اقداماتی که افرادی مانند نیوت گینگریچ جمهوریخواه، شبکه فاکسنیوز، وبسیایت بریتبارت و رسانههای مشابه آن برای فریب آمریکاییها انجام دادهاند، به مراتب بدتر بوده است.
به علاوه ما نباید انتظار داشته باشیم که فردی مانند پوتین که منافع کشورش به شکل پیوسته و روزافروزن مورد تهدید آمریکا قرار گرفته، ساکت بماند و از فرصتهای موجود علیه آمریکا استفاده نکند. به علاوه، یک آشنایی مختصر با تاریخ آمریکا نشان میدهد که مختصری احتمال دخالت خارجی در این کشور، چقدر آمریکاییها را میترساند. سابقه مک کارتیسم، برنامههای دولت ویلسون برای مقابله با چپگرایان و آنارشیستها و همچنین مبارزه با تروریسم در دوره بعد از یازده سپتامبر را به یاد نمیآورید؟ تعجبی ندارد که امروز هم آمریکا این قدر به پوتین حساسیت داشته باشد.
در نهایت مساله این است که تکرار ادعای بروز جنگ سرد جدید میان آمریکا و روسیه، سبب گمراهی میشود زیرا بیتوجهی به خطر بزرگتری که آمریکا با آن مواجه است یعنی چین در حال اوج گرفتن را در پی دارد. تلاش برای ایجاد شکاف میان روسیه و چین از بدیهیات عقلی روابط بینالملل است ولی تاکید بر ذهنیت جنگ سرد جدید میان آمریکا و روسیه، سبب خواهد شد که آمریکا زمان را برای حل اختلافات خود با روسیه از دست دهد. حتی ممکن است این رویکرد باعث نزدیک شدن، روسیه و چین شود.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
خود آمریکا هم باورش نمیشه توی کشورهای دیگه اینقدر بزرگش بکنند
اتحاد جماهير شوروي قزاقستان-ازبكستان-تركمنستان-گرجستان -آذربايجان-قرقيزستان-تاجيكستانو.......
بخاطر نوع ايدئولوژي اشتباه از دست داده و حتي همفكرانش را
روسيه مونده و خودش تنها
چرا بايد الان با آمريكا كه ايالاتش شكوفاتر و متحدانش به مراتب پيرو تر و بيشتر از گذشته هستند قابل قياس باشند؟؟؟
به خودمون دروغ نگوييم تو همه حكومتها دروغ و لاپوشاني هست ولي شفافيت اقتصادي و آزادي كه اغلب مردم ميخان تو امريكا بيشتر هست امكان رشد و ارزش افزوده بيشتر دليل سرمايه گذاري در امريكا
خواهشن نشر
یه نگاهی به موقعیت سیاسی و جغرافیایی روسیه بندازید،همواره در حال از دست دادن زیر مجمموعه هاش هست،وضع سوریه هم فعلا نامعلومه،توان اقتصادی اش بشدت کاهش یافته،همه اینا یعنی در دراز مدت توان نظامی اش هم در قیاس با رقبا کاهش پیدا می کنه،روسیه بنظر نمی رسه آینده خیلی روشنی داشته باشه
درافتادن با کشوری مثل آمریکا حماقت است.
دنیا به سمت دیجیتال هوشمند می رود از ترازوی اشپزخانه تا حرکت هواپیماها شاهرگ حیاطی ان هم دست امریکاست روسیه تا پنج سال اینده با وارد شدن اتومبیلهای برقی دیگر نازش خریدار کمتری خواهد داشت همبن الان تولید نفت را بدون هیچ فشاری درسطح حداقل نگه می دارد که قیمت. سقوط نکند چه ابر قدرتی ؟ بمب وموشک دیگر قدرت نیست فقط یک حفاظ است
دشمني با آمريكا اشتباه است و تا حالا هزاران ميليارد ايران ضرر كرده، آخه براي چي؟!
به نظرم حالا که اخرش قرار شد به ی بلوک چرخش کنیم کاش به سمت امریکا میرفتیم تا روسیه
اگر اقتصاد فن اورى وقدرت امريكا ازهمه كشور ها سر است حرف درستى است واگر گفته شود اين برترى حاصل كارمردم امريكا است حرف غلطى است بخش عمده برترى امريكا محصول جهانى بودن دلار امريكا است وازپول مفتى كه ازاين بابت به جيب ميزند هزينه بكارگيرى هزاران افراد نخبه وراه اندازى صدها پايگاه درجهان را پرداخت ميكند اين فرصت
ارد محدود ميشود ثانياسازوكارهايى از قبيل سازمان ملل صندوق بين المللى پول بانك جهانى سازامان تجارت جهانى و٠٠٠ كه توسط قدرت حاكم جهانى براى تمشيت امور ايجادشده بودكارايى خودرا ازدست داده ودارد قدرت ازدست انها خارج وبه مردمان كشورهاى غربى منتقل ميشود ثالثا جهان فعلى ما چند قطبى است وسونامى موجود حاصل ان است به تدريج دنياى چند قطبى جا مى افتد
روسیه در یک تبادل اروپای شرقی را واگذاشت وبه کشورهای ثروتمند منطقه خاورمیا نه روی اورد که تناقضات سیاستهای امریکا با کشورهای منطقه شرایط را برای این وروداماده کرد وامریکا شاید فقط از این جهت به چین با وجود قدرت اقتصادی بیشتر در تقابل نخواهد بوداما به هر صورت منافع اقتصادی کشورها دوستان را دشمن ودشمنان را دوست میکند که این نفس سیاست است و در این سیاست درجهان امروز در پیشبرد منافع اقتصادی امریکا وروسیه هر دو با پیروز ماجرا بوده اند
دوستان درسته روسیه توان مقابله با آمریکا رو نداره ولی چین رو دست کم نگیرید. چین منافعش ایجاب میکنه با آمریکا روابط خوب داشته باشه، اگر روزی منافع کلیش در تضاد قرار بگیره به راحتی میتونه آمریکا رو به زانو دربیاره.
چین بخاطر جمعیت زیادش بشدت از لحاظ اقتصادی آسیب پذیره و امریکا اینو خوب میدونه.
منبع و نویسنده این تحلیل چه کسی هستش؟
حتما باید منبعی باشه یا تحلیگر به نامی؟
خواجه حافظ شیراز....همون بالا نوشته که استفن...
یادمه سال 2011 یا 2012 بود که شبکه خبر و اخبار کانال یک پشت سر هم همینجور تیتر میزدند " فروپاشی اقتصاد آمریکا" !!! تقریبا به مدت چندین ماه همینجووور توی صدر همه ی خبرها و تحلیل هاشون این بود که اقتصاد آمریکا فرو پاشید و نابود شد! یادش بخیر :D
انصافا مقاله ای در حد یک فرد عادی بود زیرا روابط امریکا با جهان انقدر پیچیده هست که شاید به خیلی از زوایای پنهان ان توجه نشده مثلا همه افرادی که در امریکا زندگی می کنند و حتی پست های کلیدی دارند هیچکدام امریکایی اصیل نیستند بلکه همه مهاجر هستند . دوم اینکه امریکا هنوز بخاطر مسایل اقتصادی و جنگی همه دوستان و رقیبان خود را نیز دشمن می پندارد مثلا همان اروپا بخصوص فرانسه که همراه امریکا هست هرگز به داخل سازمان اطلاعاتی خود اجازه ورود یک جاسوس سیا امریکایی را نمی دهد و خیلی حساس هست ببنید دلیل چیست ؟ ضمن انکه بزرگترین مشکلاتش در داخل خود امریکا می باشد همانطور که در ایران با 4 جناح مواجه هستیم در انجا با جناح های مختلفی مواجه هستیم ضمن انکه نباید فقط ابر قدرت جهان بدانیم بلکه تنها قلدر جهان هست که فعلا همگی از آن سود می برند حتی روسیه ( با فروش سلاح های جدید و تست آن در سوریه و افغانستان و....) بازهم اعتقاد بر پیچیده تر بودن آن دارم
خودامریکایی هامیگویندترامپ را مردم امریکابراساس نظروخواست روس ها انتخاب کرده اند
تقریبا همه تکنولوژیهای نوین جهان از امریکا نشات میگیره.
هیچ کشوری توان مقابله نظامی با امریکا رو نداره.
شاهکارهای تکنولوژی مثل b-2 , F-35 و F-22 Raptor رو ببینید با تکنولوژی زنگ زده روسیه از زمان شوروی مقایسه کنید..!
مقاله جذاب با ترجمه بسیار خوب و روانی بود.
تحلیلی یکجانبه و دور از منطق بود، با توجه به عقب نشینی های پی در پی ترامپ از چنگ و دندان نشان دادن به کره جنوبی، مسئله مهاجرت و... مشخص است که امریکای 20 تریلیون دلاری دیگر نمیتواند به راحتی شاخ و شانه بکشد، کشور 20 تریلیون دلاری مثل یک برج 200 طبقه است که اگر بازهم قد نکشد مجبور به کوتاه شدن خواهد شد اما قد کشیدن یک برج 200 طبقه بسیار سخت تر از برج 20 طبقه است.
بخشی از اقتصاد آمریکا مرهون زحمات و دانش نخبگان ایرانی است...ایرانی باغیرت آمریکا را رها کن
مشکل از مدیران ماست که با تعصب بیجا، متخصصین و نخبگان کشور رو فراری میدن به سمت کشورهای پیشرفته.
بجز بخش آخر تحلیل جالبی بود اینکه فکر کنیم حواس آمریکایی ها به چین نیست و فکری بحالش نمی کنن اشتباست
مادام العمر شدن ریاست جمهوری در چین آینده ی تاریکی برای این کشور پرجمعیت رو ترسیم کرد
اونوقت ما چسبیدیم به بامبی و زیر پاهای گودزیلا داریم له میشیم
پس شما باید اویزون باشی همیشه.سعی کن خودت کشورتو بساز
ایران چه بچسبد چه نچسبد جز ایستادن بر روی پای خود چاره ای ندارد. چون ارتباط دوستانه ای با امریکا وجود نخواهد آمد چه با انرژی هسته ای چه بدون آن
اگر بن لادن و ملا عمر مسئول 11 سپتامبر نبودند و اگر صدام به کویت یعنی متحد امریکا حمله نکره بود و اگر داعش به شهرهای امریکا حمله نمی کرد و اسرای امریکایی را گردن نمی زد 1000 سال دیگر هم امریکا کاری در افغانستان و عراق یا سوریه نداشت که حالا که مردم افغانستان و عراق را از شر ملا عمر و بن لادن و صدام راحت کرده همه بگویند امریکا چند صد هزار عراقی و افغانی را کشت! در ویتنام و کره هم فقط به خاطر توقف پیش روی روسیه و چین بود که مجبور به دخالت شد و زمان ثابت کرد که حق با ویتنام جنوبی و کره جنوبی و المان غربی بوده و حالا ویتنام و چین کمونیست شدند اولین کشورهای صادر کننده کالا به امریکا و بهترین روابط را با امریکا دارند.
تا قبل از اینکه به امریکا بیام همیشه تصور می کردم متخصصان و مستاشاران امریکایی که در ایران یا عربستان هستند از بهترین مغزها و افراد نخبه امریکا هستند. جون در ایران بهترین متخصصان همه فرار می کنند امریکا یا کانادا و...ولی حالا که دهها سال است در امریکا و این کشورها زندگی و کار حرفه ای می کنم متوجه شدم اصولا کسانی که هیچ شانسی در این سیستم و شرکتهای معتبر امریکا ندارند مجبورند به عنوان مستشار یاسرباز یا معلم زبان انگلیسی!به این کشورها بیایند. در مورد متخصصان و برخی مسئولینی که برخی از مردم فکر می کنند کارشان خیلی درست است چون در امریکا تحصیل کردند و یا علوم سیاسی خواندهاند هم همین است. چون با عرض معدرت متوجه شدم این عزیزان یا جتی اقازاده های چینی فقط به خاطر پول پدر و دولتشان است که توانستند در امریگا مدرک بگیرند و اگر به خاطر پول و سفره ای نبود که موسسات اموزشی امریکا و غرب برای پول انها پهن کردند نبود حتی نمی توانستند در شرکتها ودانشگاههای دست دهم اینجا هم وارد شوند و مدرک و کار بگیرند!
حوب غزیز استرالیایی در مورد همین 5 کشور یعنی افغانستان عراق سوریه ویتنام و کره مظالعه کافی نیست. هرگز در امریکا نبودی یا اشنا نیستی. مگر امریکا نیازی به حضور در کوههای پرت افغانستان یا بیابانهای عراق و سوریه دارد. انقدر ثروتمند است که حتی هیچ تحصیلکره واقغی امریکا(نه دوستان بورسیه) حاضر نیستید حتی به عنوان سفیر در این کشورها کار کنند. ولی به هر حال وقتی می بیند که اگر در مورد حمله صدام به کویت یا گردن زدن تغدادی امریکایی در سوریه یا حمله به نیو یورگ کاری نکند نمی تواند ان رفاه و ثروت و پیشرفت اقتصادی را برای ملت خود و دوستان و متحدان خود تضمین کند چاره ای جز دخالت ندارد. پوتین هم اینو می دونه و اینجوری به نوکران خود مانند بن لادن یا صدام یا بغدادی یا قذافی میگه کاری کنید که امریکا مجبور به دخالت بشه و بعد با طرفداران چپ خود ان را پیراهن پوتین می کنه و در دنیا تبلیغ علیه امریکا
شما آمار جنگهای امریکا و دخالتهای گوناگون در دیگر کشورها و هزینه ها و نتایج آنها را مطالعه بفرمایید واقعیتها را بهتر خواهید دید.
تحلیلی بو د ارزشمند و واقع گرایانه
یکی از مقامات امریکایی در مورد روسیه گفته بود به اطراف خود در محل زندگی ای کار یا شهر خود نگاهی بیاندازید. کدام محصول ساخت روسیه را می بینید؟! ولی در مقابل ببیند چه اندازه محصولات ساخت چین را می بینید. پس نتیجه گرفته بود اصلا نباید نگران کشورهایی مانند روسیه بود. رقیب اصلی ما و کسی که ما باید با ان کنار بیاییم و ان را کنترل کنیم چین است. روسیه را با کمی تجریم خرید نفت و فشار اقتصادی می توان ساکت کرد.
این اقتصاد بزرگ زمانی فرو خواهد پاشید چر این اقتصاد بزرگ توانایی اداره جنگ های کوچک را ندارد از ویتنام تا افغانستان ، عراق ، لبنان (انفجار بزرگ سفارت آمریکا ، ) و.... قدرت تنها در اقتصاد خلاصه نمیشود
متاسفانه این اقتصاد بزرگ آخرین اقتصادی در جهان خواهد بود که نابود شود چون دیگران به شدت به آن وابسته و معتاد شده اند.
چون منفعتش در اینه که جنگ باشه و قطع نشه!
همین که عراق داره با خودش میجنگه، عربستان صلاح میخره، ترکیه درگیره و ... برای اونها کافیه!
حتی چین توان درگیری نظامی واقتصادی با آمریکا را ندارد
همین که آمریکا توازن منفی 350 میلیارد دلار در سال رو با چین برقرار کنه برای هفت پشتش بسه و نیاز به جنگ نیست
واقعا امریکا خیلی سر تره
همین که دانشمندان ناسا از کشور های دیگه هستند توانمندی سیستم و نظام امریکا رو نشون میده که پتانسیل جذب مغزها رو داره از کشورهایی که هنری غیر از فراری دادن مغز ها ندارن
سر تره و خودش رو به خطر نمی اندازه
امثال این تحلیلگران را زیاد جدی نگیرید، مطمئن باشید اگر آمریکا آن چیزی بود که این شخص میگوید تاکنون کل جهان را خورده بود
دادا تو هم زیاد صدا سیما رو جدی نگیر کلا جک زیاد میگن کل دنیا که تو دستای آمریکاس چرا بخوردشون
آمریکا همونه که با قدرت رسانه و تبلیغش بسیاری از جهان سومی ها رو طوری مسخ کرده که فکر می کنند همه دنیا آمریکا هست و کاسه داغ تر از آش شده اند .تنها قدرت آمریکا ،آمریکا باوری کور کورانه ماست .وقتی خودت و وطنت رو کم ارزش بدونی طبیعیه دنبال ارباب و آقا بالاسر بگردی
نه که تا الان نخورده
آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم مهندسین آلمانی را به کار گرفت مجید جان. درصد بسیار زیادی از دانشمندان ناسا ازدیگر کشورها آمده اند مجید جان
کل فناوری های دنیا از هر جا که مردمش اهل تلاش کوشش باشند بیرون میاد.که خداشکر ما مردمون اهل هر چیزی هستن به جز تلاش و کوشش
امریکا همونه که تموم فناوری های برار دنیا از اونجا اومده مجید جان
چین هرگز به خاطر روسیه و ونزویلا یا ایران یا حتی کره شمالی حاضر نیست بازار 800 میلیارد دلاری صادرات خود به امریکا را از دست بدهد و منافع روسیه به عنوان بزرگترین تولید کننده و صادر کننده نفت این است که تولید سایر کشورهای نفت خیز مانند ونزوئلا و سوریه و یمن وعراق ولیبی و ایران و... به نفع افزایش قیمت نفت و افزایش تقاضا برای نفت روسیه کاهش یابد.
روسیه شوروی در زمان خود بزرگترین قدرت دانش بنیان تسلیحاتی و نظامی فضایی و امنیتی و حتی اقتصادی بود . امریکا و غرب می دانست که در این زمینه ها هرگز قادر به رقابت و شکست ان قدرت نیست ولی انها باز هم در جمعبندی نهایی به این نتیجه رسیدند که بزرگترین برتری خود و ضعف و غفلت شوروی اقتصاد است و به دنبال مستهلک کردن اقتصاد روسیه با درگیر کردن ان در جنگ ها و رقابت های نیابتی بر امدند. نتیجه اینکه روسیه 140 میلیونی که موتور اقتصادی شوروی بود و به نسبت جمعیت واقعا عالی هم کار کرده بود مجبور شد علاوه بر جمیعت 280 میلیونی شوروی و هزینه های 14 جمهوری دیگر بخش بزرگی از هزینه های کوبا، کره شمالی، افغانستان، ویتنام، برمه، کامبوج، سوریه، المان شرقی، کشورهای اروپای شرقی و البانی، یوگسلاوی و حتی کمک های بلاعوض به هند و چین و هزینه صدها جنبش ضد امریکایی و احزاب کمونیست و چپ از ایران تا ژاپن و ایتالیا و کشورهای افریقایی و امریکای جنوبی و مرکزی و... را بپردازد. شما تصور می کنید نتیجه برای ملت روسیه و نظام سیاسی شوروی می توانست چیزی غیر از انکه همه در تاریخ شاهد بودیم باشد؟!
در تایید این سخنان اینکه ریگان برای به زانو دراوردن اقتصاد شوروی 2 درصد به بودجه نظامی خود اضافه کرد و بودجه نظامی خود را از 3 درصد تولید ناخالص داخلی به 5 درصد تولید ناخالص داخلی امریکا رساند
در حالی که در همان زمان شوروی برای مقابله با امریکا 25 در صد تولید ناخالص داخلی را صرف بودجه نظامی میکرد و برای مقابله با افزایش بودجه نظامی امریکا میبایست تا 50 درصد تولید ناخالص داخلی خود را برای فعالیت نظامی اختصاص دهد که تا توزان قوای نظامی برقرار بماند که همین کار باعث خالی شدن سوپرمارکتها و نان صفی و شیر صفی کمبود غیر متعارف در شوروی و ورشکستگی ان کشور شد.
حالا حساب کن رقابت ایران با آمریکا شبیه چیه؟! مورچه با گودزیلا؟!
پوتین فقط عرض خود می دارد و زحمت ملت روسیه را زیاد می کند. اکر داشتن هزاران بمب و موشک اتمی می توانست سیستمی را ابر قدرت کند یا ان را ابرقدرت نگه دارد هنوز شوروی روسیه ابر قدرت بود.
ببینید ترامپ با یک مانور قدرت و احتمال تحریم و بالا بردن تعرفه واردات کالا چه جوری به همه اعلام کرد که رئیس کیه. چین فوری به عروسک خپلش گفت که دیگه بازی تمومه و باید شروع به سیمان کنی، فرانسه و اروپا تمام قد طرفدار موضع سختگیرانه ترامپ در مورد ایران شدند و پوتین از روی ناچاری مصاحبه کرده و حسابی از ترامپ تعریف کرده، حتی پوتین همه میدونه که با چرخش قلم ترامپ، اقتصاد پوتین و روسیه میره زیر تر و اگه نتومه با ترامپ کنار بیاد باید خیلی جاها را سیمان بگیره!
دوست عزیزی که در چین هستی. شاید ندانی که ثروت امریکا ییها از ناحیه افزایش رونق بورس و اقزایش ارزش املاک در همین یکسال که ترامپ امده با 25هزار میلیارد دار افزایش به 105 هزار میلیارد رسیده و شاید ندانی که امریکا 20 هزار میلیارد بدهی دارد که برابر با تولید ملی ان در یکسال است ولی ژاپن به نسبت امریکا سه برابر تولید خود بدهی دارد و هیچ کس ژاپن یا امریکا را در خطر ورشکستگی نمی دانند چون فقط سرمایه گزاری شرگتها و مردم امریکا در سایر کشورهای جهان مانند چین به بیشتر از 40 هزار میلیارد دلار می رسد و فقط رئیس شرکت اپل امریکا که تمام سرمایه اصلی ان در گوانزو چین است اعلام کرده به دلیل سیاست جدید مالیاتی ترامپ 350 میلیارد از سرمایه اپل در چین را بتدریچ به امریکا بر خواهد گرداند. کمی دنیا را بهتر بشناسیم ضرر نمی کنیم و به جهت تحریم نمی شویم و بعد به برجام نمی رسیم
در قدم اول ژاپن با تایلند دلار را از مبادلات دو کشور حذف کرد.
اگر این کار درکشورهای آسیای اتفاق بیافتد، اقتصاد آمریکا که بر روی چاپ بدون پشتوانه دلار است فرو می پاشد.
و این ببر کاغذی پایان می پذیرد
در زمان کوتاه کار ترامپ بدهی خارجی آمریکا رکورد 20 هزار میلیارد دلار را زذه است. این حرف ها رو واسه یه کسی بگو که باورش بشه
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.