سؤالی که روزی «شاه جورج» از خود پرسید، مشغلههای ذهنی این روزهای هواداران لیورپول است؛ «امپراتوری یعنی چه؟» پاسخ مشترکی وجود دارد؛ «هرچه هست آنی نیست که اکنون تجربه میکنیم.» جواب درستتر ارتباطی به سؤال ندارد؛ «اکنون در بحران هستیم.» این هفته آخرین میخ بر تابوت سلطان سابق فوتبال انگلیس زده شد. به نوشته خراسان؛ شکست در بازی تکراری دور سوم جام حذفی جزیره به معنای کوتاه ماندن دست پرافتخارترین تیم لیگ از یک جام دیگر بود. لیورپول این جا هم دستاوردی رقم نزد؛ درست مانند فصل جاری لیگ برتر و لیگ قهرمانان. تازه علاوه بر خروج از جمع 4 تیم ابتدای جدول، جام اتحادیه نیز روبان قرمز لیورپول را به خود نخواهد دید.
شکستناپذیرهای سابق دوباره و دوباره میبازند. آنها یکبار تداوم، این راز ماندگاری تمام امپراتوریهای دنیا را معنا کردند. چگونه؟ به کمک بازیکنان بزرگ و تاریخچهای غنی اما اکنون حدود هزار سال نوری با جام لیگ برتر و لیگ قهرمانان فاصله دارند.
در واقع اصلا لیورپول را بحران زده نمیدانم. شب استانبول (اشاره به اتفاقهای عجیب و فینال فصل 2005 2004 لیگ قهرمانان) را فاکتور بگیرید. در کدام برهه 2، 3 دهه اخیر، لیورپول استانداردهای گذشته را داشته است؟ آنها نسبت به دوران با شکوه خود «بدتر» بودهاند و برای «بدتر» نمیتوان صفت تفضیلی به کار برد.
رقبا جلوی چشم قرمزپوشان رشد میکنند و بالا میروند و حالا شیر دیروز به «روباه مسلکی» و گردش در دامنه عادت میکند. ظاهرا لیورپول به درد تیم ملی انگلیس دچار میشود؛ خفته در بزرگی گذشته و شکوه نداشته امروز. باید نمادهای دوران قبلی را دور ریخت و از رهاوردهای دنیای مدرن استقبال کرد. تیم بزرگ دهههای 70 و 80 با 18 قهرمانی در لیگ، 7 قهرمانی در جام حذفی، 7 قهرمانی در جام اتحادیه، 3 قهرمانی در جام یوفا و 5 قهرمانی در بالاترین سطح رقابت باشگاهی اروپا در مقاطعی به بوم فوتبال انگلیس رنگ قرمز پاشید.
مشکل لیورپول ناتوانی در رقم زدن دستاوردهای بزرگ نیست. معضل کلی این تیم افتخارهای گذشته است که با هر معیاری سطح توقعها را افزایش میدهد. قرمزپوشان راه و رسم سقوط را نیاموختند و چون کامل زمین نخوردند، هنوز سرگیجه ثانیههای قبل از سقوط را دارند. البته گاهی امپراتوریهای یکی، دو دهه اخیر فوتبال دنیا چند هفته یا در خوشبینانهترین حالت یک ماه به طول انجامیده و از طرفی همهجانبه نبوده است.
مثل منچستریونایتد که سالها قبل عنوان «قهرمان طبیعی انگلیس» را از لیورپول ربود، بدون انجام بازی تکراری با شکست از لیدزیونایتد زمینه لازم برای اظهارنظر هواداران مبنی بر بحرانی شدن اوضاع این تیم در چند هفته آینده را فراهم آورد. مردان سفیدپوش الندرود روزگاری امپراتور نام داشتند. به طور کلی هر ساختار موفقی روی افراد بنا شده نه شانههای یک غول.
تمام بزرگان مقطعی ورزش دوست داشتند تا ابد شکست ناپذیر بمانند اما سرانجام فریفته یک بیسکویت شدند و همه چیز را باختند. فراز و فرود راز سر به مهر دنیاست. چرا تیمها نمیتوانند تا ابد در اوج باقی بمانند؟ موفقیت، موفقیت میآورد به چه دلیل روزهای پرجام پایان مییابد؟ در هر عصری فاکتورهای سازنده یک ارگان موفق تغییر میکند.
روزگاری لیورپول با یک سری بازیکنان ایرلندی، مربی اسکاتلندی و ستارههای بومی به عرش رسید، با این حال اکنون چنین شاخصههایی اگر باعث سقوط در لیگ برتر نشود، باید از خداوند تشکر کنید! در قدیم اتکا به منابع داخلی کافی به نظر میرسید. حالا برای موفقیت باید از جزئیات تحولهای عصر جدید سر در بیاورید تا متوجه شوید با چه فاکتورهایی امکان رسیدن به جاودانگی وجود دارد. سقوط جمعی نتیجه سقوط فردی تلقی میشود.
هر ورزشکار تاریخ مصرفی دارد. اگر منیو، رونالدو را نمیفروخت، به جرم ناهماهنگی با خواستههای عصر جدید به پایان دوران حکمفرمایی بر فوتبال انگلیس میرسید. لیورپول دل فروش جرارد و تورس را دارد؟ از دست دادن مربیآشنای به شیوه موفقیتآمیز یک باشگاه هم در سقوط امپراتوریهای بزرگ نقش مهمی دارد. فرگوسن به محض اعلام خبر بازنشستگی، منچستریونایتد را بحران زده دید؛ اتفاقی که پس از جدایی سرمت بازبی در دهه 70 برای این باشگاه رخ داد.
لیورپول هم هنگام استخدام گراهام سونس ناآشنا با اصول عملی شده بیلی شنکلی، باب بیسلی، جوفاگان و کنی دالگلیش از برج عاج فرو افتاد. انقلاب او، بنیان موفق قبلی را فرو ریخت. سقوط گریزناپذیر بود. فجایای هیسل و هیلز بورو از آنجا که استعفای مربیان لیورپول را درپی داشت، عامل خواسته فروپاشی تاج و تخت تیم محبوب انگلیس نام گرفت.
پول هم عامل مهمی به حساب میآید. باور ندارید از لیدز یونایتد و ویگان بپرسید! به نظر میرسد نوکیسههایی مانند منچسترسیتی و چلسی استوارتر از غولهای سنتی (منچستریونایتد و لیورپول) در راه آینده گام برمیدارند اما تا چه زمانی؟ ورزش برخلاف سایر شئون یک قانون کلی دارد؛ اگر همه را شکست ندهید، از همه شکست میخورید. د
ر این وادی باید همیشه با قدرت تمام افراد بهتر از خودتان را تعقیب کنید. فوتبالیستها «اصطلاح روز، روز ما نبود» را به کلیشه همیشگی خود در روزهای شکست تبدیل کردهاند اما اگر حریف ردینگ باشد و شما لیورپول، آن روز حق ندارد فرا برسد! شما با زمان تغییر میکنید اما اگر تحولها را نامطلوب میدانید، استانداردهای گذشته را فدای موج نو نکنید.
یا عوامل موفقیت متفاوت میشود یا بازیکنانتان یک فصل تمام در گرداب سقوط دست و پا میزنند. مربی تیم خود را تغییر میدهید یا او را نگه میدارید و سرانجام پول شما را اسیر میکند. این فوتبال است؛
