موارد مصرف زکات

مصرف زکات (مستحقّین زکات)
(مسأله 1925) انسان می تواند زکات را در هشت مورد مصرف کند1:

اوّل: فقیر و آن کسی است که مخارج سال خود و عیالاتش را 2 ندارد3 و کسی که صنعت یا ملک یا سرمایه ای دارد که می تواند مخارج سال خود را بگذراند4، فقیر نیست.

دوم: مسکین و آن کسی است که از فقیر سخت تر می گذارند5.

سوم: کسی که از طرف امام علیه السلام یا نایب امام مأمور است که زکات را جمع و نگهداری نماید و به حساب آن رسیدگی کند و آن را به امام علیه السلام یا نایب امام یا فقرا برساند6.

چهارم: کافرهایی که اگر زکات به آنان بدهد به دین اسلام مایل می شوند، یا در جنگ7 به مسلمانان کمک می کنند8.

پنجم: خریداری بنده ها و آزاد کردن آنان9.

ششم: بدهکاری که نمی تواند قرض خود را بدهد10.

هفتم: سبیل الله، یعنی کاری که مانند ساختن مسجد11، منفعت عمومی دینی دارد، یا مثل ساختن پل و اصلاح راه که نفعش به عموم مسلمانان می رسد و آنچه برای اسلام12 نفع داشته باشد به هر نحو که باشد13.

هشتم: ابن السبیل، یعنی مسافری که در سفر در مانده شده 14. و احکام اینها در مسائل آینده گفته خواهد شد.

1- سیستانی،وحید: زکات در هشت مورد صرف می شود...

زنجانی،مکارم: انسان باید زکات را در یکی از هشت مورد زیر مصرف کند...

2- بهجت: خود و افراد تحت تکّفلش را...

3- زنجانی: البتّه لازم نیست که مخارج عیالاتی را که متناسب شؤون وی نیست دارا باشد...

4- گلپایگانی، صافی، زنجانی: مخارج سال خود را از منافع آن بگذراند...

فاضل: مخارج سال خود را به تدریج کسب کند...

5- مکارم: 1و 2- «فقرا» و «مساکین»: و آنها کسانی هستند که مخارج سال خود و عیالاتشان را ندارند. تفاوت فقیر و مسکین در این است که فقیر روی سوال از کسی ندارد امّا مسکین نیازمندی است که روی سوال دارد؛ کسانی که صنعت و ملک و سرمایه و کسبی دارند که زندگی آنها را اداره نمی کند فقیر محسوب می شوند و کمبود زندگی خود را می توانند از زکات بگیرند...

6- فاضل: که می تواند به اندازه زحمتی که می کشد از زکات استفاده کند...

مکارم: 3- کسانی که از طرف امام علیه السلام یا نایب او مأمور جمع آوری زکات یا نگهداری یا رسیدگی به حساب آن و یا رساندن آن به امام علیه السلام و نایب او یا رساندن به مصارف لازم هستند می توانند به اندازه زحمتی که می کشند از زکات استفاده کنند...

زنجانی: سوم: کسی که از طرف امام علیه السلام یا نایب امام مأمور جمع آوری زکات یا نگهداری یا رسیدگی به حساب آن یا رساندن به امام یا نایب امام یا مصارف زکات می باشد...

7- سیستانی: یا غیر آن...

8- گلپایگانی، صافی: ولی بعید نیست که اعطاء و دادن این قسم، مخصوص به امام علیه السلام باشد...

فاضل: و همچنین مسلمانانی که ایمان آنان ضعیف است که اگر زکات به آنان بدهند ایمانشان قوی می شود...

سیستانی: و همچنین مسلمانانی که ایمان آنان به بعضی از آنچه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلّم آورده اند ضعیف است، ولی چنانچه زکات به آنان داده شود موجب تقویت ایمانشان می گردد یا مسلمانانی که ایمان به ولایت امیر مؤمنان علیه السلام ندارند، ولی اگر به آنان زکات داده شود به ولایت رغبت پیدا می کنند و به آن ایمان می آورند...

مکارم: 4- افراد ضعیف الایمانی که با گرفتن زکات تقویت می شوند و تمایل به اسلام پیدا می کنند...

زنجانی: چهارم: مسلمانان سست اعتقادی که با پرداخت زکات، ایمان قویتری پیدا می کند...

وحید:چهارم: مسلمانانی که شهادت به وحدانیّت خداوند و رسالت حضرت محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) داده اند و در اسلام ثابت قدم نیستند ، تا به وسیله دادن زکات به آنان ایمانشان تقویت شود ، ولی در صورت وجود فقیر در محلّ و دوران امر بین صرف در فقیر و صرف در این مصرف احتیاط واجب آن است که به فقیر داده شود ، و این احتیاط در مورد هفتم هم باید رعایت شود...

سبحانی: چهارم: مسلمانانی که ایمان آنها ضعیف است و دادن زکات مایه تقویت ایمان می گردد یا در جنگ به مسلمانان کمک می کنند...

9- سیستانی: به تفصیلی که در محلّ خود ذکر شده است...

زنجانی: با شرایطی که در کتب مفصل گفته شده است...

خوئی، تبریزی: پنجم: خریداری بنده هایی که در شدت می باشند و آزاد کردن آنان...

وحید: پنجم: خریداری بنده مسلمانی که در شدّت باشد و آزاد کردن او ، و همچنین خریداری بنده و آزاد کردن او ، هر چند در شدّت نباشد در صورتی که مستحقّی برای زکات پیدا نکند...

10- فاضل: به شرط آن که قرض در معصیت صرف نشده باشد...

11- فاضل: و مدرسه...

12- فاضل: و مسلمین...

13- خوئی، تبریزی: هفتم: فی سبیل الله یعنی کارهایی که می توان با آنها قصد قربت نمود مثل ساختن مسجد و مدرسه ای که علوم دینیه در آن خوانده می شود و تنظیف شهر و آسفالت راهها و توسعه آنها و مانند اینها...

گلپایگانی، صافی: هفتم: سبیل الله یعنی هر کار خیر وعمل نیکی که از شارع مقدس نسبت به آن تشویق شده باشد مثل ساختن مدرسه علوم دینیه و پل و منزلگاه برای مسافرین و زوّار و مسجد و دار الایتام و تعظیم شعائر و طبع کتب دینی و نشر معارف اسلامی و هر کاری که موجب تقرّب به خداوند متعال (صافی: و اعلای کلمه اسلام) باشد...

بهجت: هفتم: فی سبیل الله، یعنی کاری که مانند ساختن مسجد، پل، راه سازی و مدرسه، منفعت عمومی و دینی دارد که نفع آن به عموم مسلمانان می رسد و برای اسلام نفع داشته باشد...

وحید: هفتم: فِی سَبِیلِ اللّه ، یعنی امور خیریه ای که می شود آنها را به قصد قربت انجام داد ، و بنابر احتیاط واجب کارهایی باشد که مصلحت عمومی داشته باشد ، مانند بنای مساجد و مدارس دینی و ساختن بیمارستان و آسایشگاه برای سالخوردگان و مانند اینها...

زنجانی: هفتم: «فی سبیل الله» یعنی امور دینی، و خواه مربوط به عموم باشد، همچون ساختن مسجد و مدارس علوم دینی و نشر کتب دینی، و خواه به افراد خاصی مربوط باشد، مثل آنکه برخی از مؤمنان را به حجّ خانه خدا بفرستد و روشن ترین مورد این مصرف، جهاد در راه خدا است، و ظاهراً این مصرف، امور دنیایی را شامل نمی گردد، هر چند عمومی باشد همچون ساختن پل و تعمیر جاده ها و راهها...

سیستانی: هفتم: فی سبیل الله، یعنی کارهایی که نفعش به عموم مسلمین می رسد مثل ساختن مسجد و مدرسه ای که علوم دینیه در آن خوانده می شود و تنظیف شهر و آسفالت راهها و توسعه آنها و مانند اینها...

مکارم: 7- «سبیل الله» یعنی کارهایی مانند ساختن مسجد که منفعت دینی و عمومی دارد و همچنین مدارس علوم دینی، مراکز تبلیغاتی، اعزام مبلغین، نشر کتابهای مفید اسلامی و خلاصه آنچه برای اسلام نفع داشته باشد به هر نحو که باشد، مخصوصاً جهاد در راه خدا...

14- مکارم: 8- «ابن السبیل» یعنی مسافری که در سفر مانده و محتاج شده که به مقدار نیازش می تواند از زکات استفاده کند هر چند در محل خود غنی و بی نیاز باشد.

سیستانی: اینها مواردی است که زکات در آنها صرف می شود ولی مالک نمی تواند زکات را بدون اذن امام علیه السلام یا نائبش در دو مورد سوم و چهارم مصرف نماید، و در مورد هفتم نیز بنابر احتیاط لازم باید از حاکم شرع اذن بگیرد. و احکام این موارد در مسائل آینده گفته خواهد شد.

*****

مظاهری: مسأله- زکات را خوب است در این زمان به مجتهد جامع الشرایط یا وکیل او بدهند تا صرف فقرا و تقویت اسلام و مصالح مسلمین بنماید ولی خود زکات دهنده هم می‏تواند در همان موارد صرف نماید.

(مسأله 1926) احتیاط واجب آن است که فقیر و مسکین بیشتر از مخارج سال خود و عیالاتش را از زکات نگیرد و اگر مقداری پول یا جنس دارد، فقط به اندازه کسری مخارج یک سالش زکات بگیرد.

*****

اراکی: مسأله- اگر یک دفعه بیش از مخارج سال به فقیر، زکات بدهند مانع ندارد گر چه احتیاط مستحّب است که بیش از مخارج سال به او ندهند، ولی اگر به تدریج به او زکات بدهند، بیش از مخارج سالش نمی تواند بگیرد. کسی که مقداری پول یا جنس دارد ولی کمتر از مخارج سالش می باشد، می تواند زکات بگیرد.

گلپایگانی، صافی: مسأله- جایز است در یک دفعه مقداری زکات به فقیر بدهند که غنی شود ولی اگر به مقدار مخارج یک سال گرفت بعد نمی تواند، تا به قدر مخارج سال دارد بگیرد.

بهجت: مسأله- انسان می تواند به فقیر و مسکین بیش از مخارج سالیانه اش زکات بدهد ولی اگر این کار موجب بی انصافی شده و به دیگر فقرا اجحاف شود، مثل اینکه همه مردم بخواهند زکاتشان را به فقیر بدهند و بقیه فقرا تنگدست بمانند، خالی از اشکال نیست. و مستحّب است که به هر فقیر کمتر از زکات نصاب اوّل طلا و نقره که قبلاً گفته شد ندهند.

زنجانی: مسأله- فقیر یا مسکین نمی تواند بیشتر از مخارج سال خود و عیالاتش را از زکات بگیرد و اگر مقداری پول یا جنس دارد، فقط می تواند به اندازه کسری مخارج یک سال، زکات بگیرد، ولی اگر قادر به تأمین مخارج سالهای آینده –ولو از زکات- نباشد می تواند مخارج سالهای بعد را نیز در همان سال اوّل از زکات بگیرد.

مکارم: مسأله- فقیر یا مسکین بنابر احتیاط واجب نمی تواند بیش از مخارج سال خود و عیالاتش را از زکات بگیرد و اگر کسری دارد تنها به اندازه کسری خود می تواند بگیرد.

سبحانی: مسأله- احتیاط مستحّب آن است که فقیر و مسکین بیشتر از مخارج سال خود و عیالاتش را در یک مرتبه از زکات نگیرد، ولی اگر تدریجا بگیرد، نباید بیش از مخارج سالانه خود را بگیرد.

مظاهری: مسأله- فقیر نباید بیشتر از مخارج سال خود و عیالاتش را از زکات بگیرد و اگر مقداری پول یا جنس دارد، فقط به اندازه کسری مخارج یک سالش زکات بگیرد ولی می‏تواند برای چیزی که قیمتش بیش از مخارج سال اوست نظیر خانه در صورت نیاز زکات بگیرد.

(مسأله 1927) کسی که مخارج سالش را داشته اگر مقداری از آن را مصرف کند و بعد شک کند که آنچه باقی مانده به اندازه مخارج سال او هست یا نه، نمی تواند زکات بگیرد.

این مسأله در رساله آیات عظام:بهجت ،مکارم و مظاهری نیست.

(مسأله 1928) صنعتگر یا مالک یا تاجری که1 درآمد او از مخارج سالش کمتر است2، می تواند برای کسری مخارجش زکات بگیرد3. و لازم نیست ابزار کار یا ملک یا سرمایه خود را به مصرف مخارج برساند4.

1- مکارم: صنعتگر یا کارگری که...

2- زنجانی: اگر درآمد صعنت یا ملک یا تجارت انسان از مخارج سالش کمتر است...

3- اراکی: [پایان مسأله].

4- بهجت: مگر اینکه ابزار کار یا سرمایه او به قدری زیاد باشد که بتواند آن را تعویض یا تبدیل به چیز دیگر کند و مقداری برایش بماند که برای زندگی بدون مشقّت و عسر کافی باشد، که در این صورت لازم است این کار را انجام بدهد.

******

مظاهری: مسأله- کسی که درآمد او از مخارج سالش کمتر است می‏تواند برای کسری مخارجش زکات بگیرد و لازم نیست ابزار کار یا خانه یا سرمایه خود را به صرف مخارج برساند.

(مسأله 1929) فقیری که خرج سال خود و عیالاتش را ندارد، اگر خانه ای دارد که ملک اوست و در آن نشسته، یا مال سواری1 دارد، چنانچه بدون اینها نتواند زندگی کند2، اگر چه برای حفظ آبرویش باشد، می تواند زکات بگیرد و همچنین است اثاث خانه و ظرف و لباس تابستانی و زمستانی و چیزهایی که به آنها احتیاج دارد. و فقیری که اینها را ندارد، اگر به اینها احتیاج داشته باشد، می تواند از زکات خریداری نماید.

این مسأله در رساله آیت الله مظاهری نیست.

1- سیستانی: وسیله سواری...

سبحانی: ماشین سواری...

2- زنجانی: چنانچه به آنها نیاز داشته باشد...

*****

بهجت: مسأله- فقیری که خرج سال خود و افراد تحت تکفلش را ندارد، اگر خانه ای دارد که ملک اوست و در آن ساکن است، یا حیوان سواری دارد، چنانچه بدون اینها نتواند زندگی کند، یا اینکه برای حفظ آبرویش لازم داشته باشد، می تواند زکات بگیرد، و همچنین است اگر اثاث خانه، ظرف، لباس تابستانی و زمستانی و چیزهای ضروری زندگی را نداشته باشد و به اینها احتیاج داشته باشد، می تواند از مالی که به عنوان زکات به او می دهند خریداری نماید.

مکارم: مسأله- شخص نیازمند می تواند مرکب سواری مورد نیاز و همچنین خانه ای که به آن احتیاج دارد و سرمایه لازم برای کسب و کار را از زکات تهیه کند و در این قسمت باید به آن مقدار که برای نیاز و حفظ آبروی او لازم است قناعت کند.

(مسأله 1930) فقیری که یادگرفتن صنعت برای او مشکل نیست، بنابراحتیاط واجب1 باید یاد بگیرد و با گرفتن زکات زندگی نکند، ولی تا وقتی مشغول یادگرفتن است2، می تواند زکات بگیرد.

این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست.

1- [عبارت «بنابراحتیاط واجب» در رساله آیات عظام: وحید و مظاهری نیست.]

2- گلپایگانی، صافی: ولی مادامی که از تحصیل مخارج عاجز است...

*****

مکارم: مسأله- کسی که می تواند با یاد گرفتن صنعت یا کارهای دیگر زندگی خود را اداره کند باید یاد بگیرد تا نیازی به زکات نداشته باشد، ولی تا زمانی که مشغول یاد گرفتن است می تواند زکات بگیرد. کسانی که مشغول فرا گرفتن علم واجب هستند می توانند از زکات استفاده کنند همچنین قضات و مجریان حدود و مانند آنها.

زنجانی: مسأله- فقیری که یاد گرفتن صنعت برای او مشکل نیست، نمی تواند با گرفتن زکات زندگی کند ولی تا وقتی مشغول یادگرفتن است می تواند زکات بگیرد.

سیستانی: مسأله- فقیری که می تواند کسب کند و مخارج خود و عیالاتش را تهیه نماید و از روی تنبلی اقدام نمی کند، جایز نیست زکات بگیرد و طلبه فقیری که کسب، مانع ادامه تحصیل اوست، در هیچ صورتی نمی تواند از سهم فقرا زکات بگیرد، مگر اینکه تحصیل بر او واجب عینی باشد و از سهم سبیل الله، در صورتی که تحصیل او منفعت عمومی داشته باشد با اجازه حاکم شرع بنابر احتیاط لازم جایز است و فقیری که یادگرفتن صنعت برای او مشکل نیست، بنابر احتیاط واجب نمی تواند با گرفتن زکات زندگی کند، ولی تا موقعی که مشغول یادگرفتن است، می تواند زکات بگیرد.

(مسأله 1931) به کسی که قبلاً فقیر بوده1 و می گوید فقیرم، اگر چه انسان از گفته او اطمینان پیدا نکند، می شود زکات داد2.

این مسأله در رساله آیات عظام: ،مکارم، سبحانی و مظاهری نیست.

1- خوئی، تبریزی: و یا اینکه معلوم نباشد فقیر بوده یا نه...

2- سیستانی: ولی کسی که معلوم نباشد قبلاً فقیر بوده یا نه، نمی توان بنابر احتیاط تا وقتی که اطمینان به فقرش حاصل نشود، به او زکات داد.

بهجت: اگر از گفته او اطمینان یا گمان پیدا شود، می شود به او زکات داد.

*****

وحید: مسأله- به کسی که قبلا فقیر بوده و می گوید فقیرم و شکّ در زوال فقرش باشد ، اگر چه از گفته او اطمینان پیدا نشود می توان زکات داد ، و به کسی که معلوم نباشد فقیر بوده یا نه و می گوید فقیرم ، اگر از گفته او اطمینان حاصل نشود ، بنابر احتیاط واجب نمی شود زکات داد.

زنجانی: مسأله- به کسی که نمی دانیم فقیر است یا نه ولی قبلاً فقیربوده، می توان زکات داد.

(مسأله 1932) کسی که می گوید فقیرم و قبلاً فقیر نبوده1، یا معلوم نیست فقیر بوده یا نه2، اگر از ظاهر حالش گمان پیدا شود 3 که فقیر است، می شود به او زکات داد.

1- خویی، تبریزی: چنانچه از گفته او اطمینان پیدا نشود، احتیاط واجب آن است که به او زکات ندهند.

وحید: چنانچه از گفته او اطمینان پیدا نشود، نمی شود به او زکات داد.

2- گلپایگانی، فاضل، صافی: چنانچه از گفته او اطمینان پیدا نشود، احتیاط واجب آن است که به او زکات ندهند.

3- اراکی: اگر گمان پیدا شود...

سیستانی، زنجانی: چنانچه از گفته او اطمینان پیدا نشود، نمی شود به او زکات داد.

*****

مکارم: مسأله- کسی که فقیر بودنش معلوم نیست، نمی توان به او زکات داد، ولی اگر از ظاهر حالش گمان پیدا شود که فقیر است، زکات دادن به او جایز است، همچنین اگر افراد مورد اعتماد خبر دهند که او فقیر می باشد.

مظاهری: مسأله - اگر کسی بگوید فقیرم نمی‏شود به او زکات داد مگر اینکه ثقه‏ای خبر دهد یا طوری در بین مردم مشهور باشد که اطمینان به فقر او پیدا شود.

(مسأله 1933) کسی که باید زکات بدهد، اگر از فقیری طلبکار باشد، می تواند طلبی را که از او دارد بابت زکات حساب کند1.

این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست.

1- زنجانی: مگر آن که امید نداشته باشد که بدهکار بتواند قرض خود را در آینده ادا کند که در این صورت نمی تواند آن را از بابت زکات حساب کند.

وحید: ولی اگر بداند مالی را که طلبکار است در معصیت صرف کرده ، نمی تواند از بابت زکاتی که در ادای دین صرف می شود حساب کند.

مظاهری:رجوع کنید به ذیل مسأله 1970.

*****

مکارم: مسأله- کسی که زکات بر ذمّه دارد و از فقیری طلبکار است، می تواند طلب خود را از بابت زکات حساب کند، حتی اگر فقیر بدهکار از دنیا برود می تواند بدهی او را از زکات محسوب دارد، امّا اگر چیزی از خود گذاشته که به اندازه بدهی اوست بنابر احتیاط واجب نمی توان بدهی او را از زکات حساب کرد.

(مسأله 1934) اگر فقیر بدهکار بمیرد و ترکه ای که وافی به بدهیش باشد نداشته باشد1، انسان می تواند طلبی را که از او دارد بابت زکات حساب کند2.

این مسأله در رساله آیات عظام: ،بهجت ، سبحانی و مظاهری نیست.

1- گلپایگانی، خوئی، فاضل، سیستانی، صافی، تبریزی: اگر فقیر بمیرد و مال او به اندازه قرضش نباشد...

2- خوئی، فاضل، تبریزی، سیستانی: بلکه اگر مال او به اندازه قرضش باشد و ورثه قرض او را ندهند، یا به جهت دیگر انسان نتواند طلب خود را بگیرد، نیز می تواند طلبی را که از او دارد، بابت زکات حساب کند.

گلپایگانی، صافی: ولی اگر مال او به اندازه قرضش باشد و ورثه قرض او را ندهند،یا به جهت دیگر انسان نتواند طلب خود را بگیرد، بنابر احتیاط واجب نباید طلبی را که از او دارد، بابت زکات حساب کند.

مکارم: رجوع کنید به ذیل مسأله 1933.

*****

زنجانی: مسأله- اگر فقیر بمیرد و مال او به مقدار قرضش نباشد، طلبکار می تواند از بابت طلبش به مقدار کسری مال او از بابت زکات حساب کند، و اگر مال او به اندازه قرضش باشد و ورثه قرض او را ندهند یا به جهت دیگر انسان نتواند طلب خود را بگیرد، بنابر احتیاط مستحّب طلبی را که از او دارد بابت زکات حساب نکند.

وحید: مسأله- اگر فقیر بمیرد و مال او به اندازه دینش نباشد ، انسان می تواند طلبی را که از او دارد بابت زکات حساب کند ، ولی در صورتی که بداند مالی را که مدیون است در معصیت صرف کرده ، نمی تواند از بابت زکاتی که در ادای دین صرف می شود حساب کند. و اگر مال میّت به اندازه دینش باشد و ورثه دین او را ادا نکنند یا به جهت دیگری انسان نتواند طلب خود را بگیرد ، بنابر احتیاط واجب نباید طلبی را که از او دارد بابت زکات حساب کند.

(مسأله 1935) چیزی را که انسان بابت زکات به فقیر می دهد لازم نیست به او بگوید که زکات است بلکه اگر فقیر خجالت بکشد، مستحّب است به طوری که دروغ نشود به اسم پیشکش بدهد1 ولی باید قصد زکات نماید2

این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست.

1- اراکی، گلپایگانی، صافی،مظاهری: مستحّب است به اسم پیشکش(مظاهری:هدیه) بدهد...

خوئی، فاضل، تبریزی، سیستانی، زنجانی: مستحّب است مال را به قصد زکات به او داده و زکات بودنش را اظهار ننماید.

2- وحید: مستحّب است بدون این که اظهار کند به قصد زکات بدهد.

*****

بهجت: مسأله- موقع دادن زکات به فقیر لازم نیست به او بگوید که زکات است.

مکارم: مسأله- لازم نیست به فقیر بگویند که این مال زکات است بلکه می توان زکات را به صورت هدیه به او داد (البتّه به طوری که دروغ نشود) ولی در هر حال باید قصد زکات کند.

(مسأله 1936) اگر به خیال این که کسی فقیر است به او زکات بدهد، بعد بفهمد فقیر نبوده، یا از روی ندانستن مسأله به کسی که می داند فقیر نیست زکات بدهد1، چنانچه چیزی را که به او داده باقی باشد، باید2 از او بگیرد و به مستحقّ بدهد3 و اگر از بین رفته باشد4، پس اگر کسی که آن چیز را گرفته می دانسته یا احتمال می داده که زکات است5، انسان باید6 عوض آن را از او بگیرد و به مستحقّ بدهد7، ولی اگر به غیر عنوان زکات داده نمی تواند چیزی از او بگیرد و باید از مال خودش زکات را به مستحقّ بدهد، و در همه صور می تواند از مال خودش زکات را بدهد و از کسی که گرفته مطالبه نکند.

این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست.

1- خوئی، تبریزی، سیستانی: کافی نیست، پس...

2- بهجت: می تواند...

3- وحید: و اگر نتواند بگیرد ، باید عوض زکات را از مال خودش بدهد ، و اگر از بین رفته باشد ، پس اگر کسی که آن چیز را گرفته می دانسته زکات است ، انسان می تواند عوض آن را از او بگیرد و به مستحقّ بدهد ، و اگر نمی دانسته زکات است ، نمی تواند چیزی از او بگیرد ، و باید از مال خودش عوض زکات را به مستحقّ بدهد.

4- بهجت: أظهر این است که گیرنده در صورت جهل ضامن نیست امّا اگر کسی که آن چیز را گرفته می دانسته یا احتمال می داده که زکات است و می دانسته که خودش فقیر نیست و ممکن است آن چیز یا عوضش را از او بگیرند، اگر می تواند باید عوض آن را از او بگیرد و به مستحقّ بدهد و اگر گیرنده ادّعا کند نمی دانسته آن مال زکات است، همین که دهنده زکات می گوید: به عنوان زکات داده ام، پذیرفته می شود، و در صورت بقای عین آن مال، حقّ پس گرفتن آن را دارد ولی می تواند پس نگیرد و از مال خود دوباره بدهد.

5- اراکی، گلپایگانی، خوئی، صافی، تبریزی: می دانسته که زکات است...

6- خوئی: انسان می تواند...

7- اراکی: و در تمام صور می تواند از مال خودش زکات را بدهد و از کسی که گرفته مطالبه نکند.

گلپایگانی، خوئی، تبریزی، صافی: و اگر نمی دانسته زکات است، نمی تواند چیزی از او بگیرد و باید از مال خودش زکات را به مستحقّ بدهد.

سیستانی: اگر کسی که آن چیز را گرفته، می دانسته زکات است، انسان می تواند عوض آن را از او بگیرد و به مستحقّ بدهد. و اگر نمی دانسته زکات است، نمی تواند چیزی از او بگیرد و باید از مال خودش عوض زکات را به مستحقّ بدهد، حتّی اگر در شناخت فقیر تحقیق کرده یا به حجّت شرعی، مستند بوده بنابر احتیاط واجب.

*****

فاضل: مسأله- اگر به اعتقاد اینکه (مکارم: اگر به گمان اینکه) کسی فقیر است زکات به او بدهد بعد بفهمد فقیر نبوده، یا از روی ندانستن مسأله به کسی که فقیر نیست زکات بدهد چنانچه چیزی را که به او داده باقی باشد می تواند پس بگیرد و به مستحقّ بدهد و اگر از بین رفته هرگاه کسی که آن چیز را گرفته می دانسته یا احتمال می داده که زکات است باید عوض آن را بدهد و او به مستحقّ برساند، ولی اگر به غیر عنوان زکات داده نمی تواند چیزی از او بگیرد و (مکارم: در هر حال) چنانچه در تشخیص مستحقّ کوتاهی نکرده باشد (فاضل: مثلاً بیّنه شرعیّه، گواهی بر فقر او داده باشد) لازم نیست دوباره از مال خود زکات بپردازد.

زنجانی: مسأله- اگر زکات خود را به کسی بدهد که وی را از موارد مصرف زکات می داند، بعد بفهمد که او از موارد مصرف زکات نبوده، مثلاً خیال می کرده که او فقیر است، بعد بفهمد که او فقیر نبوده، مسأله دو صورت اصلی دارد:

صورت اول: مالی را برای زکات کنار گذاشته باشد و آن مال را بدهد، دراین صورت چنانچه بتواند بدون حرج آن مال را از گیرنده بگیرد و پس گرفتن آن اشکال شرعی هم نداشته باشد،باید آن مال را بگیرد و به ارباب زکات بدهد، و اگر نتواند پس بگیرد چنانچه آن مال را با حجّت شرعی داده باشد چیزی به گردن او نیست ولی اگر با حجّت شرعی نداده باشد، ضامن است و باید دوباره زکات را بپردازد و اگر آن مال در دست گیرنده تلف شود یا گیرنده با مصرف کردن آن یا به گونه ای دیگر آن را اتلاف کند، چنانچه به استناد حجّت شرعی آن مال را گرفته باشد، ضامن نیست، وگرنه ضامن ارباب زکات است و باید به اندازه زکات، به مصرف آن برساند و پس از مصرف رساندن اگر از طرف مالک فریب خورده باشد می تواند عوض آن را از وی بگیرد.

صورت دوم: مالی را داده که برای زکات کنار نگذاشته باشد در این صورت درهر حال زکات پرداخت نشده است و باید مالک دوباره زکات بدهد (هرچند به استناد حجّت شرعی مال خود را به آن شخص داده باشد) و اگر گیرنده اشتباه مالک را بداند یا احتمال بدهد، نباید آن مال را که مالک به گمان مورد مصرف بودن زکات به وی می دهد بگیرد، و اگر آن را بگیرد و تلف کند یا تلف شود، ضامن بوده و باید عوض آن را به مالک بدهد. و اگر گیرنده اشتباه مالک را احتمال نمی داده لذا آن مال را گرفته و تلف کرده یا تلف شده ضامن نیست، و در هر حال اگر آن مال موجود باشد، مالک می تواند آن را پس بگیرد، هر چند این کار واجب نیست.

مظاهری: مسأله- اگر زکات را به کسی بدهد و بعد بفهمد فقیر نبوده، می‏تواند چیزی را که به او داده پس بگیرد و باید دوباره زکات مالش را به مستحقّ بدهد.

(مسأله 1937) کسی که بدهکار است و نمی تواند بدهی خود را بدهد اگر چه مخارج سال خود را داشته باشد، می تواند برای دادن قرض خود زکات بگیرد1 ولی باید مالی را که قرض کرده در معصیت خرج نکرده باشد2 یا اگر در معصیت خرج کرده از آن معصیت توبه کرده باشد3، که در این صورت از سهم فقرا می شود به او داد.

این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست.

1- مظاهری: [پایان مسأله]

گلپایگانی، صافی: از سهم بدهکاران زکات بگیرد...

زنجانی: ولی اگر مالی را که قرض کرده در معصیت خرج کرده باشد، تا توبه نکرده نمی تواند از سهم بدهکاران زکات بگیرد. گفتنی است که پرداخت وام، خود، گاه از مخارج سال به حساب می آید و آن در صورتی است که به جهت فشار طلبکار یا به جهت دیگر، پرداخت نکردن وام برای انسان حرجی بوده یا با هتک حیثیّت وی همراه باشد، در این صورت اگر نتواند وام خود را بپردازد فقیر به شمار می آید، در غیر این صورت، پرداخت وام از مخارج سال نمی باشد، لذا انسان فقیر به شمار نمی آید، ولی با این حال می تواند زکات گرفته و وام خود را بپردازد.

2- خوئی، تبریزی، سیستانی، مکارم، وحید: [پایان مسأله].

اراکی: ولی اگر در معصیت خرج کرده باشد از سهم بدهکاران نمی توان به او زکات داد ولی از سهم فقرا می شود به او داد.

3- گلپایگانی، صافی: بلی، از سهم فقرا می تواند زکات بگیرد اگر چه از آن معصیت توبه نکرده باشد.

(مسأله 1938) اگر به کسی که بدهکار است و نمی تواند بدهی خود را بدهد، زکات بدهد1، بعد بفهمد قرض را در معصیت مصرف کرده، چنانچه آن بدهکار فقیر باشد، می تواند آنچه را به او داده بابت زکات حساب کند2 ،ولی اگر چیزی را که گرفته در شرابخواری یا به طور آشکارا در معصیت صرف کرده و از معصیت خود توبه نکرده، بنابر احتیاط واجب باید چیزی را که به او داده بابت زکات حساب نکند.

این مسأله در رساله آیات عظام: بهجت ، مکارم، سبحانی و مظاهری نیست.

1- گلپایگانی، صافی: از سهم بدهکاران زکات بدهد..

2- اراکی، خوئی، تبریزی: [پایان مسأله]

گلپایگانی، صافی: ولی احتیاط واجب آن است که اگر از آن معصیت توبه نکرده، چیزی را که به او داده بابت زکات حساب نکند.

فاضل: ولی اگر از آن معصیت توبه نکرده باشد بنابر احتیاط واجب چیزی را که به او داده، بابت زکات حساب نکند.

سیستانی ،وحید: می تواند آنچه را که به او داده، بابت سهم فقرا حساب کند. [پایان مسأله]

*****

زنجانی: مسأله- اگر به کسی که وی را مورد یکی از مصارف زکات می دانسته زکات بدهد بعد بفهمد که وی آن مورد نبوده ولی از موارد دیگر زکات بوده است، مثلاً به کسی به جهت فقیر بودن زکات بدهد، بعد بفهمد که آن شخص فقیر نبوده ولی به خاطر بدهکاری می تواند زکات دریافت کند، چنانچه پرداخت زکات وی مقید به همان مصرفی باشد که در نظر گرفته است، مثلاً می خواسته زکات را حتماً به مصرف فقیر برساند، در این صورت می تواند زکات را پس بگیرد و در مورد دیگر زکات به مصرف برساند، و می تواند زکات را پس نگرفته و آنچه را داده از بابت زکات حساب کند ولی اگر پرداخت زکات وی مقیّد به همان مصرف نباشد، مثلاً می خواسته زکات خود را به این شخص بدهد و مقیّد نبوده که حتماً از مصرف فقرا به وی بدهد، در این صورت زکات وی پرداخته شده و نمی تواند آن را پس بگیرد.

(مسأله 1939) کسی که بدهکار است و نمی تواند1 بدهی خود را بدهد اگر چه فقیر نباشد، انسان می تواند طلبی را که از او دارد، بابت زکات حساب کند2.

این مسأله در رساله آیات عظام: بهجت ، مکارم و مظاهری نیست.

1- زنجانی: نمی تواند فعلاً...

2- زنجانی: و در مسأله [1933] گفته شد که اگر امیدی به پرداخت زکات از سوی بدهکار در آینده هم نباشد، نمی تواند طلبش را بابت زکات حساب کند.

وحید: ولی اگر فقیر نباشد ، در صورتی که بداند مالی را که بدهکار است در معصیت صرف کرده ، نمی تواند بابت زکات حساب کند.

(مسأله 1940) مسافری که خرجی او تمام شده،1 یا مرکبش از کار افتاده2، چنانچه سفر او سفر معصیت نباشد3 و نتواند با قرض کردن یا فروختن چیزی خود را به مقصد برساند4، اگر چه در وطن خود فقیر نباشد، می تواند زکات بگیرد5. ولی اگر بتواند در جای دیگر با قرض کردن یا فروختن چیزی مخارج سفر خود را6 فراهم کند، فقط به مقداری که به آنجا برسد، می تواند زکات بگیرد7.

1- زنجانی: یا اموال او به سرقت رفته...

سبحانی: یا ماشین او از کار افتاده...

2- مکارم: یا اموالش به سرقت رفته...

3- گلپایگانی، صافی: و خود او هم در معصیت نباشد...

4- زنجانی: خود را به محلّی که باید برود برساند...

5- مکارم: و لازم نیست بعد از رسیدن به وطن مقداری را که از باب زکات گرفته برگرداند ولی اگر بعد از رسیدن به وطن چیزی از زکات زیاد آمده باشد باید آن را به حاکم شرع بدهد و بگوید زکات است.

6- بهجت: مخارج بقیّه سفر خود را...

7 -سیستانی: و بنابر احتیاط واجب اگر بتواند با فروش یا اجاره مالی در وطن خود، خرج راه را تهیّه کند، نباید زکات بگیرد.

*****

مظاهری: مسأله- مسافری که در سفر درمانده شده، چنانچه سفر او سفر معصیت نباشد و یا از معصیت توبه کرده باشد و نتواند با قرض کردن و مانند آن خود را به مقصد برساند گرچه در وطن خود فقیر نباشد، می‏تواند زکات بگیرد.

(مسأله 1941) مسافری که در سفر درمانده شده و زکات گرفته، بعد از آنکه به وطنش رسید، اگر چیزی از زکات زیاد آمده باشد1، در صورتی که بدون مشقّت نتواند بقیّه را به صاحب مال یا نائب او برساند باید آن را به حاکم شرع بدهد و بگوید آن چیز، زکات است2

1- وحید: در صورتی که نتواند به دهنده زکات برگرداند ، یا برگرداندن به او مشقّت داشته باشد ، باید آن را به حاکم شرع بدهد و بگوید آن چیز زکات است.

مظاهری: لازم نیست آن را برگرداند.

خوئی، اراکی، گلپایگانی، صافی، تبریزی: اگر چیزی از زکات زیاد آمده باشد، باید (گلپایگانی، صافی: بنابر احتیاط لازم) آن را به حاکم شرع بدهد و بگوید آن چیز، زکات است.

زنجانی: اگر چیزی از زکات زیاد آمده باشد، باید آن را به مصرف زکات برساند.

فاضل: اگر چیزی از زکات زیاد آمد، باید آن را به مجتهد جامع الشرائط بدهد و بگوید آن چیز، زکات است.

سیستانی: اگر چیزی از زکات زیاد آمده باشد، چنانچه نتواند آن را به دهنده زکات برساند باید به حاکم شرع برساند و بگوید آن چیز، زکات است.

بهجت: اگر چیزی از زکات زیاد آمده باشد، در صورتی که باز گرداندن به صاحب مال یا نایب او مشقّت داشته باشد باید آن را به حاکم شرع بدهد و بگوید آن چیز زکات است و اگر به حاکم شرع هم ممکن نشد به مؤمنین عادل می دهد که آنها به مصرف زکات برسانند، و اگر آن هم ممکن نشد، خودش می تواند آن را در موارد مصرف زکات صرف کند.

مکارم: رجوع کنید به ذیل مسأله 1940

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین