احکام وکالت

احکام وکالت
وکالت آن است که انسان کاری را که می تواند در آن دخالت کند1، به دیگری واگذار نماید تا از طرف او انجام دهد، مثلاً کسی را وکیل کند که خانه او را بفروشد یا زنی را برای او عقد نماید2 پس آدم سفیهی که مال خود را در کارهای بیهوده مصرف می کند3، اگر حاکم شرع او را از تصرّف منع کرده یا درحالی که بالغ شده سفیه بوده، نمی تواند برای فروش مال خودش کسی را وکیل نماید.

1-سبحانی: دخالت و تصرف کند...

2- خوئی، تبریزی، زنجانی: پس آدم سفیه چون حقّ ندارد در مال خود تصرّف کند، نمی تواند برای فروش آن (زنجانی: بدون اذن یا اجازه ولی خود) کسی را وکیل نماید (تبریزی: و نیز چون هر کس نمی تواند برای مردم جعل قانون کند، کسی را وکیل کند که برای مردم قانون جعل کند، وکالت صحیح نیست،).

3- اراکی، گلپایگانی، فاضل، صافی: چون حقّ ندارد در مال خود تصرّف کند (گلپایگانی، فاضل، صافی: و کسی که حاکم شرع او را از تصرّف در مالش منع کرده باشد) نمی تواند برای فروش مال خودش، کسی را وکیل نماید.

بهجت: نمی تواند برای فروش مال خودش کسی را وکیل نماید.

سبحانی: یا حاکم شرع او را از تصرف منع کرده نمی تواند برای فروش مال خودش کسی را وکیل نماید.

*****

سیستانی: مسأله- وکالت آن است که انسان معامله ای را – از عقود یا ایقاعات – یا چیزی از شؤون آنها را مانند تحویل دادن و تحویل گرفتن که حقّ دارد خود انجام بدهد، به دیگری واگذار نماید تا از طرف او انجام دهد، مثلاً کسی را وکیل کند که خانه او را بفروشد یا زنی را برای او عقد نماید پس آدم سفیه چون حقّ ندارد در مال خود تصرّف کند، نمی تواند برای فروش آن کسی را وکیل نماید.

وحید: مسأله- وکالت آن است که انسان کاری را که می تواند در آن دخالت کند و مباشرت در آن معتبر نیست ، به دیگری واگذار نماید تا از طرف او انجام دهد ، مثلا به دیگری واگذار کند که خانه او را بفروشد ، یا زنی را برای او عقد نماید ، پس سفیه چون حقّ ندارد در مال خود تصرّف کند ، نمی تواند برای فروش آن کسی را بدون اذن ولیّ وکیل نماید ، و همچنین کسی که به واسطه افلاس به حکم حاکم شرع از تصرّف در مالش منع شده است ، نمی تواند برای تصرّف در مالش وکیل بگیرد مگر به اذن یا اجازه طلبکاران.

مکارم: مسأله- وکالت ان است که انسان کاری را که شرعاً می تواند در آن دخالت و تصرّف کند به دیگری واگذار نماید تا از طرف او انجام دهد، مثلاً کسی را وکیل کند که خانه او را بفروشد، یا همسری را برای او عقد کند و در صورتی که شرایط در آن جمع باشد صحیح است. وکیل و موکل هر دو باید عاقل و بالغ و رشید (کسی که اموال خود را بیهوده مصرف نکند) باشند و وکالت را از روی قصد و اختیار انجام دهند.

مظاهری: مسأله- وکالت آن است که انسان کاری را به دیگری واگذار نماید تا از طرف او انجام دهد، مثلاً کسی را وکیل کند که خانه او را بفروشد یا زنی را برای او عقد نماید.

(مسأله 2257) در وکالت لازم نیست صیغه بخوانند1، و اگر انسان به دیگری بفهماند که او را وکیل کرده و او هم بفهماند قبول نموده، مثلاً مال خود را به کسی بدهد که برای او بفروشد و او مال را بگیرد، وکالت صحیح است.

1- گلپایگانی، صافی: در وکالت شرط است که منجزّ باشد یعنی اصل وکالت معلّق بر چیزی نباشد پس اگر بگوید چنانچه مسافر من بیاید یا وقتی که اوّل ماه شد تو در فروش خانه وکیل من هستی که خود وکالت معلّق بر آمدن مسافر یا رسیدن اوّل ماه شده باطل است ولی تعلیق در متعلّق وکالت مثل این که بگوید تو در فروختن خانه ام وکیل من هستی لکن خانه را وقتی مسافر من آمد یا وقتی اوّل ماه شد بفروش اشکال ندارد و در وکالت لازم نیست صیغه بخوانند...

*****

مکارم: مسأله- قرارداد وکالت را می توان به وسیله خواندن صیغه فارسی یا عربی یا هر زبان دیگر انجام داد، همچنین اگر عملاً به دیگری بفهماند که او را وکیل کرده و او هم عملاً بفهماند که قبول نموده است (مثلاً مال خود را برای فروختن به او بسپارد و او هم قبول کند) آن نیز صحیح است.

(مسأله 2258) اگر انسان کسی را که در شهر دیگر است وکیل نماید و برای او وکالت نامه بفرستد و او قبول کند، اگر چه وکالت نامه بعد از مدّتی برسد وکالت صحیح است1.

این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست.

1- مکارم: و کارهای وکیل بعد از رسیدن وکالت نامه و قبول کردن آن صحیح خواهد بود.

*****

فاضل: مسأله- لازم نیست هنگام وکیل قراردادن، وکیل حضور داشته باشد یا بلافاصله از وکالت مطّلع شود. بنابر این اگر شخصی را که در شهر دیگر زندگی می کند وکیل کند، وکالت او صحیح است هر چند پس از مدّتها مطّلع شود.

(مسأله 2259) موکّل یعنی کسی که دیگری را وکیل می کند و نیز کسی که وکیل می شود، باید بالغ و عاقل باشند و از روی قصدو اختیار اقدام کنند1، و بچّه ممیّز هم اگر فقط در خواندن صیغه وکیل شده باشد و صیغه را با شرایطش بخواند صیغه ای که خوانده صحیح است.

1- گلپایگانی، بهجت، صافی: [پایان مسأله].

خوئی، تبریزی، سیستانی: باید عاقل باشند و از روی قصد و اختیار اقدام کنند و در موکّل بلوغ نیز معتبر است (سیستانی: مگر در آنچه از بچّه ممیّز صحیح است).

زنجانی: باید عاقل و ممیّز با شند و از روی قصد و اختیار اقدام کنند و موکّل باید بالغ نیزباشد و کسی که او را به وکالت مجبور کرده اند، اگر بعداً راضی شود و نیز موکّل نابالغ اگر ولیّ او اذن یا اجازه دهد، وکالت وی صحیح است.

مکارم: رجوع کنید به تعریف وکالت، قبل از مسأله 2257.

*****

وحید: مسأله- موکّل ـ یعنی کسی که دیگری را وکیل می کند ـ و نیز کسی که وکیل می شود ، باید عاقل باشند ، و از روی قصد و اختیار اقدام نمایند ، و اکراهِ به ناحق نشده باشند ، و در موکّل بلوغ نیز معتبر است ،ولی بچّه ای که بالغ نشده در چیزی که خودش می تواند انجام بدهد می شود وکیل بگیرد ، مانند بچّه ده ساله ای که حقّ دارد وصیت کند.

مظاهری: مسأله- موکّل - یعنی کسی که دیگری را وکیل می‏کند - و نیز کسی که وکیل می‏شود باید رشید باشند و از روی قصد و اختیار اقدام کنند، و نیز موکّل باید بتواند شرعاً در اموال خود تصرّف کند.

(مسأله 2260) کاری را که انسان نمی تواند انجام دهد، یا شرعاً نباید انجام دهد، نمی تواند برای انجام آن از طرف دیگری وکیل شود، مثلاً کسی که در احرام حجّ است چون نباید صیغه عقد زناشویی را بخواند، نمی تواند برای خواندن صیغه از طرف دیگری وکیل شود1.

1- زنجانی: نمی تواند برای اینکه صیغه را در حال احرام بخواند، از طرف دیگری وکیل شود.

*****

مکارم: مسأله- وکالت در کارهای حرام، یا در اموری که وکیل قدرت انجام آن را عقلاً یا شرعاً ندارد باطل است، مثلاً شخصی که در حال احرام است چون نباید صیغه عقد ازدواج را بخواند نمی تواند برای خواندن صیغه ازطرف دیگری وکیل شود.

(مسأله 2261) اگر انسان کسی را برای انجام تمام کارهای خودش1 وکیل کند صحیح است2، ولی اگر برای یکی از کارهای خود وکیل نماید و آن کار را معین نکند وکالت صحیح نیست3.

1- مکارم: یا قسمت معیّنی از کارها مثلاً آنچه مربوط به اموال او است...

2- مکارم: جایز است...

3- سیستانی: بلی، اگر او را برای انجام یکی از چند کار به انتخاب خودش وکیل کند مثلاً او را وکیل کند که یا خانه اش را بفروشد و یا اجاره دهد، وکالت صحیح است.

وحید: مگر آنکه تعیین را به نظر وکیل واگذار کند مثل اینکه بگوید : (تو وکیل هستی در فروش یا اجاره خانه هر کدام را که اختیار کردی).

(مسأله 2262) اگر وکیل را عزل کند1یعنی از کار برکنار نماید، بعد از آن که خبر به او رسید نمی تواند آن کار را انجام دهد، ولی اگر پیش از رسیدن خبر، آن کار را انجام داده باشد صحیح است.

1- زنجانی: عقد وکالت از طرفین غیر لازم است و در نفوذ عزل موکل رسیدن خبر شرط است پس اگر موکل وکیل را عزل کند ...

مکارم: رجوع کنید به ذیل مسأله 2263.

مسأله اختصاصی

فاضل: مسأله 2334- وکالت، عقد جایز است و هر یک از دو طرف می تواند آن را به هم بزند، مگر اینکه در ضمن عقد لازمی شرط شده باشد مثلاً فرزند مغازه خود را به پدرش می فروشد و در ضمن عقد بیع شرط می کنند که فرزند وکیل باشد مغازه را تا پنج سال اجاره بدهد و مال الإجاره را بپردازد که در این صورت پدر جایز نیست فرزندش را از وکالت عزل نماید.

(مسأله 2263) وکیل می تواند از وکالت کناره کند1 و اگر موکّل غایب هم باشد، اشکال ندارد2.

1- وحید: اگر چه موکل غایب باشد.

2- سبحانی: مگر در شرایطی که کناره گیری او مایه متضرر شدن موکل باشد.

*****

خوئی، تبریزی: مسأله- وکیل می تواند از وکالت کناره شود اگر چه موکل غایب باشد.

سیستانی: مسأله- وکیل می تواند خود را از وکالت برکنار کند، اگر چه موکل غایب باشد.

مکارم: مسأله – هر گاه کسی وکیل خود را عزل کند بعد از رسیدن این خبر به او برکنار می شود ولی اگر پیش از رسیدن این خبر به او کاری را انجام داده باشد صحیح است اما وکیل هر موقع بخواهد می تواند از وکالت کنار برود هر چند موکل غایب باشد.

(مسأله 2264) وکیل نمی تواند برای انجام کاری که به او واگذار شده، دیگری را وکیل نماید1، ولی اگر موکل به او اجازه داده باشد که وکیل بگیرد، به هر طوری که به او دستور داده می تواند رفتار نماید2، پس اگر3 گفته باشد برای من وکیل بگیر، باید از طرف او وکیل بگیرد و نمی تواند کسی را از طرف خودش وکیل کند.

1- مکارم: مگر این که موکّل به او اجازه داده باشد که از طرف خودش یا از طرف او وکیل بگیرد، در این صورت می تواند هر طور که به او اجازه داده است عمل نماید.

زنجانی: مگر کاری را که وکیل انجام می دهد بطوری باشد که اگر با واسطه هم انجام گیرد، آن کار عرفاً به وکیل نسبت داده می شود که در این صورت وکیل می تواند – چنانچه موکّل تصریح بر خلاف نکرده باشد- وکیل بگیرد، در هر حال اگر موکّل به وکیل اجازه داده باشد که وکیل بگیرد، می تواند بر طبق اجازه رفتار نماید ، پس اگر گفته باشد برای من وکیل بگیر، باید ازطرف او وکیل بگیرد، و نمی تواند کسی را از طرف خودش وکیل کند.

2- فاضل: و همچنین است اگر ظاهر امر، اجازه توکیل باشد؛ مثل این که کار به نحوی است که معلوم است خود وکیل نمی تواند آن را انجام دهد...

3- فاضل: و اگر...

(مسأله 2265) اگر انسان با اجازه موکل خودش کسی را از طرف او وکیل کند، نمی تواند آن وکیل را عزل نماید و اگر وکیل اوّل بمیرد یا موکل، او را عزل کند1 وکالت دومی باطل نمی شود.

1- مکارم: اگر وکیل اوّل بمیرد یا از وکالت کناره گیری کند...

(مسأله 2266) اگر وکیل با اجازه موکل، کسی را از طرف خودش وکیل کند1 موکل و وکیل اوّل می توانند آن وکیل را عزل کنند و اگر وکیل اوّل بمیرد، یا عزل شود، وکالت دومی باطل می شود2.

1- فاضل: از طرف خودش (از طرف وکیل) وکیل کند...

2- بهجت: و اگر موکّل اوّل بمیرد یا دیوانه یا بیهوش شود، وکالت هر دو وکیل باطل می شود، و همچنین است در مسأله قبلی.

*****

سبحانی: مسأله- اگر وکیل با اجازه موکل، کسی را از طرف خودش وکیل کند موکل می تواند آن وکیل را عزل کند ولی وکیل اوّل نمی تواند او را عزل کند مگر اینکه وکیل در عزل نیز باشد ولی اگر وکیل اول بمیرد، یا عزل شود، وکالت دومی باطل می شود.

(مسأله 2267) اگر چند نفر را برای انجام کاری وکیل کند و به آنها اجازه دهد که هر کدام به تنهایی در آن کار اقدام کنند، هر یک از آنان می تواند آن کار را انجام دهد و چنانچه یکی از آنان بمیرد1، وکالت دیگران باطل نمی شود2. ولی اگر نگفته باشد که با هم یا (به تنهایی وکیل است که انجام دهد و از حرفش هم معلوم نباشد که می توانند3) به تنهایی انجام دهند، یا گفته باشد که با هم انجام دهند، نمی توانند به تنهایی اقدام نمایند4. و در صورتی که یکی از آنان بمیرد، وکالت دیگران باطل می شود5، اگر با هم وکیل شده باشند.

1- فاضل: یا عزل شود...

2- سیستانی: ولی اگر گفته باشد که با هم انجام دهند، یا به نحو اطلاق گفته باشد: شما دو نفر وکیل من هستید، نمی توانند به تنهایی اقدام نمایند، و در صورتی که یکی از آنان بمیرد، وکالت دیگران باطل می شود.

بهجت: و همچنین است بنابر أظهر، اگر تعیین نکرده باشند که با هم یا به تنهایی اقدام کنند. ولی اگر گفته باشد که با هم انجام دهند، نمی توانند به تنهایی اقدام نمایند، و اگر با هم وکیل شده باشند در صورتی که یکی از آنان بمیرد، وکالت دیگران باطل می شود.

سبحانی: و اگر گفته باشد این کار را با هم انجام دهید یا ظاهر سخنان او این باشد که با هم انجام دهند در این صورت نمی توانند به تنهائی اقدام نمایند. و در صورتی که یکی از آنان بمیرد، وکالت دیگران باطل می شود.

3- [قسمت داخل پرانتز در رساله آیات عظام: خوئی، گلپایگانی، تبریزی، زنجانی، صافی و وحید نیست]

4- فاضل: و اگر دسته جمعی وکیل شده باشند که با هم انجام دهند، در صورتی که یکی از آنان بمیرد، وکالت دیگران باطل می شود و در صورت مبهم بودن کلام موکّل، وکالت دیگران با مرگ یکی از وکلاء از بین می رود.

5- گلپایگانی، خوئی، صافی، تبریزی، زنجانی: [پایان مسأله].

*****

مکارم: مسأله- هرگاه چند نفر را برای انجام کاری وکیل کند و به آنها بگوید هر کدام از شما وکیل من هستید، در این صورت هر یک از آنان کار را انجام دهد صحیح است و چنانچه یکی از آنها بمیرد، وکالت دیگران باطل نمی شود و اگر بگوید همه با هم وکیل من هستند هیچ کدام به تنهایی نمی توانند کاری انجام دهد و اگر یکی از آنان بمیرد، وکالت دیگران هم باطل می شود.

(مسأله 2268) اگر وکیل یا موکل بمیرد، یا دیوانه همیشگی شود، وکالت باطل می شود، (و نیز اگر گاه گاهی دیوانه شود و یا بیهوش شود، بنابر احتیاط واجب باید به معامله ای که انجام می دهد ترتیب اثر ندهند1) و نیز اگر چیزی که برای تصرف در آن وکیل شده است، ازبین برود مثلاً گوسفندی که برای فروش آن وکیل شده بمیرد، وکالت آن باطل می شود.

1- اراکی، گلپایگانی: اگر وکیل یا موکل بمیرد یا دیوانه یا بیهوش شود وکالت باطل می شود....

بهجت: بنابر احتیاط واجب باید بعد از زوال دیوانگی یا بیهوشی وکالت تجدید شود...

سبحانی: اگر گاه گاهی دیوانه شود بنابر احتیاط واجب باید به معامله ای که انجام می دهد ترتیب اثر ندهند ولی اگر بیهوش شود، وکالت باطل نمی شود...

[قسمت داخل پرانتز در رساله آیت الله نوری نیست]

*****

خوئی، فاضل، تبریزی: مسأله- اگر وکیل یا موکل بمیرد، وکالت باطل می شود و نیز اگر چیزی که برای تصرّف در آن وکیل شده است از بین برود، مثلاً گوسفندی که برای فروش آن وکیل شده بمیرد، وکالت باطل می شود. . و اگر یکی از آنها دیوانه یا بیهوش شود، در زمان دیوانگی یا بیهوشی، وکالت اثری ندارد * امّا بطلان وکالت به نحوی که بعد از برطرف شدن دیوانگی و بیهوشی نیز نتواند عمل را انجام دهد، محلّ اشکال است..

.سیستانی: و همچنین اگر یکی از آنها برای همیشه دیوانه یا بیهوش شود، وکالت باطل می شود، ولی اگر گاهگاهی دیوانه یا بیهوش می شود، بطلان وکالت در زمان دیوانگی یا بیهوشی، چه رسد به زمان برطرف شدن آن، محلّ اشکال است.

. وحید: و اگر یکی از آنها دیوانه یا بیهوش شود بطلان وکالت به نحوی که بعد از برطر ف شدن دیوانگی و بیهوشی نیز نتواند عمل را انجام دهد و محتاج به توکیل جدید باشد محل اشکال است.

*زنجانی: و اگر کسی را برای انجام کاری در آینده وکیل کند، وکیل و موکّل، هر دو، هم در حال وکالت دادن و هم در زمان آن کار، شرایط لازم را دارا باشند، وکالت صحیح است، و اگر در فاصله این دو زمان، دیوانگی یا بیهوشی یا مانند آن پدید آید، به صحّت وکالت ضرری نمی رساند.

. صافی: محلّ تأمّل است.

مکارم: مسأله- هر گاه وکیل یا موکّل از دنیا برود یا دیوانه شود وکالت باطل می شود، هر چند دیوانه بعداً عاقل گردد، دیوانگی موقّت نیز بنابراحتیاط باعث باطل شدن وکالت است، ولی بیهوشی موقّت موجب باطل شدن وکالت نیست.

مظاهری: مسأله- اگر وکیل یا موکّل بمیرد یا دیوانه شود وکالت باطل می‏شود، گرچه دیوانگی، موقّت باشد، ولی بیهوشی موجب باطل شدن وکالت نیست.

(مسأله 2269) اگر انسان کسی را برای کاری وکیل کند و چیزی برای او قرار بگذارد، بعد از انجام آن کار، چیزی را که قرار گذاشته باید به او بدهد.

*****

مظاهری: مسأله- اگر کسی را برای کاری وکیل کنند و چیزی برای او قرار دهند، چنانچه قرار گذاشته باشند که تا عمل را انجام ندهد چیزی به او ندهند، وکیل حقّی ندارد، گرچه فعالیّت خود را نموده باشد، و اگر قرار گذاشته باشند گرچه به نتیجه نرسد چیزی به او بدهند، باید بدهند.

(مسأله 2270) اگر وکیل در نگهداری مالی که در اختیار اوست کوتاهی نکند و غیر از تصرّفی که به او اجازه داده اند، تصرّف دیگری در آن ننماید و اتفاقاً آن مال از بین برود، نباید عوض آن را بدهد1.

این مسأله را در رساله آیات عظام: مکارم و سبحانی نیست.

1- سیستانی: ضامن نیست.

وحید: ضامن عوض آن نیست.

فاضل: واجب نیست عوض آن را بدهد.

بهجت، زنجانی: لازم نیست عوض آن را بدهد (بهجت: و اگر وکیل ادّعا کند که مال بدون تجاوز و کوتاهی تلف شده، چنانچه بینه بر خلافش نباشد، ادّعایش قبول می شود).

(مسأله 2271) اگر وکیل در نگهداری مالی که در اختیار اوست کوتاهی کند، یا غیر از تصرّفی که به او اجازه داده اند تصرّف دیگری در آن بنماید و آن مال را از بین برود، ضامن است، پس اگر لباسی را که گفته اند بفروش، بپوشد و آن لباس تلف شود، باید عوض آن را بدهد.

این مسأله در رساله آیت الله مظاهری نسیت.

*****

مکارم: مسأله- اگر وکیل در نگهداری اموالی که در اختیار اوست کوتاهی کند، یا غیر از آن تصرّفی که به او اجازه داده شده تصرّف دیگری بنماید و آن مال را از بین برود یا ناقص شود، ضامن است ولی اگر بعد از آن تصرّف، مال باقی باشد و در آن تصرّفاتی را که اجازه دهده بکند آن تصرّف صحیح است.

(مسأله 2272) اگر وکیل، غیر از تصرّفی که به او اجازه داده اند، تصرّف دیگری در مال بکند، مثلاً لباسی را که گفته اند بفروش بپوشد و بعداً تصرّفی را که به او اجازه داده اند بنماید، آن تصرف صحیح است.

این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست.

مکارم: رجوع کنید به ذیل مسأله 2271.

مسائل اختصاصی

بهجت: مسأله 1811- اگر وکیل در چیزی که به وکالت خریده عیبی ببیند، لازم است آن معامله را از جهت خیار عیب فسخ کند، چه موکّل حاضر باشد یا غایب، و اگر موکّل او را از فسخ کردن معامله منع کند، وکیل نمی تواند فسخ کند.

بهجت: مسأله 1812- زن می تواند برای طلاق دادن زن دیگر شوهرش یا طلاق زن مرد دیگر وکیل شود، بلکه می تواند برای طلاق خودش از طرف شوهرش وکیل شود.

مظاهری: مسأله 1829- وکالت عقد جایز است و هر یک از دو طرف می‏تواند آن را به هم بزند مگر اینکه در ضمن عقد لازمی، شرط شده باشد، مثلاً در ضمن عقد نکاح شرط کنند که زن وکیل باشد که اگر مرد نفقه نداد زن از طرف شوهر خود را طلاق دهد، که در این صورت شوهر حقّ ندارد او را عزل نماید.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین