شرایط عقد ازدواج

شرایط عقد ازدواج
(مسأله 2370) عقد ازدواج چند شرط دارد:

اول: آن که به عربی صحیح خوانده شود به احتیاط واجب1، و اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند، به هر لفظی که صیغه را بخوانند صحیح است و لازم هم نیست که وکیل بگیرند2، امّا باید لفظی بگویند که معنی «زوّجت» و «قبلتُ» را بفهماند3.

دوم: مرد و زن یا وکیل4 آنها که صیغه را می خوانند قصد انشاء داشته باشند یعنی اگر خود مرد و زن صیغه را می خوانند، زن به گفتن «زوّجتک نفسی» قصدش این باشد که خود را زن او قرار دهد5 و مرد به گفتن «قبلتُ التَّزویج» زن بودن او را برای خود قبول نماید و اگر وکیل6 مرد و زن صیغه را می خوانند، به گفتن «زوَّجتُ و قبلتُ7» قصدشان این باشد که مرد و زنی که آنان را وکیل کرده اند8، زن و شوهر شوند9.

سوم: کسی که صیغه را می خواند باید بالغ و عاقل باشند10، چه برای خودش بخواند یا از طرف دیگری وکیل شده باشد11.

چهارم: اگر وکیل زن و شوهر یا ولی آنها صیغه را می خوانند در عقد، زن و شوهر را معین کنند مثلا اسم آنها را ببرند یا به آنها اشاره نمایند. پس کسی که چند دختر دارد، اگر به مردی بگوید: «زوّجتُکَ إحدی بناتی» (یعنی زن تو نمودم یکی از دخترانم را) و او بگوید «قبلْتُ» یعنی قبول کردم، چون در موقع عقد، دختر را معین نکرده اند عقد باطل است.

پنجم: زن و مرد به ازدواج راضی باشند12، ولی اگر زن ظاهراً به کراهت اذن دهد و معلوم باشد قلباً راضی است عقد صحیح است.

1- اراکی: اوّل: آن که به عربی صحیح خوانده شود...

نوری: اوّل: آن که مرد و زن قدرت خواندن صیغه عقد به عربی را داشته باشند، به عربی بخوانند...

2- گلپایگانی، صافی: اوّل: آن که به عربی صحیح خوانده شود و اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند بهتر بلکه احوط آن است که کسی را که می تواند به عربی صحیح بخواند وکیل کنند لکن لازم نیست و خودشان هم می توانند به غیر عربی بخوانند...

خوئی، تبریزی: اوّل: آن که بنابراحتیاط به عربی صحیح خوانده شود و اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند چنانچه ممکن باشد بنابراحتیاط واجب (تبریزی: احتیاط واجب آن است) کسی را که می تواند به عربی صحیح بخواند وکیل کنند و اگر ممکن نباشد خودشان می توانند به غیر عربی بخوانند.

سیستانی: اوّل: آن که بنابراحتیاط واجب به عربی خوانده شود و اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی بخوانند می توانند به غیر عربی بخوانند و لازم نیست وکیل بگیرند...

3- زنجانی: اوّل: آن که بنابراحتیاط مستحبّ به عربی صحیح خوانده شود، و اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند، بی اشکال به هر لفظی که صیغه را بخوانند و معنای «زوّجتک» و «قبلتُ» را بفهماند صحیح است و احتیاط مستحبّ آن است که چنانچه ممکن باشد، کسی را که می تواند به عربی صحیح بخواند وکیل کنند...

فاضل: اوّل: آن که به عربی صحیح خوانده شود. و اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند چنانچه ممکن باشد، احتیاط مستحبّ آن است کسی را که می تواند به عربی صحیح بخواند وکیل کنند و اگر خودشان بخوانند، باید لفظی بگویند که معنی «زوّجتُ و قبلتُ» را بفهماند...

وحید: اوّل: آن که بنابر احتیاط واجب به عربی صحیح خوانده شود ، و اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند ، می توانند به غیر عربی بخوانند ، ولی باید لفظی بگویند که معنی «زَوَّجْتُ» و «قَبِلْتُ» را بفهماند ، هرچند احتیاط مستحبّ آن است که اگر ممکن باشد کسی را که می تواند به عربی صحیح بخواند وکیل کنند...

سبحانی: اول آن که عقد را به عربی صحیح بخوانند. و اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند; باید کسی را که می تواند عقد را به عربی صحیح بخواند وکیل کنند، و اگر نتوانند کسی را که به عربی صحیح می خواند وکیل کنند باید خودشان به غیرعربی بخوانند اما باید لفظی بگویند که معنی «زَوَّجت و قبلت» را بفهماند...

4- زنجانی: یا ولیّ...

5- نوری: و با گفتن این لفظ پیمان زناشویی میان خود و آن مرد ببندد...

6- زنجانی: یا ولیّ...

7- گلپایگانی، نوری، صافی: اگر وکیل مرد و وکیل زن صیغه را می خوانند به گفتن «زوِجت الخ و قبلتُ» ...

8- زنجانی: یا ولیّ آنها هستند...

9- نوری: و میان آنها زناشویی برقرار شود...

10- اراکی، نوری: کسی که صیغه را می خواند عاقل باشد (نوری: و بنابراحتیاط مستحبّ بالغ باشد)...

گلپایگانی، صافی: کسی که صیغه را می خواند عاقل و بنابراحتیاط لازم بالغ باشد...

خوئی، تبریزی: کسی که صیغه را می خواند بنابر احتیاط، بالغ و عاقل باشد...

11- نوری: ولی اگر نابالغ ممیّز با قصد انشاء، صیغه عقد را برای دیگری وکالتاً یا فضولتاً اجرا کند و او اجازه دهد یا برای خود با اذن یا اجازه ولیّ، عقد کند یا بعد از بلوغ، عقد قبل از بلوغ را برای خود قبول کند صحیح می باشد...

زنجانی: سوم: کسی که صیغه را می خواند ممیّز و عاقل باشد چه برای خودش بخواند یا از طرف دیگری وکیل شده باشد و اگر ممیّز برای خودش صیغه می خواند، باید با اجازه ولیّ باشد و به احتیاط مستحب کسی که صیغه را می خواند بالغ باشد...

سیستانی: سوم: کسی که صیغه را می خواند باید عاقل باشد، و اگر برای خود می خواند باید بالغ نیز باشد، بلکه بنابر احتیاط واجب عقد کودک نابالغ ممیز برای دیگری کافی نیست، و اگر خواند باید طلاق دهند یا دوباره عقد بخوانند...

فاضل: سوم: کسی که صیغه عقد را می خواند، لازم نیست بالغ باشد، بلکه باید مفهوم لفظی را که می گوید دقیقاً بداند پس اگر بچه ممیّز برای خودش با اجازه ولیّش، و یا برای دیگران عقد بخوانند، صحیح است...

وحید: سوم: کسی که صیغه را می خواند باید عاقل باشد ، و امّا کسی که بالغ نیست ولی قادر بر انشاء عقد است ، در صورتی که بدون اذن و اجازه ولیّ برای خودش صیغه را بخواند باطل است ، و با اذن یا اجازه ولیّ مانعی ندارد ، و در صورتی که صیغه را به وکالت از غیر بخواند ، عقدش صحیح است...

سبحانی: سوم کسی که صیغه را می خواند عاقل باشد، و بنابر احتیاط بالغ باشد چه برای خودش بخواند، یا از طرف دیگری وکیل شده باشد.

12-سبحانی:[پایان مساله]

سیستانی: ولی اگر ظاهراً کراهت داشته باشند و معلوم باشد قلباً راضی هستند، عقد صحیح است.

*****

بهجت: مسأله- بنابرأظهر، ترجمه صیغه عقد به فارسی یا زبان دیگر با وجود قدرت بر عربی کافی است، و احتیاط مستحبّ عربی بودن صیغه است، و برای کسی که آشنا به معنای عربی صیغه نیست و فقط می داند که صیغه عقد، به این لفظ جاری می شود، احتیاط مستحبّ این است که هم صیغه عربی و هم ترجمه اش را بخواند، و اکتفا کردن او به عربی خالی از تأمّل نیست، و اگر نمی توانند صیغه عربی را بخوانند و یا وکیل بگیرند، قطعاً ترجمه کافی است. کسی که صیغه عقد را می خواند، چه برای خود و چه به عنوان وکیل، بنابراحتیاط واجب باید بالغ و عاقل باشد و در هنگام خواندن صیغه قصد ایجاد عقد نکاح داشته باشد، و اگر درحال مستی صیغه را بخوانند، عقد صحیح نیست، ولیّ یا وکیل زن یا مرد، که صیغه عقد را می خوانند باید زن و شوهر را به قصد و لفظ معین کنند و در صورتی که زن یا شوهر به لفظ یا قصد معین نشود، چه از روی غفلت باشد یا با قصد خلاف، عقد باطل است.

مکارم: مسأله- عقد ازدواج شرایطی دارد از جمله:

1- احتیاط آن است که صیغه آن به عربی صحیح خوانده شود، ولی در صورتی که مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی بخوانند می توانند به زبان خود بخوانند و گرفتن وکیل برای خواندن صیغه به زبان عربی واجب نیست، ولی باید لفظی بگویند که معنی همان صیغه عربی را بفهماند .

2- کسی که صیغه را می خواند باید قصد انشاء داشته باشد یعنی قصدشان این باشد که باگفتن این الفاظ همسری در میان آن دو برقرار گردد، زن خود را همسر مرد قرار دهد و مرد این معنی را قبول کند، وکیل نیز باید چنین قصدی را داشته باشد.

3- کسی که صیغه عقد را می خواند باید عاقل و احتیاطاً بالغ باشد هرچند از طرف دیگری وکیل باشد.

4- ولیّ یا وکیل در اجرای صیغه عقد باید زن و شوهر را معین کند، بنابراین اگر کسی چند دختر دارد نمی تواند به مردی بگوید: «زوَّجتُکَ إحدی بَناتی» (یکی از دخترانم را به همسری تو درآوردم).

5- زن و مرد باید از روی اختیار به ازدواج راضی باشند ولی اگر یکی از آن دو ظاهراً با کراهت اجازه دهد، امّا می دانیم قلباً راضی است عقد صحیح است.

6- صیغه عقد باید صحیح خوانده شود و اگر طوری غلط بخوانند که معنی آن را عوض کند عقد باطل است امّا اگر معنی عوض نشود اشکالی ندارد.

مظاهری:مساله- عقد ازدواج، شش شرط دارد:

اوّل: صیغه را به عربی صحیح همراه با قصد انشاء بخوانند و در صورتی که نتوانند به عربی صحیح بخوانند باید برای خواندن صیغه وکیل بگیرند و اگر وکیل گرفتن هم ممکن نباشد و ضرورتی در کار باشد، خواندن صیغه به زبان دیگر اشکال ندارد.

دوّم: کسی که صیغه را می‏خواند باید قصد انشا داشته باشد یعنی قصدش این باشد که با گفتن این الفاظ ازدواج حاصل شود.

سوّم: کسی که صیغه را می‏خواند باید رشید باشد.

چهارم: وکیل یا ولی در اجرای صیغه عقد، باید زن و شوهر را معیّن کنند.

پنجم: زن و مرد به ازدواج راضی باشند.

ششم: صیغه عقد باید صحیح خوانده شود و اگر طوری غلط بخوانند که معنای آن را عوض کند، عقد باطل است، امّا اگر معنی عوض نشود اشکال ندارد.

مسأله اختصاصی

بهجت: مسأله 1887- حضور دو شاهد عادل، در عقد دائم و غیر دائم لازم نیست، ولی احتیاط مستحبّ آن است که حضور داشته باشند.

(مسأله 2371) اگر در عقد یک حرف غلط خوانده شود که معنی آن را عوض کند عقد باطل است1.

این مساله در رساله آیت الله بهجت نیست.

1- زنجانی: هرچند قادر به خواندن عقد به شکل صحیح نباشند، بلکه باید وکیل بگیرند.

مکارم، مظاهری: رجوع کنید به ذیل مسأله 2370، شرط ششم.

*****

سیستانی: مسأله- اگر در عقد یک حرف یا بیشتر غلط خوانده شود که معنی آن را عوض نکند، عقد صحیح است.

(مسأله 2372) کسی که دستور زبان عربی را نمی داند، اگر قرائتش صحیح باشد و معنای هر کلمه از عقد را جداگانه بداند1 و از هر لفظی معنای آن را قصد نماید2، می تواند عقد را بخواند3.

این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست.

1- فاضل: و قصد انشاء بنماید...

وحید: اگر عقد را صحیح بخواند و معنای هر کلمه ای از عقد را بداند ...

2- مظاهری: و قصد انشاء هم داشته باشد...

3- فاضل: و چنانچه معنای آن را بطور اجمال بداند، بنابراحتیاط واجب کافی نیست.

زنجانی: بلکه اگر معنای مجموع صیغه عقد را بداند، و از کلّ عبارت، معنای آن را قصد کند کفایت می کند.

*****

مکارم: مسأله- کسی که دستور زبان عربی را نمی داند ولی کلمات عقد را صحیح ادا می کند و معنی آن را نیز می داند عقد او صحیح است.

سیستانی: مسأله- کسی که صیغه عقد را می خواند اگر معنای آن را –هرچند به طور اجمال- بداند و قصد تحقق آن معنا را بکند عقد صحیح است و لازم نیست که معنای صیغه را تفصیلاً بداند مثلاً بداند که فعل یا فاعل بر طبق دستور زبان عربی کدام است.

(مسأله 2373) اگر زنی1 را برای مردی بدون اجازه آنان عقد کنند و بعداً زن و مرد بگویند به ان عقد راضی هستیم2، عقد صحیح است3.

1- بهجت: زن و مرد باید به عقد راضی باشند، ولی اگر زنی...

2- خوئی، تبریزی، سیستانی: بعداً زن و مرد آن عقد را اجازه نمایند...

3- سیستانی: و برای اجازه، کافی است سخنی بگوید و یا کاری انجام دهد که بر رضایت او دلالت داشته باشد.

*****

وحید: مسأله- اگر زنی را برای مردی بدون اذن آنان عقد کنند ، و بعد زن و مرد آن عقدرا اجازه نمایند ، عقد صحیح است.

زنجانی: مسأله- اگر کسی که ولیّ زن یا مرد نیست، بدون اجازه آنان یا ولیّ یا وکیل ایشان عقد کند، سپس مرد یا زن یا ولیّ یا وکیل آنها اجازه دهد، عقد صحیح خواهد بود.

سبحانی: مسأله- اگر بستگان یا نزدیکان زن، او را برای مردی بدون اجازه او عقد کنند و بعداً زن بگوید به آن عقد راضی هستم، عقد صحیح است و همچنین است در مورد مرد.

(مسأله 2374) اگر زن و مرد یا یکی از آن دو به ازدواج مجبور نمایند1 و بعد از خواندن عقد راضی شوند و بگویند به آن عقد راضی هستیم2، عقد صحیح است3.

1- خوئی، تبریزی، سیستانی: و بعد از خواندن عقد (سیستانی: به نحوی که در مسأله قبل گفته شد) اجازه نمایند، عقد صحیح است و بهتر آن است که دوباره عقد را بخوانند.

2- گلپایگانی، صافی: اگر عقد با قصد خوانده شده باشد لازم نیست دوباره بخوانند (صافی: اگر چه بهتر است).

3- زنجانی: ولی احتیاط مستحبّ آن است که دوباره عقد را بخوانند.

مکارم: احتیاط واجب آن است که صیغه عقد را از نو بخوانند.

*****

وحید: مسأله- اگر زن و مرد یا یکی از آن دورا به ازدواج اکراه نمایند ، در صورتی که عقدرا خود آنها خوانده باشند ، اگر بعد از خواندن عقد راضی شوند ، عقد صحیح است ، ولی اگر دیگری خوانده است در صورتی که اجازه کنند ـ مثلا بگویند به آن عقد راضی هستیم ـ عقد صحیح است.

(مسأله 2375) پدر و جدّ پدری می توانند برای فرزند1 نابالغ یا دیوانه خود که به حال دیوانگی بالغ شده است2 ازدواج کنند. و بعد از آن که آن طفل بالغ شد یا دیوانه عاقل گردید3، اگر ازدواجی که برای او کرده اند مفسده ای نداشته نمی تواند آن را به هم بزند و اگر مفسده ای داشته می تواند آن را به هم بزند4.

1- خوئی، فاضل، سیستانی، تبریزی: برای فرزند پسر یا دختر...

2- بهجت: در صورتی که مصلحت باشد...

نوری: و همچنین اگر دیوانگی بعد از بلوغ بوده...

3- بهجت: نمی تواند آن را به هم بزند، حتی اگر طفل، پسر باشد بنابر أظهر.

سبحانی: نباید آن را به هم بزنند...

4- خویی، تبریزی، وحید: می تواند آن را امضاء یا رد نماید ولی درصورتی که دختر و پسر نابالغ را پدرانشان به یکدیگر تزویج کنند چنانچه پس از بلوغشان اجازه نکنند احتیاط به طلاق (خوئی، وحید: یا عقد جدید) ترک نشود.

سیستانی: اگر ازدواجی که برای او کرده اند مفسده ای داشته باشد می تواند آن را امضاء یا رد نماید و اگر مفسده ای نداشته چنانچه پسر یا دختر نابالغ عقد ازدواج خود را به هم بزنند بنابر احتیاط واجب یا باید طلاق دهند یا عقد را دوباره بخوانند.

فاضل: اگر ازدواجی که برای او کرده اند، مصلحت داشته باشد، نمی تواند آن را به هم بزند و اگر مفسده ای داشته باشد، عقد فضولی است و می تواند آن را امضاء کرده یا عقد را به هم بزند، ولی چنانچه برای آنها مصلحت نداشته و مفسده هم نداشته باشد، در صحّت عقد اشکال است و احتیاط ترک نشود.

*****

مکارم: مسأله- پدر و جد پدری می توانند (در صورت ضرورت) برای فرزند نابالغ یا دیوانه خود ازدواج کنند و بعد از آن که طفل بالغ شد یا دیوانه عاقل گردید، بنابراحتیاط واجب نباید آن را به هم زد.

زنجانی: مسأله- پدر و جدّ پدری می توانند در صورتی که مفسده نداشته باشد برای پسر یا دختر نابالغ یا دیوانه خود ازدواج کنند و در اینجا فرقی نیست که دیوانه با حال دیوانگی بالغ شده باشد، یا پس از بالغ شدن دیوانه شده باشد، و بعد از آن که دختر بالغ شد نمی تواند ازدواجی را که برای او کرده اند بهم بزند و اگر پسر بالغ شد، بنابراحتیاط واجب اجازه وی رعایت شود، مخصوصاً اگر عقد را جد انجام داده باشد بنابراین در صورت عدم اجازه پسر، او را شوهر آن دختر به حساب نیاورده اند و دختر هم، تا طلاق صورت نگرفته، با دیگری ازدواج نکند.

مظاهری: مسأله- پدر و جدّ پدری می‏توانند برای فرزند غیر رشید خود همسر اختیار کنند و بعد از آنکه آن طفل رشید گردید نباید آن را به هم بزند مگر اینکه مفسده‏ای داشته باشد، و مخارج و مهریّه زن به عهده پسر می‏باشد، ولی اگر در حال عقد، طفل مالی نداشته باشد، مهر به عهده ولیّ اوست.

(مسأله 2376) دختری که به حد بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد، اگر بخواهد شوهر کند، چنانچه باکره باشد1، باید2 از پدر یا جدّ پدری خود اجازه بگیرد3 و اجازه مادر و برادر لازم نیست4.

1- سیستانی: و متصدی امور زندگانی خویش نباشد...

2- خوئی، اراکی، صافی، وحید: بنابراحتیاط واجب...

گلپایگانی، فاضل: بنابراحتیاط...

بهجت: بنابراحتیاط تکلیفاً...

3- بهجت: ولی در غیر باکره در صورتی که بکارتش به سبب شوهر کردن از بین رفته باشد، اجازه پدر و جد پدری لازم نیست. [پایان مسأله]

سیستانی: بلکه بنابراحتیاط واجب اگر خود متصدی امور زندگانی خویش باشد نیز باید اجازه بگیرد...

4- تبریزی: و پدر نیز می تواند با رعایت مصلحت دختر او را شوهر دهد.

فاضل: حتّی اگر پدر یا جدّ پدری نداشته باشد.

سبحانی: ولی اگر همسر مناسبی برای دختر پیدا شود و پدر مخالفت کند، اذن او شرط نیست.

*****

زنجانی: مسأله- پدر یا جدّ پدری می توانند دختری را به حدّ بلوغ رسیده و رشیده است یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد، در صورتی که باکره باشد شوهر دهند و مستحبّ و مطابق احتیاط استحبابی آن است که رضایت دختر را در این مورد جلب کنند و اجازه مادر و برادر لازم نیست. و اگر دختر باکره بالغه رشیده بخواهد با کسی ازدواج کند و پدر و جدّ پدری اجازه نمی دهند، چنانچه ممانعت ایشان بدون رعایت مصلحت دختر می باشد، اجازه آنان لازم نیست، ولی اگر آنها ازدواج را به صلاح دختر ندانسته، لذا ممانعت به عمل آورند، ازدواج دختر بدون اجازه پدر یا جدّ پدری باطل است.

مکارم: مسأله- دختر باکره باید با اجازه ی پدر یا جدّ پدری ازدواج کند؛ اما اگر رشیده باشد، یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد و به تایید بزرگترهای فامیل همسر مناسبی برای دختر پیدا شود و پدر مخالفت کند اجازه او شرط نیست. همچنین اگر به پدر یا جدّ پدری دسترسی نباشد و دختر رشیده هم احتیاج به شوهر کردن داشته باشد، یا این که دختر قبلاً شوهر کرده باشد، در این دو صورت نیز اجازه پدر و جدّ در ازدواج جدید لازم نیست.

نوری: مسأله – دختری که به حد بلوغ رسیده است هر چند رشیده هم باشد یعنی مصلحت خود را تشخیص بدهد در ازدواج خود چه دائم و چه موقت باید با اذن پدر یا جدّ پدری اقدام به ازدوج کند.

مظاهری: مسأله- - دختری که رشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص می‏دهد، چنانچه باکره باشد، باید با اجازه پدر ازدواج نماید، ولی اگر همسر مناسبی برای دختر پیدا شود و پدر مخالفت کند، اجازه او شرط نیست. همچنین اگر به پدر یا جدّ پدری دسترسی نباشد یا دختر قبلاً شوهر کرده و بکارتش از بین رفته باشد، اجازه پدر لازم نیست.

(مسأله 2377) اگر پدر و جدّ پدری غایب باشند، به طوری که نشود از آنان اذن گرفت و دختر هم احتیاج به شوهر کردن داشته باشد لازم نیست از پدر و جدّ پدری اجازه بگیرد1. و نیز اگر دختر باکره نباشد2 در صورتی که بکارتش بوسیله شوهر کردن از بین رفته باشد، اجازه پدر و جد لازم نیست3، ولی اگر بواسطه وطی به شبهه یا زنا از بین رفته باشد، احتیاط مستحبّ آن است که اجازه بگیرند.

1- فاضل: و همچنین اگر همسر مناسبی برای دختر پیدا شود و بخواهد با پسری که شرعاً و عرفاً هم کفو او می باشد ازدواج کند و پدر و جد پدری بدون جهت مانع می شوند و سخت گیری می کنند دراین صورت نیز اجازه آنان لازم نیست و همین طور اگر دختر باکره نباشد اجازه پدر و جد لازم نیست حتی در صورتی که بدون شوهر رفتن به او نزدیکی شده باشد.

نوری: و همچنین اگر از ازدواج با کسی که با دختر، کفو است، شرعاً و عرفاً؛ او را منع کنند و دختر احتیاج به شوهر کردن داشته باشد...

سبحانی: اجازه پدر و جد پدری ساقط است...

2- اراکی: اجازه پدر و جدّ لازم نیست. [پایان مسأله]

3- نوری، سبحانی: [پایان مسأله]

مظاهری: رجوع کنید به ذیل مسأله 2376.

*****

گلپایگانی، صافی: مسأله- اگر پدر و جد پدری غائب باشند و اجازه گرفتن از آنان ممکن نباشد و حاجت به تزویج باشد یا دختر باکره نباشد، اجازه پدر و جد لازم نیست.

خوئی، تبریزی: مسأله- اگر دختر باکره نباشد یا این که باکره باشد ولی اجازه گرفتن از پدر یا جد پدری به جهت غائب بودن یا غیر آن ممکن نباشد، و دختر حاجت به شوهر کردن داشته باشد اجازه پدر و جد لازم نیست.

بهجت: مسأله- اگر پدر و جد پدری غائب باشند، به طوری که نشود از آنان اذن گرفت و ازدواج برای دختر لازم باشد یا در ازدواج نکردن، ضرر یا حرج (یعنی مشقت شدیدی) باشد و همچنین اگر پدر یا جدّ پدری از ازدواج او با کسی که هم کفو اوست، با وجود تمام مقدمات و شرایط ممانعت کنند و او نیز تمایل به ازدواج دارد و ازدواج هم به مصلحت او باشد با اجتماع تمام شرایط می تواند ازدواج نماید.

وحید: مسأله- اگر دختر باکره نباشد ، یا این که باکره باشد ولی اجازه گرفتن از پدر یا جدّ پدری ممکن نباشد ، یا حرجی باشد و دختر حاجت به شوهر کردن داشته باشد ، اجازه پدر و جدّ پدری لازم نیست.

مکارم: مسأله- اگر به پدر یا جدّ پدری دسترسی نباشد و دختر هم احتیاج به شوهر کردن داشته باشد، یا اینکه قبلاً شوهر کرده باشد، در این دو صورت نیز اجازه پدر و جد در ازدواج جدید لازم نیست.

سیستانی: مسأله- اگر دختر باکره نباشد یا این که باکره باشد ولی پدر یا جد پدری اجازه ندهند، که با مردی که همتای او شرعاً و عرفاً می باشد ازدواج کند یا این که حاضر نباشند در امر ازدواج دختر به هیج وجه مشارکت کنند یا آن که اهلیت اجازه دادن از جهت دیوانگی یا مانند آن را نداشته باشند، دراین موارد اجازه آنان لازم نیست و همچنین اگر اجازه گرفتن از آنان به جهت غائب بودن یا غیر آن ممکن نباشد، و دختر حاجت زیادی در همان وقت به ازدواج داشته باشد اجازه پدر و جدّ لازم نیست.

زنجانی: مسأله- اگر پدر یا جدّ پدری غایب باشند، به طوری که نتوان از آنها اذن گرفت و دختر احتیاج به ازدواج داشته باشد، یا دختر باکره نباشد، اجازه پدر و جد لازم نیست، و همچنین اگر دختر باکره نباشد ، اجازه پدر و جد لازم نیست ولی اگر بکارت دختر به سببی غیر از شوهر از بین رفته باشد، مثل آنکه در اثر پرش یا نعوذ بالله زنای وی یا نزدیکی با وی از روی اشتباه، از بین رفته باشد، اجازه پدر یا جدّ پدری لازم است.

(مسأله 2378) اگر پدر، یا جدّ پدری برای پسر نابالغ خود زن بگیرد پسر –بعد از رسیدن به سنّ قابل برای تمتّع گرفتن- باید خرج زن را در صورتی که از او تمکین داشته باشد بدهد1.

این مسأله در رساله آیات عظام مکارم و بهجت نیست.

1- گلپایگانی، اراکی، خوئی، فاضل، تبریزی، صافی، نوری: پسر باید بعد از بالغ شدن خرج آن زن را بدهد (گلپایگانی، صافی: و همچنین پیش از بلوغ با قابلیت پسر برای استمتاع از او و تمکین زوجه، باید از مال پسر نفقه او داده شود).

سیستانی: پسر باید بعد از بالغ شدن خرج آن زن را بدهد، بلکه قبل از بلوغ هم در صورتی که به سنی رسیده باشد که قابلیت تلذذ را داشته باشد و زن هم به حدّی کوچک نباشد که قابلیت آن که شوهر از او تلذّذ ببرد را نداشته باشد، نفقه زن بر ذمّه پسر ثابت است و در غیر این صورت نفقه واجب نیست.

سبحانی: پسر باید بعد از بالغ شدن خرج آن زن را – در صورت تمکین و قابلیت برای مسائل زناشویی- بدهد.

مظاهری: رجوع کنید به ذیل مسأله 2375

*****

زنجانی: مسأله- اگر پدر یا جدّ پدری برای پسر نابالغ خود زن دائمی بگیرند، پسر باید بعد از بالغ شدن خرج آن زن را بدهد، و قبل از بلوغ، اگر پسر می توانسته از وی بهره گیری جنسی نموده و دختر هم برای این کار خود را تسلیم نموده باشد، دختر استحقاق خرجی داشته و ولیّ پسر باید خرجی دختر را از مال پسر بپردازد و یا از مال دیگر، پسر را بری الذمّه کند و اگر نپرداخت، بعد از بلوغ بر خود پسر واجب است که آن را بپردازد.

وحید: مسأله- اگر پدر یا جدّ پدری برای پسر نابالغ خود زن بگیرد ، پسر باید بعد از بالغ شدن خرج آن زن را بدهد ، و بنابر احتیاط واجب از خرج قبل از بلوغ ـ در صورت تمکین زن و تمکّن پسر از لذت بردن ـ به صلح یا غیر آن یقین به برائت ذمّه حاصل کند.

(مسأله 2379) اگر پدر یا جدّ پدری برای پسر نابالغ خود، زن بگیرد1، چنانچه پسر درموقع عقد مالی داشته، مدیون مهر زن است و اگر در موقع عقد مالی نداشته2، پدر یا جدّ او باید مهر زن را بدهند.

این مسأله در رساله آیات عظام مکارم ،بهجت نیست.

1- سیستانی: چنانچه پسر در موقع عقد مالی نداشته، پدر یا جد او باید مهر زن را بدهد و همچنین اگر مالی داشته باشد ولی پدر یا جد ضامن مهر شوند و در غیر این دو صورت اگر مهر بیش از مهر المثل نباشد، یا آن که مصلحتی اقتضا کند که مهر بیش از مهر المثل باشد، پدر یا جد می توانند مهر را از مال پسر بپردازند، و الا نمی توانند بیش از مهر المثل را از مال پسر بپردازند مگر آن که او بعد از بلوغ کار آنها را قبول کند.

زنجانی: چنانچه پسر در موقع عقد مالی نداشته باشد باید کسی که برای پسر زن گرفته مهر زن را بدهد و اگر پسر در موقع عقد مالی داشته خودش مدیون مهر زن است ...

2- فاضل: و در ضمن عقد شرط نشده که مهر بر عهده پدر یا جدّ پدری نیست...

مظاهری: رجوع کنید به ذیل مسأله 2375. و نیز مسأله اختصاصی 1993 بعد از مسأله 2463 متن اصلی.

مسأله اختصاصی

فاضل: مسأله 2497- اگر پدر و جدّ پدری مسلمان نباشند ولی دختر باکره رشیده مسلمان باشد، اجازه آنها در ازدواج او لازم نیست.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین