پیشنهاد فارین پالیسی به ترامپ برای رسیدن به یک توافق جدید با ایران
نویسنده فارین پالیسی اشاره میکند، این همراهی متحدان ایران را از امتیاز و برتری استراتژیک خود، مبنی بر منزوی شدن آمریکا محروم کرده و همزمان اعتدال و انعطاف در اجرای تحریمها به اروپا همچنان اجازه میدهد، ایران را در اجرای تعهدات هستهای خود مجاب و برای بازگشت به میز مذاکره آماده کند.

نشریه فارین پالیسی در مطلبی مشاورهای و ضد ایران به قلم «مایکل سینگ» با اشاره به ادراک ایران از بازی ترامپ و دولت وی در صحنه سیاست خارجی بیان کرده است، اگر ترامپ خواهان رسیدن به یک توافق جدید با ایران بر سر مسأله هستهای است، باید اروپا را سوار واگن خود کرده، فراتر از تحریمها اقدام کرده و از حمایت دو حزب از سیاستهای خود در برابر ایران اطمینان حاصل کند.
به گزارش «تابناک»؛ نویسنده فارین پالیسی، با اشاره به تناقض در گفتههای ترامپ در یک روز و در جریان سخنرانی در سازمان ملل (زمانی که رهبران ایران را دیکتاتورهای مسئول آشوب و مرگ و نابودی خطاب کرد و بعدازآن حسن روحانی را فردی دوستداشتنی عنوان نمود) بیان میکند که این تناقضگویی هدفدار است. ترامپ به دنبال نابودی مطلق توافق هستهای نیست، بلکه به دنبال جایگزینی آن با یک توافق جدید است و در این راه از فشار حداکثری بر ایران در راستای رسیدن به نتیجه بهره میبرد.
مایکل سینگ بیان میکند، این استراتژی ساده است اما ریسکهایی نیز دارد؛ ریسکهایی که برآمده از ادراک تهران از آینده مسائل است. به عقده او ایران ممکن است تصور کند با افزایش سطح فعالیتهای هستهای (همانند اقدام کره شمالی) میتواند آمریکا را مجبور به بازگشت به وضعیت سابق کند، یا آنکه تهران به امید تغییرات سیاست آمریکا در آینده بعد از ترامپ، فشارهای سنگین اقتصادی را تحمل کند.
سینگ سه برداشت ایران را اینگونه تصویر میکند: آمریکا به لحاظ بینالمللی منزوی خواهد شد، سیاست فعلی ترامپ منجر به شکاف داخلی در سیاست آمریکا شده و از سوی جایگزین آینده وی تغییر خواهد کرد، واشنگتن علاقهای به افزایش فشار و اقدامات بیشتری در ورای تحریمها ندارد.

نویسنده فارین پالیسی میگوید: اگر ترامپ دنبال افزایش فشار جهت نتیجهگیری است، باید هر سه انتظار ایران در این خصوص را خنثی کند. به عقیده او، این امر نیازمند استراتژی جامعی است که همزمان چندجانبه بوده و همه متحدان آمریکا را در بر بگیرد، و فراتر از تحریمها به دنبال استفاده از ابزارهای اطلاعاتی، دیپلماتیک و حتی نظامی باشد. درنهایت این استراتژی به عقیده نویسنده باید از حمایت داخلی هر دو حزب برخوردار باشد.
سینگ اولین گام این استراتژی را ترمیم زخمها و شکاف میان متحدان اروپایی و آمریکا میداند. به نوشته او هرچند متحدان اروپایی با خروج ترامپ از توافق هستهای مخالفت دارند همچنان بر سر برخی مسائل از جمله برنامه موشکی ایران، و تقویت نایبان منطقهای با آمریکا اشتراکات نظر فراوان دارند. به عقیده سینگ بر اساس این همپوشانیها توافق و مذاکره بر سر یک موافقتنامه موقتی با اروپا قابلدسترسی است. ترامپ باید انعطاف معتدلی در اجرای تحریمها داشته باشد و اروپا هم باید برای وارد کردن هزینه به ایران در حوزههای دغدغه مشترک خود با آمریکا همراهی کند.
نویسنده فارین پالیسی اشاره میکند که این همراهی متحدان ایران را از امتیاز و برتری استراتژیک خود مبنی بر منزوی شدن آمریکا محروم کرده و همزمان اعتدال و انعطاف در اجرای تحریمها به اروپا همچنان اجازه میدهد که ایران را در اجرای تعهدات هستهای خود مجاب و برای بازگشت به میز مذاکره آماده کند.
اما این به تنهایی از نظر نویسنده کافی نیست و ممکن است این داستان به تصمیم ایران به تقویت حضور نظامی در منطقه و ایجاد مشکل از طریق نایبان خود برای نیروهای آمریکا و غرب در جایی شود که برتری نظامی از آن ایران است: یعنی خاورمیانه. نویسنده همچنین از احتمال اقدام ایران برای یک انقطاع تعهدی در موضوع هستهای و اقدام به تولید سلاح هستهای سخن گفته است.
وی پیشنهاد میکند که برای متوقف کردن فعالیتهای منطقهای ایران، تنها اقدامات نظامی کافی نیست و هر اقدام ایران بر مبنای این تصور است که اولویتهای آمریکا روزافزون به خارج از خاورمیانه منتقل میشود. درنتیجه آمریکا باید همزمان از استفاده محدود از نیروی نظامی برای نتیجهبخش کردن دیپلماسی بهره ببرد. این دیپلماسی شامل حلوفصل بحران یمن و جلوگیری از مداخله ایران در موضوعات و بحرانهای داخلی در دل متحدان آمریکاست.
درنهایت سینگ میگوید که ترامپ باید حمایت دوحزبی از سیاست خود در برابر ایران را به دست آورد. جمهوری خواهان باید به این درک برسند که منصرف کردن ایران از فعالیتهای خود بدان گونه که وزیر امور خارجه آمریکا پامپئو بیان کرده، امری است مستلزم تلاش بلندمدت. دموکراتها هم باید بدانند که اگر دوباره کاخ سفید را از آن خود کنند، بازگشت به توافق هستهای قبلی به سادگی امکانپذیر نیست. بهویژه که موضوع تاریخ انقضای محدودیتهای توافق هستهای نزدیکتر شده و به راهحلی برای معضل برنامه هستهای ایران نیازمندند.
به عقیده نویسنده نوسان رو به افزایش سیاستهای آمریکا همزمان متحدان و رقیبان آمریکا را مجاب به گشتن به دنبال سیاستهای بهتری در آینده میکند و بهشدت توان واشنگتن برای رهبری را کاهش میدهد و وظیفه هر دو حزب این است که این رویه را معکوس کنند.
درنهایت نویسنده اعتراف میکند که در حال حاضر آمریکا در موضوع ایران منزوی شده؛ اما نگرانیهایی که در مورد ایران به آنها اشاره کرده در سطح جهانی مشترک است و متحدان آمریکا هم خواستار رهبری این کشور درم موضوعات منطقهای نظیر سوریه و یمن هستند. به گفته سینک، بعید است ترامپ به یک نمایش تلویزیونی با ایران نظیر آنچه با کره شمالی داشت، برسد اما اگر بتواند به جای دور کردن متحدان آنها را به دور خود جمع کرده و به تهران ثابت کند که راه گریزی که پیشنهاد میکند واقعی و اصیل است، میتواند اطمینان حاصل کند که ایران بهای به چالش کشیدن منافع آمریکا را خواهد داد و شاید حتی این کشور را مجاب به بازگشت به میز مذاکره کند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اگر امریکا واقعا بدنبال توافق با ایران است باید چندین اقدام را همزمان انجام دهد ،اول قطع حمایت از عربستان سعودی ،و امارات متحدهٔعربی ،و منع صدور فروش سلاح ،و تجهیزات جنگی تهاجمی ،دوم حل مشکل دیرینهٔ میان اسراییل ،و فلسطین ،و سوم بازگشت به برجام ،و منع همهٔ تحریمهای ایران ،و چهارم نشستن سر میز مذاکره ،و به رسمیت شناختن منافع ملی ایران در منطقهٔخاور میانه و عقد پیمان مودت جدید که منافع هر دو کشور را در بر بگیرد ، و دیگر اینکه ایران عضو تجارت جهانی گردد که با این اقدامات حکومت جمهوری اسلامی هم بصورت خودکار سیاستش در منطقه ،و جهان تغییر میکند ؟ و امریکا فراموش نکند که هیچ کشوری در خاور میانه نمیتواند ،مانند ایران همپیمان خوبی برای امریکا باشد که نظم منطقه را در آرامش ،و امنیت حفظ کند ؟ امریکا باید به پذیرد که عربستان ،و امارات ،و قطر حامیان اصلی و تامین کنندگان اصلی مالی و تجهیزات تروریستهای تند رو بنام اسلام وهابی میباشند ،از طالبان و القاعده ،و داعش ،و بوکوحرام ،و چچن ،و جبه النصره ،و جهاد اسلامی ،و حماس ،و حتی حزب الله لبنان ،همه اینها را عربستان ،و امارات ،و قطر تامین مالی میکردند ،و در این یکی دو دهه اخیر ایران برای حفظ امنیت ،ومنافع خود وارد اینگونه سیاست بازیها گردید که عامل اصلی ونهم امریکا ،و اروپاییان هستند که ایران را به دامان روسیه ،وچین ،و اکنون هندوستان انداختند ؟، وقتی اروپاییان گروهپهای تروریستی ،و جدایی طلب ایران را در داخل خود جای داد و از آنها حمایت کرد ،همینها باعث روی آوردن ایران بسوی روسیه ،وچین گردید ، بطور کلی امریکا در قبال ایران باید تجدید نظر کلی نماید ؟ بدون شک بیشترین بهره را از اینگونه سیاست امریکا ،و ایران ،و در نهایت اسراییل خواهند برد ؟،،که در این مورد مخالفتهای انکلیس ،و روسیه ،و چین ،و اروپاییان ،وجود دارد و همراه آنها هم مخالفین داخلی ایران ،و امریکا ؟،،
چه برای نابودی ایران میشنن طرح و نقشه میگذارن تنها راه اینه که رو پای خودمون باشیم و هر چیزی که نیاز داریم بتونیم خودمون تولید کنیم و چشممون به دست شرق و عرب نباشه همون وصیتی که رهبر کبیر انقلاب امام خمینی داشت اون وقت دیگه خود غرب برای رابطه میافته دنبال ایران ..
در صورت حمله مستقیم آمریکا، ملت و ارتش ملی ایران و اپوزوسیون ایرانی چه واکنشی نشان می دهند؟
اگر هزار بار برجام ها متعدد امضا بشود باز این ایران باید در تمام امور روی پای خود بایستد در غیر اینصورت فایده ندارد. روی پا ایستادن هم کار میخواهد و با تنبلی نمی شود. کار آحاد مردم وقتی محقق می شود که کار ارزش داشته باشد نه سرمایه. الان سرمایه ارزش دارد و نیروی کار هیچ است.
حقیقت این است که جمهوری اسلامی طی 15 سال اخیر با درگیر شدن در 4 جبهه فرسایشی(افغانستان وسوریه وعراق ویمن) بخش عمده ای از سرمایه ارزی واقتصادی و اجتماعی خودش را از دست داده است و انها به خوبی به این اطلاعات ومختصات وقوف دارند اما مشکل اساسی واشنگتن و مرتجعین منطقه این است که چرا با این همه خسارت ها هنوز هیچ اتفاقی به نفع قدرت های خارجی در ایران سر نمی گیرد وفروپاشی درونی صورت نمی گیرد ؟
در حال حاضر سیاست گذاران ایرانی برسر دوراهی تخلیه وفراخوان نیروهای برون مرزی مستقر در سوریه وعراق یا باقی ماندن در این مواضع فرسایشی هستند ؟
اما به هرحال این امریکاست که با قلدری تمام درحال توسعه پایگاههای نظامی زمینی خودش درمنطقه است مشکل ما ایرانی ها این است که هارت وپورت ترامپ وبولتون وپمپئو را خیلی جدی گرفته ایم اماتجربه تاریخ امریکا بعداز جنگ جهانی دوم به ما می گوید که امریکایی ها برای ایران یک سیاست بیشتر ندارند و ان هم صبر وانتظار ومدیریت بحران امنیتی در خاورمیانه و"تطویل اختلافات منطقه ای" بین وایران وعربستان است ؟
واگر مسئولین ما قدری بیشتر به تدبیر وتامل خو کنند واز لفاظی وگفتار درمانی فاصله بگیرند در همین شرایط هم می شود کشور را نجات داد به شرطی این که سوپر منافق ها وترسوها و خائنین را از بدنه مدیریت کشور حذف کنند ؟
در این شرایط کشور نیاز به وحدت فرماندهی و تصمیم سازی وعملکرد و اهم ومهم کردن امور نیاز دارد ؟
در هر صورت ایران بایستی در شرایط فعلی بین الگوی کره شمالی وترکیه یکی را انتخاب کند هرچند بعضی ها آرزوداشتند ایران را ژاپن اسلامی کنند ؟
فراموش نکنیم که اگر ایران امروزالگوی ترکیه را نخواهد بپذیرد با این روندهای سیاسی واقتصادی و ؟در آینده نه چندان دور طی بیست سال آینده(نهایت تا سال 2040) سرنوشتی بهتر از لیبی وعراق نخواهد داشت ؟
در حال حاضر بخش عمد ه ای از توان کشور صرف مقابله و انهدام وسرکوب نافرمانی در عرصه اجتماعی و فرهنگی می شود و تشدید اقدامات در این عرصه توسط حکومت چیزی جز فرسایش بیشتر سرمایه اجتماعی نخواهد بود ؟
در نهایت نمی شود همزمان در بیست جبهه جنگید و از دشمنان اصلی غافل شد ؟
خداراشکرمردم ایران هیچ مشکلی بامسئولین ندارن فقط تنهامشکل اقتصادیه که بایدمسئولین مردانه همت نماینددرستش کنن تاهمینطورکه مردموپشتیبان خوددارن ازخوددورنسازن تاتمام دشمنان برای همیشه ازدست درازی به ایران عزیزمان ناامیدبشن
تاکنون هیچ غلطی نکردید از این به بعد هم بخواست خدا بینی تان رابخاک مذلت خواهیبم مالید
غلط زیادی کرده مردک دیوانه
اگر ایران قدرت نداشت با تحریم ایران قیمت نفت بالا نمی رفت جنگ یمن سوریه ونزوئلا عراق قیمت نفت تکون نداد هنوز به ایران دست نزدن قیمت نفت رفت فضا این نشانه قدرت هست خود ترامپ هم میداند کت تن کیه توخاورمیانه
زرشک!
سیاست امریکا تقسیم منطقهٔ نفوذ کشورهای استثمارگران پیش از جنگ دوم جهانی میباشد ؟ و ملاحظات قدرتهای شکل گرفته در این مدت ۷۰ سال ؟ که با خروج انگلیس از اتحادیهٔ اروپا قدرت مانور امریکا بیشتر میشود ،و حوزهٔ استثمارگری روسیه به همان اروپای شرقی ختم میشود و سهم انگلیس ،و امریکا منطقهٔ خاورمیانه است ،و سایر دول اروپایی هم در آفریقا ورود پیدا میکنند ،و ایران مورد خاصی هست که بین روسیه ،و انگلیس تقسیم سهم نفوذی بوده است و از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ امریکا به تنهایی سهم نفوذ در ایران داشته که قدمت زیادی نمیباشد اما برای ژاندارم بودن منطقه بیش از حد بسود منافع امریکا بود ، تنها مشکل قدرتهای استثمارگر اکنون همین موضوع است ؟ که اگر ایران در حوزهٔ نفوذب امریکا درآید ، سوریه ،و بخشی از یمن ،و اسراییل ، قادر به مهار کل کشورهای عربی میباشند ،اما انگلیس راضی به این کار نیست ،و روسیه هم سهم بیشتری از خاور میانه طلب میکند ؟ حال تا یار که را خواهد ،و میلش به که باشد ؟،،،
در شرایط کنونی میتوان چند نکته را بیان نمود :
1- ما در روابط با امریکا در بعد حیثیتی به نقطه بدون بازگشت رسیده ایم چرا ؟
اگر در بدو به قدرت رسیدن ترامپ و دولت جمهوری خواه فردی را مامور مذاکره با دولت جدید میکردیم ( در زمانی که فشاری نبود ) با کمی آینده نگری و سیاسی بازی شاید میشد طی 4 سال وقت کشی شرایط را متعادل نگه داشت و از موضع عزت با این دولت مذاکره کرد .
2- اکنون به اصطلاح لولوی سر خرمن هستیم چرا ؟
قراردادهای بزرگ نظامی آمریکا که به شدت برای این کشور اشتغالزا و موتور اقتصادی دولت ترامپ میباشند که در سایه دشمنی کشور های حاشیه خلیج فارس با ایران بسته شده و توجیه دارند . پس دشمنی بیشتر کشور های عربی و امریکا با ایران برابر سود بیشتر کارخانجات امریکایی است .
3- سیاستمداران ما میخواهند 2 سال صبر کنند بلکه دموکراتها به قدرت برسند و گشایشی ایجاد شود و یا همپیمانان ایران به کشور ما کمک کنند تا سیاستمداران آمریکایی از تحریمها نا امید شوند .
شانس پیروزی دموکراتها 50 درصد بیشتر نیست و همپیمانان ما هم تنها از کشور ما به عنوان طعمه ای برای گرفتن امتیازات بیشتر استفاده میکنند ( در حقیقت هم پیمانی نداریم ).
راهکار چیست :
به نظر من هر نوع مذاکره ای در شرایط کنونی همانطور که رهبری هم اعتقاد دارند از موضع عزت نیست و به صلاح نمیباشد و به شخصه من هم این تحقیر را نمیپذیرم . مسئولین ما هم راهکار صبر و تحمل مشکلات بزرگ پیش رو را انتخاب کرده اند تا شاید بعد از مدتی یا روزنه ای از طریق حمایتهای کج دار و مریز اروپایی و شرقی ایجاد شود و یا دموکراتها به قدرت برسند. که به نظر من این مورد هم از ریسک بسیار بالایی برخوردار است و عواقب پیش بینیهای نادرست بسیار وخیم خواهد بود . شاید به عقیده من کاری که دولت اول احمدی نژاد ( در روابط خارجی در خروج از پروتوکل الحاقی ) انجام داد ولی آن را به درستی مدیریت نکرد را بتوان به طریقه صحیحی انجام و برتری موقتی را بدست آورد البته به روش پیشنهادی زیر:
گام اول : اصلاح امور داخلی به طوری که در سطح جهانی نمود پیدا کند :
1- مقابله شدید با فساد .
2- افزایش ازادیهای فرهنگی و عدم درگیری با اقلیتهای فکری و فرهنگی جامعه به تدریج ولی سریع .
3- پرهیز از هر نوع اشرافی گری مسئولین .
4- اصلاح ساختار نظام در جهت ایجاد رضایت حد اکثری .
5- هر نوع تلاش برای کاهش آلام مردم ناشی از تحریمها .
گام دوم : اصلاح و اقتدار در روابط خارجی :
1- تعیین یک نقطه برای خروج از برجام در صورت عدم اجرای تعهدات توسط طرف مقابل .
2- تحکیم دوستی با کشور های همسو و تقابل با یکی از دشمنان ضعیف تر ( ترجیحا از ضعیف ترین دشمن شروع شود ) ولی با قوی تر ها در ظاهر خواستار بهبود روابط شد .
3- فرار به جلو در سیاست خارجی .
نکته مهم در این میان مسئله زمان شناسی است زیرا این شرایط تا مدت کوتاهی که دشمنان واکنش خوبی را برنامه ریزی نکرده اند باید سر میز مذاکره رفت و از موضع قدرت وارد شد .
نکته دوم این است که تا در داخل مسائل رو به بهبود نرفته نباید اقدامات خارجی را انجام داد حال که در مسائل اقتصادی ناموفقیم حداکثر در مبارزه با فساد و اشرافی گری و مشکلات فرهنگی و حقوق بشر پیشرفت کنیم باور کنید که مردم با این هم راضی میشوند .
در هر حال در دنیای پر نیرینگ و دغل باز سیاست باید همیشه برای هر رویدادی امادگی داشت . بقول معروف : هر بیشه گمان مبر که خالیست شاید که پلنگ خفته باشد
عجب مقاله ایی عجز و ناتوانی آمریکا در آن بیداد می کند
اما این فرایند یک راه حل ساده دارد که نویسنده از بیان آن ترس دارد وآن هم ترامپی است
تقریبا اگر ترامپ نباشد 80% مسئله حل خواهد شد
ترامپ و مشاورانش یک اشتباه تاریخی مرتکب شده اند. بیش از ۷۵ درصد مردم ایران طرفدار اصلاحطلبان هستند که بعقیده من بخاطر ترک توافق هسته ای امریکا و وخیم شدن اوضاع اقتصادی در انتخابات بعدی این قشر ریزش خواهد کرد و دوباره اصولگرایان سر کار خواهند امد و ویکی هم مانند احمدی نژاد رییس جمهور خواهد و اوضاع مملکت بمراتب بدتر از امروز خواهد شد
بدون تعصب جواب بده:
وضعیت حالا بدتره یا زمان احمدی نژاد؟
تابناک،توجه کردی از وقتی که مثبت و منفی رو برداشتی مخاطب کمتری داری؟
آره ، دیگه کامنت گذاشتن و نظر دادن ، مثل گذشته حال
. نمیده
امریکا فشار حداکثری ممکن را به ایران وارد نکرده اما شاید اینبار چنین کند
تنهاراه حل برکناری تندروهای دوتاکشوراست
حل مشكلات ايران تعامل منطقي بادنياوبه حاشيه راندن مافيا ازمسئوليتهاواستقرارقانون وديدگاه مسولین به شايسته سالاري وجذب نيروهاي علمي وسرمايه دارباهراعتقادوسليقه ايي
اساسا تنها موفقیت های خارجی ترامپ تابحال بازبینی نفتا و توافق با کره شمالی بوده، اولی بخاطر رابطه ی گسترده اقتصادی کشورهای درگیر و دومی بخاطر تداوم فشار خیلی ساله و جهانی بدست اومده، در بقیه ی موارد در کشورهای بزرگ و کوچک یا شرایط رو به چین واگزار کرده و یا رها کرده. حتی موفقیت نسبی اوباما در مورد ایران فقط بخاطر این بوجود اومد که اولا فشارها جهانی بودن و ثانیا اونها حاظر شدن از خواسته هاشون کوتاه بیان. من فکر نمیکنم مذاکره ای با ترامپ داشته باشیم، مگر اینکه باز هر دوی این شرایط بوجود بیان، گرچه بنظر من صحبت کردن اصلا چیز بدی نیست .... منظورم اینه که خب ضرری که نداره و باعث میشه شرایط برای مردم و در عرصه های جهانی هم شفاف تر بشه.
سلام
تحلیل جالب و نزدیک به واقعیت است اما در عالم سیاست تا به نتیجه نرسی نمی توانی ادعای برد داشته باشی. در اینجا ذکر یک نکته واجب است و آنهم این است که در داخل کشور چه راهبردهایی میتوانیم داشته باشیم تا در این عرصه موفق باشیم.
1- اولین و مهمترین راهبرد اتحاد ملت و پشتیبانی از دولت فعلی در نظام بین اللملی میباشد تا این پیام به سرتاسر جهان مخابره شود که این خواست ملت ایران است و دولت ملزم به اجرای خواست ملت است.(اصل دموکراسی)
2- کنار گذاشتن اختلاف بین تمامی جناحها و دادن مشورت و راهبرد صحیح و کاری به دولت وقت از جانب تمامی احزاب و افراد و دانشگاهها و سیاستمداران. (بهتر است تمامی احزاب به فکر اتحاد در مقابل تحرکات خارجی باشند تا آسیبی به ملت و کشور وارد نشود که هزینه ی آن بر دوش ملت باشد و بجای نشان دادن اختلاف سلایق به بیگانگان بهتر است در این موقعیت اتحاد سلایق را نشان دهند)
3- متحد کردن طیف خارجی مخالف سیاستهای ترامپ و تشکیل یک کارگروه متحد و قدر در مقابل آن برای نشان دادن عدم تنهایی ایران در صحنه بین اللمللی.
ترامپ اصلاً از مشاجره با ایران خوشش نمی آید ولی کوشنر داماد ترامپ سرسختانه دنبال موضوع ایزوله کردن ایران است و کوشنر را نتانیاهو تغذیه فکری می کند. ترامپ یک تاجر است و خوب می داند که درگیری با ایران به نفعش نیست و ایران را قوی تر می کند امّا زمزمه های دائمی کوشنر و دخترش ایوانکا او را مجاب می کند که راه مبارزه با ایران که یک باطلاق برای آمریکاست، را ادامه دهد. در این جریان ترامپ از حیثیت خود سرمایه گذاری می کند تا داماد و صهیونیست هایی که پشت او هستند را راضی نگه دارد. او از جیب هزینه می کند و خوب می داند سرمایه اش به فنا می رود. ترامپ تاجر خوبی است و این را خوب درک می کند که در این تجارت فقط ضرر است.
ترامپ فعلاً افرادی مثل پمپئو و بولتون را که سخت با ایران مقابله می کنند دور خود جمع کرده ولی بمرور زمان در این مبارزه تنها خواهد شد.
یعنی نمیشه ما تو مملکتی زندگی کنیم که این چند صباح عمر این قدر با تنش و درگیری و پیچیدگی همراه نباشه ؟
زندگی یعنی تنش، درگیری و از همه مهمتر پیچیدگی
نه نميشه
ترامپ گوش کن بهتره با ایران درگیر نشی واگرنا امریکا از هم میپاشه!!!!!!!1
خان محمدعلی آقا تو برو ماهم باهاتیم
کاخ سفید را حسینیه می کنیم
همگي با هم بشينيد بابا .....!!!
عزیزم خانوادهای ما داره ازفقرمیپاشه
تو غرب زده بشین بابا
بشين بابا...........!!
امریکا با کارهایی که در سطح بین الملل می کند را باید بگوییم بای بای امریکای کد خدا
هیچ مذاکره ای نباید بین ایران و آمریکا اتفاق بیفتند چون عمر اختلاس گران بیشتر می شود این وضع باید تا یک سره شدن خیلی چیزها ادامه پیدا کند هر مذاکره ای بین ایران و آمریکا به نفع اختلاس گران و اقا زادههاست و به ضرر مردم ایران است عین زمان اوباما اقازادهها ۳۰۰۰ گرین کارت نصیبشان می شود و میلیاردها دلار پول بی زبان کشور هپل هپو می شود.
نه پش فکر کردی به فکر مردم هستند اینا بخاطر بچشون حاضر هستن نصف کشور ببخشن
ایول
دقیقا
پیشنهاد بنده، ما سوریه رو ترک کنیم، آنها هم تحریم های نفتی را بردارند.
بعد یه ماه بعد دوباره تحریمرو میذارن چیز دیگه میخان حالا. شماها چقدر ساده اید
ناشناس 16:1 متاسفم که به راحتی حاضریم به دیگران توهین کنیم و خودمون رو عقل کل بدونیم. اون روستمون نظر شخصی خودشون رو گفتن. شما هم می تونید نشر شخصی خودتون رو بدون توهین کردن به دیگران بیان کنید.
باسواد ما تمی رو دادیم رفت اونها با چند امضا دلار رو چندین برابر کردن از سوریه رفتی و دوباره تحریم شدی میتونی برگردی سوریه نه همون طور که خشکتون زد وقتی دلار چند برابر شد و وقتی حخرف خروج از برجام میزنه این دولته که میلرزه میترسه جنگ بشه ! نمیدونه الانم جنگه دلار و گرونی طلا برای جنگ خیابانی در ایران بود نه گرونی موبایل و خودرو و لوزام خانگی ... نمونش اینه اونها حرف از تابستان داغ و زمستان سرد برای ایران زدند !؟
ما یک هزارممون هم در سوریه نیست دوما ترک مال موتور
شما لازم نکرده از امارات متحده (مفسده) عربی خوش مزه گی کنی
کوچولو مقشاتو نوشتی ؟!
بجای کامنت نوشتن برو مقشاتو بنویس
قابل توجه دلواپسان این مقاله و .... نشان از این دارد که دولت دکتر روحانی در حوزه سیاست خارجی چقدر با درایت عمل کرده است
اگر درایت داشت با هزار بار که ایشون مسئول مذاکره بوده باید طوری قرار داد میبیست که نشه بزنی زیرش
چی شده!!!
دقیقا
این راه حل زمانی کارایی داشت که آمریکا در توافق هسته ای باقی می ماند ... اصولا این روش پیشنهادی یک روش منطقی برای رسیدن به یک نتیجه مطلوب است (سوء تفاهم نشه من طرف آمریکا نیستم فقط دارم ماهیت این پیشنهاد رو تحلیل می کنم) نکته اینجاست که سیاست خارجه آمریکا به شدت متزلزل و ناپایدار و نا مشخصه .... منظورم اینه که یه هیچ عنوان به روشهای منطقی برای رسیدن به نتیجه اعتقاد نداره و صرفا در این برهه اصرار بر فشار بیشتر دارند ... علی رغم اینکه این فشارها نهایتا مردم عادی رو به دردسر می اندازه ولی بعید می دونم علاقه ای از طرف ایران به مذاکره در این شرایط باشه
مگه روس طرف آمریکا هم هست؟!
بیش از یک سال از آزمون مرحله چهارم استخدامی (آزمون فراگیر) میگذرد ولی از وضعیت پذیرفتهشدگان سازمان بنادر که زیرنظر وزارت راه و شهرسازی است، هیچ خبری نیست. از مسئولان امر درخواست میشود حدود 200 نفر پذیرفته شده را از این وضعیت بلاتکلیفی برهانند. تمام مراحل مصاحبه و استعلامها هم انجام شده است. این درحالی است که بسیاری از پذیرفتهشدگان دیگر وزارتخانهها مدتهاست مشغول به کار شدهاند.
كارهايي كه نياز به برنامه هاي بلند مدت دارد
به گروه خون ترامپ نمي خورد
ترامپ بيشتر بدنبال شوهايي است كه سريع نتيجه بگيريد
ترامپ هم مثل کارتر رئیس جمهور یک دوره ایست و عمرش هم به این سیاست های بلندمدت قد نمیده اما به هرحال مسؤلان ایرانی باید همیشه آماده هر سناریویی باشند هرچند که باوجود سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مردم ما خدا رو شکر جز مسائل اقتصادی نگرانی دیگری ندارند
تا حالا که تمام پیش بینی ها دربارش که اشتباه دراومده!!!!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.