1. درست در لحظاتی که همه فکر میکردند فرمان سکوت «سمیح شنتورک» آلمان سختکوش را از جاهطلبی بیشتر باز دارد، یک نفر از آن سر میدان آمد و مانند مهاجمان در فاصله یک دقیقه مانده به پایان وقت قانونی بازی نیمهنهایی یورو 2008 به افسانه بازگشتهای دیرهنگام ترکیه تریم خاتمه داد. به نوشته خراسان؛ حدود یک سال و نیم پس از آن شب داغ، مردان تنگه بسفر که همیشه جام ملتهای اروپا را مکانی برای سر دادن فریاد اروپایی بودن خود قلمداد میکنند مقابل وطن دوم میایستند. آلمان بالاترین آمار میزان مهاجر ترک را در اختیار دارد و از قدیم الایام بوندس لیگا بهترین مکان برای ابراز وجود مردان سرزمین آتاتورک بوده است. هرچند هیچ مربی دیگری به اندازه تریم توان تهییج و القای بازی قدرتی به بازیکنان تیم ملی ترکیه را ندارد اما اگر همه پیشبینیها نیز غلط از آب در بیاید، انتظار 2 بازی پایاپای برآورده میشود.
آلمان لو تاکتیکگراست و ترکیه هنوز به یاد گذشته موفقیتآمیز نه چندان دور حس و غریزه جنگیدن را مقدم بر سایر اصول میداند. فعلا یوگی (لقب لو) تبحرش در جغرافی را به رخ میکشد: «فوگتس، سرمربی تیم ملی آذربایجان و اشتورک، سرمربی قزاقستان، آلمانی هستند. در اتریش و قسمتهایی از بلژیک هم به زبان ما جملات رد و بدل میشوند.
2. اگر پروسترویکا(اصطلاحات اقتصادی) و گلاسنوست(اصطلاحات سیاسی) آخرین دبیرکل شوروی سابق جواب نمیداد، الان روسیه مجبور نبود با یکی از اقمار سابق یوگسلاوی (مقدونیه) تکه جدا شده چکسلواکی (اسلواکی) و قربانی بزرگترین نسل کشی تاریخ (ارمنستان) همگروه شود. تیم هیدینک به جام جهانی نرفت اما اسلواکی در آفریقای جنوبی حاضر خواهد بود و همین حرص و علاقه روسها برای نشان دادن برتریهایشان به اسلواکی، داستان گروه دوم را میسازد؛ البته اگر متفکر روی نیمکت این تیم هوس نکند پا به پای جوانان در میهمانیهای شب قبل از بازی حضور یابد!
3. بریتانیا پیش تقدیر ایتالیاست! پس از رقابتهای مقدماتی یورو 2004 و جام جهانی2010، لاجوردیپوشان برای سومین بار همگروه یک نماینده بریتانیا شدهاند و جالب این که تکراری هم در کار نیست. ابتدا ولز، سپس ایرلند جنوبی و حالا ایرلند شمالی. صربستان با رادومیر آنتیج سختترین مانع تلقی میشود.
4. هنوز ثبت گل پیروزی فرانسه مقابل رومانی را بزرگترین شاهکار کریستوف دوگاری در عرصه ملی میدانند. حالا رومانی آنقدر از استانداردهای گذشته فاصله گرفته که هر تازهکار فرانسوی میتواند به آزمایش موفقیت آمیز بخت خود مقابل زردپوشان امیدوار باشد. باید دید بوسنی بدون بلاژویچ توان پیچیدن نسخه متقلب بزرگ پلیآف جام جهانی 2010 را به دست میآورد یا رومانی پس از بهبود مشکل مغزی«چیوو» بار دیگر به یاد اواسط دهه 90 میدرخشد.
5. سوئد و مجارستان برای دومین بار متوالی در رقابتهای مقدماتی یک تورنمنت بزرگ کنار هم قرار گرفتهاند اما یادآوری جدال نزدیک هلند و سوئد در مرحله یک چهارم نهایی یورو 2004 اصلیترین نکته تاکتیکی این گروه تلقی میشود؛ هرچند بعید به نظر میرسد هلند متغیر همان تیم ادووکات باشد. سوئد اما همان صخره نرم اسکاندیناوی است که برخلاف دانمارک به وقت لزوم با طراوتش رقبا را به بند میکشد.
6. کرواسی پیشقراول گروهی است که یونان، قهرمانی یورو 2004 و تیم کاملا عادی روزگار فعلی را در خود میبیند. در سال تفوق مردان سرزمین زئوس، لتونی برای اولین و تاکنون آخرین بار، یک تورنمنت بزرگ را پشت سر گذاشت و اگر بخواهد به یاد آن روزها در 2 بازی اول نبازد، خیلی از معادلههای پیشبینی شده را به هم میریزد.
7. از جدال رودرروی انگلیس و سوئیس سبک خاص کارت دادن داور و گل تساوی تورکیلماز در دقیقه 84 بازی افتتاحیه یورو 96 در خاطرهها باقی مانده اما وقتی موعد جدال انگلیس و ولز فرا برسد، بعد از ظهرهای آشغال بریتانیایی (توصیف تاریخی یک گزارشگر پس از جنجال یکی از بازیهای 2 تیم در دهه 50) تداعی میشود. حیف که گیگز در ترکیب ولز نیست وگرنه با یک دل و دو دلبر چه میکرد؟
8. در دور سوم مرحله گروهی یورو 96، کرواسی چوب سهلانگاری و شاید غرور ناشی از پیروزی 3-صفر مقابل دانمارک (مدافع عنوان قهرمانی) را خورد و با نتیجهای مشابه به پرتغال باخت تا به عنوان تیم دوم گروه در مرحله بعد اسیر آلمان شود. حالا حواس آنها کاملا جمع است چون نمیتوان روی نام گرفتن به عنوان بهترین تیم دوم گروهها حساب کرد. 9. احتمالا اسپانیا، جمهوری چک و اسکاتلند سختترین گروه رقابتها را تشکیل دادهاند.
جمهوری چک 4 سال قبل از اسپانیا در گام ماقبل آخر از رسیدن به جام قهرمانی بازماند. اگر فوتبال زیبای جمهوری چک به اصطلاح بگیرد، اسپانیا هم تا آخر خط همراه آنها خواهد بود. وای اگر اسکاتلند برای یک بار هم که شده مانند سال 1978 هوادارانش را به خواندن سرودهای عاشقانه وادارد.
