فهرست بازیگرانی که تابعیت آمریکا و کانادا گرفتند

بیایید یک بار هم که شده برای بررسی مسالهمان، آن را با موارد مشابه خارجیاش مقایسه نکنیم و با مراجعه به عقل و استفاده از استدلال، بیآنکه ملاک را نمونههای اصطلاحا مترقی آن طرف آبی بگیریم، ببینیم که یک کار درست است یا غلط؟ دلایل پدید آمدنش چیست؟ نتایج آن چه چیزهایی میتواند باشد و اگر غلط است، راه اصلاح آن به چه شکل خواهد بود؟ بسیاری از هنرمندان و چهرههای مشهور سینمای ایران یا در کشورهای غربی ساکن هستند و فقط سالی یکی دو بار برای کار کردن به ایران میآیند، یا اخیرا بینشان مد شده که حتی فرزندانشان را در خارج از کشور به دنیا بیاورند تا این کودکان بتوانند تابعیت آن کشورها را داشته باشند.
به گزارش روزنامه فرهختگان، رصد کردن مشابه چنین وضعی در سینمای آمریکا که ممکن نیست؛ چون آنها جایی را بهتر از آمریکا نمیدانند و اساسا بعید است فکر کنند که برای اقامت در کشورهای دیگر مشکل خواهند داشت. در سینماهای بزرگی مثل هند و چین هم این موارد لااقل به غلظت ایران وجود ندارد. اساسا نه در هند، نه در چین یا کره، ژاپن و تایلند و اکثر کشورهای دیگری که در این سالها سینمای پررونقی داشتهاند، به اندازه ایران سینما در انحصار فرهنگ اصطلاحا بورژوایی درنیامده است و مفهوم غربگرایی را یکسان و معادلی برای «باکلاسی» نگرفتهاند. اما بیاییم و یک بار هم که شده، مساله خودمان را برای بررسی کردن، نه با غرب عالم مقایسه کنیم، نه با شرق آن. شیلا خداداد، یکی از هنرپیشههایی است که برای به دنیا آوردن فرزندش به خارج از کشور رفت. او در پاسخ به سوالی در این خصوص با اطمینان بهنفس و مقداری گستاخی گفت «دوست داشتم.»
شیلا خداداد خیال خیلیها را راحت کرد و چیزی را گفت که از رفتار سایر چهرههای مشهور ایرانی میشد فهمید. پاسخ نهایی آنها درباره خیلی از چیزهاست، اما ملاحظه میکنند و کمتر به زبان میآورند.
ما باید چنین مسالهای را بدون ملاک قرار دادن نمونههای بیرونی و خارجی بررسی کنیم و سپس حکم بدهیم که آیا این هنرپیشه حق داشت بگوید «دوست داشتم» و آیا مخالفان و منتقدان او ادعایی بر خلاف منطق دارند؛ یا اینکه این کار غلط است و خداداد و سایر هنرپیشههای ایرانی باید بین انجام دادن کاری که دوست دارند و بازیگر بودن در سینمایی که مخاطبانش حق دارند بپرسند و مخالف باشند، یکی را انتخاب کنند؟ آیا مخاطبان حق ندارند نگذارند و نخواهند کسانی که به واسطه هواداری آنها که امروز از موقعیت خاصی برخوردار شدهاند، هر کاری را انجام بدهند که خودشان دوست دارند و حس میکنند بیشتر به نفعشان است و فکر میکنند وقتی توان انجامش را دارند دلیلی ندارد که انجامش ندهند. اساس مساله در دل همین یک عبارت نهفته است؛ «مسئولیت اجتماعی.»
حق دارند که بگویند دوست دارم؟
هیچ ابرسرمایهداری در دنیا، هیچکدام از چهرههای مشهور و ثروتمند و در یک کلام هیچکدام از افرادی که وضعیت قدرتمندتری نسبت به باقی افراد اجتماع پیدا کردهاند، اگر در یک جنگل، دور از انسانها و در کنار حیوانات زندگی میکردند، نمیتوانستند به موقعیتهای فعلیشان برسند. طرفداران آزادی به سبک لیبرالیسم میگویند که هرکس موقعیتی ویژه پیدا کرده، لابد تلاش کرده است. آیا اگر سرمایهداری که کاخی چندهزار متری در بهترین نقطه آب و هوایی یک منطقه دارد، اگر خودش به تنهایی در یک دشت یا جنگل زندگی میکرد، میتوانست چنین کاخی بنا کند؟ آیا تمام آنچه او دارد واقعا حاصل تلاش و هوش شخص خودش است یا اینکه خارج از جامعه انسانی، بنا کردن چنین موقعیتهایی ناممکن است؟ درباره موقعیت آدمهای مشهور هم میشود دقیقا همین پرسشها را کرد؛ شما بدون جامعه انسانی و در خلأ، آیا میتوانستید از چنین مواهبی برخوردار شوید؟ آیا یک نفر میتواند موقع معروف شدن و برخورداری از ویژگیهای آن، در قالب جامعه انسانی قرار بگیرد و بعد، این قالب را برای انجام دادن کاری که دوست دارد بکند دستوپاگیر ببیند و برای عبور از آن، به قاعده یک قالب اجتماعی دیگر(جنگل) متوسل شود؟ حالا حتی فرض کنید سیما و سینمای ایران صددرصد در تیول نهادهای دولتی و رسمی نیستند و پول تمام فیلمها و سریالها از مالیات شهروندان یا فروش منابع کشور تامین نمیشود. باز هم در آن صورت یک نفر نمیتواند بگوید که برای مشهور شدن و بهرهمندی از مواهب آن به اجتماع انسانی و قواعدش احتیاج دارم اما پس از آن نمیخواهم این قواعد دستوپا گیرم شوند و میخواهم هر کاری را انجام بدهم که دوست دارم و فکر میکنم منفعت شخصی من در آن بیشتر است.
دیکتاتوری زرد؛ پولش را ما بدهیم ولی حق دخالت نداشته باشیم؟
اینکه سینمای ایران چقدر آینهای حقیقی از جامعه ایران است، پرسشی است که قطعا پاسخ خوشایندی نخواهد یافت. حتی مخاطبان سینمای ایران هم عموم مردم نیستند و سالنهای نمایش فیلم در نقاط مرفهنشین شمال پایتخت متمرکز شدهاند. البته از ابتدا وضع به این شکل نبود، اما هرچقدر به زمان حال نزدیکتر میشویم، چنین شکافی بین هنر سینما و مردم ایران عمیقتر و عریضتر میشود. وقتی گفته میشود فلان فیلم، پرفروشترین فیلم ایرانی در سال جاری بود و نتیجتا طبع و پسند مردم ایران به چنین درونمایههایی متمایل است، بلافاصله باید اعتراض کرد که کدام مردم؟ ۶۸درصد از کل فروش سینمای ایران مربوط به تنها سه پردیس سینمایی در شمال شهر تهران میشود و چنین چیزی در جهان بیسابقه است. آیا منظور کسانی که جامعه را با این آمارهای خودساخته قضاوت میکنند، همان مردم مناطق مرفهنشین شمال پایتخت است یا مردم ایران از ماکو تا شوش و از خراسان تا چابهار را شامل میشوند؟ سبک زندگی نمایش داده شده در سینمای ایران منحصر به پسند همان کسانی است که در چند پردیس سینمایی شمال تهران بلیت فیلمها را میخرند و آمارها را میسازند. اخیرا قضیه از این هم پیشتر آمده و چهرههای سینمایی ایران حتی لازم نیست برای مطرحماندن، حضور مداومی در پروژههای سینمایی داشته باشند؛ بلکه حضور در فضای مجازی و البته حاشیهسازیهای گاه و بیگاه آنها در این فضا برای چنین منظوری کفایت میکند. سبک زندگی هنرپیشههای ایرانی آنچنان که در فضای مجازی نمایش داده میشود هم مطابق پسند کل مردم ایران نیست و به همان چند درصدی که جزء کاست اجتماعی بهخصوصی هستند خلاصه میشود. در این میان مردم واقعی ایران، دو انتخاب بیشتر ندارند؛ یا به فضای مجازی نیایند و اگر آمدند این هنرپیشهها را دنبال نکنند یا اینکه اگر آنها را دنبال کردند و به این مولفههای مغایر با سبک زندگیشان در رفتار هنرپیشهها اعتراض داشتند، متهم شوند به قرار گرفتن ذیل عنوان «هجوم سرسامآور کاربران بیادب و فضول مجازی.»
هانیه توسلی عکس گربه خانگیاش را که مرده بود منتشر کرد و نوشت: «بخواب مامان جان. بخواب تنها دلخوشیم. بخواب شیرین عسلم. منو ببخش. دیگه آرزویى ندارم. دیگه هیچى نمىخوام از خدا. دیگه بىحس شدم. دیگه تموم شدم. فقط منتظرم که زودتر بیام پیشت. همین» و وقتی مردم به این حرکت و ادبیات او اعتراض کردند، متهم شدند به فضولی در سبک زندگی دیگران. مهدی پاکدل و بهنوش طباطبایی مقابل چشم میلیونها ایرانی خبر ازدواجشان را منتشر میکنند و از تبریکات آنها لذت میبرند، اما چند سال بعد که خبر جداییشان منتشر شد و بخشی از مردم ایران، سادهدلانه و از روی معصومیت تصمیم میگیرند برای آشتی دادن این دو نفر کمپین راه بیندازند، با زنندهترین عبارات به فضولی و حماقت متهم میشوند. چطور عروسی شما به مردم مربوط است اما جداییتان مربوط نیست؟ چطور علاقه شما به گربه و سگ خانگیتان باید در مقیاسی چندصد هزارتایی نمایش داده شود، اما اعتراض به این جهانبینی(اگر اسمش را بشود جهانبینی گذاشت) و گارد گرفتن بخش بزرگ اما حذف شده جامعه در برابر این سبک زندگی، اسمش فضولی است و نپذیرفتن اینکه هرکس حق دارد، هرطور دلش خواست رفتار کند؟ مردمی که دوست ندارند در جامعهشان از پرتوانترین تریبونها و رسانهها مرتب خبر طلاق، تنهایی، گربه و سگ بازیهای بورژوایی منتشر شود، فضول نیستند. حقشان است که نخواهند. در مورد زندگی هنرپیشهها در خارج از کشور و کسب درآمدشان در داخل هم همینطور است؛ منتها با اضافه شدن این نکته که این بار نهفقط بحث سبک زندگی، بلکه مستقیما بحث حقوق مالی مردم ایران هم مطرح میشود. آیا سینمای آمریکا حاضر است آن دسته از هنرپیشههای ایرانی را که در آنجا زندگی میکنند در بهترین حالت بیشتر از چند پلان فرعی در فیلمهایش بازی بدهد؟ تجربه کسانی که طی این سالها به خارج از کشور رفتهاند، نشان میدهد که چنین نیست. پس میشود به این افراد گفت شما بدون مردم ایران نمیتوانستید جایگاهی داشته باشید و اگر این مردم از رفتار شما، سبک زندگی شما یا هر چیز دیگری از این دست خوششان نیاید و شما همچنان مطرح باقی بمانید؛ یعنی مطرح نگه داشته شدهاید، نه اینکه خودتان لایق چنین جایگاهی هستید. این یک نوع دیکتاتوری است. مردم ایران زندگی هنرپیشههای سینما و خوانندگان موسیقی پاپ در خارج از کشور و کسب درآمد آنها در داخل کشور را نمیپسندند. چنین چیزی به عرق ملی آنها اصابت میکند و دلشان را به درد میآورد. مردم وقتی میبینند هنرپیشهای فرزندش را خارج از کشور به دنیا میآورد تا بتواند تابعیت آنجا را داشته باشد، از او خشمگین میشوند؛ اما اعتراض مردم ایران از این چهرهها به واسطه رفتارهایشان، تغییری در جایگاه آنها به وجود نمیآورد؛ چون این افراد بهطور طبیعی و مردمی بالا نیامدهاند و این یک دیکتاتوری زرد است؛ یعنی دیکته شدن سبک جلفی از زندگی که وابستگی فرهنگی شدیدی به خارج از کشور دارد و در برابر غرب خودکمبین و در برابر هموطنانش پرنخوت و مغرور است.
از اولین چهرههایی که مشخص شده بود در خارج از کشور زندگی میکنند و فقط برای کار کردن به ایران میآیند، فریبرز عربنیا بود. او و پسرش جانیار در آمریکا زندگی میکنند. نسرین مقانلو هم همینطور بود. او اساسا قبل از هنرپیشه شدنش هم در آمریکا زندگی میکرد و جالب است که سینماگران ایرانی از بین این همه داوطلب مشتاق داخلی، یک نفر را در حد و قواره مقانلو ندیده بودند. پارسا پیروزفر هم در آمریکا زندگی میکرد و البته مدتی است که غیر از پروژههای سینمایی، برای اجرای تئاتر در ایران مانده است. حامد بهداد و شهاب حسینی هم اخیرا اقدام به اخذ اقامت در آمریکا کردهاند و حسینی اکنون در آنجا حضور دارد.
حمید فرخنژاد هم ازجمله هنرپیشههایی است که پس از یک جنجال رسانهای مشخص شد مخارج ماهانه حدودا 130 میلیون تومانی زندگی فرزند و همسرش در آمریکا را از سینمای ایران تامین میکند و میفرستد. نیکی کریمی مدتهاست که انگلستان را بهعنوان محل زندگی انتخاب کرده و برای کار کردن به ایران میآید. اما بهرام رادان، رضا عطاران و پیمان قاسمخانی هم در کانادا خانه و زندگی دارند. یک نکته جالب توجه، خانه و زندگی پیمان قاسمخانی در خارج از کشور است، چه اینکه او در سینمای ایران بهعنوان نویسنده شناخته میشود و بودن او در خارج از کشور خیلی واضحتر نشان خواهد داد که این سینما به واقع آیینهای از زندگی مردم ایران نیست؛ خصوصا اینکه قاسمخانی نویسنده بخش بدنه سینمای ایران و فیلمهای پرفروش آن است و همین نشان میدهد آن بخش از سینمای ایران هم به مردم ربطی ندارد و اگر به آن میگویند پرفروش، خریدارانش ساکنان کدام طبقه اجتماعی هستند.

البته علیرضا کاظمیپور، یعنی فیلمنامهنویسی که یکسری آثار به اصطلاح ماورایی و اجتماعی مثل «گمگشته»، «او یک فرشته بود»، «کمکم کن»، «غریبانه»، «از نفس افتاده»، «زمانه»، «خوشنشینها»، «پنچری» و... را دارد هم مقیم کاناداست. او در سال دو سه بار به ایران میآید و سفارش کار میگیرد و برمیگردد کنار آبشار نیاگارا. غیر از اینها تعداد زیادی از چهرههای هنری ایران هستند که برای به دنیا آوردن فرزندشان به خارج از کشور رفتهاند. نکته چشمگیری که در این فهرست بلندبالا وجود دارد، نام دو کشوری است که بهعنوان مقصد اکثر هنرپیشههای ایرانی، چه برای زندگی و چه برای به دنیا آوردن فرزندشان انتخاب شده؛ اکثر آنها به کانادا یا آمریکا رفتهاند و این منطقا نمیتواند اتفاقی و بیدلیل باشد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
چرا بیخود شلوغش میکنید بنده یک فرهنگی هستم حداقل شصت درصد همکاران میگن اگه پول و موقعیتش فراهم بشه میریم اونور باید دنبال علت باشیم اینکه شما فرمودین معلوله باید ببینیم چرا این ذهنیت درخیلی از افراد جامعه به وجود امد
مشکل اینکار چیست ؟
فکر می کنم یکی از اساسی ترین حقوق افراد این است که محل زندگی خود را خودشان انتخاب کنند ،
مثل این است که علمای ایرانی حوزه علمیه نجف را بدور از فرهنگ ایرانی بدانید یا با توجه به اینکه استاد فرشچیان در امریکا زندگی می کند ,علاقه وی به ایران را زیر سوال ببریم یا مثلا از پرفسور سمیعی بابت زندگی در آلمان انتقاد کنیم ،
همه رفتن از این خراب شده
سلام . این لیست کسری زیاد داره همه بازیگرای سرشتاس و فوتبالیستا و خواننده ها و بعضی از خانواده های سیاست مدارا اضافه کنید میبینید خیلی هستن در مورد شخصی بودن این قضیه از نظر دوستان هم یه رابطه ساده هست اول که اگه شخصی بشه دیگه اون طرف نمی تونه ادعای مردمی بودن و وطن پرستی کنه دوم که با این جنگ ترم که بین ایران .و آمریکا در جریانه میشه قضیه سینه زدن زیر پرچم امام حسین ناهار سر سفره یزید البته واسه بعضیها.حالا میگید هیچکس مسئولی فکر مردم نیست این بازیگر ابزار جنگ ترم تو استراتژی رسانه ای هست یا نه حال خودش مقیم کشوره مقابله.
مهمه مگه؟بزار برن
شاهرخ استخری همون بهتر نباشه
لطفا یک جدول هم از سیاستمداران درست کرده و برای اطلاع مردم منتشر کنید. انتشار نام هنر مندان " هنر نویسندگی " نیست. مانند خانمی که 30 سال پیش در زمان دانشجویی از دیوار سفارت آمریکا بالا رفت و از آن پس ببعد تا کنون دایم در پست های مهم و بالای حکومتی بعنوان چهره ضد آمریکایی بوده ولی تنها فرزند دلبندش از همان سالهای دور تاکنون مقیم آمریکا بوده است !
سینمای قبل از انقلاب که یکی از شنیع ترین در جهان محسوب می شد . حتی آثاری همچو (بینوایان) که منحصرا در سینماهای واقع در خیابان لاله به نمایش در می آمد، بیشتر تماشاچیان افراد اوباش کلاه مخملی عرق خور بوده و تخمه شکستن هم که جزو لاینفک حضور در سینما بود. و اما روشنفکران آن زمان بیشتر به سینما مایاک و هما می رفتند که قدری فضا آرامتر بود. والدین جوانان ( پسر!) فقط وسط هفته همراه با بچه هاشون به چند سینمای لاله زار می آمدندو ناگفته نماند که همین خیابان که از طرف کانال (من و تو) به عنوان خاطرات قدیمی نشان داده می شود حقیقتا جای خانواده ها نبود. پنجشنبه ها و آدینه اوضاع این محل درست مانند محله بدنام! و تلاش خانم ها هم فقط سرکشی به مغازه های مختلف برای خرید پارچه و غیره قبل از غروب و آغاز چاقوکشی ها ! و اما جواب نوشتار مفصل فوق از جانب بنده سالمند 83 ساله فقط یک جواب دارد : سوالات احوالات خصوصی هنرپیشه های فیلم ها فی المثل : آقای عرب نیا در ژانری مذهبی رل نخست را دارد . وی را به مصاحبه ای دعوت می کنید و اولین پرسش خام مجری این جملات است : احساس شخصی خودتان را بگوئید؟. عرب نیا : قبل از ورود به صحنه بازی سریال هر روز سحر، غسل می نمودم! در سریال پرطرفدار و عالی (شب دهم)، خانم ریاحی باید جواب دهد؟ خانم این همه درخشش شما در این سریال ناشی از چه انگیزه ایست؟ سکوت ممتد خانم ریاحی و بعد از اصرار های زیاد به زحمت ایشان امام سوم شیعیان را نام می برد تمام........ هرگز منتظر ادامه این فضاها هستیم. خودکرده را تدبیر؟؟
سلام
زندگی همه ما که در داخل کشور زندگی میکنیم به هم ربط داره چرا وقتی بحث سیاست میشه باید دو تا بعیتی ها بروند اما فرهنگ و رسانه که مهمترین رکن جامعه هست باید یک مشت غرب گرای ضد فرهنگ اسلامی افسار بدست بشوند و خط مشی فرهنگ ما رو قلم بزنند
همین مقاله و لیست رو بنویس درباره آقازاده های حضرات.
من متاسفم در کشوری زندگی میکنم که حتی مسئولینش که خودشان این وضع اسفبار را برای این کشور رغم زدن دوست ندارند بچه هایشان در ایران باشند
آقایان این افراد بعد واسه خود نظام هم باعث درد سر میشن و به مجرد هر ناا رضایتی به ابزاری علیه نظام تبدیل میشن،بهتر هست تا مشکلات بیش از این نشده ترتیبی بدید این افراد یا اقامت خارج کشور را قبول کنند یا ایران را ،ثروت اینها از ایران میاد ،در خارج کشور درامدی ندارند ،زبان انگلیسی را هم که دست و پا شکسته بلدن و توانایی بازی در فیلمهای غربی را ندارند حتا اونهایی که به بقیه کشورهای غیر انگلیسی زبان رفتند اوضاع بدتری دارند از لحض آشنایی با زبان، هر سال یک بار میان میلیونها تومن پول میسازن و این پولها را از ایران خارج میکنن،... ،اینها میدونند جایگاهی در هیچ جای دنیا به جز ایران ندارند ،به خاطر خصلت حرفهای که دارند هست،با خروج میلیاردها تومن از ایران اینها به فرار سرمایه و فقر بیشتر ایران کمک میکنند،این شرم آور هست،من در خارج کشور زندگی میکنم اما به دلیل شرایط که دست خودم نبود مجبور به مهاجرت شدم اگه خطری من را تهدید نمیکرد هیچ جای دنیا مثل ایران برای من نبود
با سلام به این دوستی که این مقاله را نوشتن سئوالم اینست چرا از خودشان علت را نپرسیدید که بطور قطع جوابی برای هر نوع پیش داروی می توانست باشد چرا ما از مسئولین کلان مملکتی تا افراد بسیار عادی جامعه به یک نوع عادت نادرست مبتلا هستیم که با یک اطلاع مختصر از یک خبر بقیه را با تصورات خودمان تکمیل می کنیم دوست عزیز اگر اطلاعاتی که در این مقاله دادید دقیق باشد ( که من زیاد مطمئن نیستم ) بازهم نتیجه گیریتان بطور قطع دقیق نیست .
از شنیدن نام چند نفر بواقع شوکه شدم و البته عصبانی!!
پیمان قاسم خانی
حمید جبل
ایرج طهماسب
رضا عطاران
پارسا پیروزفر
فریبرز عرب نیا
خیلی متعجبم نقی معمولی بچش رو تو کانادا بدنیا آورده!
اینها مشکلی را حل نمی کند. در دنیا هم دو و یا جند تابعیتی وجود دارد. مشکل در جا و یا جاهای دیگر است.
فضوليد؟
يا عقده داريد ؟
ببخشیدا اولا کلی از مسیولین فرزندانشون ساکن کانادا و امریکا هستند و ثانیا در مملکتی که درامد افراد ظرف یکسال یک سوم شده'،شما و هر کس دیگه هم بتونه میزاره میره.حالا این هنر مندا راحتتر میتونن برن ولی بقیه نمیتونن.وقتی همش در حال تنش با دنیا هستیم و هیچکس نمیتونه فرداش رو پیش بینی کنه شما از یه ادم با در امد پایین چه انتظاری داری؟
اقای شهاب حسینی هم که سر انجام به کشور نمرود تشریف بردند.
چه اشکالی داره برن توانایی شو دارن این همه آقا زاده و سرمایه دار می رن حالا اینها چون جلوی چشم هستن رفتنشون ایراد داره
تابعیت وزندگی در امریکا وکانادا جرم است؟ حق انتخاب محل زندگی از حقوق اولیه انسانهاست سلبریتی ها،باپرداخت مالیات وتبدیل دریافتی ها به دلار با اخذ اقامت یا گرین کارت با در امد خود در امریکا وکانادا خانه خریده اند وپول بیت المال را مثل خاوری که ندزدیده اند / مشکل سیاسی ومعاندت هم ندارند/افراد وابسته به حکومت مثل پسر ابتکار دختر لاریجانی وروحانی داماد حداد عادل به مدد ژن خوب هم ساکن خارجند / تفکر شما مثل شوروی سابق است که امکان مسافرت واقامت در سسایر کشورها را محدود کرده بود/ با پیش زمینه حسادت برای اینکه برای شما امکان اخذ تابعیت بعلت تحریمهاروجود ندارد استدلال واهی نکنید /سینمای ایران را تعطیل کنید در حوزه هنریسازمان تبلیغات فیلم مانند توبه نصوح وزنگها وپرواز در شب بسازید /این دوتابعیتی ها را راه ندهید وممنوع الکار کنید/تا اینقدر نسوزید وحسادت نکنید
موج آمریکا ستیزی تو ایران بین مسولین و سلبریتی ها داد می زنه..بیچاره مردم عادی
اونایی که مرگ برآمریکا گفتند وسفارتشو اشغال کردند بچه هاشون تو آمریکا حال میکنند .اینا که مرگ بر آمریکا نگفتند.در ضمن شغل و منصب دولتی هم ندارند بنابراین بیت المال روهم بیت البمال نکردند.
نمیدونم شما هم میدونید یا نه اما خیلی از حضرات جهت مداوا به غرب تشریف میبرند حتی شده برای یک عمل ساده به بیمارستانهای انگلیس میروند حالا شما اومدی گیر دادی به مردم که چرا رفتن تابعیت گرفتند از منظری خوب کردند که رفتند همه دولتمردان و حضرات در نظام هم به نوعی دوست دارند تابعیت دوگانه داشته باشند خیلی از اقا زاده ها همکنون هستند و نیازی به گفتن هم ندارد لذا گیر دادن به این موضوع رسوایی کلی به همراه دارد فلذا کنکاش نکنید
ایرج طهماسب و حمید جبلی رو خیلی دوستشون داشتم اما این گزارش، قصری رو که از اونا تو ذهنم ساخته بودم، بدجوری فرو ریخت!!!
این قسمت از این گزارش روزنامه فرهیختگان هم خیلی خوب بود:
( آیا سینمای آمریکا حاضر است آن دسته از هنرپیشههای ایرانی را که در آنجا زندگی میکنند در بهترین حالت بیشتر از چند پلان فرعی در فیلمهایش بازی بدهد؟ تجربه کسانی که طی این سالها به خارج از کشور رفتهاند، نشان میدهد که چنین نیست. پس میشود به این افراد گفت شما بدون مردم ایران نمیتوانستید جایگاهی داشته باشید )
زیباترین جای این گزارش روزنامه فرهیختگان اینجا بود:
( ۶۸درصد از کل فروش سینمای ایران مربوط به تنها سه پردیس سینمایی در شمال شهر تهران میشود و چنین چیزی در جهان بیسابقه است. آیا منظور کسانی که جامعه را با این آمارهای خودساخته قضاوت میکنند، همان مردم مناطق مرفهنشین شمال پایتخت است یا مردم ایران از ماکو تا شوش و از خراسان تا چابهار را شامل میشوند؟ سبک زندگی نمایش داده شده در سینمای ایران منحصر به پسند همان کسانی است که در چند پردیس سینمایی شمال تهران بلیت فیلمها را میخرند و آمارها را میسازند )
خیلی جالب است که نویسنده این مقاله متوجه نیست صنعت سینما یک هنر _ صنعت بین المللی است و کسانی که میخواهند در این زمینه پیشرفت کنند باید دایما با علم و پیشرفت این صنعت اشنا باشند فیلمی در ایران ساخته شد که مورد تایید حضرت اقا هم قرار گرفت قسمت جلوه های ویژه ان که زلزله ای در تهران را نشان میداد کاملا به روز بود ایا میشود به غیر از تماس با مراکز تولید چنین تکنولوژی ای به ساخت چنین فیلمی دست زد؟ از طرف دیگر ایران صدها مرکز فرهنگی تبلیغاتی رسمی در خارج از کشور دارد و بسیاری از مبلغان این مراکز هم تابعیت سایر کشورها را دارند هم فرزندانشان در انجا متولد میشوند هم خانه و کاشانه در انجا میخرند ایا رفتار انها هم مورد نقد قرار میگیرد ؟ اینکه گفته شده یک نفر با هوش بسیار را اگر در جنگل رها کنی نمیتواند به تنهایی کاخ بسازد درست است اما قطعا ان فرد بهتر از افراد عادی از شرایط پیرامون خود استفاده خواهد کرد مثال ساده ان افرادی هستند که در اردوگاههای اسرای جنگی محبوس شده اند اما درصدی از انها با کمک دیگران یا به تنهایی فرار کرده و به کشورشان بازگشه اند نمونه انرا در بین اسرا ازاده خودمان هم داشته ایم که پس از فرار و رسیدن به کشور امروز هم در زمره افراد موفق جامعه هستند
اگر اینها واقعیت دارد سیما و سینما حدود حداقل یکسال به اینها کار ندهد ما هنرپیشه های خیلی بهتر از اینها داریم ولی مثل افراد فوق چون حرفهای بزرگ نمی زنند پیش چشمان ما دیده نمی شوند.
سعی کنید به جای این که ایران را شبیه یمن کنید ، شبیه کانادا بفرمایید تا کسی از وطنش در نرود .
تابناک نوشته منو بنویس
ای بابا پس توقع داری تو این جامعه ای که هیچی سرجای خودش نیست چکار کنن
یعنی اگه تو می تونستی نمی رفتی!!!!
سلام علی آقا ما هم میگیم بروند اینجا نمونند و خرج زندگی در خارجشون رو از اینجا در نیا رند اگر بلد هستند اون طرف آب کار کنند نوش جانشون
پس اگر بچه تو هم در خانواده ات نتواند مثل بقیه بچه ها باشد باید از شما جدا شود
!!!!!
متاسفم همین
آفرین بر تابناک بسیار نوشته عالی است
با این حال من نمی فهمم چطور همین تابناک عکس های اینستاگرام و پیام های همین مرفهین بی درد را زودتر از همه پخش می کنه ؟!!!
ضمنا در مورد کارگردانان و بازیگرانی که در فیلم ها و سریال های به اصطلاح فاخر شرکت دارند هم بد نیست تحقیق کنید تا خای ناکرده متهم به خودسانسوری نشوید.
مثلا مجید مجیدی مصطفی زمانی کتایون ریاحی الهام چرخنده و ........
مسلما کسانی که از دیگران می پرسند مقیم کجایی یا فرزندت کجا بدنیا اومده از سر دلسوزی سوال نمی کنند بلکه از سر فضولیه از هر ایرانی از سر فضولی یه سوال بپرسی یا جوابش به تو چه مربوطه یا دلم خواسته. هر کدوم از ما تا بحال چندین بار همین جوابهای سر بالا رو به دیگران دادیم. ضمن اینکه ظاهرا نویسنده از از دیدی بسیار منفی به قضیه نگاه کرده گویی ایشان یکی از کسانیست که با جواب دلم خواست در مقابل پرسشش مواجه شده و همون موقع تصمیم گرفته یه مقاله اتشین بر علیه همه بنویسه. حب سینما رفتن و یا نرفتن که به اجبار نیست. نمونه اش الان که همه فهمیدن این اسامی یا خارج زندگی می کنن یا بچه هاشون اونجا بدنیا اومده دیگه کسی برای دیدن فیلمهای این هنرپیشه گان به سینما نمیره؟
ایا تا بحال این سوال از مدیران ارشد شده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کار جالبی است فقط یک نکته اینکه دم شون گرم با پول این ملت بالا رفتن واین ملت تنها گذاشتن باز هم دم همه بازیگری زمان قبل انقلاب گرم که حداقل ادعا ندارند.
چه سینمایی داریم ما...
اون از مقامات که همه آمریکایی هستند و شعار مرگ بر آمریکا می دهند...
این از سینمایی های ما...
اون از دانشگاهی ها و استادان ما که الان اونجا رفته ها تو مد هستند...
برای چی شعار مرگ بر اونا میدیم؟ وقتی همتون اونجا هستین؟
فکر می کنید فقط اینها هستند مسئولین هم هستند ولی سری وپنهانی بیچاره ما ملتی که سرما کلاه گادی رفت!!.....
علي برکت ا... از اين همه وطن دوستي!!!!!!!؟؟؟؟؟
جایزه عقده ای سال رو به نویسنده کم عقل این مطلب اهدا کنید!
تا کی می خواهیم رتخ اشتباه بریم. امروز همه جای دنیا به هم ارتباط داره. بهتره ما هم روابطمون با کل دنیا از سر بگیریم
عزیزان دل کل مردم ایران اگر موقعیتش را داشتند همین کار را میکردند و ترک وطن میکردند چون خیلی مملکت خوشگلی درست کرده اید منتها نمیتوانند
به نظرم یه بار که اومدن ممنوع الخروجشون کنید. جالبه نمیتونن اینجا زندگی کنن. ولی چون اونجا اونا رو اصلا هنرپیشه نمی دونن میان اینجا فرهنگ غرب رو تحویل جامعه اسلامی ما میدن. یا اینکه رفتن دیگه راشون ندین. همینا جوونا رو بدبخت می کنن.
چرا لیستی از سیاسیون و وزرا و مدیران عزیز که فرزندانشون در خارج به دنیا اومدن یا تحصیل می کنن نمی دین
پول دارند و هر جایی که دلشان بخواهد می تونند زندگی کنند. هیچکسی نمی تونه بگه کارشون درست است یا غلط. یه سوال از شما می پرسم کسی که توی کانادا یا آمریکا بزرگ بشه و مدرسه و دانشگاه بره احتمال موفقیتش بیشتره یا فردی در شرایط استعدادی مساوی در ایران رشد و تحصیل کنه؟ جواب واضحه ... پس بهشون حق بدین. من هم اگه پول داشتم هیچوقت اینجا نمی موندم...
در دوران دبیرستان دوستی داشتم بسیار مذهبی که از خونه میامد مدرسه و از مدرسه می رفت خونه مستقیما. ایشان برای فوق لیسانس و دکترا به خارج از کشور مهاجرت کردند بعد از سالها به ایران مراجعه کرد جالب بود که علی الرغم اینکه هنوز مذهبی بود گفت که هیچگاه حاضر نیست برای زندگی به ایران برگرده... گفت هرچه اینجا ارزشه اونجا ضد ارزشه و هرچی اینجا ضد ارزشه اونجا ارزشه و من ترجیح می دم اونجا باشم ...
مطلب بسيار خوب و به جايى بود اما يك نكته مهم كه بايد بهش پرداخته بشه اينه كه اقامت اين افراد خارج از كشور چه ضررى مى تونه براى مردم عادى داشته باشه؟بايد بگم ممكنه براى مردم حتى بى ارزش باشند، اما افرادى كه سكان اداره كشور رو در دست دارن و داراى اقامت دوگانه، مى تواند اثرات به مراتب بالاترى داشته باشد، از كجا مى توان پى برد كه اين افراد چه نيتى در سر دارند ؟آيا اينها نمى توانند جاسوس باشند ؟ آيا آيه اى آمده كه اين افراد در جهت منافع مردم حركت كنند؟ گفته شده ٨٠ نفر از مسئولان بلند پايه مملكت داراى تابعيت دوگانه هستن يعنى براى تامين منافع كشور دوم خود قسم خوردن.
نویسنده محترم اگر می توانست شرایط زندگی فرزندانش در کانادا یا امریکا را فراهم نمی کرد؟ آینده ایران تیره و تار است. شعار ندهیم. دولتها بی کفایتند و هر روز مشکل جدیدی و بحران تازه ای پیش می آید. هنوز در فرهنگ رانندگی مانده ایم. مردم با سختی پول اقامت فرزندانشان در خارج از کشور را به امید آینده ای بهتر تقبل می کنند. سن مهاجرت به دانش آموزان دبیرستانی پایین آمده است. آژانس های زیادی برای ثبت نام دانش آموزان ایرانی در دبیرستان های کانادا و پانسیون کردن آنها فعال هستند. دولت دوم روحانی ته مانده امید باقی مانده را هم به نا امیدی تبدیل کرد. هر که را می بینی در تلاش برای رفتن یا در آرزوی رفتن است!
حیف از مردمانی که این آدم های نوکیسه هنرپیشه آنها هستند ، و کسی مثل فرخ نژاد که تا چندی پیش گمنام بود و بواسطه چند فیلم مطرح شد اعلام میدارد 80 میلیون مردم فدای خانواده اش ، کاش می شد کارگردانان ایران دیگر این افراد را به کار نگیرند تا بفهمند و ببینند بدون درآمد از کشورشان می توانند روی پای خود بایستند؟ وکسانی که تا دیروز آرزوی یک کیش رفتن داشتند امروز داییه فرنگ نشینی پیدا ننمایند.
این ها که هیچی الان ان مجری که شبها شبکه یک می اید و برنامه دارد و همش هم می گوید سرزمین من می گوید و تاکید روی سرزمین من می رود در شرکت مهاجرت و سرمایه گذاری در کشور همسایه برنامه اجرا می کند و می گوید این جا هم جز استان ما است و تشویق به خروج سرمایه می کند و یا ان خواننده که همیشه از اهنگهای حماسی می خواند هم حضور پیدا می کند ادم ها برای پول چه کارهایی که نمی کنند
منطقا و قطعا بی دلیل نیست. دلیلش بسیار واضح و بدیهی هست. شرایط روز و سیاست های غلط، مدیریت های رابطه ای و بیکاری و ممنوع التصویری بزرگان سینمای ایران مثل جعفر پناهی، هر هنرپیشه و هنرمندی رو به فکر میندازه که به فکر آینده کاری خودش و فرزندانش باشه. مطمئنا و قطعا نویسنده این مطلب در تابناک هم اگر میتونست اقامت کانادا و یا آمریکا رو میگرفت. شک نکنید
لطفا متن سوگند نامه یک شهروند امریکایی رو هم بگین ملت در جریان باشن چه خبره
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.