آخرین خبرشنیده شدن صدای انفجار در سفارت انگلیس در بغداد
2بازدید

دکتر محسن جهانگیری؛

استاد وارستگی و فرزانگی

زهرا قزلباش

استاد وارستگی و فرزانگی

فیلسوف واقعی دریای معارف است و رونده به دانایی و تنهایی. او به جای آنکه در مکان و مرتبتی خاص، فضایی مقولی و بوروکراتیک را اشغال کرده باشد، در تمام جهان مسکنت دارد و نمایانگر جان عالم است و نشانگر فرزانگی و وارستگی نوع آدم.

از این روی، عطر دانایی و تنهایی او در ذرّات هوا و جولان فضا همواره پراکنده است و از او آنچه به راستی پنهان و پیداست، جز حکمت و پارسایی و روشنایی نخواهد بود.

استاد فرزانۀ ما دکتر محسن جهانگیری برای نسل‌هایی از شاگردان خود از دهۀ چهل تا کنون جز نمودی از پارسایی و حکمت نبود. وانگهی آنچه از سلوک ایشان در ایام دانشکدۀ ادبیات و مراودت در دانشگاه تهران و تدریس در کلاس‌های درس در ذهن دانشجو و آموزندۀ ما ـ آخرین نسل از شاگردان ایشان ـ باقی مانده و خواهد ماند، اولاً درس وارستگی و اخلاق و تدیّن و سپس دانایی و سنجشگری است؛ اینکه اهل دانش باید همواره در جستجوی حق باشد و آنچه را که به شائبۀ قیل و قال و هیاهو آلوده است و در آن اثری از خردورزی و زحمت نیست قبول ننماید، چرا که حکمت عرصۀ عمل است و در آن هوس اسم و رسم نیست، و درستی و راستی با خصال نیک همراه است و شرط همۀ اینها رهایی است. آنچه که استاد فرزانۀ ما همواره در کلاس‌های درس از مقایسۀ میان دو فیلسوف بزرگ غرب رنه دکارت و باروخ اسپینوزا گوشزد می‌کردند همین صفت رهایی بود که اسپینوزا را تا تکفیر و اخراج از جامعۀ مورد نفوذ خود کشاند، و او چنان بود که ترجیح داد همانی را بگوید که اقتضای حکمت و دانایی‌اش است نه آنچه خوش‌آمد کنیسه و یا عموم جامعه است؛ حتی اگر این شجاعت و استقلال فکری مستلزم مذمّت و طرد باشد. اما دکارت در این حدّ وارسته نبود و ذهنیّت و فلسفه‌ورزی‌اش هرچند اقتضای حکمت داشت، اما از خوش‌آمد نظام سیاسی و نظم عمومی نیز غافل نبود. در هر حال استاد همواره تأکید داشت که فیلسوف واقعی همانا شبیه اسپینوزا است و اقتضای واقعی حکمت، در واقع نوعی طرد و تنهایی است؛ نه به این معنی که فیلسوف طرد شده باشد، بلکه از این حیث که فیلسوف باید شرط اصلی فلسفه یعنی ساده‌زیستی، نظم و دقت، احترام به قانون، روشنگری و نگاه انتقادی و بینیازی را سرلوحۀ کار خود قرار دهد و همواره چنان باشد که در عین رعایت نظم و تعادل و ادب، از دایرۀ عقل و عدالت خارج نگردد و این هر دو به راستی به معنی زندگی بر اساس حق است و اغلب موجب تنهایی است.

دکتر جهانگیری به گفتۀ مؤکّد خود سال‌ها در دانشگاه تهران معلّم بودند و هیچ‌گاه علاقه‌ای جز این نداشتند و معلّمی و تعلیم را وارسته‌ترین شکل فلسفه‌ورزی و فلسفه‌آموزی و زندگی حکیمانه می‌دانستند. ایشان در ایّام بازنشستگی نیز هرگز دانشگاه را ترک نگفتند و هر هفته دست کم دو روز را در دانشکدۀ ادبیات می‌گذراندند و این غنیمتی بود برای دانشگاه تهران که این استاد حکیم و فرزانه هر هفته چندساعتی بر سنگفرش‌های قدیمی و خاطره‌اندود آن راه بروند و با هر قدم، و به رسمی که سقراط همیشه با راه رفتن دانش خود را ارزانی می‌داشت، دانایی و روشنایی را ارزانی دارند.

آنچه در سلوک اجتماعی استاد بسیار قابل توجه است، حضور او در جامعه و در نهادهای اجتماعی در مقام یک شهروند مسئول و وظیفه‌شناس بود که خود را ملزم می‌دانست وظیفۀ احترام به قانون را همواره ادا نماید، و چنان وارسته بود که حاضر نبود کمترین زحمتی را به دیگران تحمیل نماید و وجودش را از مسئولیت و رنج و خویشتنداری، در عین تواضع و خشیّت و احترام آکنده بود و دیانت و رستگاری را در ذرّات وجودش نهادینه ساخته بود.

وانگهی استاد معظّم ما هرگز غلوّ را دوست نداشت و آنچه بدین رسم از ایشان گفته شد، عین سلوک و راه و رسم اوست و ما اکنون به لطف این وجود وارسته می‌دانیم که فلسفه نقش‌بازی و دنیاطلبی و دیگرآزاری را هرگز تاب نمی‌آورد، و فلسفه در اصل جستجوی دانایی و تأدّب است و شرط اصلی آن نیز رهایی و وارستگی است.
یاد استاد فرزانه و معلّم حکمت و فلسفۀ ما گرامی باد.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۹۸/۰۲/۱۱ ۱۹:۲۳

روحش قرین رحمت بی پایان الهی.
آمین.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.