این مقاله با مقصر دانستن مردم منطقه مورد بحث، به شدت از آنها انتقاد کرده بود. با وجود این، «تابناک»، تنها به انتشار آمار داده شده، بسنده و از چاپ انتقادات مورد نظر خودداری کرد.
حال پرسش اینجاست که چرا در گفتهها و نوشتههای ما، هیچ گاه از مردم انتقاد نمیشود و به عبارت دیگر، همیشه انتقاد از دولت، احزاب، گروهها و بیشتر قشر بسیار کوچکی از افراد جامعه است؟ آیا اساسا مردم بیتقصیرند؟ آیا انتقاد از مردم، باعث اعتراضات اجتماعی و آشوب میشود؟ آیا انتقاد از مردم، باعث رویگردانی آنها و عدم تمایلشان به تفکر منقتد میشود؟ آیا اصطلاح «دانستن حق مردم است» در اینجا مصداقی ندارد؟ آیا مردم نباید نقاط ضعف خود را دانسته و به اصلاح آن بپردازند؟
این در حالی است که نتایج تحقیقات انجام شده توسط اینجانب در حوزه اقتصاد، نشان میدهد که در ایجاد بسیاری از ناکارآییها، نقطهضعفها و عقبماندگیها، مردم نقش اساسی داشتهاند، اما کسی حاضر نیست این نتایج را پذیرفته و آنها را منتشر نماید؛ برای مثال، در حوزه بازاریابی یک کالا، عوامل گوناگونی چون تولیدکننده، واسطهها، عمده فروشان، خرده فروشان، مصرفکنندگان و دولت در حال فعالیتند و هر یک از این عوامل میتوانند در ایجاد ناکارآمدی بازار کارساز باشند.
این در حالی است که در بیشتر موارد، دولت و واسطهها به عنوان مقصران اصلی مطرح شده و سیل انتقادات به سوی آنها روانه میشود. به عبارت دیگر، آیا تا کنون هیچ گاه تولیدکنندگان و مصرفکنندگان (دو گروهی که به عنوان مردم شناخته میشوند) در افزایش قیمتهای شب عید مقصر نبودهاند؟ آیا نیاز به رأی مردم، باعث نشده است تا همواره مقصر اصلی را دولت دانسته و یا حداکثر به اقلیت کم تأثیر در تحولات سیاسی و اجتماعی چون دلالان بسنده شود؟ آیا این از نقاط ضعف دمکراسی نیست؟ چگونه باید بر این نقص غلبه کرد؟