تهران امروز: پليس شهر مالمو سوئد درحال پيگيري سرنوشت شهرام. ت جوان 34 ساله ايراني است كه چند ماه پيش با يك اتومبيل عجيب از خانه خارج و ديگر بازنگشت. به گفته خانواده پسر گم شده، شهرام روز 10 آوريل امسال در خانه نشسته بود كه موبايل وي به صدا در آمد.
وي در حين مكالمه به سوي پنجره خانه رفته و پس از انداختن نگاهي به كوچه بلافاصله از پلههاي ساختمان پايين رفته و از در آپارتمان خارج شد. پدر شهرام چند روز بعد در شكايت خود به پليس گفت: پسرم بعد از خروج سوار يك اتومبيل خاكستري رنگ شد كه يك واگن حمل اسب به آن بسته شده بود.بعد از آن هم ديگر به هيچ كدام از تماسهاي ما پاسخ نداد.
طبق اظهارات پدر و مادر شهرام اينآخرين باري بود كه آنها فرزند خود را ميديدند.آنها نمره پلاك اين ماشين سوال برانگيز را هم به خاطر نسپرده بودند.
با اين شكايت، پليس مالمو كه تقريبا هيچ سرنخي جز شكل ظاهري متهم در دست نداشت بلافاصله پس از تشكيل پرونده براي جوان ناپديد شده به تحقيق از دوستان وي پرداخت.رفقاي شهرام گفتند كه وي مشكل خاصي با كسي نداشته و دشمني هم ندارد اما او را ديدهاند كه چند بار با عدهاي از خلافكاران مشهور مالمو در رستوران و كافي شاپهاي شهر در حال گپ زدن است.
مراجعه كارآگاهان به بانك اطلاعاتي مجرمين سابقه دار هم نشان داد كه جوان نامبرده در كارنامه كيفري خود فقط چند خلاف كوچك دارد و تا كنون جرم بزرگي مرتكب نشده است.
كارآگاهان پليس كه به دنبال پيدا كردن ارتباطي بين گم شدن شهرام و رابطه وي با خلافكاران برجسته شهر بودند سه فرضيه را پيش روي خود مطرح ساختند.
اول اينكه شهرام به ميل خود تصميم گرفته چند ماهي را بدون اطلاع پدر و مادرش از آنها دور باشد. اما اين گمانه زني چندان واقعي نمينمود چرا كه والدين وي از علاقه پسرشان به سگ خانگياش گفتند و اينكه وي آنقدر به اين حيوان وابسته بود كه حاضر نبوده بيشتر از چند ساعت از وي دور باشد.
احتمال ديگر كارآگاهان ربوده شدن شهرام با انگيزه سرقت از وي بود. اما اين فرضيه نيز به سرعت رنگ باخت چرا كه بررسيها نشان داد وي موقع خروج از خانه چندين كارت خريد اعتباري با مبالغي قابل توجه در جيب داشته است كه بهرغم گذشت چند روز از ناپديد شدن وي هيچ كدام از اين كارتها خرج نشده است.
فرضيه سوم هم به قتل رسيدن اين جوان بر سر تسويه حساب شخصي با خلافكاران مالمو بود اما طي روزهاي اخير هيچ جسدي در سوئد كشف نشده بود كه شكل و شمايل آن با قيافه شهرام همخواني داشته باشد.
در اين بين اتفاقي افتاد كه دلداري موقتي را براي پدر و مادر شهرام به وجود آورد. اين تسكين خاطر مربوط به تماس تلفني آشناياني بود كه از پشت تلفن به خانواده شهرام گفتند پسر آنها را در كشورهاي اروپايي همجوار ديدهاند.
يكي ازتماس گيرندگان مدعي شد كه در يكي از شهرهاي نروژ در حال تفريح بوده كه شهرام را مشاهده كرده و ديگري محل مواجه با شهرام را كشور بلژيك ذكر كرد اما به زودي مشخص شد كه اين تلفنها ناشي از حدس و گمان تماس گيرندگان بوده و نميشود به عنوان حرفهايي مستند روي آن حساب باز كرد. چرا كه نه تنها اين افراد دلايل محكمي براي اينكه فرد ديده شده شهرام بوده است نداشتند بلكه به زودي جوان گمشده در كمد وسايلش پيدا و معلوم شد بحث خروج وي از كشور يك توهم بوده است.
حرفهاي راننده مظنونبا گذشت چند ماه از بلاتكليفي اين پرونده و در حالي كه فرضيه به قتل رسيدن شهرام پررنگتر از ساير فرضيات به نظر ميرسد يكي از كارآگاهان به سرنخي در اين پرونده دست يافت كه ممكن است اين پرونده را از ابهام خارج كند.
اين مامور زبده پليس متوجه شد فردي كه آخرين تماس تلفني با شهرام را بر قرار كرده است همان مردي بوده كه با يك اتومبيل كه يك گاري اسب كش به آن بسته شده بود به در خانه وي آمده بود.
آنچه كه اين مرد را بيشتر در مظان اتهام قرار داد بيپاسخ ماندن كليه تماسهاي تلفني گرفته شده با شهرام پس از تماس تلفني وي با اين مرد 47ساله بود.
در ضمن پرس و جو از يك آژانس كرايه اتومبيل مشخص شد كه مظنون روز گذشته اتومبيل متفاوتي را كه سوار آن بوده ازاين آژانس به امانت گرفته است.
مرد مشكوك بلافاصله بازداشت شد ولي به كارآگاهان گفت هيچ اطلاعي از سرنوشت شهرام ندارد و ساعاتي پس از ملاقات هم از وي جدا شده است.
پليس هم مجبور شد به خاطر نداشتن دليل محكمي عليه اين مرد وي را آزاد كند.
اما رئيس دايره تحقيقات جنايي مالمو كه پرونده توسط كارآگاهان تحت نظر وي در حال بررسي است همچنان معتقد است اين مرد اگر هم خود بلايي بر سر جوان ايراني نياورده باشد حداقل از سرنوشت وي مطلع است.از اين رو به كارآگاهان خود دستور داده وي را به طور ويژه زير نظر داشته باشند.
افكار عمومي شهر مالمو هم دنبال پاسخي به اين سوال است كه چه بلايي سر اين جوان ايراني آمده است؟