اقدامات ژنرال السيسي در تشديد محاصره غزه، يادآور جنايات حسني مبارک رئيس جمهور سابق مصر در قبال فلسطينيان است. اين اقدامات نشان مي دهد که ژنرال السيسي نيز در حمايت و همکاري با رژيم اشغالگر قدس عملا هيچ گونه تفاوتي با فرعون مصر ندارد. البته رئيس جمهور جديد مصر به حساسيت انقلابيون مصري نسبت به ارتباط قاهره با تل آويو واقف است و سعي دارد بيشتر ارتباطات خود با تل آويو را در خفا برنامه ريزي کند.
به گزارش رسالت، پايگاه خبري دبکا مدعي انجام برخي اقدامات به دست رئيسجمهور مصر شد که به نوشته آن باعث تشديد محاصره نوار غزه از سوي مصريها شده است. عبدالفتاح السيسي، رئيس جمهور مصر حتي پيش از مراسم سوگند خود، اولين فردي شد که با تشديد محاصره حماس در غزه، دولت توافقي فلسطين را مورد حمله قرار داد.
السيسي به سرعت دست به اين اقدام زده تا ادعاي منابع فلسطيني در رامالله و مقامات حماس در نوار غزه را رد کند چراکه آنها گفته بودند به محض اينکه دولت جديد فلسطين تشکيل شود، السيسي گذرگاه رفح از غزه به صحراي سينا را خواهد گشود اما پاسخي که آنها از قاهره دريافت کردند اين بود که پايانههاي مرزي تنها در صورتي باز خواهند ماند که کنترل مرزها به دست نيروهاي امنيتي تشکيلات خودگردان فلسطين سپرده شود و اداره گذرگاهها بر عهده آنها باشد. اما به نوشته اين پايگاه خبري اسرائيلي، حماس قصد ندارد مراکز استراتژيک را به دست محمود عباس و فتح بسپارد. بنابراين ميان دو طرف بن بستي به وجود ميآيد که روابط حسنهاي که آنها ميکوشند نشان دهند را خدشه دار ميکند.
دبکا در بخش ديگري از مطلب خود مدعي شده هر گونه پيشنهاد تشکيلات خودگردان براي به دست گرفتن کنترل گذرگاههاي غزه به شدت با مقاومت حماس روبهرو خواهد شد؛ اختلافي که ميتواند به پايان مصالحه و توافق آنها منجر شود.در بخش ديگري از اين مطلب آمده است که قاهره نه تنها گذرگاه رفح را مسدود نگه داشته، بلکه نظارت ارتش بر مرز با غزه را افزايش داده تا مانع هر گونه تهاجم و درگيري شود. علاوه بر اين، مقامات مصري قانوني را پيش نويس کردهاند تا براي هر کسي که تلاش کند از تونلهاي زير زميني براي انتقال کالا يا افراد به «نهادها» يا ملتهاي خارجي استفاده کند و يا اين تونلها را حفر کند، مجازات طولانيتر صادر شود. در نتيجه با اين اقدامات، مصر محاصره نوار غزه را شديدتر کرده است.
سازمان هاي حامي حقوق بشر و مراكز مشابه ديگر پياپي درباره وقوع فاجعه انساني در اين شهر فلسطيني هشدار مي دهند ولي هشدار و صدور بيانيه درباره اين محاصره براي مردم غزه گشايشي حاصل نمي كند. اين محاصره در اين روزها به حدي مردم را زير فشار گذاشته است كه ملزومات اوليه زندگي به سختي فراهم مي شود. در هر حال اقدام ژنرال السيسي يادآور جنايات حسني مبارک در غزه است.
مسئولان مصري گذرگاه رفح را تنها براي مدت اندكي باز كرده و بار ديگر ميبندند و اجازه ورود كمكهاي بشردوستانه كمي به اين منطقه داده ميشود كه اين وضعيت، مردم نوار غزه بويژه بيماران و مجروحان فلسطيني را با مشكل جدي مواجه كرده است. در هر صورت حسني مبارک با اقدام اخير خود خدمتي به مردم فلسطين نکرده است زيرا امروزه ملت فلسطين افرادي مانند السيسي را در صف سران رژيم صهيونيستي مي بينند. رژيم صهيونيستي از 27دسامبر سال 2008 تا 18 ژانويه 2009 ميلادي به مدت 22 روز نوار غزه را آماج حملات خود قرار داد كه درجريان آن بيش از هزار و 450 فلسطيني شهيد و پنج هزار و 500 نفر ديگر زخمي شدند و سه ميليارد دلار به ساختار زيربنايي اين منطقه زيان وارد شد. در آن زمان حسني مبارک از اصلي ترين طرفداران نابودي حماس بود. مبارک در جريان جنگ غزه نقش همدست رژيم اشغالگر قدس را ايفا کرد.
بسته نگه داشتن گذرگاه رفح توسط مصر پس از جنگ 22 روزه غزه،منجر به هجمه افکار عمومي وسازمانهاي حقوق بشري عليه قاهره گرديد.به عبارت بهتر،مصر با بسته نگه داشتن گذرگاه رفح پس از جنگ عملا خود را به عنوان يک طرف اين مناقشه تعريف نمود.مصر پس از پايان جنگ 22 روزه از دو ناحيه تحت فشار قرار گرفت:
1-مصر ناچار بود بر اساس توافق با رژيم صهيونيستي گذرگاه رفح را بسته نگه دارد و فشارهاي ناشي از خشم افکار عمومي منطقه و جهان را در اين خصوص تحمل کند.
2-قاهره مي بايست بر اساس پيوستگي خود با ملي گرايان فلسطين در منازعات داخلي فتح و حماس ايفاي نقش نموده و تبعات شکست مذاکرات آَتي ملي در فلسطين رانيز پذيرا باشد.
هر دو اين موارد معلول تداوم حضور حماس درفلسطين است.اگر حماس در جريان جنگ 22 روزه نابود مي شد،چنين مسئوليتهايي بر گردن حکومت مصر قرار نمي گرفت.به هر حال مصر از زاويه گذرگاه رفح و اقداماتش در جهت بستن آن به شدت تحت فشار افکار عمومي جهان قرار گرفت.
با اين حال مقامات مصري مي توانستند به راحتي گذرگاه رفح را باز کنند اما مبارک عملا ادامه بازي در زمين صهيونيستها را ترجيح داد.
هم اکنون همين اقدام از سوي ژنرال السيسي رئيس جمهور نظامي جديد مصر صورت مي گيرد. در چنين شرايطي بايد حضور السيسي در قدرت را نوعي ارتجاع و بازگشت به عقب و گذشته ناميد. مصر به عنوان اولين كشور عربي كه دست صلح به سوي صهيونيست ها دراز كرده بود بيش از هر كشور ديگري انگيزه نابودي حماس به عنوان اصلي ترين گروه مخالف صلح را در سر داشته و در عين حال خواهان ايجاد آرامش و امنيت در مرزهاي خود و عدم تحريك و تحركات اسرائيل در اين منطقه است .
مصر از تاثيرگذاري و تاثيرپذيري متقابل حماس و اخوان المسلمين نسبت به يکديگر به شدت واهمه دارد و همين مسئله گارد قاهره را در برابر مقاومت اسلامي فلسطين بسته نگه داشته است.