سعید کریمی
نیستی که بگویی، نیستی که ناله کنی از رفیقان نیمه راهت؛ پس بگذار من، من که نه، قلمم حرف‌های دلت را بنویسد؛ این گونه:
ای هم پیمانان من، شما را چه شده؟ چه بر سرتان آمده که اینگونه شدید و به این سادگی پا روی همه قول و قرارهایمان گذاشتید؟ چندی است حرکات و سخنانی از شما می‌بینم و می‌شنوم که هنوز نتوانسته‌ام به خود بقبولانم که اینها همان یارانم هستند که می‌خواستند تا آخرین نفس پای قول و قرارشان بایستند. پس چه شد آن وحدتی که می‌خواستید به آن برسید؟ پس چه شد آن مقاومت‌ها و ایستادگی‌های یکپارچه‌تان در مقابل شیطان بزرگ؟ چه شد آن نفرت‌ها که همه از عشقی پاک، نشات گرفته بود و در دلهای شما می‌جوشید و شما را به زینت غیرت و تعصبی عاشقانه مزین کرده بود؟ چه شد آن‌ همه شور و شعور برای پیشرفت و اعتلای اسلام ناب و انقلاب اسلامی؟ چه شد آن‌همه فریاد که بر سر آمریکا می‌زدید و حالا بر سر مسئولان خودمان می‌زنید؟ چه شده که بعضی‌ها اینقدر غربزده و شیطانزده شده‌اند؟
حال چه می‌بینم؟
نمی دانم در برابر شما دیگر چه باید بگویم، شرمم می‌آید که بیش از این و با صراحت حرف دلم را بگویم، شما چه‌تان است؟ چه کرده‌اید شماها؟ شما‌ها چرا باید تحت تاثیر تبلیغات خارجی واقع شوید؟ چرا نباید وحدت داشته باشید؟ شما که این نبودید! من بعضی‌تان را می‌شناسم. شما این‌طور نبودید! نمی‌دانم تا چه حد از آرمان‌های پاک و مقدستان دور شده‌اید، اما می‌دانم هنوز در گوشه دلتان جای امیدی هست و نور ضعیفی که هنوز سوسو می‌کند. پس کارتان را به خدا حواله می‌کنم که حجت را بر شما تمام کرده و اینچنین فرموده:
«ای اهل ایمان، یهود و نصاری را (که دشمن اسلامند) به دوستی مگیرید، آنان بعضی دوستدار بعضی دیگرند و هرکه از شما مومنان با آنان دوستی کند به حقیقت از آنها خواهد بود، همانا خدا ستمکاران را هدایت نخواهد نمود.» (مائده/51)
ولی چه شد که قرآنها را بر سر طاقچه‌ها گذاشتید و وحدت از بین شما رخت بربسته که حالا هر کدام سازی می‌زنید. کجایند دوستان و عزیزان من که زمانی با هم قول وحدت و همدلی دادند که تا آخرین قطرة خون برای اسلام و انقلاب بجنگند و با دشمنان اسلام دشمن باشند و با دوستان اسلام دوست. ولی مدتی است چیز دیگری می‌بینم!
«گروهی منافق که دلهاشان ناپاک وناخوش است را خواهی دید که در راه دوستی با دشمنان می‌شتابند و می‌گویند ما از آن می‌ترسیم که مبادا در گردش روزگار آسیبی از آنها به ما برسد .» (مائده /52)
و آنان که این پیمان‌شکنی‌ها را به وضوح می‌بینند و سخت جگرشان آتش می‌گیرد، همانهایی که رفیق تمام راه ما بوده و هستند و غصه شما آنان را روز به روز پیرتر می‌کند:
«و اهل ایمان گویند آیا اینان هستند که با جدیت و مبالغه بسیار به خدا سوگند یاد می‌کردند که ما از شما هستیم (اکنون چگونه ریاکاری آنها پدیدار شد) و اعمالشان باطل گردید و سخت زیانکار شدند.» (مائده/53)
چرا می‌خواهید تفرقه ایجاد کنید، شما را چه شده؟ کجا می‌روید؟ چرا کاری می‌کنید که آمریکا و کاخ سفید و دشمنان اسلام و خدا و قرآن در بین شما نفوذ کرده و شما را تأیید می‌کند و پشت سرتان خوشحالی می‌کند؟
و حال با اینکه می‌دانم در آیات خدا هم دقیق نمی‌شوید پس بگذارید بگویم که خدا برای ایمانتان شرطی تعیین کرد که از عاقبت کار خود بترسید و به دستورش عمل کنید (که شما نکرده‌اید و در حیرتم که باز خود را از ما می‌دانید) و امیدوارم که به خود آئید.
«ای اهل ایمان با آن گروه از اهل کتاب و کافران که دین شما را به فسوس و بازیچه گرفتند دوستی مکنید و از خدا بترسید اگر به او ایمان آورده‌اید.» (مائده /57)
آری امام عزیزم! هرچند می‌دانم حرف برای گفتن زیاد داری اما فکر می‌کنم همین کافی است برای بی‌غیرتی‌های که دل جانشینت و نایب صاحب الزمان را خون کرده‌اند و دم از دوستی با دشمنانت می‌زنند و ادعای مسلمانی هم می‌کنند. در جایی که خداوند متعال به زیبایی در سوره مبارکه مائده حجت را بر آنها تمام کرده نمی‌دانم در مقابل سخن خدا هم حرفی برای گفتن دارند؟
و العاقبه المتقین

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین