هر جامعه نیازمند انظباط اجتماعی است و همه خردمندان بر ایجاد جامعه «ضابطهمند» اتفاق نظر دارند، گرچه در باره عوامل شکلگیری آن اتفاق نظر ندارند.
برخی از نظریه پردازان مانند «افلاطون» و «ابونصر فارابی» مدینه فاضله را به عنوان جامعه آرمانی و ایدهآل مطرح کردهاند؛ که شاید اشاره به همان جامعه قانونمند باشدو عدهای از بزرگان به قوانین احترام ویژه قایل بودند. چنان که در هنگام صدور حکم اعدام «سقراط» به او گفتند: فرار کند و او گفت: فرار کردن «قانونشکنی» است. اصولاً جعل قانون برای ایجاد جامعه ضابطهپذیر و هدفمند است و با رعایت قانون حقوق همه مردم رعایتشده، نظم و عدالت ظهور پیدا میکند.
از این رو همه انبیا و رهبران دینی درصدد ایجاد جامعه ایدهآل الهی مبتنی بر احکام شرع بودند و از دیدگاه اسلام، قوانین الهی بر نظام هستی حاکمیت داشته و جهان ضابطه پذیر است.
یکی از عوامل ایجاد جامعه قانونمند، قانونگرایی رهبران و مسئولان است و قانون پذیری رهبران نقش محوری در گرایش مردم به قانون دارد. علی (ع) نیز فرمودهاند: «الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم» در جامعه دینی که رهبری آن را رهبران دینی بر عهده دارند و مردم از آنان الگو میپذیرند، قانونمندی آنان از اهمیت ویژهای برخوردار است. از این رو معصومین (علیهم السلام) برای فراخوانی مردم به قانونپذیری، خود خاضعترین انسانها در برابر قوانین الهی بودند.
بنابراین یکی از مولفهها و ضرورتهای هر جامعه رعایت قانون و مقررات آن جامعه در زمینههای مختلف است که منجر به ایجاد نظم و انضباط و عدم هرج و مرج در ارکان مختلف آن جامعه می شود.
از طرفی باروری شجره طیبه عدالت در سایه حاکمیت قوانین الهی امکانپذیر است و انبیای عظام درصدد تشکیل جامعهای قانونمند مبتنی بر احکام الهی بودند. پیامبر اسلام(ص) اولین جامعه قانونمند را که میتوان از آن به عنوان جامعه مدنی اسلامی تعبیر کرد؛ در مدینة النبی ایجاد نمود که خود قانونمندترین انسان در آن جامعه بود.
«گوستاو لوبون» مورخ فرانسوی مینویسد: «پیامبر در آخرین وداع تمام صحابه را جمع کرد... فرمود: ایها الناس، هرکس را که من زده باشم باید برخیزد و مرا قصاص کند و اگر ستم نموده و قصوری به عرض وی رسانده باشم اینک به عرض من باید قصاص کند و اگر مال وی برده باشم، اینک حق خود را باز ستاند... در این میان یک نفر برخاسته سه درهم از پیامبر مطالبه کرد و او فورا آن را ادا کرد.» ائمه (علیهم السلام) نیز به قانونگرایی پیامبر (ص) اشاره کردهاند. پیامبر (ص) به عنوان رهبر قانونگرا عملاً اثبات نمود که برای ایجاد جامعه ضابطهپذیر، باید رهبران آن قانونمندترین انسانها باشند. متاسفانه جوامع بشری همواره شاهد قانونشکنی دولت مردان خود بوده است.
متاسفانه بعد از رحلت پیامبر(ص) و با کنار گذاشتنائمه (علیهم السلام) از صحنه سیاست، جامعه ایدهآل الهی و جامعه ضابطهمند نبوی به دست فراموشی سپرده شد و حاکمانی روی کار آمدند که حرمت و قداست قوانین الهی را از بین بردند.
بعد از پیامبر (ص) امام علی (ع) در مدت کوتاه زمامداری خویش در حالی موفق به ایجاد جامعه ضابطهمند شد که خودشان از قانونمندترین افراد آن جامعه بودند.
نحوه برخورد علی (ع) با برادرش عقیل که سهم بیشتری از بیتالمال را، درخواست کرده بود، نشاندهنده پایبندی ایشان به قداست و حرمت قانون الهی است. همچنین آن حضرت به یکی از مدیران خود که در بهرهگیری از بیتالمال قانون را رعایت نکرده بود نوشت: (و الله لو ان الحسن و الحسین فعلا مثل الذی فعلت ما کانت لهما عندی هواهِ و لا ظفرا منی بارادهِ حتی آخذ الحق منهما و ازیح الباطل عن مظلمتهما) خدای را سوگند که اگر حسن و حسین کاری همانند تو میکردند، با آنان کمتر سازشی نمیکردم و با هیچ تصمیمی بر من چیره نمیشدند، تا این که حق را از آنان باز میستاندم و باطلی را که از ستم آنان پدید آمده بود، ناپدید میکردم. متأسفانه قانونشکنی قدرتمندان سبب شد که برخی از مسلمانان به قانونگریزی عادت کرده و تحمل جامعه قانونمندی علوی بر آنها مشکل باشد.
تردیدی نیست، قانونگریزی دولت مردان بزرگترین ستمی است که جوامع انسانی را تهدید نموده و یکی از بزرگترین موانع ایجاد جامعه ضابطهمند است. در نظامهای سیاسی غرب که رهبران آن مدعی قانونگرایی هستند، خود قانونشکنترین افراد بوده و قانون را برای تسلیم دیگران میخواهند و شعاری است که از آن به عنوان اهرم سیاسی بهره میگیرند.
سیره عملی امام خمینی (ره) در طول عمر بابرکتشان نیز اصرار بر اجرای قانون بود؛ زمانی که در نوفل لوشاتو ساکن بودند، عدهای از ایران برای زیارت امام در دهه عاشورا به آنجا آمده بودند. به لحاظ ساده زیستن امام، اطرافیان ایشان نیز سادگی را در زندگی خود رعایت میکردند. غذای آنها در نوفل لوشاتو عموماً نان و پنیر و گوجه فرنگی و تخم مرغ و گاهی اوقات هم اشکنه بود. برادرانی که آمده بودند. پولی جمع کردند و گوسفندی خریدند و آن را در پشت حیاطی که امام برای ادای نماز به آنجا میآمدند، ذبح کردند. سپس مقداری از گوشت آن را به منزل امام فرستادند؛ اما قانونی در فرانسه وجود دارد که ذبح هر حیوانی را در خارج از کشتارگاه منع میکند. هنگامی که امام از چنین قانونی مطلع شدند، فرمودند: «چون تخلف از قانون است، از این گوشت نمیخورم.» این روحیه در طول عمر بابرکت ایشان پس از انقلاب هم وجود داشت و جانشین ایشان هم در مقام رهبری بارها بر اجرای دقیق قانون تأکید داشتهاند و نقطه مقابل قانونگرایی و انقیاد در مقابل قانون را دیکتاتوری دانسته و خاطرنشان میکنند: «اگر انقیاد به قانون نباشد، روح دیکتاتوری بروز خواهد کرد.»
رهبر انقلاب اسلامی «قانون» را در تمام امور کشور فصل الخطاب میدانند تا زندگی مردم و امور جامعه روان شود و بیقانونی را موجب پایمال شدن مصالح مردم دانسته و تأکید میکنند: «اصرار بر رعایت نکردن قانون موجب گره خوردن کارها خواهد شد؛ بنابراین همه باید قانون را محترم بشمارند.»
رهبر انقلاب اسلامی همچنین سرآغاز فرهنگ قانونگرایی را همانند مسائل دیگر، از نخبگان میدانند که باید به بدنه جامعه سرریز شود؛ زیرا اگر نخبگان جامعه قانون را رعایت نکنند، نمیتوان از مردم انتظار عمل به قانون داشت.
بنابراین اگر بشر درصدد ایجاد جامعه قانونمند است، باید جامعه قانونمند مدینةالنبی را الگوی خود قرار دهد؛ چون در جامعه آرمانی و الهی پیامبر (ص) همه مردم در برابر قانون یکسان بوده، تبعیض نژادی، قومی و قانونشکنی وجود ندارد. چنان که رسول خدا (ص) فرمود: «ای مردم آگاه باشید که پروردگارتان یکی است و پدرتان یکی است و بدانید که نه عربی بر عجم و نه عجمی بر عرب و نه سیاهی را بر سفید... برتری نیست مگر به تقوا» به قول اقبال لاهوری که چه زیبا سرود:
«پیش قرآن، بنده و مولی یکی است بوریا و مسند دیبا یکی است.»
آنچه در آموزههای دینی ما آمده این است که قدرت باید اخلاقمدار باشد، نه اینکه اخلاق قدرتگرا باشد. لجاجت، خودکامگی، خودشیفتگی و حسادت از جمله آسیبهایی است که اخلاق مداری سیاسی را تحتالشعاع خود قرار میدهد و تأثیر اخلاق مداری نخبگان و کارگزاران نظام بر مردم بسیار مهم است و در واقع این گروههای مرجع هستند که نگاه، اندیشه و رفتارشان بر مردم تأثیرگذار است؛ این قشر از جامعه به عنوان الگوی مردم مطرح هستند و در نوع نگرش جامعه بسیار تأثیرگذار هستند باید با حساسیت بیشتری در این زمینه رفتار کنند تا تأثیراتی که می آفریند، مثبت باشد و درحقیقت، رعایت قانون یکی از مهمترین نشانههای اخلاق مداری سیاسی است و در جامعهای که دولت مردان آن قانونگریز باشند، چگونه میتوان از مردم، انتظار قانونگرایی داشت؟
ختم کلام تأکید امام (ره) بر قانون پذیری است ولو اینکه قانونی بد باشد یا خلاف میل افراد و اشخاص باشد. در اندیشه و عمل امام مطیع قانون بودن امری واجب است و به یاد داریم در همان روزگار، امام(ره) خطاب به بنی صدر فرمودند:
«...نمی شود از شما پذیرفت که قانون را قبول نداریم، غلط میکنی قانون را قبول نداری، قانون تو را قبول ندارد. اگر میخواهید از صحنه بیرونتان نکنند، پیرو قانون باشید...»
* مستشار دادگاه تجدید نظر استان تهران
برخی از نظریه پردازان مانند «افلاطون» و «ابونصر فارابی» مدینه فاضله را به عنوان جامعه آرمانی و ایدهآل مطرح کردهاند؛ که شاید اشاره به همان جامعه قانونمند باشدو عدهای از بزرگان به قوانین احترام ویژه قایل بودند. چنان که در هنگام صدور حکم اعدام «سقراط» به او گفتند: فرار کند و او گفت: فرار کردن «قانونشکنی» است. اصولاً جعل قانون برای ایجاد جامعه ضابطهپذیر و هدفمند است و با رعایت قانون حقوق همه مردم رعایتشده، نظم و عدالت ظهور پیدا میکند.
از این رو همه انبیا و رهبران دینی درصدد ایجاد جامعه ایدهآل الهی مبتنی بر احکام شرع بودند و از دیدگاه اسلام، قوانین الهی بر نظام هستی حاکمیت داشته و جهان ضابطه پذیر است.
یکی از عوامل ایجاد جامعه قانونمند، قانونگرایی رهبران و مسئولان است و قانون پذیری رهبران نقش محوری در گرایش مردم به قانون دارد. علی (ع) نیز فرمودهاند: «الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم» در جامعه دینی که رهبری آن را رهبران دینی بر عهده دارند و مردم از آنان الگو میپذیرند، قانونمندی آنان از اهمیت ویژهای برخوردار است. از این رو معصومین (علیهم السلام) برای فراخوانی مردم به قانونپذیری، خود خاضعترین انسانها در برابر قوانین الهی بودند.
بنابراین یکی از مولفهها و ضرورتهای هر جامعه رعایت قانون و مقررات آن جامعه در زمینههای مختلف است که منجر به ایجاد نظم و انضباط و عدم هرج و مرج در ارکان مختلف آن جامعه می شود.
از طرفی باروری شجره طیبه عدالت در سایه حاکمیت قوانین الهی امکانپذیر است و انبیای عظام درصدد تشکیل جامعهای قانونمند مبتنی بر احکام الهی بودند. پیامبر اسلام(ص) اولین جامعه قانونمند را که میتوان از آن به عنوان جامعه مدنی اسلامی تعبیر کرد؛ در مدینة النبی ایجاد نمود که خود قانونمندترین انسان در آن جامعه بود.
«گوستاو لوبون» مورخ فرانسوی مینویسد: «پیامبر در آخرین وداع تمام صحابه را جمع کرد... فرمود: ایها الناس، هرکس را که من زده باشم باید برخیزد و مرا قصاص کند و اگر ستم نموده و قصوری به عرض وی رسانده باشم اینک به عرض من باید قصاص کند و اگر مال وی برده باشم، اینک حق خود را باز ستاند... در این میان یک نفر برخاسته سه درهم از پیامبر مطالبه کرد و او فورا آن را ادا کرد.» ائمه (علیهم السلام) نیز به قانونگرایی پیامبر (ص) اشاره کردهاند. پیامبر (ص) به عنوان رهبر قانونگرا عملاً اثبات نمود که برای ایجاد جامعه ضابطهپذیر، باید رهبران آن قانونمندترین انسانها باشند. متاسفانه جوامع بشری همواره شاهد قانونشکنی دولت مردان خود بوده است.
متاسفانه بعد از رحلت پیامبر(ص) و با کنار گذاشتنائمه (علیهم السلام) از صحنه سیاست، جامعه ایدهآل الهی و جامعه ضابطهمند نبوی به دست فراموشی سپرده شد و حاکمانی روی کار آمدند که حرمت و قداست قوانین الهی را از بین بردند.
بعد از پیامبر (ص) امام علی (ع) در مدت کوتاه زمامداری خویش در حالی موفق به ایجاد جامعه ضابطهمند شد که خودشان از قانونمندترین افراد آن جامعه بودند.
نحوه برخورد علی (ع) با برادرش عقیل که سهم بیشتری از بیتالمال را، درخواست کرده بود، نشاندهنده پایبندی ایشان به قداست و حرمت قانون الهی است. همچنین آن حضرت به یکی از مدیران خود که در بهرهگیری از بیتالمال قانون را رعایت نکرده بود نوشت: (و الله لو ان الحسن و الحسین فعلا مثل الذی فعلت ما کانت لهما عندی هواهِ و لا ظفرا منی بارادهِ حتی آخذ الحق منهما و ازیح الباطل عن مظلمتهما) خدای را سوگند که اگر حسن و حسین کاری همانند تو میکردند، با آنان کمتر سازشی نمیکردم و با هیچ تصمیمی بر من چیره نمیشدند، تا این که حق را از آنان باز میستاندم و باطلی را که از ستم آنان پدید آمده بود، ناپدید میکردم. متأسفانه قانونشکنی قدرتمندان سبب شد که برخی از مسلمانان به قانونگریزی عادت کرده و تحمل جامعه قانونمندی علوی بر آنها مشکل باشد.
تردیدی نیست، قانونگریزی دولت مردان بزرگترین ستمی است که جوامع انسانی را تهدید نموده و یکی از بزرگترین موانع ایجاد جامعه ضابطهمند است. در نظامهای سیاسی غرب که رهبران آن مدعی قانونگرایی هستند، خود قانونشکنترین افراد بوده و قانون را برای تسلیم دیگران میخواهند و شعاری است که از آن به عنوان اهرم سیاسی بهره میگیرند.
سیره عملی امام خمینی (ره) در طول عمر بابرکتشان نیز اصرار بر اجرای قانون بود؛ زمانی که در نوفل لوشاتو ساکن بودند، عدهای از ایران برای زیارت امام در دهه عاشورا به آنجا آمده بودند. به لحاظ ساده زیستن امام، اطرافیان ایشان نیز سادگی را در زندگی خود رعایت میکردند. غذای آنها در نوفل لوشاتو عموماً نان و پنیر و گوجه فرنگی و تخم مرغ و گاهی اوقات هم اشکنه بود. برادرانی که آمده بودند. پولی جمع کردند و گوسفندی خریدند و آن را در پشت حیاطی که امام برای ادای نماز به آنجا میآمدند، ذبح کردند. سپس مقداری از گوشت آن را به منزل امام فرستادند؛ اما قانونی در فرانسه وجود دارد که ذبح هر حیوانی را در خارج از کشتارگاه منع میکند. هنگامی که امام از چنین قانونی مطلع شدند، فرمودند: «چون تخلف از قانون است، از این گوشت نمیخورم.» این روحیه در طول عمر بابرکت ایشان پس از انقلاب هم وجود داشت و جانشین ایشان هم در مقام رهبری بارها بر اجرای دقیق قانون تأکید داشتهاند و نقطه مقابل قانونگرایی و انقیاد در مقابل قانون را دیکتاتوری دانسته و خاطرنشان میکنند: «اگر انقیاد به قانون نباشد، روح دیکتاتوری بروز خواهد کرد.»
رهبر انقلاب اسلامی «قانون» را در تمام امور کشور فصل الخطاب میدانند تا زندگی مردم و امور جامعه روان شود و بیقانونی را موجب پایمال شدن مصالح مردم دانسته و تأکید میکنند: «اصرار بر رعایت نکردن قانون موجب گره خوردن کارها خواهد شد؛ بنابراین همه باید قانون را محترم بشمارند.»
رهبر انقلاب اسلامی همچنین سرآغاز فرهنگ قانونگرایی را همانند مسائل دیگر، از نخبگان میدانند که باید به بدنه جامعه سرریز شود؛ زیرا اگر نخبگان جامعه قانون را رعایت نکنند، نمیتوان از مردم انتظار عمل به قانون داشت.
بنابراین اگر بشر درصدد ایجاد جامعه قانونمند است، باید جامعه قانونمند مدینةالنبی را الگوی خود قرار دهد؛ چون در جامعه آرمانی و الهی پیامبر (ص) همه مردم در برابر قانون یکسان بوده، تبعیض نژادی، قومی و قانونشکنی وجود ندارد. چنان که رسول خدا (ص) فرمود: «ای مردم آگاه باشید که پروردگارتان یکی است و پدرتان یکی است و بدانید که نه عربی بر عجم و نه عجمی بر عرب و نه سیاهی را بر سفید... برتری نیست مگر به تقوا» به قول اقبال لاهوری که چه زیبا سرود:
«پیش قرآن، بنده و مولی یکی است بوریا و مسند دیبا یکی است.»
آنچه در آموزههای دینی ما آمده این است که قدرت باید اخلاقمدار باشد، نه اینکه اخلاق قدرتگرا باشد. لجاجت، خودکامگی، خودشیفتگی و حسادت از جمله آسیبهایی است که اخلاق مداری سیاسی را تحتالشعاع خود قرار میدهد و تأثیر اخلاق مداری نخبگان و کارگزاران نظام بر مردم بسیار مهم است و در واقع این گروههای مرجع هستند که نگاه، اندیشه و رفتارشان بر مردم تأثیرگذار است؛ این قشر از جامعه به عنوان الگوی مردم مطرح هستند و در نوع نگرش جامعه بسیار تأثیرگذار هستند باید با حساسیت بیشتری در این زمینه رفتار کنند تا تأثیراتی که می آفریند، مثبت باشد و درحقیقت، رعایت قانون یکی از مهمترین نشانههای اخلاق مداری سیاسی است و در جامعهای که دولت مردان آن قانونگریز باشند، چگونه میتوان از مردم، انتظار قانونگرایی داشت؟
ختم کلام تأکید امام (ره) بر قانون پذیری است ولو اینکه قانونی بد باشد یا خلاف میل افراد و اشخاص باشد. در اندیشه و عمل امام مطیع قانون بودن امری واجب است و به یاد داریم در همان روزگار، امام(ره) خطاب به بنی صدر فرمودند:
«...نمی شود از شما پذیرفت که قانون را قبول نداریم، غلط میکنی قانون را قبول نداری، قانون تو را قبول ندارد. اگر میخواهید از صحنه بیرونتان نکنند، پیرو قانون باشید...»
* مستشار دادگاه تجدید نظر استان تهران
