تقی آزادارمکی در یادداشتی در روزنامه «آرمان» نوشت:
یکی از اصلی ترین داعیه هایی که بعضی پدران و مادران، دوستداران جوانان، سیاستمداران، مدافعان جامعه اخلاقی و حساسان در مورد جوانان مطرح میکنند، اشاره میشود: رابطه بین جوانان وازدواج. این مقوله آنقدر در جامعه جدید
خصوصا در دهه اخیر مورد توجه و تاکید قرار گرفته است، که همه را دچار توهم و خیالپردازی کرده است. تاکید زیادی بر این موضوع موجب شده است تا درک حبابی و خیالی در میان مدعیان ازدواج جوانان پیدا شود. اصل موضوع اینگونه است: ”اصلی ترین مشکل و مسئله جوانان ایرانی ازدواج است و باید کاری در این زمینه انجام داد.“ برای ادامه بحث لازم است کمی با تامل و دقت و با اتکا به تحولات تاریخی و تجربه جهانی و واقعیتهای جاری در جامعه ایرانی سخن بگوییم. اولین مسئله ای که در این زمینه وجود دارد، واقعی بودن مشکل جوانی در ایران است.
آیا جوانی و جوانان در مقایسه با پیران و میانسالان و نوجوانان و کودکان مشکل اصلی هستند؟ آمار و اطلاعات در این زمینه چه میگوید؟ آیا اینکه اکثریت جمعیت ایران جوان هستند، کافی است که ما مدعی شویم که مشکل اصلی جامعه جوانان هستند؟ آیا فکر نمی شود که جوانی یک فرصت است تا مشکل و بحران؟ از کجا این نوع نگاه به جامعه ایرانی شکل گرفته است؟ آن وقت که ما دارای جمعیت مهاجر زیادی بودیم همه افراد داد و فریاد میزدند که موقعیت بحرانی است. آیا واقعا مهاجران روستایی به شهرها بحران ایجاد کردند و شرایط آنها بحرانی بود؟ اگر آن شرایط بحرانی بود، جوانی و جوانان در موقعیت فعلی نیز مشکل ساز خواهند بود. تاکنون در این زمینه چندین دیدگاه مطرح شده است: دیدگاه تضادی، دیدگاه توافقی و مدیریتی، دیدگاه فرهنگی. ولی بدون اینکه به بحثهای مفهومی بپردازیم، به نگاههای جاری در ایران و تلاشهای صورت گرفته میپردازیم.
خاتمی و به تاخیر انداختن مشکلات جوانی در ایران
سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران به لحاظ اینکه حل مشکل جوانان را ساده و آنی نمی دانست و از طرف دیگر مدعی بود که حل مشکلات آنها نیاز به زمان و شرایط مناسب دارد، به جای راه حل آنی و فوری برای حل مشکل موجود، به فرض مشکل، تلاش میکرد تا مشکلات جوانی را به تاخیر بیندازد تا برای پایان یافتن آن فرجی برسد. ایشان با معنی فرهنگی دادن به جوانی سعی داشت تا ضمن درگیر کردن جوانان در زندگی اجتماعی و سیاسی از آنها نیرویی مناسب بیافریند. خود این عمل میتوانست طی دو دهه محقق شود که در نتیجه جوانی به میانسالی تبدیل میشد. آنوقت نیروی میانسال جامعه از قدرت جوانی برخوردار نبود و در نتیجه مدیریت جامعه ممکن بود.
کمتر منتقدان و مدافعان تز اجتماعی خاتمی درباره کارکرد اشاره شده بحث کرده اند. تصور میکنم نقش و اثری که خاتمی بر جامعه ایرانی گذاشت، به تاخیر انداختن مشکل جوانی و احتمال تبدیل کردن آن به وضعیت میانسالی است. اهمیت به جوانان به عنوان نیروی سازنده حیات اجتماعی به معنای درونی شدن این نیرو تا غلبه یافتن آنها بر این عرصه است. این نگاه موجب شده است تا جوانان بخشی از حیات اجتماعی شوند تا طلبکاران جامعه. در حالیکه تزی که بر ازدواج تاکید میکند، موجب شده است تا جوانان از جامعه خارج شده و بر جامعه اعمال سیاست و نیاز کنند.
ازدواج و جوانی
در نقد دیدگاه فرهنگی و اجتماعی به جوانی، توجه به ازدواج و خلاص شدن از جوانی مطرح شده است. اصل بحث و گفتوگو به تقدم نیازهای جوانی بر نیازهای اجتماعی بر میگردد. گفته اند که زیست شناسان، روان شناسان، علمای علوم تربیتی همه مدعی اند که ازدواج اولین نیاز جوان است. نگاه خوبی است. البته نوعی کهنگی در این نگاه وجود دارد. در حالی که اهمیت مسائل جنسی در همه شرایط ممکن است. تحقیقات اجتماعی در ایران نیز خلاف داعیه فوق است. اصلی ترین مشکل جامعه ایرانی و مشکل جوانان اشتغال است. ازدواج یکی از مسائل عمده جوانان است نه اولی ترین آنها. اشتغال اولین نیاز همگان در ایران است. اگر جامعه بخواهد خود را سامان دهد باید فکری اساسی به حال کار و اشتغال افراد بکند. آن وقت آنها توانایی تصمیم گیری درمورد ازدواج خود را دارند. آنها خواهند توانست هم زوج انتخاب کنند و هم اینکه زمان و نحوه ازدواج خود را معلوم کنند. قبول داریم که ازدواج سنت دینی ماست.
قبول داریم که نیاز انسانی و اساسی برای همه انسانها میباشد. قبول داریم که جوان از طریق ازدواج و تشکیل خانه وارد دوره جدید زندگی شده و با پدر و مادر شدن، به میانسالی وارد میشود. اما ازدواج چگونه، تحت چه شرایطی، با چه کسی و با چه هزینه ای؟ اینکه مردم اول اشتغال را مطرح کرده اند و سپس ازدواج را نیز حکایت از وجود فهم دقیق و درست آنان دارد. مردم نگفته اند که ازدواج به تنهایی اصل است. در حاشیه مدعی اند که بقای زندگی بعد از تشکیل خانواده اصل است. به عبارت دیگر، بقای زندگی مهمتر از تشکیل ازدواج است. برای مردم ایران ازدواج ماندگار مهم است تا ازدواج ناقص. در حالی که برای مردم جهان دیگر، اشکالی در ازدواج ناقص نیست. آنها میتوانند ازدواج کنند و بعد هم طلاق بگیرند. در حالی که در ایران ترس همه از ازدواج ناقص و ناتمام است. در غرب (آمریکا) زوجین هر چه دارند را با هم مصرف میکنند و هر چه باقی ماند متعلق به هر دوی آنهاست. مراسم سخت و طاقت فرسای فرهنگی و اجتماعی را به دنبال ندارد.
در ایران شرایط به گونه ای دیگر است. هزینه اجتماعی و فرهنگی ازدواج در ایران در مقایسه با دیگر کشورها نسبتا بالاست. زن و مردی که طلاق گرفته اند به سادگی امکان ازدواج جدید را پیدا نمی کنند در حالی که در آن جامعه ازدواج جدید خیلی وابسته به سابقه فرد در ازدواج قدیم نیست. مسئولیت بیشتر امور در دنیای غرب به عهده خود فرد است. در حالیکه مسئولیت بیشتر امور حتی در حیطه ازدواج به عهده خانواده میباشد.
اگر هم برای همه مردم ازدواج جوانان مهم است، بعد از اشتغال آنها قرار دارد. گرانی، مسکن، شغل، و درآمد اصلی ترین شروط برای انتخاب همسر است. از طرف دیگر، همه ما از نحوه برخورد دخترانی که مورد خواستگاری قرار میگیرند گلایه میکنیم. دختران در موقع خواستگاری از خانه، شغل، امکانات زندگی سوال میکنند. چرا دختران مادی شدهاند؟ دختران مادی نشده اند. دختران میدانند همسر آتی شان با وجود کار و شغل و درآمد کافی ماندگار خواهند شد. فرد ازدواج کرده از دایره مدیریت و کنترل خانواده میخواهد خارج شود. او میخواهد مستقل بماند. دیگر زمان گذشته نیست که دختر و پسر جوان ازدواج کرده سرسفره پدر و مادر حاضر شده و اگر شرایط کار و تلاش پیش آمد، هم رضایت داشته باشند.
نتایج اجتماعی و فرهنگی و سیاسی طرح ازدواج جوانان
بد نیست به یک خاطره اشاره کنم: مصاحبه گر تلویزیون جمهوری اسلامی در برنامه ای که مختص به مشکلات جوانان بود با جوانی گفتگو میکرد. از او در مورد مشکلات و مسائل جوانان سوال میکرد. در نهایت به بحث ازدواج رسیدند. از او پرسید چرا ازدواج نمی کنید؟ او پاسخ داد: اگر دولت پول بدهد ازدواج میکنم. آن وقت بود که به ذهنم رسید که اگر دولت به همه پول بدهد آنها حاضرند ازدواج کنند. اما اینکه با چه کسی، چگونه و برای چه ازدواج کنند، سوالاتی است که بدون پاسخ خواهد ماند. زیرا ازدواج امری سفارشی و ساختگی نیست. ازدواج یکی از طبیعیترین و با مسئولیت ترین رفتارها درایران است. چرا دولت باید وارد این عرصه بشود.
وارد شدن نیروهایی خارج از خانواده به ازدواج که امری شخصی، خودمانی، انسانی، فرهنگی با مدیریت خانواده است، میتواند منشا اختلالات عمده و اساسی شود. حال لازم است از منظر دیگر، طرح ازدواج بدون رفع و ساماندهی مشکلات اقتصادی را مطرح کنم. زیرا من اعتقاد دارم که ازدواج بعد از مسکن و کار در جامعه جدید ایرانی ممکن است. خوب میدانیم که نرخ بیکاری جوانان در ایران بالاست. گروهی از جوانان که مشغول کار هستند رضایت کافی از کار و درآمد خود ندارند. از طرف دیگر، خانواده ایرانی با ادامه سنت حسنه و دینی ازدواج میتواند باقی بماند. تحقق ازدواج به معنای بقای خانواده، ایجاد فضای دوستی و صمیمت در جامعه است. و هم این که چنین راهی باعث تقلیل مشکلات اخلاقی و اجتماعی میشود. پس باید برای بقای خانواده، تقلیل تعارضات بین نسلی، حفظ اخلاق و سلامت روحی و روانی جوانان و جامعه، و سهولت در انتقال فرهنگ و میراث تمدنی سیاستگذاری درستی در این زمینه صورت بگیرد.
با توجه به دو نکته فوق، اهمیت ازدواج برای فرد، خانواده و جامعه و اولویت عمده جامعه به اشتغال چه باید کرد؟ در اینجا چندین راه وجود دارد: رها کردن موضوع، حل مشکل اقتصادی جامعه، واگذاری مسئله ازدواج به خانواده و فرد، و تاکید زیاد به مسئله ازدواج و ساماندهی و مدیریت ازدواج در کشور.
چه باید کرد؟
می دانیم که خانوادهها دوست دارند فرزندانشان با شرایط مناسب و درست ازدواج سالمی کنند و زمینههای شکست در ازدواج آنها وجود نداشته باشد. به عبارت دیگر، کمتر خانواده ای را میتوان در ایران یافت که بعد از ازدواج به انتظار طلاق باشد. طلاق در ایران هرگز بخشی از جریان ازدواج نیست. در حالی که در جهان غربی (به طور خاص در آمریکا) یکی از عناصر ازدواج، طلاق است. بدین خاطر است که هم سهولت در ازدواج دیده میشود و هم سهولت در طلاق. در حالی که در ایران سختی در ازدواج و طلاق ، هر دو، وجود دارد.
از طرف دیگر میدانیم که کار از دست خانوادهها تا حدودی خارج است. زیرا خانوادهها توانایی کافی مالی در حل مشکل اقتصادی مرتبط با ازدواج را ندارند. آنها میتوانند حامیان خوبی باشند ولی نمی توانند همه کارها را انجام بدهند. کماکان در گذشته هم خانواده حامی بوده است تا همه کاره.رها کردن این امر هم درست نیست. زیرا دولت، نظام سیاسی، روشنفکران، خانواده ها، افراد و مدعیان زندگی درست و اخلاقی و دینی نمی توانند نسبت به این امر بی تفاوت باشند. پس اقدامی اساسی در این زمینه باید صورت بگیرد. حال چه اقدامی؟ وارد شدن همه کسانی که در فوق اشاره شد میتواند زمینه ساز میل و علاقه به ازدواج باشد نه عاملیت. زیرا افرادی که میخواهند ازدواج کنند باید دراین زمینه فعال شوند. افراد (پسران) که شغل مناسب ندارند نمی توانند برای ازدواج فعال شوند. تازه وقتی جوانی شغلی را بدست میآورد تلاش میکند تا ماشین، موبایل، و خانه ای بخرد. راه دیگر، اهمیت دادن به ازدواج و ایجاد فضای فرهنگی و روحی و اخلاقی در جامعه است.
در این راستا به نظر میآید باید همه مسائل و مشکلات جوانان و خانوادهها را با ازدواج مرتبط کرد. به همه فهمانید اگر ازدواج حل شود همه مشکلات جامعه حل خواهد شد. تاکید زیاد بر ازدواجی که زمینهها و شرایط آن وجود ندارد نتیجه ای معکوس خواهد داد. اگر در گذشته ازدواج امری طبیعی و لازم و در کنار خانواده خوانده میشد، با این نگاه ازدواج راه حل گذر از مشکلات و مسائل اخلاقی جامعه خوانده شده است. اصل قضیه چیست؟ توجه به اصلاح ساختار اقتصادی و نظام اشتغال و درآمد و هزینهها در کشور است. نظام سیاسی اعم از دستگاه قضایی، اجرایی و قانونی و حقوقی باید تمام تلاش را در این زمینه اختصاص دهد. با ساماندهی نسبی این امر است که میتوان دعوت به حمایت خانوادهها و نخبگان از فرض رابطه تشکیل خانواده و کاهش ناهنجاریهای اخلاقی و اجتماعی کرد. از طرف دیگر، دختران و پسران هم در این زمینه فعال خواهند شد. نظام پولی و بانکی کشور هم به جای ارائه راههای متعدد در ارائه وام ازدواج، وام خرید خانه و ماشین برای جوانان و وام ازدواج اقدام کنند. تلاش در سطح نظام و تلاش در سطح سازمانهای اقتصادی و اجتماعی و در نهایت تلاش افراد و خانوادهها میتواند مشکل ازدواج حل شود.
یکی از اصلی ترین داعیه هایی که بعضی پدران و مادران، دوستداران جوانان، سیاستمداران، مدافعان جامعه اخلاقی و حساسان در مورد جوانان مطرح میکنند، اشاره میشود: رابطه بین جوانان وازدواج. این مقوله آنقدر در جامعه جدید
خصوصا در دهه اخیر مورد توجه و تاکید قرار گرفته است، که همه را دچار توهم و خیالپردازی کرده است. تاکید زیادی بر این موضوع موجب شده است تا درک حبابی و خیالی در میان مدعیان ازدواج جوانان پیدا شود. اصل موضوع اینگونه است: ”اصلی ترین مشکل و مسئله جوانان ایرانی ازدواج است و باید کاری در این زمینه انجام داد.“ برای ادامه بحث لازم است کمی با تامل و دقت و با اتکا به تحولات تاریخی و تجربه جهانی و واقعیتهای جاری در جامعه ایرانی سخن بگوییم. اولین مسئله ای که در این زمینه وجود دارد، واقعی بودن مشکل جوانی در ایران است.
آیا جوانی و جوانان در مقایسه با پیران و میانسالان و نوجوانان و کودکان مشکل اصلی هستند؟ آمار و اطلاعات در این زمینه چه میگوید؟ آیا اینکه اکثریت جمعیت ایران جوان هستند، کافی است که ما مدعی شویم که مشکل اصلی جامعه جوانان هستند؟ آیا فکر نمی شود که جوانی یک فرصت است تا مشکل و بحران؟ از کجا این نوع نگاه به جامعه ایرانی شکل گرفته است؟ آن وقت که ما دارای جمعیت مهاجر زیادی بودیم همه افراد داد و فریاد میزدند که موقعیت بحرانی است. آیا واقعا مهاجران روستایی به شهرها بحران ایجاد کردند و شرایط آنها بحرانی بود؟ اگر آن شرایط بحرانی بود، جوانی و جوانان در موقعیت فعلی نیز مشکل ساز خواهند بود. تاکنون در این زمینه چندین دیدگاه مطرح شده است: دیدگاه تضادی، دیدگاه توافقی و مدیریتی، دیدگاه فرهنگی. ولی بدون اینکه به بحثهای مفهومی بپردازیم، به نگاههای جاری در ایران و تلاشهای صورت گرفته میپردازیم.
خاتمی و به تاخیر انداختن مشکلات جوانی در ایران
سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران به لحاظ اینکه حل مشکل جوانان را ساده و آنی نمی دانست و از طرف دیگر مدعی بود که حل مشکلات آنها نیاز به زمان و شرایط مناسب دارد، به جای راه حل آنی و فوری برای حل مشکل موجود، به فرض مشکل، تلاش میکرد تا مشکلات جوانی را به تاخیر بیندازد تا برای پایان یافتن آن فرجی برسد. ایشان با معنی فرهنگی دادن به جوانی سعی داشت تا ضمن درگیر کردن جوانان در زندگی اجتماعی و سیاسی از آنها نیرویی مناسب بیافریند. خود این عمل میتوانست طی دو دهه محقق شود که در نتیجه جوانی به میانسالی تبدیل میشد. آنوقت نیروی میانسال جامعه از قدرت جوانی برخوردار نبود و در نتیجه مدیریت جامعه ممکن بود.
کمتر منتقدان و مدافعان تز اجتماعی خاتمی درباره کارکرد اشاره شده بحث کرده اند. تصور میکنم نقش و اثری که خاتمی بر جامعه ایرانی گذاشت، به تاخیر انداختن مشکل جوانی و احتمال تبدیل کردن آن به وضعیت میانسالی است. اهمیت به جوانان به عنوان نیروی سازنده حیات اجتماعی به معنای درونی شدن این نیرو تا غلبه یافتن آنها بر این عرصه است. این نگاه موجب شده است تا جوانان بخشی از حیات اجتماعی شوند تا طلبکاران جامعه. در حالیکه تزی که بر ازدواج تاکید میکند، موجب شده است تا جوانان از جامعه خارج شده و بر جامعه اعمال سیاست و نیاز کنند.
ازدواج و جوانی
در نقد دیدگاه فرهنگی و اجتماعی به جوانی، توجه به ازدواج و خلاص شدن از جوانی مطرح شده است. اصل بحث و گفتوگو به تقدم نیازهای جوانی بر نیازهای اجتماعی بر میگردد. گفته اند که زیست شناسان، روان شناسان، علمای علوم تربیتی همه مدعی اند که ازدواج اولین نیاز جوان است. نگاه خوبی است. البته نوعی کهنگی در این نگاه وجود دارد. در حالی که اهمیت مسائل جنسی در همه شرایط ممکن است. تحقیقات اجتماعی در ایران نیز خلاف داعیه فوق است. اصلی ترین مشکل جامعه ایرانی و مشکل جوانان اشتغال است. ازدواج یکی از مسائل عمده جوانان است نه اولی ترین آنها. اشتغال اولین نیاز همگان در ایران است. اگر جامعه بخواهد خود را سامان دهد باید فکری اساسی به حال کار و اشتغال افراد بکند. آن وقت آنها توانایی تصمیم گیری درمورد ازدواج خود را دارند. آنها خواهند توانست هم زوج انتخاب کنند و هم اینکه زمان و نحوه ازدواج خود را معلوم کنند. قبول داریم که ازدواج سنت دینی ماست.
قبول داریم که نیاز انسانی و اساسی برای همه انسانها میباشد. قبول داریم که جوان از طریق ازدواج و تشکیل خانه وارد دوره جدید زندگی شده و با پدر و مادر شدن، به میانسالی وارد میشود. اما ازدواج چگونه، تحت چه شرایطی، با چه کسی و با چه هزینه ای؟ اینکه مردم اول اشتغال را مطرح کرده اند و سپس ازدواج را نیز حکایت از وجود فهم دقیق و درست آنان دارد. مردم نگفته اند که ازدواج به تنهایی اصل است. در حاشیه مدعی اند که بقای زندگی بعد از تشکیل خانواده اصل است. به عبارت دیگر، بقای زندگی مهمتر از تشکیل ازدواج است. برای مردم ایران ازدواج ماندگار مهم است تا ازدواج ناقص. در حالی که برای مردم جهان دیگر، اشکالی در ازدواج ناقص نیست. آنها میتوانند ازدواج کنند و بعد هم طلاق بگیرند. در حالی که در ایران ترس همه از ازدواج ناقص و ناتمام است. در غرب (آمریکا) زوجین هر چه دارند را با هم مصرف میکنند و هر چه باقی ماند متعلق به هر دوی آنهاست. مراسم سخت و طاقت فرسای فرهنگی و اجتماعی را به دنبال ندارد.
در ایران شرایط به گونه ای دیگر است. هزینه اجتماعی و فرهنگی ازدواج در ایران در مقایسه با دیگر کشورها نسبتا بالاست. زن و مردی که طلاق گرفته اند به سادگی امکان ازدواج جدید را پیدا نمی کنند در حالی که در آن جامعه ازدواج جدید خیلی وابسته به سابقه فرد در ازدواج قدیم نیست. مسئولیت بیشتر امور در دنیای غرب به عهده خود فرد است. در حالیکه مسئولیت بیشتر امور حتی در حیطه ازدواج به عهده خانواده میباشد.
اگر هم برای همه مردم ازدواج جوانان مهم است، بعد از اشتغال آنها قرار دارد. گرانی، مسکن، شغل، و درآمد اصلی ترین شروط برای انتخاب همسر است. از طرف دیگر، همه ما از نحوه برخورد دخترانی که مورد خواستگاری قرار میگیرند گلایه میکنیم. دختران در موقع خواستگاری از خانه، شغل، امکانات زندگی سوال میکنند. چرا دختران مادی شدهاند؟ دختران مادی نشده اند. دختران میدانند همسر آتی شان با وجود کار و شغل و درآمد کافی ماندگار خواهند شد. فرد ازدواج کرده از دایره مدیریت و کنترل خانواده میخواهد خارج شود. او میخواهد مستقل بماند. دیگر زمان گذشته نیست که دختر و پسر جوان ازدواج کرده سرسفره پدر و مادر حاضر شده و اگر شرایط کار و تلاش پیش آمد، هم رضایت داشته باشند.
نتایج اجتماعی و فرهنگی و سیاسی طرح ازدواج جوانان
بد نیست به یک خاطره اشاره کنم: مصاحبه گر تلویزیون جمهوری اسلامی در برنامه ای که مختص به مشکلات جوانان بود با جوانی گفتگو میکرد. از او در مورد مشکلات و مسائل جوانان سوال میکرد. در نهایت به بحث ازدواج رسیدند. از او پرسید چرا ازدواج نمی کنید؟ او پاسخ داد: اگر دولت پول بدهد ازدواج میکنم. آن وقت بود که به ذهنم رسید که اگر دولت به همه پول بدهد آنها حاضرند ازدواج کنند. اما اینکه با چه کسی، چگونه و برای چه ازدواج کنند، سوالاتی است که بدون پاسخ خواهد ماند. زیرا ازدواج امری سفارشی و ساختگی نیست. ازدواج یکی از طبیعیترین و با مسئولیت ترین رفتارها درایران است. چرا دولت باید وارد این عرصه بشود.
وارد شدن نیروهایی خارج از خانواده به ازدواج که امری شخصی، خودمانی، انسانی، فرهنگی با مدیریت خانواده است، میتواند منشا اختلالات عمده و اساسی شود. حال لازم است از منظر دیگر، طرح ازدواج بدون رفع و ساماندهی مشکلات اقتصادی را مطرح کنم. زیرا من اعتقاد دارم که ازدواج بعد از مسکن و کار در جامعه جدید ایرانی ممکن است. خوب میدانیم که نرخ بیکاری جوانان در ایران بالاست. گروهی از جوانان که مشغول کار هستند رضایت کافی از کار و درآمد خود ندارند. از طرف دیگر، خانواده ایرانی با ادامه سنت حسنه و دینی ازدواج میتواند باقی بماند. تحقق ازدواج به معنای بقای خانواده، ایجاد فضای دوستی و صمیمت در جامعه است. و هم این که چنین راهی باعث تقلیل مشکلات اخلاقی و اجتماعی میشود. پس باید برای بقای خانواده، تقلیل تعارضات بین نسلی، حفظ اخلاق و سلامت روحی و روانی جوانان و جامعه، و سهولت در انتقال فرهنگ و میراث تمدنی سیاستگذاری درستی در این زمینه صورت بگیرد.
با توجه به دو نکته فوق، اهمیت ازدواج برای فرد، خانواده و جامعه و اولویت عمده جامعه به اشتغال چه باید کرد؟ در اینجا چندین راه وجود دارد: رها کردن موضوع، حل مشکل اقتصادی جامعه، واگذاری مسئله ازدواج به خانواده و فرد، و تاکید زیاد به مسئله ازدواج و ساماندهی و مدیریت ازدواج در کشور.
چه باید کرد؟
می دانیم که خانوادهها دوست دارند فرزندانشان با شرایط مناسب و درست ازدواج سالمی کنند و زمینههای شکست در ازدواج آنها وجود نداشته باشد. به عبارت دیگر، کمتر خانواده ای را میتوان در ایران یافت که بعد از ازدواج به انتظار طلاق باشد. طلاق در ایران هرگز بخشی از جریان ازدواج نیست. در حالی که در جهان غربی (به طور خاص در آمریکا) یکی از عناصر ازدواج، طلاق است. بدین خاطر است که هم سهولت در ازدواج دیده میشود و هم سهولت در طلاق. در حالی که در ایران سختی در ازدواج و طلاق ، هر دو، وجود دارد.
از طرف دیگر میدانیم که کار از دست خانوادهها تا حدودی خارج است. زیرا خانوادهها توانایی کافی مالی در حل مشکل اقتصادی مرتبط با ازدواج را ندارند. آنها میتوانند حامیان خوبی باشند ولی نمی توانند همه کارها را انجام بدهند. کماکان در گذشته هم خانواده حامی بوده است تا همه کاره.رها کردن این امر هم درست نیست. زیرا دولت، نظام سیاسی، روشنفکران، خانواده ها، افراد و مدعیان زندگی درست و اخلاقی و دینی نمی توانند نسبت به این امر بی تفاوت باشند. پس اقدامی اساسی در این زمینه باید صورت بگیرد. حال چه اقدامی؟ وارد شدن همه کسانی که در فوق اشاره شد میتواند زمینه ساز میل و علاقه به ازدواج باشد نه عاملیت. زیرا افرادی که میخواهند ازدواج کنند باید دراین زمینه فعال شوند. افراد (پسران) که شغل مناسب ندارند نمی توانند برای ازدواج فعال شوند. تازه وقتی جوانی شغلی را بدست میآورد تلاش میکند تا ماشین، موبایل، و خانه ای بخرد. راه دیگر، اهمیت دادن به ازدواج و ایجاد فضای فرهنگی و روحی و اخلاقی در جامعه است.
در این راستا به نظر میآید باید همه مسائل و مشکلات جوانان و خانوادهها را با ازدواج مرتبط کرد. به همه فهمانید اگر ازدواج حل شود همه مشکلات جامعه حل خواهد شد. تاکید زیاد بر ازدواجی که زمینهها و شرایط آن وجود ندارد نتیجه ای معکوس خواهد داد. اگر در گذشته ازدواج امری طبیعی و لازم و در کنار خانواده خوانده میشد، با این نگاه ازدواج راه حل گذر از مشکلات و مسائل اخلاقی جامعه خوانده شده است. اصل قضیه چیست؟ توجه به اصلاح ساختار اقتصادی و نظام اشتغال و درآمد و هزینهها در کشور است. نظام سیاسی اعم از دستگاه قضایی، اجرایی و قانونی و حقوقی باید تمام تلاش را در این زمینه اختصاص دهد. با ساماندهی نسبی این امر است که میتوان دعوت به حمایت خانوادهها و نخبگان از فرض رابطه تشکیل خانواده و کاهش ناهنجاریهای اخلاقی و اجتماعی کرد. از طرف دیگر، دختران و پسران هم در این زمینه فعال خواهند شد. نظام پولی و بانکی کشور هم به جای ارائه راههای متعدد در ارائه وام ازدواج، وام خرید خانه و ماشین برای جوانان و وام ازدواج اقدام کنند. تلاش در سطح نظام و تلاش در سطح سازمانهای اقتصادی و اجتماعی و در نهایت تلاش افراد و خانوادهها میتواند مشکل ازدواج حل شود.