تهران امروز: زن و مردی که به وسوسه به دست آوردن طلاهای زنی میانسال وی را به قتل رسانده بودند مدعی شدند این جنایت را برای تامین هزینه آغاز زندگی مشترک خود انجام داده اند؛ البته آنها نگفتند که به این موضوع فکر کرده بودند یا نه که ازدواجی که با ریختن خون یک انسان بی گناه سر بگیرد تا چه حد ختم به خیر خواهد شد؟!
جسد ثریا چند روز قبل در منزل مسکونی یک در شهر مشهد پیدا شد.
در همان بررسی های اولیه آثار خون مردگی و کبودی که روی گلوی این زن 50ساله بود حاکی از به قتل رسیدن این زن بود.
با انتقال جنازه ، پزشکی قانونی هم این موضوع را تایید کرده و در گزارش خود نوشت مقتول بر اثر وارد شدن فشار روی شریان های حیاتی خود کشته شده است. به همین خاطر پرونده قتل ثریا تشکیل شده و کارآگاهان تحقیقات خود را در این باره آغاز کردند.
آنچه که انگیزه این جنایت را تا حدودی علنی میکرد آثار جراحتی بود که دور مچ یکی از دستهای او وجود داشت که نشان از خارج کردن النگوهای مقتول داشت به همین خاطر بازرس پرونده، فرضیه قتل با انگیزه سرقت را مطرح کرد.
پرس و جو از بستگان ثریا هم حاوی این نکته پلیسی بود که آدرس خانه ای که جنازه این زن در آن پیدا شده برای هیچ کدام از آنها آشنا نبوده و این زن با ساکنان این خانه رفت و آمدی نداشته است به همین دلیل هم کارآگاهان احتمال زیادی دادند که این زن به بهانه ای به این خانه دعوت و سپس کشته شده است. بلافاصله بازجویی از صاحبخانه آغاز شد ولی این مرد گفت مدتی است خانه خود را اجاره داده و در آنجا زندگی نمی کند:« چندی پیش مرد و زن جوانی به نام های اکبر و نرگس پیش من آمدند و گفتند با هم نامزد هستند . اکبر این خانه را از من ا جاره کرده و دیگر هم خبری از آنها ندارم .
چهره نگاری و شناسایی اکبر چندان طول نکشید و چند روز بعد این مرد دستگیر شد . اکبر ابتدا سعی می کرد خود را کاملا در این ماجرا بی گناه نشان دهد ولی در مقابل سوالات مختلف کارآگاهان به تناقض گویی افتاده و خود را لو داد: « من و دختر مورد علاقه ام نرگس با همکاری هم دست به این جنایت زدیم و هدف ما به دست آوردن پولی برای ازدواج با هم بود....»
بعد از این اعترافات، رد نرگس در یکی از شهرهای اطراف مشهد زده و این زن در حالیکه در خانه یکی از اقوام خود مخفی شده بود شناسایی و بازداشت شد.
نرگس وقتی در جریان اعتراف صریح همدست خود قرار گرفت شروع به گفتن واقعیت کرد: « من و اکبر از مدتها قبل به هم علاقه داشتیم و می خواستیم با هم ازدواج کنیم ولی چون پولی برای این کار نداشتیم با هم زندگی می کردیم.من ثریا را می شناختم او زنی نسبتا پولدار بود و همیشه به دست و گردن خود طلا و جواهر زیادی می بست که برای من وسوسه کننده بود. وقتی به اکبر پیشنهاد دزدیدن جواهرات ثریا را دادم وی استقبال کرد و قول همکاری داد. نقشه ای کشیده و به بهانه صرف غذا ثریا را به خانه مان دعوت کردیم.در فرصتی مناسب اکبر به او حمله کرده و با روسری خفه اش کرد . بعد هم النگوها را از دستش درآوردیم و فرار کردیم. قرار ما بر این بود که مدتی از هم جدا زندگی کنیم تا آبها از آسیاب بیفتد وبعد زندگی مشترکمان را شروع کنیم که دستگیر شدیم.»
با این اعترافات هر دو متهم روانه بازداشتگاه شدند تا تحقیقات بیشتری از آنها صورت گیرد.
جسد ثریا چند روز قبل در منزل مسکونی یک در شهر مشهد پیدا شد.
در همان بررسی های اولیه آثار خون مردگی و کبودی که روی گلوی این زن 50ساله بود حاکی از به قتل رسیدن این زن بود.
با انتقال جنازه ، پزشکی قانونی هم این موضوع را تایید کرده و در گزارش خود نوشت مقتول بر اثر وارد شدن فشار روی شریان های حیاتی خود کشته شده است. به همین خاطر پرونده قتل ثریا تشکیل شده و کارآگاهان تحقیقات خود را در این باره آغاز کردند.
آنچه که انگیزه این جنایت را تا حدودی علنی میکرد آثار جراحتی بود که دور مچ یکی از دستهای او وجود داشت که نشان از خارج کردن النگوهای مقتول داشت به همین خاطر بازرس پرونده، فرضیه قتل با انگیزه سرقت را مطرح کرد.
پرس و جو از بستگان ثریا هم حاوی این نکته پلیسی بود که آدرس خانه ای که جنازه این زن در آن پیدا شده برای هیچ کدام از آنها آشنا نبوده و این زن با ساکنان این خانه رفت و آمدی نداشته است به همین دلیل هم کارآگاهان احتمال زیادی دادند که این زن به بهانه ای به این خانه دعوت و سپس کشته شده است. بلافاصله بازجویی از صاحبخانه آغاز شد ولی این مرد گفت مدتی است خانه خود را اجاره داده و در آنجا زندگی نمی کند:« چندی پیش مرد و زن جوانی به نام های اکبر و نرگس پیش من آمدند و گفتند با هم نامزد هستند . اکبر این خانه را از من ا جاره کرده و دیگر هم خبری از آنها ندارم .
چهره نگاری و شناسایی اکبر چندان طول نکشید و چند روز بعد این مرد دستگیر شد . اکبر ابتدا سعی می کرد خود را کاملا در این ماجرا بی گناه نشان دهد ولی در مقابل سوالات مختلف کارآگاهان به تناقض گویی افتاده و خود را لو داد: « من و دختر مورد علاقه ام نرگس با همکاری هم دست به این جنایت زدیم و هدف ما به دست آوردن پولی برای ازدواج با هم بود....»
بعد از این اعترافات، رد نرگس در یکی از شهرهای اطراف مشهد زده و این زن در حالیکه در خانه یکی از اقوام خود مخفی شده بود شناسایی و بازداشت شد.
نرگس وقتی در جریان اعتراف صریح همدست خود قرار گرفت شروع به گفتن واقعیت کرد: « من و اکبر از مدتها قبل به هم علاقه داشتیم و می خواستیم با هم ازدواج کنیم ولی چون پولی برای این کار نداشتیم با هم زندگی می کردیم.من ثریا را می شناختم او زنی نسبتا پولدار بود و همیشه به دست و گردن خود طلا و جواهر زیادی می بست که برای من وسوسه کننده بود. وقتی به اکبر پیشنهاد دزدیدن جواهرات ثریا را دادم وی استقبال کرد و قول همکاری داد. نقشه ای کشیده و به بهانه صرف غذا ثریا را به خانه مان دعوت کردیم.در فرصتی مناسب اکبر به او حمله کرده و با روسری خفه اش کرد . بعد هم النگوها را از دستش درآوردیم و فرار کردیم. قرار ما بر این بود که مدتی از هم جدا زندگی کنیم تا آبها از آسیاب بیفتد وبعد زندگی مشترکمان را شروع کنیم که دستگیر شدیم.»
با این اعترافات هر دو متهم روانه بازداشتگاه شدند تا تحقیقات بیشتری از آنها صورت گیرد.