ایران: «پسرم حتی سیگار هم نمیکشید، اما وقتی ناپدید شد به 2 مرد معتاد مشکوک شدیم، آنها پس از دستگیری ادعا کردند «مهدی» پس از مصرف مواد مخدر ناگهان جان سپرد و بهناچار جسدش را در کوهستان دفن کردهاند، اما اطمینان دارم او قربانی توطئهای شوم شده است.»
این بخشی از اظهارات مرد میانسالی است که 28 آبان 85 مأموران پلیس را از ناپدید شدن مرموز پسر 26 سالهاش باخبر کرد. وی گفت: «پسرم محمد برای زیارت با خودرویم راهی شهر قم شد، اما دیگر بازنگشت، تا اینکه امروز 2 مرد معتاد را در اطراف خانهام سوار بر خودرویم دیدم و اطمینان دارم که آنها از سرنوشت پسرم باخبرند».
در جلسه محاکمه دیروز که در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی «نورالله عزیزمحمدی» برگزار شد، «محمد» - یکی از متهمان - گفت: ساعت 23 شب حادثه، دوستم محمد و دوستانش سرزده به خانهام آمدند و برایشان مواد مخدر تهیه کردم. آنها ساعاتی بعد رفتند، اما صبح روز بعد باز هم به دیدنم آمدند. پس از مصرف مواد ناگهان محمد به خواب رفت. ابتدا فکر کردیم خسته است، اما ناگهان دچار مشکل تنفسی شد. بنابراین بلافاصله با دوستم «هیبت» تماس گرفته و او را به درمانگاه رساندیم. پس از تزریق آمپول و سرم او را به خانه بازگردانده و ساعتی بعد یک آمپول را به صورت وریدی به او تزریق کردم، اما دچار ایست قلبی شد و جان باخت. من هم از ترس با کمک هیبت، جسدش را به کوهستانهای اطراف شهریار برده و دفن کردیم، اما باور کنید او را نکشتهایم.
«هیبت» نیز با تأیید اظهارات همدستش گفت: من هیچ شناختی از قربانی نداشتم و وقتی به خانه دوستم رسیدم که او نفس نمیکشید. ضمن اینکه آن موقع چارهای جز پنهان کردن جسد نداشتیم و حالا هم تقاضای گذشت دارم.
پس از پایان دفاعیات، قاضی عزیز محمدی و 4 قاضی مستشار شعبه 71 دادگاه وارد شور شده و به اتفاق آرا «محمد» را به اتهام تسبیب در قتل به پرداخت دیه کامل یک مرد مسلمان به اولیای دم محکوم کردند. متهمان به دلیل دفن و مخفی کردن جسد نیز هر یک به یک سال زندان محکوم شدند.
این بخشی از اظهارات مرد میانسالی است که 28 آبان 85 مأموران پلیس را از ناپدید شدن مرموز پسر 26 سالهاش باخبر کرد. وی گفت: «پسرم محمد برای زیارت با خودرویم راهی شهر قم شد، اما دیگر بازنگشت، تا اینکه امروز 2 مرد معتاد را در اطراف خانهام سوار بر خودرویم دیدم و اطمینان دارم که آنها از سرنوشت پسرم باخبرند».
در جلسه محاکمه دیروز که در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی «نورالله عزیزمحمدی» برگزار شد، «محمد» - یکی از متهمان - گفت: ساعت 23 شب حادثه، دوستم محمد و دوستانش سرزده به خانهام آمدند و برایشان مواد مخدر تهیه کردم. آنها ساعاتی بعد رفتند، اما صبح روز بعد باز هم به دیدنم آمدند. پس از مصرف مواد ناگهان محمد به خواب رفت. ابتدا فکر کردیم خسته است، اما ناگهان دچار مشکل تنفسی شد. بنابراین بلافاصله با دوستم «هیبت» تماس گرفته و او را به درمانگاه رساندیم. پس از تزریق آمپول و سرم او را به خانه بازگردانده و ساعتی بعد یک آمپول را به صورت وریدی به او تزریق کردم، اما دچار ایست قلبی شد و جان باخت. من هم از ترس با کمک هیبت، جسدش را به کوهستانهای اطراف شهریار برده و دفن کردیم، اما باور کنید او را نکشتهایم.
«هیبت» نیز با تأیید اظهارات همدستش گفت: من هیچ شناختی از قربانی نداشتم و وقتی به خانه دوستم رسیدم که او نفس نمیکشید. ضمن اینکه آن موقع چارهای جز پنهان کردن جسد نداشتیم و حالا هم تقاضای گذشت دارم.
پس از پایان دفاعیات، قاضی عزیز محمدی و 4 قاضی مستشار شعبه 71 دادگاه وارد شور شده و به اتفاق آرا «محمد» را به اتهام تسبیب در قتل به پرداخت دیه کامل یک مرد مسلمان به اولیای دم محکوم کردند. متهمان به دلیل دفن و مخفی کردن جسد نیز هر یک به یک سال زندان محکوم شدند.