صدای پاییز می‌آید...

صدای پاییز می‌آید
و باران و باد و برگ‌های زرد و سرخ
باز صدای زنگ مدرسه‌های قدیمی
در راهروهای بی انتها
می‌پیچد
پاییز فصل بی‌امتداد رویاهاست
و یک فنجان چای داغ نوشیدن
زیر باد سر غروب
بی‌منتها، بی‌امتداد در جاده پاییز
می‌توان به هر چیز اندیشید
و همانند ستاره‌های تابستانی
رویاها می‌پیوندند به حقیقت
باز همان برگ‌های سرخ‌رنگ پیر درخت
و همان نیمکت چوبی سیاه
می‌‌شنوم...
صدای پاییز می‌آید
*شعر از علیرضا عسگری
منبع: فرارو

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین