به گزارش تابناک، اما این همراهی چگونه باید باشد؟ تنها بیانِ «تسلیت میگویم» برای آرام کردن دلِ داغدیده کافی است؟ یک پیام ساده و تکراری از ما انسان بهتری میسازد؟ فقط نظارهگر بودن، ســکوت و رد شدن از روزهای تاریکِ دوست، آشــــنا، همکار فعلی یا سابق شما که با هم خاطرهای هرچند کوچک، اما مشترک دارید شایسته و شریف است؟
بیایید از دل این سکوتها، رفتارهایی را بیدار کنیم که به معنای واقعی مرهم باشند.
اولین سال بدونِ او
اولینها همیشه مهماند، اولین نبودن یک عزیزِ خانواده، اولین سالروز تولد، اولین روز پدر، اولین روز مادر، اولین شب یلدا، شاید حتی اولین برف، اولین چهارشنبهسوری، اولین بهار و نوروز بدون او و... پس هر آنچه در ذهنتان میسازید را فراموش کنید و به احترام رنجِ سوگ، مناسبات خود را تغییر دهید. در میان تمام گرفتاریهای خود جایی باز کنید و یادتان باشد آدم در قبال آدم مسئول است.
حتما به یاد بازمانده باشید. این را کسی میگوید که تلخترین و شاید ترسناکترین ایام پس از به خاک سپردن عزیزش، مواجهه با همین اولینها بود.
حضور وزنی بیشتر از واژهها دارد
وقتی دوست یا آشنایتان، عزیزی را از دست میدهد، انگار در دلش برجی صد طبقه ویران شده. شاید فکر کنید که در میان انبوه تماس و پیام و حضور، دیده نمیشوید و به یاد نمیمانید، اما سخت در اشتباهید!
شاید ندانید چه بگویید، اما لازم نیست همیشه چیزی بگویید؛ سری به خانهاش بزنید، دستش را بگیرید، کنارش بنشینید و بگذارید بفهمد که تنها نیست. اگر دورید، تماس بگیرید، صدایتان را به گوشش برسانید. هیچچیز مثل چگالی کلام و وزن واژههایی که به کار میبرید نمیتواند آرامش بیاورد، بگذارید صدای شما به او بگوید که تنها نیست.
واژهها، پلهایی به دلها
تسلیت گفتن، چیزی فراتر از یک وظیفه اجتماعی است. برای انتخاب واژههایتان وقت بگذارید، بازماندهها توجه و صداقت را حس میکنند. حتی یک جمله کوتاه، اما از دل، میتواند تا سالها در خاطرشان بماند. از جملات کلیشهای فاصله بگیرید؛ عموما عزادار گوشش از شنیدن عبارات تکراری پر است، نباید فقط نظارهگر درد آشنایتان باشید و سکوت کنید. تنها یک پیام «تسلیت میگــویم» یا جمــــــلهٔ خالی از روحِ «برای عرض تسلیت» و در نهایت مزین کردنش به یک قلب سیاه هم کافی نیست، کمی بیشتر وقت بگذارید، بفهمید که درد عمیق است، اینجا واژهها بیشتر از هر تجربهای که در زندگیتان داشتید، حرف اول را میزند.
بهتر است نگویید «غم آخرت باشد» به جای اینها، مثلا بگویید:
«میدانم که هیچچیزی نمیتواند جای خالی عزیزت را پر کند، اما من کنارت هستم».
«یادت باشد، هر زمان نیاز داشتی حرف بزنی یا حتی سکوت کنی، من برایت وقت دارم.»
انتخاب کلمات و ادای جملات به طرف مقابل نشان میدهد که شما دردشان را درک میکنید، نه اینکه فقط یک وظیفه اجتماعی را انجام میدهید.
درد را با سوال بیجا بیدار نکن
بازماندهها خوب نیستند، آنها متلاشی شدهاند. پس لطفا هرگز برای احوالپرسی یا از روی عادت نپرسید «خوبی؟» یا «چطوری؟» بازمانده چطور میتواند خوب باشد؟
شما باید تکههای باقیمانده از انفجار آن برج صد طبقه را کنار هم بچینید تا بتوانید قسمتی از یک ساختمان جدید را بسازید.
به جای آن بپرسید:
«چیزی هست که بتوانم برایت انجام دهم؟»
«چطور میتوانم کنارت باشم؟»
وقت به روز بودن نیست!
گاهی تصور میکنیم که میتوانیم حال بازماندهها را با شوخی یا لبخند یا بیان اخبارهای نه چندان مهم روز و نشان دادن ویدیوهای وایرال شده در موبایلمان بهتر کنیم، اما این تصور اشتباه است. در چنین روزهایی، تنها چیزی که از شما انتظار میرود، همدردی خالص است؛ سکوت کنید، گوش دهید و درک کنید. سکوت کنید، گوش دهید و درک کنید. سکوت کنید، گوش دهید و درک کنید!
رنگها هم باید آرام باشند
بله، همدردی کردن به رنگ نیست، اما رنگهای تیز یا پوششهای نامتعارف مثل صدایی ناهنجار در سکوت غم است.
باور کنید چشمهای عزادار توان ندارد که هیچ چیزی جز تیرگی را ببیند. چهرهتان هم باید همخوان با این فضا باشد. لبخندی هرچند کوچک، به هنگام سلام ابتدایی، جایش در این لحظات نیست. با احترام وارد شوید و با سکوت و سنگینیِ حـضورتان در غم شریک شـوید
اینجا، آنجایی نیست که لبخند پهن و نگاهِ شاد، دلیلِ داشتنِ روی گشاده باشد.
• وقتی دیر رسیدهاید…
اگر در روزهای ابتدایی نتوانستید همدردی کنید، نگذارید این غفلت طولانی شود. تماس بگیرید، سری بزنید، یا پیام بفرستید. حتی اگر هفتهها گذشته باشد، بگویید:
o «متاسف و شرمندهام که زودتر سراغت نیامدم. اما بدان که هنوز به یادت هستم و همیشه کنارت خواهم بود».
روزهای غم، هرگز فراموش نمیشوند. آنها برای همیشه در ذهن بازماندهها ثبت میشوند و نبودن شما در آن روزها میتواند زخمی ماندگار بگذارد.
اما اگر مدت تقریبا زیادی گذشت و به دلایلی ساده مثل گرفتاریهای روزمره، از شما یا پیام تسلیتتان خبری نشد، شاید محترمانهترین حالت این است که برای همیشه خودتان را از زندگی آن دوست دور کنید، شما «نخواستید» وقت بگذارید و «هرگز» نمیتوانید جای خالیتان را توجیه کنید، احتمالا تا ابد این قصور و بیمعرفیتان در خاطر دوست سابقتان میماند.
و در نهایت…
این چرخه در خانه شما هم میچرخد! زندگی پر از لحظاتی است که نیاز به همدلی دارد. شاید تصور کنید که حرف یا حضور شما تاثیری ندارد یا اینکه این مطلب و نکاتش را سختگیرانه بدانید، شاید وقتی کسی از غمش حرف بزند شما با خودتان فکر کنید بیش از اندازه در غم غوطهور شده و دارد بزرگنمایی میکند، اما اشتباه میکنید! در تاریکیِ غم، حتی کوچکترین نورها به چشم میآیند. پـس اگر کسی در اطراف شما، عزیزی را از دست داد، به یاد داشته باشید: او خود را در ظلمات میبیند. همدردی شما میتواند نوری باشد در دل آنها. مرهم باشید، نه زخمی تازه.
آرامه اعتمادی
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.