عنوان جهاد اکبر گرفته شده از حدیث شریف نبوی(ص) منقول از امام صادق(ع) است که در شأن صدور آن چنین آمده: گروهی را رسول خدا(ص) به جهادی فرستاده بود. آنها رفتند و مردانه و دلیرانه وظیفه مقدس سربازی خود را انجام دادند و برگشتند. وقت مراجعت رسول خدا(ص) از آنها استقبال کردند و ضمن خوشآمدگوئی جملهای فرمودند که آنها را متعجب و وادار به سؤال کرد.
حضرت فرمود: مَرْحَبا بِقَوْم قَضَوُا الْجَهادَ الاْصْغَرَ وَبَقِی عَلَیهِمُ الْجِهادُ الاْکبَرُ. از جهاد اصغر با موفقیت برگشتهاید و حالا نوبت جهاد اکبر است.پرسیدند ای رَسُول خدا جِهاد اْکبَر چیست؟
فرمود: جِهادُ النَّفْسِ(امالی شیخ صدوق، ص 377).ظاهر این روایت مربوط به نفس انسانی و مراقبت از جان وساخت و تربیت آن برای مواجهه با سختیهای طبیعت و جهاد با دشمنان خداوند متعال و انسانیت است. براین مبنی هیچ کتاب اخلاقی نیست که مستند به این حدیث شریف نباشد وعلماء اخلاق وسالکان طریقت درباب این حدیث رسالهها نوشتهاند.
مولانا جلاالدین نیز در عشق نامه خود مثنوی به نیکوئی آن را به نظم اراسته است:
ای شهان کشتیم ما خصم برون ماند خصمی زو بتر در اندرون
کشتن این، کار عقل و هوش نیست شیر باطن سخره خرگوش نیست
دوزخست این نفس و دوزخ اژدهاست کو به دریاها نگردد کم و کاست
چونک وا گشتم ز پیگار برون روی آوردم به پیگار درون
قد رجعنا من جهاد الاصغریم با نبی اندر جهاد اکبریم
قوت از حق خواهم و توفیق و لاف تا به سوزن بر کَنم این کوه قاف
سهل دان شیری که صفها بشکند شیر آنست آن که خود را بشکند
باری در باب اخلاق و مراقبت در حکمرانی هم اینگونه است یعنی توفیق درحکمرانی و مواجهه با مشکلات بزرگ،رابطه معنی دارب با سلامت حاکمان دارد تا مردم آثار التزام به معنویت و شریعت را در حاکمان خود ببییند واز آنان پشتیبانی کنند همانگونه که رسولالله (ص) درجای دیگرفرمودند لا تصلح الإمامة إلا لرجل فیه ثلاث خصال. ورع یحجزه عن معاصی الله، وحلم یملک به غضبه، وحسن الولایة علی من یلی حتی یکون لهم کالوالد الرحیم. حکمرانی به سامان نمیرسد مگر توسط کسی که دارای سه خصلت باشد. پارسایی ای که او را از کارهای حرام باز دارد، بردباری ای که با آن خشم خود را مهار کند و خوشرفتاری با کسانی که بر آنان حکومت می کند، چندان که برایشان همچون پدری مهربان باشد. (الخصال 116/ 97).
تا اینجا مبتنی بر ظاهر حدیث سخن گفتیم. حال اگر به توسعه معنایی قائل شویم میتوان چنین پنداشت که معنای اولویت و تقدم وتاخر در بطن حدیث نهفته است به این معنی که ذات نایافته از هستی بخش کی تواند که شود هستی بخش. یعنی برخورداری از تقوا و ایمان و باور قلبی امکان ایستادگی در برابر مشکلات و دشمنان بسیار عنود وبی رحم راهموار میکند اول باید خود را ساخت تا تحمل مشکلات و سختیها آسان شود اگر در مناسبات اجتماعی تأثیرگذاری فرد منوط به داشتن جان مایه درونی است این درخصوص مناسبات و روابط یک نهاد و کشور هم موضوعیت دارد. یعنی اگر بخواهیم بر انبوه مشکلات بیرونی که بخش اعظم آن دردست دشمنان است فائق آئیم باید در درون قوی بشویم و از تجربه همه نیروها و گروهها و امکانات استفاده کنیم ما منکر نقش آفرینی در منطقه و جهان نیستیم ولی لازمه توفیق در این امر پرداختن به تقویت قدرت ملی وانسجام اجتماعی است، موضوعی که در جنگ دوازده روز کاملا خود را برای دوست و دشمن نشان داد و انتظار میرفت بعد از این رویداد شاهد تقویت قدرت ملی در همه زمینهها خاصه در حقوق مردم باشیم.
امروز فهرست مشکلات داخلی بر هر آشنای به امور کشور عیان وحاجت به بیان نیست و خوشبختانه راهکارهای آن هم موجود است اما بشرطها وشروطها، که درراس آنها وجود مدیران صالح است که از صلاحیت علمی، تعهد، مردمداری و توانمندی برخوردارباشند و وجود فساد اداری را مانع بزرگ تحقق برنامههای کشور بدانند مردم فهیم ایران بدرستی میدانند که در حال پرداخت هزینه عزت و استقلال خود با تحمل تحریمهای شیطان بزرگ و اروپای مرعوب آمریکا پرهستند و گله از دشمن ندارند اما و هزار اما آنچه مردم شریف ایران را رنج میدهد آسیبهای حکمرانی در درون است. جهاد اکبر حکمرانی، مدیران و مسئولان امروز تقویت قدرت ملی خاصه از مسیر مبارزه با فساد اداری، رانتهای گروهی، قبیلهها و مافیاهای فساد است. والسلام.
