اینترنت باز میگردد؛ اما چیزی فراموش نمیشود!

چندی پیش، بیش از همیشه درگیر فراموشکاری بودم. به راحتی فراموش می کردم. دردم را به طبیب رساندم تا شاید تدبیری بیندیشد و تجویزی کند.
آقای دکتر که گویا خود، از پیش، پی به احوال من برده بود، برایم از حافظه و مغز و خاصیت آن گفت و گفت که حافظه آدمی، نهایتا تعداد پنج موضوع را می تواند به عنوان موضوعات اصلی در خود نگه دارد و پردازش کند. وقتی موضوع ششم بخواهد وارد حافظه شود، مغز، خود به خود یکی از موضوعات پیشین را از مرکزیت خارج خواهد کرد تا جا برای میهمان جدید باز شود. سپس گفت که آنچنان گاه انبوه موضوعات وارد دنیای ذهن ما می شوند که چه بسا خودمان هم خبر نداریم. اما افزایش هر میهمان، به معنای حذف یکی از میهمانهای قبلی خواهد بود. باید ذهن را از انبوه مساله خالی کرد. انگار باید مغز را شستشو داد، اما نه معنای رایجش.
این انبار ذهنی...
حافظه تک تک ما شاید چنین باشد. فراموشی اما، به معنای عدم شدن نیست. حتی آنجایی که فکر می کنیم موضوعی به فراموشی سپرده شده است، اما وقتی که ضرورت باشد، از یک جایی و از یک روزنه ای، آن را بروز خواهد داد. شک نکنید.
مثلا به اتفاق «حرف زدن» توجه کنید. ما لحظه ای که حرف می زنیم، برای لحظه به لحظه حرفمان و کلماتمان، فکر نمی کنیم. اساسا اگر چنین باشد، رشته کلام از دست می رود و گسسته می شود. این حرف ها، برآیند همه آموخته ها، تجربه ها و دانسته ها و مشاهدات و ... است که در انبار ذهن ما دپو شده و درست زمانیکه لازم باشد، ذهن سیال، آن را به سمت بیان می کشد و تبدیل به حرف می شود. برای همین است تفاوت قدرت بیان آدمها. یکی با انبار ذهنی پُر که در ناخوداگاهش ذخیره شده، یک حرف را، آنچنان دلنشین بیان می کند که از زبان دیگر برنمی آید. اینها به کشف و شهود می ماند، اما بر اساس همه و انواع تجربه های آدمی است. او همه واژه هایی را که در کتاب های متعدد خوانده است، حفظ نکرده است. اما ذهن، در جایی که لازم باشد، آن واژه قدیمی را روزی بر زبان فرد جاری خواهد کرد. چه بسا آن واژه فقط یک بار در زندگی فرد استفاده شود. اما به موقع، جایی برای خود باز خواهد کرد. البته ممکن هم است شرایط به گونه ای پیش برود که فرصتی و بهانه ای برای بروز و ظهور آن واژه نباشد.
حافظه نافراموشکار جامعه
در این میان حافظه جمعی از آن هم پیچیده تر است. هیچ گاه فراموشکار نیست. چیزی که از ذهن من به نسیان می رود، چه بسا مساله تازه تری برای فرد دیگری باشد. و این دلیل، تنها یکی از دلایل و توجیهات درباره فراموشکار نبودن حافظه جمعی است. فراتر از این، جامعه، چیزی را فراموش نمی کند، یا موضوع در ذهن او قرار دارد، یا اگر ظاهرا فراموش شده است، اما در واقع و در اصل، در انبار ذهنی آن ذخیره شده است و آنجا که روزنه ای باز ببیند، ذهن سیال جمعی، از ناخودآگاه بیرونش خواهد کشید و بر زبانش خواهد آورد.
اساسا هیچ چیزی فراموش نمی شود. در جایی از ذهن فرد و جامعه است که فعلا از دسترس خارج شده، اما «عدم» نیست. برای همین است که گاه و بعد از سالها، ناگهان یاد موضوعی می افتیم که گویا تا لحظه ای پیش فراموش شده می نمود.
اشتباه بزرگ
همین امروز مقاله ای را می خواندم درباره آنها که حکومت های متعدد در ادوار تاریخ، با حذف کردن نام و نشان یا تصاویرشان، درصدد فراموش شدن آنها برآمده اند. جالب برای من این بود که نام این فراموش شدگان در همان مقاله، بیشتر و برجسته تر از خود حاکمان و حکومت ها و افرادی بود که عزیز دردانه حکومت ها بوده اند. در روزگاری دیگر، شاید از خیلی از چهره ها، حرفی به میان نیاید، اما گاه، برای معرفی حذف شده ها، کتابها نوشته می شود. و طنز ماجرا همین است؛ تلاش برای حذف موضوعات یا اشخاص، با چنین روش هایی، بر ماندگاری آنها کمک بیشتری می کند. فقط تفاوتش این است که ما فکر می کنیم که فراموش شده اند. باید مساله را حل کرد نه این که به حذف صورت مساله اندیشید.
شما هم فراموش نکنید
بگذریم. اساسا فراموشی هیچ چیزی، به معنای عدم شدن آن نیست. حتی به نظرم محو هم نمی شود که برخی ها از آن سخن گفته اند. بالاخره آن موضوع یا آن گزینه، در جایی از حافظه و در جایی از دنیا جریان دارد و احتمالا اگر شرایطش مهیا باشد و بهانه ای پیدا کند، برخواهد گشت و در جایی خود را بروز و ظهور خواهد داد. مگر این که بهانه اش فراهم نشود.
موضوعات اجتماعی، وعده های محقق نشده، دغدغه های حل نشده و رسوب کرده در دل زمان، و موضوعاتی از این دست، از ذهن جامعه پاک نمی شود. نهایتا تبدیل به عاملی در ناخودآگاه افراد و جامعه می شوند و می تواند محرک بسیاری از اتفاقات بعدی باشد؛ چه بسا کسی هم متوجه تاثیر آن عامل در رخداد تازه، نباشد.

اشتباهات رایج در رفتارها و برخوردهای مسئولان ما با موضوعات و نیازهای مردم، از همین دست است. شاید موضوعات قدیمی و اشتباهاتی که مثلا درباره ماهواره و ویدئو، گشت ارشاد، انواع مخالفت های با کنسرت ها، گرانی های اداوری و مداوم و یا جا ماندن حقوق و دستمزد از قافله معیشت، در ظاهر فراموش می شوند، اما انگیزه های رسوب شده برای ماجراهای بعد می توانند باشد. به همین نسبت، احترام به شهروندان، مبارزه جدی با فساد و اختلاس، تحقق حقوق شهروندی، عدالت و آزادی، و تلاش برای خوشبختی مردم، شاید از یک جایی به بعد تبدیل به روال عادی جامعه شده و در ظاهر، اهمیت آنها جلوه چندانی نداشته باشد. اما از انبار ذهن جامعه بیرون نمی رود و آنجا که حاکمان درگیر مساله باشند، با حمایت ها و همراهی های ویژه از سوی شهروندان مواجه خواهند شد.
هیچ چیزی فراموش نمی شود، مگر آن که تجاهل کنیم.
اگر اینترنت بازگشت...
این را برای دغدغه های دیروز و امروز گفتم تا اگر روزی دوباره اینترنت برگشت، فکر نکنیم که موهبتی بزرگ به مردم ارزانی کردیم. تا همین چند روز پیش نیز، اینترنت داشتیم و نرخ دلار بالاتر می رفت، گرانی بیداد می کرد، چالش موتور سواری زنان را داشتیم، آلودگی هوا را داشتیم و....
حتی برگشت اینترنت، - که بالاخره باید روزی برگردد- صرفا بازگشت به شرایط چند روز پیش است که با مشکلات می زیستیم. یعنی اینترنت جریان داشت و مشکلات هم سرریز بود. و حالا بر لیست اخیر، نداشتن اینترنت را هم اضافه کرده ایم. البته تا یک جایی حکومت حق دارد. بالاخره فضای امنیتی و اغتشاش ایجاد شد. اما فراموش نکنیم عامل اصلی چنین فضایی، چیزهای دیگری بود که اینترنت، عامل ثانویه محسوب می شود. پس حتی اگر اینترنت برگشت، و حتی اگر مردم را از بابت آن شادمان دیدید، اما نیندیشید که مساله مردم را حل کرده اید. به آن رسوب های ته نشین شده در ذهن جامعه بر اثر سیلاب های دورو نزدیک بیندیشیم. وگرنه هر رسوبی، می تواند روزی در هر رخداد دیگری، رسوخ کند.
مهدی محمدی کلاسر؛ دبیر سرویس اجتماعی تابناک
چرا توی بقیه دنیا این ها مشکل نیستند؟ الان توی همین کشور های همسایه ما که سطح زندگی مردم شون اکثریت بهتر از ماست چرا چیزی بسته نیست؟ چرا توی آسیا جز کشور دوست شما چین و کره شمالی کسی اهل فیلتر و بستن نیست؟ اقتصاد های سالم تری دارند؟
در مورد شبکه ماهواره ای هم ، کم کاری از شماست، برنامه های خبری جذاب بسازید که کلا کارشون همین باشه، تحلیل کنند، کارشناس از بیرون بیارید، رقیب برای اون کانال بتراشید، این جنگه نرمه، همونجوری که موشک لازمه ایتم لازمه، از طرف دیگر شعل ایجاد کنید تا جوان بره دنبال زندگیش بجای دیدن این شبکه ها، خانه برای جوات درست کتید تا بره سر زندگیش
و چهارم بستری برای اعتراضات با کنشگر های مجوز دار درست کنید
رفته رفته همیت کنشگر ها که سطح سوادی خوبی دارند کشور و به شکوفایی خواهند رسوند
خیلی خجسته ای!!!!
تهشم شد این
ما معترض بودیم ببین چجوری روایت سازی کردن از ما معترض جاسوس و… ساختن ده روزه نمیتونم کلاسها مو برگزار کنم نت نیست من دیگه نا ندارم خسته شدم
دیگه؟
سایت های خارجی رو باز کنید
استارلینک تو خونه هاس
مخابرات ورشکسته
وزارتش روی هواس
چرا هرروز داستان میگید؟کی وصل مییییییییییییییشه؟تاریخ بگید
اینترنت فقط بلاگری نیست
او فقط بلاگرا رو میبینی




